مجله میدان آزادی: در هفتمین صفحه از پروندۀ «هنر و ادبیات ضدآمریکایی» به سراغ موسیقی اعتراضی هنرمندان جهان دربارۀ جنگافروزی وسلطهطلبی آمریکا رفتهایم. این فهرست را به انتخاب و قلم ناعمه اصفهانیان بخوانید و بشنوید:
هنر، با همۀ لطافت و ظرافتش، همواره یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ نرم بوده است؛ گاه در خدمت قدرت و تبلیغات و گاه در صف مقاومت و اعتراض. در میان شاخههای گوناگون هنر، موسیقی بهدلیل سادگی، فراگیری و ارتباط بیواسطه با مخاطب، بیش از هر هنر دیگری توانسته صدای مردم باشد و با گستردهترین طیف از شنوندگان ارتباط برقرار کند. به همین دلیل، موسیقی اعتراضی یکی از پررنگترین و محبوبترین جریانهای موسیقی در جهان به شمار میرود.
اگرچه سبکهایی مانند رپ و راک بیش از دیگر گونههای موسیقی با اعتراض و نقد اجتماعی شناخته میشوند، اما هنرمندان در همۀ سبکها دریافتهاند که موسیقی میتواند رسانهای برای بیان نارضایتی باشد؛ گاهی با استعاره، ایما و اشاره و بازی با واژهها و گاهی با صراحتی بیپرده و فریادی بلند. در میان موضوعات گوناگونِ موسیقی اعتراضی، نقد امپریالیسم آمریکا، جنگافروزی، مداخلهگری، ترویج مصرفگرایی و آنچه بسیاری آن را استعمار نوین مینامند، جایگاه ویژهای دارد. این آثار به جغرافیا، نژاد یا مذهب خاصی محدود نیستند؛ بلکه از گوشه و کنار جهان و از زبان هنرمندانی با پیشینههای متفاوت برخاستهاند و بازتابدهندۀ دغدغهای جهانیاند؛ دغدغهای که پیامدهای آن، از جنگ و آوارگی گرفته تا نابرابری و سلطه، وجدان بسیاری از انسانهای آزاده را به اعتراض واداشته است.
در این فهرست به سراغ ده اثر موسیقی رفتهایم که با زبانهای مختلف و در سبکهای گوناگون خوانده شدهاند اما نقطه اشتراک همۀ آنها این است که هستۀ اصلی هویت هنری و متن ترانههایشان معطوف به نقد امپریالیسم آمریکا، جنگافروزی، سلطۀ فرهنگی و سیاست خارجی ایالات متحده بوده است.
1. Yankee Go Home | یانکی برو خانه (1960)
Yankee Go Home از «کارلوس پوئبلو»، خواننده، آهنگساز و ترانهسرای کوبایی، یکی از شناختهشدهترین سرودهای ضدامپریالیستی موسیقی کوباست. این قطعه در فضای پس از انقلاب کوبا (۱۹۵۹) شکل گرفت و در مجموعه آثار سیاسی پوئبلو قرار دارد؛ نسخههایی از این قطعه در دهۀ ۱۹۶۰ و سپس در مجموعههایی مانند Cuba: Songs for Our America منتشر شد. پوئبلو که در کوبا لقب «صدای انقلاب» را گرفته از چهرههای مهم جریان نُوا ترووا و موسیقی سیاسی کوبا بود؛ جریانی که از موسیقی برای بیان مسائل اجتماعی، ملیگرایی و مبارزات سیاسی استفاده میکرد. مشهورترین اثر او Hasta Siempre, Comandante، دربارۀ چهگواراست که به یکی از نمادینترین ترانههای انقلابی جهان تبدیل شد.
ترجمه ترانه:
یانکی برو خانه / چون من فقط اسپانیایی صحبت میکنم / اما وقتی مردم میگویند: یانکی، برو خانه! / آنها را میفهمم / دانش من از زبان انگلیسی بسیار محدود است / فقط در حد واژههای «مستر» و «هلو» است / اما وقتی مردم فریاد میزنند: یانکی، برو خانه! / معنایش را میفهمم / آنها این را در مانیل و کره میگویند / در پاناما، ترکیه و ژاپن / این فریاد در همه جا یکسان است:یانکی، برو خانه! / همین انگلیسی ساده و ابتدایی، برای من کافی است / تا با صدایی بلند / با حقانیت / و با اعتقادی انقلابی فریاد بزنم: یانکی، برو خانه! / صدای ملیگرایانۀ من برایم کافی اس / تا با عزمی راسخ / و با دلایلی ضدامپریالیستی / خواستهام را بیان کنم: یانکی، برو خانه!
