مجله میدان آزادی: فصل جدید رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلمهای اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار میشود. در هشتمین نشست از نشستهای هفتگی «نقد و تماشا»، با عنوان چهارشنبههای اقتباسی، چهارشنبه اول مهر فیلم سینمایی «باشگاه مشتزنی» اکران شد. مشروح گزارش هشتمین اکران از دور جدید رویداد «نقدوتماشا» را در ادامه و به قلم «حنانه شکیبا» بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقدوبررسی فیلم «باشگاه مشتزنی» به کارگردانی «دیوید فینچر»، محصول سال 1999 سینمای آمریکا، چهارشنبه اول مهر در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
در این نشست ایوب آقاخانی، فیلمنامهنویس، کارگردان و منتقد سینما و ناعمه اصفهانیان، مجری-کارشناس این برنامه دربارۀ فیلم «باشگاه مشتزنی» گفتوگو کردند. مخاطبان نیز پس از تماشای فیلم، در فضایی گفتوگومحور به بررسی ویژگیهای این اثر و جایگاه آن در سینمای اقتباسی پرداختند.

دربارۀ فیلم باشگاه مشتزنی
فیلم سینمایی «باشگاه مشتزنی» اقتباسی است از رمان پرفروش «باشگاه مشتزنی» نوشته مقالهنویس آمریکایی، چاک پالانیک، که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد و نام نویسندهاش را بر سر زبانها انداخت.
«دیوید فینچر» در سال 1999، فیلم «باشگاه مشتزنی» را با بازی «برد پیت»، «ادوارد نورتون»، «هلنا بونهام کارتر»، «میت لوف» و «جرد لتو» روانۀ پردۀ سینما کرد.
این فیلم دربارۀ جوانی بیانگیزه است که با عارضۀ بیخوابی دستوپنجه نرم میکند و به کمک بازی مشتزنی، بیش از هر زمان دیگری در زندگیاش احساس زنده بودن میکند. او و تایلر دردن با بازی برد پیت که در بازی مشتزنی دوستانی صمیمی شدهاند، یک باشگاه زیرزمینی به نام «باشگاه مبارزه» تاسیس میکنند و کم کم باشگاه آنها محبوبیت زیادی پیدا میکند اما... .
فیلم سینمایی «باشگاه مشتزنی» که با نام انگلیسی «فایت کلاب» نیز در میان ایرانیان شهرت دارد، اولینبار در ۱۰ سپتامبر ۱۹۹۹ در پنجاه و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم ونیز به نمایش درآمد و در اکتبر همان سال در آمریکا اکران شد اما در زمان اکران، موفقیت قابلانتظار را به دست نیاورد. این فیلم بهعنوان یکی از جنجالیترین و بحثبرانگیزترین فیلمهای دهه ۱۹۹۰ رتبهبندی شد اما بعدها با انتشار ویدیوی خانگی خود به موفقیت تجاری دست یافت و باعث شد رسانهها دوباره به سراغ این فیلم بروند و در دهمین سالگرد اکرانش، عنوان «فیلم کالت» را از آن خود کرد.
«باشگاه مشتزنی»؛ مصرفگرایی از نوع خون و خشونت
هشتمین نشست چهارشنبههای اقتباسی با توضیحاتی دربارۀکتاب باشگاه مشتزنی از سوی ناعمه اصفهانیان، مجری کارشناس این برنامه آغاز شد. ناعمه اصفهانیان گفت:
این اثر در سال ۱۹۹۶ منتشر شد و در ابتدا قرار نبود به شکل یک رمان نوشته شود، بلکه از مجموعهای از ایدهها و داستانهای کوتاه شکل گرفته بود. فیلم فینچر در سال ۱۹۹۹، در فضایی ساخته شد که جهان پس از فروپاشی شوروی وارد مرحلهای تازه و عمدتاً تکقطبی شده بود.
