مجله میدان آزادی: فصل جدید رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلمهای اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار میشود. در پنجمین نشست از نشستهای هفتگی «نقد و تماشا»، با عنوان چهارشنبههای اقتباسی، چهارشنبه یازدهم شهریور فیلم سینمایی «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» اکران شد. مشروح گزارش پنجمین اکران از دور جدید رویداد «نقد و تماشا» را در ادامه و به قلم «حنانه شکیبا» بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقد و بررسی فیلم «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» به کارگردانی « فلیکس هرنگن» و محصول سال 2013، چهارشنبه یازدهم شهریور در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
این نشست در ادامۀ برنامههای سینمای اقتباسی به همت مجله میدان آزادی است که هر چهارشنبه با اکران یک فیلم سینمایی اقتباسی از جهان ادبیات، در باغ کتاب تهران برگزار میشود.
در این نشست محمد صابری، منتقد سینما و ناعمه اصفهانیان، مجری-کارشناس، دربارۀ فیلم «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» گفتوگو کردند. مخاطبان نیز پس از تماشای فیلم، در فضایی گفتوگومحور به بررسی ویژگیهای این اثر و جایگاه آن در سینمای اقتباسی پرداختند.

در ابتدای این جلسه ناعمه اصفهانیان توضیحاتی دربارۀ کتاب پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» ارائه داد. او گفت: این کتاب نخستین رمان یوناسنیوناسن نویسنده سوئدی است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد و خیلی سریع به یکی از کتاب های پرفروش در دنیا تبدیل شد. طبق آمار سایت نویسنده از این کتاب تا الان حدود ۱۱ میلیون نسخه در ۳۳۳ کشور جهان فروش داشته که آمار خیلی بالایی است. نویسنده کتاب آقای یوناسن از ابتدا خبرنگار بود اما تصمیم میگیرد نویسنده شود و شروع موفقی داشت.
اصفهانیان در ادامه توضیحاتش گفت:
یوناسن در کتابهایش معمولاً این فرمول را پیش میبرد که یک آدم معمولی یا یک آدم حاشیهای در اثر اتفاقهای سادهای وارد موقعیتهای عجیب میشود. بعد تاریخ و سیاست وارد این داستانها میشود و طنز ابزورد یا طنز مضحک و پوچی که به این واسطه شکل میگیرد داستان را پیش میبرد و نقد قدرت در حاشیه داستان به وجود میآید.
دربارۀ فیلم
فیلم سینمایی «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» اقتباسی است از رمانی کمدی به همین نام، نوشتۀ «یوناس یوناسن» روزنامه نگار و نویسندۀ سوئدی که اولینبار در سال 2009 منتشر شد.
این رمان دربارۀ آلن کارلسن است؛ پیرمردی که پس از گذراندن یک زندگی طولانی و شاد خود را در خانه سالمندان مییابد. او در جشن تولد صد سالگیاش از پنجره بیرون میپرد تا ماجراجوییهای جدیدی را در پایان زندگیاش آغاز کند. چمدانی پر از پول، چند خلافکار اعصاب خردکن، یک فروشندۀ خوشاخلاق و البته یک فیل در این سفر خندهدار و غیرمنتظره او را همراهی میکنند.
فلیکس هرنگن در سال 2013، فیلم اقتباسی این رمان را با بازی «رابرت گوستافسون»، «میا اسکارینگر»، «دیوید ویبرگ»، «ینس هولتن» و «آلن فورد» روانۀ پردۀ سینما کرد.

صابری در آغاز نقدوبررسی این اثر با اظهار خوشحالی از برگزاری نشست دیگری با موضوع کتاب و سینما با اشاره به تجربۀ دیدن فیلم پس از خواندن کتاب گفت: فاصلۀ بسیار معناداری بین کتاب و فیلم وجود دارد ولی مستقل از این قیاس، فیلم میتواند بهراحتی مخاطب را با خودش همراه کند. ولی چون موضوع این نشست اقتباس است حتماً باید از یوناسن شروع کنیم. قریب به یک دهه قبل در بازار نشر ایران نویسندههای سوئدی بهیکباره مورد توجه قرار گرفتند و یکی از شاخصترینها همین آقای یوناسن بود و همانطور که اشاره شد روزنامهنگار-خبرنگاری بود که به سراغ ادبیات رفت و طنز متفاوتی را که ناظر به مستندات تاریخی و شوخی و متایبه است همراه با واقعیتهای تاریخی، محور آثارش قرار میدهد.