2. Masters of War | اربابان جنگ (1963)
قطعۀ Masters of War اثر «باب دیلن»، خوانندۀ سبک بلوز آمریکایی، یکی از مشهورترین ترانههای اعتراضی قرن بیستم است. این آهنگ در سال ۱۹۶۳ در آلبوم The Freewheelin' Bob Dylan منتشر شد و بهسرعت به نمادی از مخالفت با جنگ و صنایع نظامی آمریکا تبدیل شد.
باب دیلن در این قطعه مستقیماً به سیاستمداران، کارخانههای اسلحهسازی و کسانی حمله میکند که از جنگ سود میبرند. او معتقد است که «اربابان جنگ» خود در میدان نبرد حضور ندارند، بلکه از پشت میزها و دیوارها تصمیم میگیرند و جوانان را به جنگ میفرستند.
ترجمه ترانه:
اربابان جنگ / بیایید، ای اربابان جنگ / شما که توپهای عظیم میسازید / شما که هواپیماهای مرگبار میسازید / شما که همۀ بمبها را میسازید / شما که پشت دیوارها پنهان میشوید / شما که پشت میزها پنهان میشوید / فقط میخواهم بدانید / که من نقابهایتان را میبینم. / شما که هیچ گاه کاری نکردهاید / جز ساختن ابزار نابودی / با دنیای من بازی میکنید / انگار اسباببازی کوچکی در دستتان است / اسلحهای در دستم میگذارید / اما نگاهتان را از من پنهان میکنید / و وقتی گلولهها با سرعت به پرواز درمیآیند / خودتان دورتر میگریزید / همچون یهودای قدیم / دروغ میگویید و فریب میدهید / میخواهید باور کنم / که یک جنگ جهانی را میتوان برد / اما من از میان چشمانتان میبینم / از میان ذهنتان میبینم / همانطور که آب را میبینم / که از مجرای فاضلاب پایین میرود / شما ماشهها را آماده میکنید / تا دیگران شلیک کنند / بعد عقب مینشینید و تماشا میکنید / که شمار کشتهها بیشتر و بیشتر میشود / در عمارتهای مجللتان پنهان میشوید / در حالیکه خون جوانان / از بدنهایشان جاری / و در گل و لای دفن میشود / شما بدترین ترسی را / که میتوان بر انسان تحمیل کرد / بر جهان افکندهاید / ترس از آنکه فرزندی / به این دنیا آورده شود / بهخاطر تهدید کردن فرزند من / که هنوز زاده نشده و حتی نامی ندارد / ارزش آن خونی را ندارید / که در رگهایتان جریان دارد. / از کجا این همه میدانم / که چنین سخن میگویم؟ / شاید بگویید جوانم / شاید بگویید نادانم / اما یک چیز را خوب میدانم / با اینکه از شما جوانترم / حتی عیسی نیز / هرگز کاری را که شما میکنید، نمیبخشید / بگذارید یک سؤال از شما بپرسم / آیا پولتان آنقدر ارزش دارد / که بتواند برایتان آمرزش بخرد؟ / واقعاً فکر میکنید میتواند؟ / گمان میکنم روزی خواهید فهمید / وقتی مرگ بهسراغتان بیاید، / تمام پولی که اندوختهاید / هرگز نمیتواند روحتان را بازگرداند / و من امیدوارم که بمیرید / و مرگتان زود فرا برسد / در بعدازظهری رنگپریده / تابوتتان را دنبال خواهم کرد / تماشا خواهم کرد / وقتی شما را در گور پایین میبرند / و بر فراز مزارتان خواهم ایستاد / تا مطمئن شوم که واقعاً مردهاید
3. Vietnam Blues | بلوزهای ویتنامی (1966)
Vietnam Blues اثر لنوآر (J .B .Lenoir) یکی از مهمترین ترانههای اعتراضی موسیقی بلوز در دهۀ ۱۹۶۰ در آمریکاست. این قطعه در سال ۱۹۶۶ ضبط شد و در دورهای منتشر شد که جنگ ویتنام به یکی از مهمترین بحرانهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تبدیل شده بود. لنوآر از نخستین موسیقیدانان بلوز بود که آشکارا علیه این جنگ موضع گرفت.