اصفهانیان با اشاره به فضای ضد مصرفگرایی و ضد سرمایهداری حاکم بر فیلم که زاییدۀ زمانۀ ساخت فیلم است، یکی از پرسشهای اصلی «باشگاه مشتزنی» را اینگونه مطرح کرد:
چگونه انسانی که از مصرفگرایی گریزان است، برای رسیدن به رهایی، به شکلی دیگر از مصرف روی میآورد؛ اینبار به مصرف بدن و خشونت و خلق ساختاری که قرار است او را از وضعیت موجود نجات دهد؟
«اقتباس»، راه برونرفت سینمای ایران از ضعف دراماتیک
آقاخانی در ابتدای نقدوبررسی خود ضمن تشکر از برگزارکنندگن این برنامه به فرهنگسازی چنین نشستهایی اشاره کرد و تلاش و استمرار برگزارکنندگان این نشست را علیرغم سختیهای بسیار ارج نهاد. او پیش از پرداختن به فیلم و پاسخ پرسش اصفهانیان به سراغ موضوع اقتباس رفت و در اهمیت حرکت مستقل مجله میدان آزادی برای ارتقای موضوع اقتباس در سینمای ایران گفت:
اقتباس راه مهمی برای برون رفت از ضعفهای دراماتیک سینمای ماست. راه مشخصی که ثابت شده است به سادگی عملیاتی نخواهد شد تا سینمای ما را از گرفتاری بیرون بیاورد.
آقاخانی در ادامۀ نقد خود به سینمای ایران گفت:
ما همچنان در سینمای ایران بحران حقالتألیف و مسئله حقوق مولف و «دعواهای حیدری نعمتی» سر مالکیت کارها داریم و این موضوع موجب شده است سینمای ما در جهان بیشترین نویسندۀ کارگردان را داشته باشد . در هیچ سینمای توسعه یافتهای در جهان، این مقدار نویسنده کارگردان نداریم؛ عدهای مینویسند و عدهای هم کارگردانی میکنند.
فیلم «جالب توجه» لزوما «خوب» نیست!
این منتقد سینمای ایران سپس به سراغ فیلم رفت و درباره جایگاه «باشگاه مشتزنی» در کارنامه دیوید فینچر گفت:
این فیلم را نباید الزاماً یکی از بهترین آثار این فیلمساز دانست.میان «خوب بودن» و «جالبتوجه بودن» یک اثر باید تفکیک قائل شد؛ «باشگاه مشتزنی» فیلمی بسیار جالبتوجه است و ایدهها و مضمونهای مهمی را در خود جای داده، اما در برخی بخشها به دلیل غلبه مضمون بر ساختار روایی، از تعادل خارج میشود.
آقاخانی در مقایسه با دیگر آثار فینچر، به فیلمهایی مانند «هفت» و «بازی» اشاره کرد و «بازی» را نمونهای از فیلمی دانست که در آن، رازآلودگی، مضمون و ساختار روایی به شکل متوازنتری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
به اعتقاد او، در «باشگاه مشتزنی» گاهی مضمون بیش از اندازه بر روایت سوار میشود و همین مسئله باعث میشود برخی ایدههای فیلم به جای آنکه از دل داستان بیرون بیایند، مستقیماً خود را به مخاطب تحمیل کنند. بیگانگی فرد از خود و جامعه مهمترین مضمونی است که باعث میشود اتفاقات موجود در فیلم فایت کلاب یا باشگاه مشتزنی رخ بدهد.
مسئله راوی و روایتی که بیش از اندازه پررنگ است
سپس آقاخانی به تاثیر مخرب راوی در روایت اشاره کرد و گفت:
از دهه ۶۰ میلادی تاکنون درباره تاثیرات مخرب راوی در روایت حرف زدند. چرا بزرگ مردانی مثل دیوید فینچر میتوانند از این آسیبهایی که دربارۀ روایت به ما گفته شده است غفلت کنند؟ از روایت عریان تا این اندازه پرهیز کنید. سوم شخص یا دانای کل آخرین نفسهایش را در دهۀ ۷۰ کشید و تمام شد ولی اول شخص هم فشار بسیار زیادی به ساختار روایت میآورد. مثل فیلم «کازینو» شاهکار مارتین اسکوررسیزی که آنجا هم ثقل روایت آزاردهنده است.