صابری با اشاره به کتابهایی که از یوناسن و نویسندگان سوئدی مطالعه کرده است در مقدمه به این نکته اشاره کرد که آنچه در رمان یوناسن و هم «مردی به نام اوه»ی بکمن جالب بود توجه ویژۀ این دو نویسنده در این دو کتاب به ایران است. صابری گفت: در کنار نگاه جهان شمولی که دارند گویا ایران برایشان موضوعیت دارد. یکی از بخشهایی که کاراکتر آلن در فرار خود میرود دهۀ ۵۰ ایران است و حتی درگیریایی با ساواک دارد ولی در نسخۀ سینمایی این فیلم، در کنار بعضی بخشهای دیگر رمان به تصویر کشیده نشد.
«بلاهت»؛ جهانبینی یوناسون در مواجهه با تاریخ
صابری پس از بیان کلیات با این نگاه که فیلم موردپسند او نبود به سراغ نقد رفت و با مقایسه کتاب و فیلم دلایل خود را شرح داد. او جهانبینی یوناسون را یکی از مهمترین عناصر رمان دانست و گفت نویسنده در آثارش تاریخ را از زاویهای متفاوت نگاه میکند؛ زاویهای که در آن بسیاری از تصمیمهای بزرگ و سرنوشتساز بشر، در فاصلهای تاریخی، میتوانند به شکلی تراژیک و در عین حال ابلهانه به نظر برسند. سپس گفت: چرا فیلم به دل من نمینشیند برخلاف کتاب؟ به این دلیل که فیلمساز، هم در مرحلۀ تبدیل متن کتاب به فیلمنامه، هم در مرحله اجرا و کارگردانی بیش از اندازه به کمدی توجه کرده است؛ درحالیکه کتاب زیرمتن و مضمونی جدی دارد که میشود از نظرگاه یک اثر سیاسی به سراغش رفت.
صابری افزود:
داستان فراتر از همۀ شوخیهایی که رقم میزند بهعنوان یک اثر جدی، روایتگر یک بلاهت جاری در زیرمتن همۀ تحولات تاریخ -مشخصاً در این کتاب اتفاقات شاخص قرن بیستم- است. نگاه تلخ یوناسن از منظر روزنامهنگاری به متن تاریخ در فیلم غایب است و فیلم بیشتر به سمت جنبۀ خلق کمدی رفته است.
اصفهانیان در ادامه با توجه به تحلیل صابری این سوال را مطرح کرد که آیا در پسزمینه، فیلم از تاریخ قرن بیستم استفاده میکند تا شوخیها را پرورش دهد یا نه اساساً میخواهد آن تاریخ را مضحکه کند؟
صابری در پاسخ به این سوال گفت:
این دقیقاً همان نقطه تمایزی است که من بین کتاب و فیلم قرار میدهم. کتابی از یک مترجم ایرانی سالها پیش چاپ شد به نام «تاریخچه بلاهت»؛ در این کتاب نویسنده نشان میدهد که تاریخ نسل بشر پر از تصمیمهایی است که در لانگ شات و با فاصله، پر از بلاهت است و وقتی تمرکز میکنیم روی این اتفاقات جنبه تراژیکشان برجسته میشود و نگاه یوناسن به تاریخ چنین نگاهی است که در عین روایت بزنگاههای تاریخی pov را تغییر میدهد.
این نظرگاه و موضعی که یوناسن نسبت به تاریخ دارد برایش مسئله است و از سر تفریح یا برای خلق موقعیت، سراغ یک بستر تاریخی نمیرود بلکه این جهانبینی نویسنده است.
صابری تأکید کرد که طنز یوناسون صرفاً برای خنداندن مخاطب نیست، بلکه روشی برای مواجهه با تراژدیهای تاریخی است.