Vietnam Blues صرفاً یک ترانۀ ضدجنگ نیست؛ لنوآر در آن، میان جنگ ویتنام و تبعیض نژادی در آمریکا پیوند برقرار میکند. او از این تناقض سخن میگوید که دولت آمریکا در خارج از کشور از صلح حرف میزند، اما در داخل، سیاهپوستان همچنان با تبعیض و خشونت روبهرو هستند. در بخشی از ترانه، او خطاب به رئیسجمهور میخواند:
«چگونه میتوانی جهان را به صلح دعوت کنی، در حالیکه هنوز با فقیران و سیاهپوستان بدرفتاری میشود؟»
ترجمه ترانه:
بلوزهای ویتنامی / ویتنام، ویتنام / همه دربارۀ ویتنام فریاد میزنند / در آن روزهای غمانگیز، من در میسیسیپی از درون فرومیریزم / اما انگار هیچ کس اهمیتی نمیدهد / خدایا، اگر دعای مرا میشنوی / به برادرانم در ویتنام کمک کن / پروردگارا، اگر صدای دعای مرا میشنوی / به برادرانم در ویتنام کمک کن / پسران فقیر در حال جنگیدن، کشتن و پنهان شدن در سنگرها هستند / شاید حتی برادران خودشان را میکشند، بیآنکه بدانند / آقای رئیسجمهور، تو همیشه از صلح سخن میگویی / اما پیش از رفتنت باید خانۀ خودت را سامان بدهی / آه، چقدر از صلح حرف میزنی / اما پیش از رفتنت باید خانۀ خودت را پاکسازی کنی / چگونه میتوانی به جهان بگویی که به صلح نیاز داریم / وقتی هنوز با انسانهای فقیر مثل من بدرفتاری میکنی و آنها را میکشی؟
4. The Bravery of Being Out of Range | شجاعت وقتی که از خطر دور هستی (1992)
این قطعه یکی از آثار سیاسی و اعتراضی مهم «راجر واترز»، ترانهسرا، آهنگساز و عضو سابق گروه موسیقی راک «پینک فلوید» است که در آلبوم Amused to Death در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. این آهنگ مستقیماً به جنگ خلیج فارس و سیاست خارجی آمریکا و فاصلۀ اخلاقی میان تصمیمگیرندگان جنگ و قربانیان آن میپردازد. واترز در این قطعه تصویری از یک سیاستمدار یا فرمانده نظامی ارائه میدهد که از فاصلهای امن، جنگ را هدایت میکند؛ کسی که با فشار یک دکمه، موشکها را به هزاران کیلومتر دورتر میفرستد، اما خودش هرگز در معرض خطر واقعی نیست.