از نگاه او، حضور پررنگ راوی باعث شده است بخشی از اطلاعات و معانی به جای آنکه از دل تجربه مخاطب کشف شوند، به صورت مستقیم منتقل شوند.
از بیگانگی فرد تا فروپاشی هویت
آقاخانی پس از تذکر این نقطه به سراغ پاسخ سوال اصفهانیان میرود. از نگاه او، شخصیت اصلی فیلم انسانی است که در زندگی روزمره خود گرفتار مصرفگرایی شده و هویت خویش را از طریق کالاها و برندها تعریف میکند. او میداند چه چیزهایی باید داشته باشد، اما نمیداند خودش کیست. آقاخانی گفت:
راوی هویت خودش را از طریق مصرف گرایی جستجو میکند. برای هویت پیدا کردن در جامعه، خواستههایش از طریق استفاده از یک برند تامین میشود.
آقاخانی صحنههایی را که در آنها تصاویر محصولات و وسایل زندگی شخصیت به بخشی از فضای فیلم تبدیل میشوند، از نمونههای درخشان پرداخت این ایده دانست؛ جایی که کالاها به جای انسان، به نشانههای هویت تبدیل شدهاند.
به گفتۀ این نمایشنامهنویس سینمای ایران، در مقابل، شخصیت تایلر نمایندۀ تمام چیزهایی است که شخصیت اصلی از آنها محروم است و به همین دلیل، به تدریج تبدیل به تصویری آرمانی از «خود» او میشود.
بازی «برد پیت» هم قوت و هم ضعف فیلم
آقاخانی گفت:
راوی برای فرار از این همه فروریختن هویتی به یک کاراکتر دیگر با نام تایلر پناه میبرد که با بازی بسیار خوب و حیرتانگیز برد پیت تجسم پیدا میکند.
این بازیگر سینما و تلویزیون دربارۀ بازی برد پیت در نقش تایلر دردن در فیلم فایت کلاب گفت:
این بازی جزو بهترین بازیهای برد پیت است؛ اگر «روزی روزگاری هالیوود» را در نظر نگیریم که از نظر من قلۀ کارنامۀ کاری برد پیت است، بازی در نقش تایلر بهترین کار برد پیت است و بعد از این دو فیلم، هنوز بازی بهتری ارائه نداده است.
او با برشمردن ویژگیهای شخصیتی راوی چنین ادامه داد:
شخصیت اصلی خواب ندارد؛ زندگی ندارد؛ محتاط و منفعل است؛ تمام خصلت های کارمندی را دارد؛ یعنی مصرف گراست، نگران قضاوت دیگران دربارۀ خودش است؛ فرو ریخته و کاهیده است. راوی در یک قدمی مرگ است و برای بقا چون همین ضد این کلماتی که من گفتم را جستجو میکند. او به کسی احتیاج دارد که جسور، بی قید، کاریزماتیک و سایکو پات باشد همانطوری که بردپیت هست؛ بنابراین فانتزی راوی دربارۀ خودش تبدیل میشود به کاراکتری که اینجا تایلر نام دارد
با این حال، همین جذابیت بیش از اندازه تایلر، از نظر آقاخانی، یکی از مشکلات ساختاری فیلم نیز شده است. او دلایل خود را چنین شرح داد: عدم تعادل میان اجرای برد پیت و ادوارد نورتون باعث شده جذابیت تایلر بر شخصیت اصلی غلبه کند. از نظر من نورتون نتوانسته است به اندازه کافی با ویژگیهای درونی این شخصیت همراه شود.
