شنبه 15 بهمن 1401 / خواندن: 5 دقیقه
پرونده پیراپدری | صفحه پانزدهم

پدرهای محبوب سینمای ایران: «آقاجون» در «سفر جادویی»

ورود به ماشین زمان، پدر خشن قصه‌ی ما را به ۲۵ سال قبل برمی‌گرداند. به دوران دبیرستان و این‌جا مخاطب با خانواده‌ی آقای دکتر و شیوه‌ی تربیتی آنها آشنا می‌شود و در کمال تعجب درمی‌یابد پدری کردن پدر آقای دکتر یعنی «آقاجون» صدوهشتاد درجه با پدری کردن آقای دکتر که حالا او را «رضا» می‌نامیم، فرق دارد. آقاجون شخصیتی بسیار گشاده‌رو و مهربان است. او سنگ صبور رضاست؛ وقتی رضا از دغدغه‌هایش می‌گوید

5
پدرهای محبوب سینمای ایران: «آقاجون» در «سفر جادویی»

مجله میدان آزادی: قسمت پنجم از ستون «پدرهای محبوب سینمای ایران»، به آقاجونِ دوست‌داشتنیِ «سفر جادویی» به کارگردانی «ابوالحسن داوودی» با بازی پدرانه‌ی مرحوم «رضا عبدی» و هم‌چنین «اکبر عبدی» پرداخته‌است. پانزدهمین صفحه پرونده پیراپدری را به قلم خانم «پروانه شمس‌آبادی» بخوانید.

پدری پزشک، نسبت به پسر دبستانی خود سخت‌گیر است. این سخت‌گیری در همه‌ی زمینه‌ها وجود دارد اما در مسائل درسی پررنگ‌تر است. پدر فقط و فقط از پسر نمره‌ی بیست می‌خواهد و در این راه از نشان دادن خشونت فیزیکی و کلامی و در یک کلام رفتار غیرانسانی ابایی ندارد.

پسر طی اتفاقی متوجه می‌شود موجودی از درون ماشین لباسشویی او را فرامی‌خواند. او وارد ماشین لباسشویی که حالا تبدیل به ماشین زمان شده می‌شود و پدرش نیز بالاخره به دنبال او می‌رود. ورود به ماشین زمان، پدر خشن قصه‌ی ما را به ۲۵ سال قبل برمی‌گرداند. به دوران دبیرستان و این‌جا مخاطب با خانواده‌ی آقای دکتر و شیوه‌ی تربیتی آنها آشنا می‌شود و در کمال تعجب درمی‌یابد پدری کردن پدر آقای دکتر یعنی «آقاجون» صدوهشتاد درجه با پدری کردن آقای دکتر که حالا او را «رضا» می‌نامیم، فرق دارد. آقاجون شخصیتی بسیار گشاده‌رو و مهربان است. او سنگ صبور رضاست؛ وقتی رضا از دغدغه‌هایش می‌گوید. با اینکه دغدغه‌های رضا به نوعی برگرفته از خیالاتی بودن اوست، باز هم آقاجون گوش شنواست. رضا بی هیچ ترس و لکنتی همه‌چيز را به آقاجون می‌گوید. وقتی رضا عنوان می‌کند که حتما حتما باید در همه درس‌هایش بیست بگیرد، آقاجون به او تاکید می‌کند که لازم نیست بیست بگیرد. نمره‌ی پایین‌تر از بیست هم قبول است و رضا را به سال درسی بعد هدایت می‌کند. وقتی برادر بزرگ رضا (محسن) او را تهدید به کتک زدن میکند، آقاجون مصمم به همه اعلام می‌کند که هیچکس حق ندارد به بچه‌ی او دست بزند! آقاجون در تمام شیطنت‌، آبروریزی و درس نخواندنهای رضا، تنها و تنها در نقش یک ناصح امین ظاهر می‌شود. او در پدری کردنش به شدت نقطه‌ی مقابل رضاست. با اینحال رفتار خشونت‌آمیز و همراه با تحقیر مادر، خواهر و به‌خصوص داداش محسن که به عنوان برادر بزرگ نقش اساسی در تربیت رضا دارد، تاثیر خود را روی رضا می‌گذارد و او در تربیت پسرش، کاملا تحت تاثیر این رفتار است. تا زمان سفر به گذشته. سفری که رضا را به سمت ماجرای جدیدی سوق می‌دهد؛ یک ماجرای انسان‌دوستانه که رضا قهرمان آن است. در انتهای فیلم مخاطب نفس راحتی می‌کشد از اینکه کیمیای محبت آقاجون در نهایت بر تمام رفتارهای خشونت‌آمیز پیروز و رضا راه خود را در زندگی جدید پیدا می‌کند؛ راه انسان‌دوستی.

اما در پایان باید از یک نکته‌ی قابل توجه در شخصیت‌پردازی آقاجون گفت، استفاده از مرحوم «رضا عبدی یا همان «آمیرزا»ی شیرین «صبح جمعه با شما» به عنوان بازیگر این نقش! «آمیز عبدالطمع» که صدای آشنای رادیو و دوبله و طنز ایران که خاطرات شیرینی را برای نسل‌ها رقم زد. «رضا عبدی» با نقش بسیار کوتاهش در «سفر جادویی»، به تلطیف فضای فیلم و کمرنگ شدن خشونت تا حد مناسب شدن فيلم برای کودک و نوجوان بسیار کمک کرد.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
با اینکه دغدغه‌های رضا به نوعی برگرفته از خیالاتی بودن اوست، باز هم آقاجون گوش شنواست. رضا بی هیچ ترس و لکنتی همه‌چيز را به آقاجون می‌گوید. وقتی رضا عنوان می‌کند که حتما حتما باید در همه درس‌هایش بیست بگیرد، آقاجون به او تاکید می‌کند که لازم نیست بیست بگیرد. نمره‌ی پایین‌تر از بیست هم قبول است و رضا را به سال درسی بعد هدایت می‌کند. وقتی برادر بزرگ رضا (محسن) او را تهدید به کتک زدن میکند، آقاجون مصمم به همه اعلام می‌کند که هیچکس حق ندارد به بچه‌ی او دست بزند! آقاجون در تمام شیطنت‌، آبروریزی و درس نخواندنهای رضا، تنها و تنها در نقش یک ناصح امین ظاهر می‌شود.


مطالب مرتبط