ترجمه ترانه:
شجاعت وقتی که از خطر دور هستی / تو ذاتاً گرایش داری / که ماشه را بکشی / تو در مهمانیها آدم سرگرمکنندهای هستی / نقابهای درست را به چهره میزنی / پیر شدهای، اما هنوز هم / از خندههای رختکن لذت میبری / نمیتوانی تغییر را تحمل کنی / در میدان تیر خانهات راحتی / چمدانت را باز کردی / پشت تأسیسات قدیمی / تا مگنومت را به رخ بکشی / و دره را کر کردی / یک آرامش، یک دوست / که در نهایت فقط توسط / مسلسل یوزی از صحنه کنار زده شد / آیا لگدِ برگشت گلوله / تو را یاد چیزی میاندازد؟ / یادت میاندازد به آمیختگی؟ / پیرمرد، لعنتی / نفر بعدی را که میخواهی بکشی کیست؟ / پیرمرد، نفر بعدی که میخواهی بکشی کیست؟ / به اردن نگاه کردم و چه دیدم؟ / یک تفنگدار دریایی آمریکا را دیدم / در میان تلی از آوار / در استخرهای تو شنا کردم / و زیر درختان نخلت دراز کشیدم / به چشمان آن سرخپوستی نگاه کردم / که روی پلههای ساختمان فدرال افتاده بود / و از پشت دوربین نشانهگیری، آن سوی تپه را نگاه کردم / دیدم سربازان خط مقدم / قرصهایشان را بالا میاندازند / از آشفتگیای که پیدا میکنند خستهاند / روی صحنۀ بیابانی خودشان / و شجاعتِ بیرون از بردِ خطر بودن / بله، این سؤال پیچیده است / هی، پیشخدمت! بیا اینجا / دو شات دیگر / و دو آبجوی دیگر / آقا، صدای تلویزیون را بلند کن / جنگ روی زمین شروع شده / من عاشق آن بمبهای هدایتشونده با لیزر هستم / واقعاً عالیاند / برای درست کردن اشتباهها / هدف را میزنی / و بازی را میبری / از پشت میلههای یک بار / در فاصلۀ سه هزار مایلی / سه هزار مایل دورتر / ما این بازی را انجام میدهیم / با شجاعتِ بیرون از بردِ خطر بودن / ما برقآسا حمله میکنیم و زخمی میکنیم / با شجاعتِ بیرون از بردِ خطر بودن / قطارها را با آتش میزنیم / با شجاعتِ بیرون از بردِ خطر بودن / زمین تصرف میکنیم / با شجاعتِ بیرون از بردِ خطر بودن / ما این بازی را انجام میدهیم
5. Now You've Got Something to Die For | حالا دیگر چیزی داری که برایش بمیری (2004)
قطعۀ Now You've Got Something to Die For یکی از سیاسیترین و شناختهشدهترین آهنگهای گروه موسیقی هوی متال آمریکایی Lamb of God است. این قطعه در سال ۲۰۰۴، یعنی در اوج جنگ آمریکا در عراق، در آلبوم Ashes of the Wake منتشر شد؛ آلبومی که بخش مهمی از محتوای آن به جنگ عراق، جنگ علیه تروریسم و پیامدهای انسانی جنگهای پس از یازده سپتامبر میپردازد. در آن دوره دولت جورج بوش حمله به عراق را با مفاهیمی مثل «آزادی»، «امنیت جهانی» و «مبارزه با تروریسم» توجیه میکرد.
ترجمه ترانه:
حالا دیگر چیزی داری که برایش بمیری / کافر / امپریالیستی / تشنۀ خون / جنگ صلیبیِ کورکورانه / آخرالزمانی / روزها را میشماریم / بمبهایی برای «آزاد کردن» مردم / خونی برای تغذیۀ درخت دلار / پرچمهایی بر تابوتها در قاب تلویزیون / نفت برای ماشین جنگ / ارتش آزادیبخش / شستوشوی مغزی زیر سایۀ اسلحه / آتشهای شورش و آشوب / پیشگویی را به تحقق میرسانند / حالا دیگر چیزی داری که برایش بمیری / کودکان را به دل آتش بفرست / پسران و دختران هیزمِ تلّ مرگ را روی هم میچینند / شعلههای امپراتوری را برافروز / تا یک روز دیگر دروغ بگویی / چهرۀ ریاکاری / تجاوز به دموکراسی / آخرالزمانی / روزها را میشماریم / هرگز از این چاه بیرون نخواهیم آمد / مگر آنکه گور خودمان را کنده باشیم / و دیگران را نیز با خود به درون آن کشیده باشیم / خانۀ سوزانِ «سرزمین آزادگان و شجاعان» / بسوز!
6. AMERIKA | آمریکا (2004)
قطعۀ Amerika یکی از مشهورترین و سیاسیترین آثار گروه موسیقی متال آلمانی رامشتاین (Rammstein) است. این آهنگ در سال ۲۰۰۴، همزمان با جنگ عراق و اوج بحثها دربارۀ جهانی شدن و نفوذ فرهنگی ایالات متحده، در آلبوم Reise, Reise منتشر شد. «آمریکا» در دورهای ساخته شد که ایالات متحده، پس از حملات یازدهم سپتامبر، نقش مسلطی در سیاست و فرهنگ جهانی ایفا میکرد و بسیاری از کشورها نسبت به گسترش نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن انتقاد داشتند.