«باشگاه مشتزنی» و تجربههای اجتماعی انسان معاصر
ایوب آقاخانی گفت جذابیت اصلی «باشگاه مشتزنی» برای او زمانی بیشتر میشود که فیلم را صرفاً داستان چند شخصیت ندانیم و آن را درباره تجربه مشترک انسانها در دورههای مختلف تاریخی ببینیم؛ انسانهایی که گاهی برای فرار از وضعیتی نامطلوب، به ساختن هویتی تازه یا پیروی از ساختاری تازه پناه میبرند و در ادامه گفت:
نکته اینجاست که مسئله «فایت کلاب» تلاش کاراکتر برای رسیدن به یک واقعیت است. درد او را به زندگی و واقعیت وصل میکند. زمانی میتوانیم باشگاه مشتزنی را کمی بیش از حد لیاقتش ستایش کنیم که شما هم با من هم نظر بشید در این خصوص که باشگاه مشتزنی دربارۀ من و شماست؛ ما الان بهتر از گذشته حتی بهتر از یک سال پیش این نکته را درک میکنیم و میفهمیم؛ درباره مایی است که چیزهایی را در خود سرکوب کردیم به هر دلیلی و بعد ناگهان میخواهیم این کاراکتر دوم را از خودمان بسازیم و ساختیم. جالب است باشگاه مشتزنی دیوید فینچر بهترین جواب را به این فرایند میدهد: تباهی.
آقاخانی، ایده مرکزی فیلم را با تجربههای اجتماعی انسان معاصر مرتبط دانست؛ جایی که آزادی تبدیل به اطاعت میشود و گفت:
این شرایط تا چه اندازه با تجربیات ما در جامعه ایران در طول تاریخ و بعد از انقلاب انطباق دارد؛ ما گروهکها و دستههای زیادی داشتیم در مسیر تاریخ این کشور که یک جنبش ضد سیستم راه انداختند بعد خودشان به یک ساختار اقتدارگرا بدل شدند و همیشه سرنوشتشان نابودی بود.
سپس ادامه داد:
جذابیت فیلم برای ما در این است که چقدر نسخههای انسانی در جغرافیاهای مختلف و ادوار مختلف به فرجام های مشابه میرسند و اینجا تلخترین بخش ماجراست که چرا بعد از این همه فرجامهای مشابه ما همچنان این مسیر را تکرار میکنیم؟
آقاخانی نکتۀ جالب فیلم را این موضوع دانست که ما به چیزهایی پناه میبریم که نیستیم و چنین نقد کرد:
مسئله زمانی پیچیده میشود که همین تلاش برای رهایی، به شکلگیری ساختاری تازه از سلطه منجر میشود. خشونت افراطی، بی قیدی، قانونگریزی، اعتراضات عجیبوغریبِ توام با خشم تبدیل میشود به آشوبی که در صحنه پایانی فیلم راوی و النا بونهام کارتر در حال تماشایش هستند.
او گفت:
«باشگاه مشتزنی» از یک گروه زیرزمینی برای مبارزه و تخلیه خشونت، به ساختاری سازمانیافته تبدیل میشود؛ ساختاری که به تدریج همان آزادیای را که در ابتدا وعده داده بود، از اعضای خود میگیرد.
آزادی بدون مسئولیت؛ چگونه اعتراض به سلطه تبدیل به سلطه میشود؟
نمایشنامهنویس سینمای ایران گفت:
یکی از مهمترین ایدههای فیلم را در نسبت میان آزادی و مسئولیت جستوجو کرد. به اعتقاد او، فیلم نشان میدهد آزادیای که بدون مسئولیت تعریف شود، میتواند خود به نوع دیگری از سلطه تبدیل شود. شخصیتهایی که ابتدا علیه دستور گرفتن و قواعد موجود اعتراض میکنند، در ادامه به ساختاری میرسند که در آن، خودشان برای دیگران دستور تعیین میکنند.