رامشتاین در این قطعه، با زبانی طنزآمیز و کنایهآلود، به پدیدۀ «آمریکایی شدن» جهان میپردازد؛ فرایندی که در آن، سبک زندگی آمریکایی، شرکتهای بزرگ، موسیقی پاپ، فستفود و فرهنگ مصرفی به بخش مهمی از زندگی مردم در سراسر جهان تبدیل شدهاند. جملۀ مشهور آهنگ، «We're all living in America» (همۀ ما در آمریکا زندگی میکنیم)، در واقع اشارهای نمادین به سلطۀ فرهنگی و رسانهای ایالات متحده دارد.
ترجمه ترانه:
آمریکا / همۀ ما در آمریکا زندگی میکنیم / آمریکا شگفتانگیز است / وقتی رقص شروع شود، من میخواهم هدایتکننده باشم / حتی اگر شما بهتنهایی دور خودتان بچرخید / بگذارید کمی کنترلتان کنم / من به شما نشان میدهم راه درست چگونه است / ما یک حلقۀ رقص دوستداشتنی تشکیل میدهیم / آزادی با تمام سازهایش مینوازد / موسیقی از کاخ سفید میآید / و جلوی پاریس، میکی ماوس ایستاده است / من قدمهایی را میشناسم که بسیار مفیدند / و شما را از اشتباه کردن حفظ خواهم کرد / و هر کس که در پایان نخواهد برقصد / هنوز نمیداند که مجبور است برقصد / ما یک حلقۀ رقص دوستداشتنی تشکیل میدهیم / من جهت حرکت را به شما نشان خواهم داد / بعد از آفریقا، بابانوئل میآید / و جلوی پاریس، میکی ماوس ایستاده است / همۀ ما در آمریکا زندگی میکنیم / کوکاکولا، واندر برا / این یک آهنگ عاشقانه نیست / من به زبان مادریام نمیخوانم / نه، این یک آهنگ عاشقانه نیست / همۀ ما در آمریکا زندگی میکنیم / کوکاکولا، گاهی جنگ
7. (Bring Your Own Bombs) B.Y.O.B | بمبهای خودتان را بیاورید (2005)
B.Y.O.B یکی از مشهورترین قطعات اعتراضی در سبک هارد راک از گروه ارمنی-آمریکایی System of a Down است که در سال ۲۰۰۵ بهعنوان تکآهنگ اصلی آلبوم Mezmerize منتشر شد. این آهنگ یکی از صریحترین موضعگیریهای این گروه علیه جنگ عراق، سیاستهای جنگطلبانۀ آمریکا و ریاکاری قدرتهای سیاسی است.
عبارت BYOB در فرهنگ عمومی معمولاً مخفف Bring Your Own Booze (نوشیدنی خودت را بیاور) است؛ عبارتی رایج برای مهمانیها. اما System of a Down آن را تغییر داده و به Bring Your Own Bombs (بمبهای خودتان را بیاورید) تبدیل کرده است؛ یک بازی زبانی تلخ که جنگ را به یک «مهمانی مرگبار» تشبیه میکند. این قطعه در سال ۲۰۰۶ جایزۀ گرمی بهترین اجرای هارد راک Best Hard Rock Performance را دریافت کرد.
ترجمه ترانه:
بمبهای خودتان را بیاورید / تو! / چرا همیشه فقیرها را میفرستند؟ / وحشیگریهایی از سوی «بارباراها» با کفشهای پاشنهتیز / ویکتوریای پیروز برای قراردادهای تازه و پرسود زانو میزند / رایانههای ریاکار و هیپنوتیزمکننده، قدمبهقدم پیش میروند / شما به حفاظت ما وابستهاید، اما همچنان پشت سفره، به ما دروغ میگویید / لا، لا، لا... / همه به مهمانی میروند، خوش بگذرانید / در دل بیابان میرقصند و آفتاب را منفجر میکنند / گلهای سرخِ زانوزده در دهان خشک موسی ناپدید میشوند / به فورت ناکس نفوذ میکنند و نیتهای ما را میدزدند / آشیانههای هواپیما غرق در نفت، فریاد میزنند: «آزادی!» / به فراموشی سپرده شدهاند، اما شما همچنان پشت سفره، به ما دروغ میگویید / آمادۀ پرتاب! وقت مهمانی است / و ما در یک کشور فاشیستی زندگی نمیکنیم / آمادۀ پرتاب! وقت مهمانی است / تو لعنتی کجایی؟ / چرا رئیسجمهورها خودشان به جنگ نمیروند؟ / چرا همیشه فقیرها را میفرستند؟ / آنها همیشه فقیرها را میفرستند، همیشه فقیرها را میفرستند.
8. Uncle Sam Goddamn | عمو سام لعنتی (2007)
Uncle Sam Goddamn اثر Brother Ali، یکی از مشهورترین قطعات اعتراضی هیپهاپ آمریکاست که در سال ۲۰۰۷ در آلبوم The Undisputed Truth منتشر شد. این ترانه با لحنی تند و انتقادی، سیاستهای داخلی و خارجی ایالات متحده، جنگطلبی، نژادپرستی، بردهداری و سلطۀ اقتصادی آمریکا را به چالش میکشد. «برادر علی»، با نام اصلی «علی نیومن»، رپر مسلمان آمریکایی، در این آهنگ تصویری تلخ از تاریخ آمریکا ارائه میدهد و با عباراتی مانند «سرزمین دزدان و خانۀ بردگان» به میراث استعمار، تبعیض نژادی و مداخلات نظامی آمریکا اشاره میکند. عنوان آهنگ نیز با الهام از اصطلاح «عمو سام» ــ نماد دولت آمریکا ــ و قطعۀ مشهور Mississippi Goddam از «نینا سیمون» ساخته شده است.
ترجمه ترانه:
عمو سام لعنتی / آه، اسم این آهنگ «عمو سام لعنتی» است / این یک ترانۀ نمایشی است، اما هنوز نمایشی برایش نوشته نشده / ببینیم شاید «تونی جروم» و گروه موسیقی بتوانند این ماجرا را برایم سر و سامان بدهند / و خیلی سریع حالم را جا بیاورند / تا اینجایش که خوشم آمده، رفیق / آره / بیا، شروع کنیم / به «ایالات مارها» خوش آمدید / سرزمین دزدان، خانۀ بردگان / نگهبان بزرگ امپراتوری، جایی که دلار مقدس است و قدرت، خدا / بیایید این بار جدی انجامش دهیم؛ بزن بریم / دود و آینه، خطها و ستارهها / همه در نام خدا و صلیب به سرقت رفتهاند / خونریزی، نسلکشی، تجاوز و فریب / همه در صفحات قانون نوشته شدهاند، خدای بزرگ! / این قارۀ سرد، کودکی بود که کلید خانه را به گردن داشت / روزی از خانه گریخت و راه نادرستی در پیش گرفت / پادشاه سرزمین هیولاها؛ پدری که به او افتخار میکند / چون امپراتوری روم این میراث را به او سپرده است / نیروی کاری را از سرزمینهای دیگر آوردند و شکنجه کردند / اما هرگز زخمها را درمان نکردند و نفرین را از میان نبردند / و حالا این ملتِ غولآسا و بالغ / برای ایفای نقش داوود آزمون بازیگری برگزار میکند؛ حسش میکنی؟ / هیچچیز نمیتواند نجاتت دهد / اگر حکومت را زیر سؤال ببری / بهسرعت به تو حمله میکنند و به زنجیرت میکشند / مشتت را بالا میبری، اما لابد دیوانهام / چون حتی یک راه لعنتی برای تغییر این وضعیت پیدا نمیکنم
9. Obama Nation | ملت اوباما (2009)
Obama Nation یکی از جنجالیترین آثار لوکی (Lowkey)، رپر بریتانیاییعراقی است که در سال ۲۰۰۹، چند ماه پس از آغاز ریاستجمهوری «باراک اوباما» منتشر شد. عنوان آهنگ یک بازی زبانی میان Obama Nation و واژۀ Abomination به معنای مایۀ انزجار یا چیزی نفرتانگیز است.
این قطعه نقدی تند به سیاست خارجی ایالات متحده و این تصور است که با روی کار آمدن باراک اوباما، سیاستهای آمریکا بهطور اساسی تغییر خواهد کرد. لوکی در این اثر میگوید که مسئلۀ اصلی، شخصیت رئیسجمهور نیست، بلکه ساختار سیاسی و نظامی آمریکاست.