او با اشاره به مسیر تحول گروه در فیلم، این روند را الگویی قابل مشاهده در بسیاری از تحولات اجتماعی دانست:
شرایط نامساعد، اعتراض فردی، شکلگیری جنبش، تبدیل جنبش به سازمان و در نهایت پیدایش ساختاری اقتدارگرا.
آقاخانی تأکید کرد که از نظر او «باشگاه مشتزنی» تبلیغ فاشیسم نیست؛ بلکه فرایند شکلگیری یک ساختار اقتدارگرا را به تصویر میکشد. او گفت فیلم نشان میدهد چگونه یک حرکت اعتراضی، در صورت از دست دادن تعادل و مسئولیت، میتواند به ساختاری تبدیل شود که همان آزادی اولیه را از بین میبرد.
از نگاه او، فیلم هشدار میدهد که شورش علیه یک ساختار، لزوماً به آزادی منتهی نمیشود و ممکن است ساختار تازهای ایجاد کند که حتی اقتدارگراتر از ساختار قبلی باشد.
فرم بصری؛ ذهن آشفتهای که به تصویر تبدیل شده است
آقاخانی در ادامه به جنبههای فنی فیلم پرداخت و فیلمبرداری، تدوین، طراحی صحنه و مدیریت رنگ را از نقاط قوت «باشگاه مشتزنی» دانست.
او فضای بصری فیلم را متناسب با وضعیت ذهنی شخصیت اصلی توصیف کرد؛ جهانی تاریک، صنعتی، فرسوده، مرطوب و آکنده از رنگهای سبز و زرد کثیف که در آن کمتر میتوان تصویری واقعاً آرامشبخش یا امیدبخش پیدا کرد.
به اعتقاد او، فینچر توانسته است آشفتگی ذهنی شخصیت را بدون آنکه فرم فیلم به آشفتگی آزاردهنده تبدیل شود، به زبان تصویر منتقل کند.
او همچنین به تدوین سریع، جامپکاتها، حرکتهای خاص دوربین و قابهای گذرا اشاره کرد و گفت مجموعه این عناصر باعث شدهاند فرم بصری فیلم با ذهن آشفته شخصیت اصلی هماهنگ شود.
آقاخانی آغاز فیلم را نیز از همین منظر قابل توجه دانست؛ جایی که دوربین به شکلی نمادین وارد مغز شخصیت میشود و از همان ابتدا به مخاطب هشدار میدهد که قرار است وارد یک جهان ذهنی شود.
«باشگاه مشتزنی»؛ فیلمی که همچنان ارزش دیدن دارد
آقاخانی در جمعبندی بحث خود، «باشگاه مشتزنی» را فیلمی دانست که با وجود ضعفهایی در روایت، بازیگری و غلبه مضمون بر ساختار، همچنان به دلیل قدرت کارگردانی، فرم بصری، تدوین، فیلمبرداری و بازی برد پیت، ارزش تماشا و بازبینی دارد.
او در پایان، یکی از مهمترین درسهای فیلم را در سرنوشت جنبشی دانست که برای فرار از محدودیتها شکل میگیرد اما در نهایت خود به ساختاری محدودکننده تبدیل میشود.
از نگاه او، «باشگاه مشتزنی» تصویری از مسیری است که در آن فرار از واقعیت و نارضایتی از وضعیت موجود، الزاماً به رهایی منجر نمیشود و ممکن است فرد یا گروه را به سوی آشوب و ویرانی سوق دهد.
این رویداد با مشارکت حاضران در بحث به پایان رسید. ناعمه اصفهانیان، مجری-کارشناس این رویداد، مخاطبان را به حضور در چهارشنبههای اقتباسی رویداد نقدوتماشا که هفتۀ آینده با نمایش فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» و با نقدوبررسی روبرت صافاریان برگزار خواهد شد دعوت کرد.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشستها به صفحۀ اکران فیلمها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی AzadiEBot@ مراجعه کنید.