ترجمه ترانه:
ملت اوباما / این قطعه حملهای به مردم آمریکا نیست / بلکه حملهای است به نظامی که آنها در آن زندگی میکنند / از سال ۱۹۴۵، ایالات متحده تلاش کرده است بیش از پنجاه دولت خارجی را سرنگون کند / در این فرایند، آمریکا باعث مرگ چندین میلیون نفر شده و میلیونها نفر دیگر را به زندگیای سرشار از رنج و نومیدی محکوم کرده است / قدرت رؤیاپردازیهایتان مانع از اندیشیدن شما میشود / «رؤیای آمریکایی» فقط وقتی معنا دارد که در خواب باشید / این فقط یک خیال بیرحمانه است / سیاستهایشان صدای مرا گرفت / اما موسیقی آن را به من بازگرداند / سرزمینی که فرودستانش در مصرفگرایی غرق شدهاند / و خود را با انبوهی از غذا نابود میکنند / فکر میکنم یک رپر بریتانیایی صدایی نادر باشد / آمریکا سرمایهداریِ تزریقشده با استروئید است / بومیان را در کازینوها و مناطق حفاظتشده نگه داشتند / بردگان آزادشده هرگز غرامتی دریافت نکردند / همه چیز را از سرخپوستان گرفتند / و بعد تعجب میکنند که چرا من آن را «آزمایش نژادپرستانه» مینامم / از رنگ پوست تیرۀ شما میترسند / همانطور که همیشه چنین بوده است / با تغییر نژاد رئیسجمهور، این وضعیت عوض نخواهد شد / من امپریالیسم را زیر پوست شما میبینم / میتوانید نامش را «سندرم کریستف کلمب» بگذارید / آیا در روشنایی نخستین سپیدهدم میتوانی ببینی؟ / آیا این کشورِ اوباماست یا یک فاجعه؟ / آنچه را که با غرور در آخرین پرتوهای غروب ستودیم / وقتی کشورتان را بمباران میکنند، دیگر فرقی نمیکند / آن نوارها پهن و ستارگان درخشان در میان نبرد / بر فراز دژهایی که با شجاعت از آنها دفاع میکردیم / سرگرمکنندۀ جهان، ویرانگر جهان / از ونزوئلا تا بینالنهرین / دوربینهای شما دروغ میگویند، چون باید جنایتهای وحشیانه را پنهان کنند / جنایتهایی که علیه رهبرانی انجام شد که میخواستند منابع کشورشان را ملی کنند / مسابقههای پرخوری برگزار میکنید، در حالیکه جهان گرسنه است / با کمک بنلادن با کمونیسم جنگیدید / بدون آن مرد، «جنگ علیه ترور» شما چه معنایی داشت؟ / هر روز، نضال حسنهای بیشتری خلق میکنید / اگر یک نظامی را بکشید، دیوانه خطاب میشوید / اما اگر عربی از خاورمیانه را بکشید، قهرمان خواهید بود / کشور شما فریادهایی خلق میکند که هرگز به گوش شما نمیرسند / آمریکا میلیونها «گراند زیرو» به وجود آورده است / رد پول را دنبال کنید و انسانیت خود را ببلعید / سربازان مرتکب خشونتهایی میشوند که شما هرگز حتی نمیبینید / آنهایی که از من خشمگیناند و ایمیلهای پرخاشگرانه مینویسند / باید بدانند که من ضدآمریکا نیستم / این آمریکاست که با من دشمنی دارد / «نور سرخ موشکها و انفجار بمبها در آسمان / و پرچم ستارهنشان ما همچنان پابرجاست / برایم مهم نیست که او و چنی چه نسبتی با هم دارند / آنچه اهمیت دارد، سیاستهاست؛ من دیگر صبرم را از دست دادهام / دست از بحثهای نژادی بردارید / اشغال و همکاری، یعنی سودآوری / همه چیز تمام شده؛ مردم، از این رؤیا بیدار شوید / جایزۀ صلح نوبل، در حالیکه جی-زی فقط یک تماس تلفنی با او فاصله دارد / آنچه اهمیت دارد، محتوای درون انسان است، نه رنگ پوستش / آیا تو گردانندۀ عروسکها هستی یا خودِ عروسکی در دست دیگران؟ / خیلیها باور داشتند که همه چیز فوراً تغییر خواهد کرد / اما هنوز همان چهرهها بر سر کار بودند / چه بر سر چاس فریمن آمد / چه بر سر تریستان اندرسون آمد؟ / این یک ماشین است که آن مرد را زنده نگه میدارد / من جرئت دارم چیزهایی را بگویم که دیگر رپرها نمیگویند: عراق، فلسطین، افغانستان. / جنگ ادامه دارد و شما سخت در اشتباه بودید / من اوباما را «بمبافکن» مینامم / چون اینها بمبهای شما هستند.
10. This Is Not America | این آمریکا نیست (2022)
«رزیدنته»، خوانندۀ پورتوریکویی در سال ۲۰۲۲ آهنگ This Is Not America را با همکاری «ایبی» منتشر کرد. این قطعه که در تلفیق سبک هیپ هاپ و موسیقی فولکلور آمریکای لاتین ساخته شده، پاسخی انتقادی به تصوری است که واژۀ «آمریکا» را صرفاً به ایالات متحده محدود میکند و بر تاریخ، فرهنگ و مبارزات سراسر قارۀ آمریکا، بهویژه آمریکای لاتین، تمرکز دارد. ترانه با اشاره به تاریخ استعمار، کودتاها، سرکوبهای سیاسی، مهاجرت، نابرابری اقتصادی و مبارزات مردم آمریکای لاتین، هویت مستقل ملتهای این قاره را یادآوری میکند.
ترجمه ترانه:
این آمریکا نیست / ما اینجاییم / نگاهم کن، ما اینجاییم. / از مدتها پیش، وقتی شما از راه رسیدید / ردِ کفشهای ما از قبل اینجا بود / حتی غذای گربه را هم دزدیدید / و هنوز هم بشقاب را لیس میزنید / از دست این ناسپاسها بهشدت خشمگینم / امروز آنقدر بر طبلها میکوبم / تا مرا به بدرفتاری متهم کنند / اگر منظوری را نمیفهمی / آن را با کومبیا، بوسانوا، تانگو یا والناتو برایت میگویم / چه در زندان، چه در جنگل / با سری افراشته / و خونی داغ همچون تیمبوکتو / ما در متن ماجرا هستیم / توپاک نامش را از توپاک آمارو، انقلابی پرویی، گرفته است / آمریکا فقط ایالات متحده نیست، پدرجان / آمریکا از سرزمین آتش تا کانادا امتداد دارد / باید خیلی نادان باشی / که فکر کنی آفریقا فقط مراکش است / این رذلها فراموش کردهاند / که تقویمی که استفاده میکنند / اختراع قوم مایا بوده است / از دوران پیشاکلمبی تا امروز / این قاره همچنان زنده و در حرکت است / اما حتی با تمام نیروی دریایی هم / نمیتوانند روح روستایی و مردمی را از میان بردارند / این پیام برای اربابان و صاحبان شرکتهاست / قمه فقط برای بریدن نیشکر نیست / میتواند سرها را هم قطع کند / ما اینجاییم، همیشه اینجاییم / نرفتهایم و نخواهیم رفت / ما اینجاییم تا یادت بیاوریم / اگر قمۀ مرا بخواهی / تو را گاز خواهد گرفت / شبهنظامیان، چریکها / فرزندان جنگ و گروههای خیابانی / فهرستهای سیاه / قتلهای ساختگی / روزنامهنگاران ترورشده / ناپدیدشدگان / دولتهای وابسته به مواد مخدر / همۀ آنچه دزدیده شد / معترضان و کسانی که فراموش کردند / تعقیبها و کودتاها / کشوری ورشکسته و تبعیدیان / ارزِ بیارزششده / قاچاق مواد مخدر و کارتلها / تهاجمها / مهاجران بدون مدرک / پنج رئیسجمهور در یازده روز / شلیک مستقیم پلیس / بیش از صد سال شکنجه / و صدای موسیقی اعتراضی در دل دیکتاتوری / ما همان خونی هستیم / که در رگهای این قاره جریان دارد / این است آمریکای واقعی.