ناتوانی فیلم در انتقال مضمون کتاب
صابری در ادامۀ نقد و بررسی کتاب و فیلم «پیرمرد صد سالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» به سراغ سهگانۀ محبوب خود یعنی پیرنگ، شخصیت و مضمون رفت و چنین ادامه داد:
این سه، وجه جدی اثر هستند چه به لحاظ داستان و چه به لحاظ فیلم. پیرنگ فیلم پیرمردی است که فرار میکند و از کتاب گرفته است. در پرداخت شخصیت تا حدود زیادی فیلم موفق عمل میکند اما وقتی به مرحلۀ مضمون میرسد فاصلۀ کتاب و فیلم، فاصلۀ معناداری میشود یعنی فیلم نمیتواند مضمون کتاب را به مخاطب خود منتقل کند.
در ادامه این نشست، ناعمه اصفهانیان به سراغ شخصیت اصلی فیلم و داستان میرود و این سوال را مطرح میکند که آلن کارسون چه نوع قهرمانی است؟
صابری با اشاره به این نکته که کارسون در این داستان یک شخصیت کامل است گفت:
اگر قهرمان را به معنای دراماتیکش به کار ببریم به معنایی که در فیلمنامهنویسی و تکنیکهای روایت صحبت میکنیم آلن حتماً هم مختصات قهرمان را دارد و هم دکترین زندگیاش را؛ چرا شخصیت آلن کارسون هم در رمان و هم در فیلم خوب پرداخت شده است؟ من قائل به این هستم که این شخصیت با حداقل دیالوگ و کلید واژههایی که به دکترینش تبدیل شده است با دنیای پیرامون خود مواجه میشود.
به گفته صابری، یکی از مهمترین ویژگیهای آلن، دکترینی است که از مادرش آموخته: «خیلی فکر نکن، عمل کن.» این جمله، به باور صابری، بخش زیادی از رفتارهای آلن را معنا میکند.
کمدی سیاه؛ خندیدن پس از عبور از تراژدی
در ادامه اصفهانیان این سوال را مطرح میکند که ما در این فیلم صحنههایی داریم که خیلی جدی بیان میشوند و نسبتی با کمدی ندارند. مهمترین ویژگی که این فیلم را از دستۀ فیلمهای کمدی معمولی جدا میکند چیست؟
این منتقد سینما در پاسخ به این سوال، فیلم را در دسته کمدی سیاه قرار داد و گفت کمدی سیاه الزاماً به دنبال گرفتن خنده بلند از مخاطب نیست؛ بلکه او را در موقعیتهایی پارادوکسیکال قرار میدهد تا بتواند از زاویهای متفاوت به یک موقعیت تلخ نگاه کند. او گفت:
از یک مرحلهای به بعد تراژدی آنقدر عمیق میشود که نمیشود جز با کمدی رفت سراغش و آن را روایت کرد. «پیرمرد صدسالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» نیز در همین دسته قرار میگیرد. فیلم در ظاهر اثری سرگرمکننده و سرخوش است، اما پس از پایان آن، برخی مسائل مانند پیری، سالمندی، زندگی در خانه سالمندان و معنای زندگی دوباره در ذهن مخاطب باقی میماند.
او اضافه کرد که تصمیم شخصیت اصلی برای فرار در صدسالگی، در رمان با جزئیات و عمق بیشتری پرداخت شده و یکی از تفاوتهای فیلم و کتاب در همین زمینه است.

مسئله اقتباس؛ وفاداری تا چه حد؟
بخش مهمی از نشست به مسئله اقتباس اختصاص داشت. صابری تأکید کرد که در نظریه اقتباس، یکی از مسائل مهم، بحث «وفاداری» است؛ اما این وفاداری نباید الزاماً به معنای بازسازی عینبهعین داستان، شخصیتها و پیرنگ کتاب باشد. او گفت فیلمساز میتواند شخصیتها، جزئیات و حتی اتفاقات یک اثر را تغییر دهد، اما مسئله مهم، وفاداری به «درونمایه» و «جانمایه» اثر است.
به گفته صابری، اقتباس زمانی آسیب میبیند که فیلمساز به جای وفاداری به مضمون اصلی، صرفاً بخواهد پیرنگ و شخصیتهای اثر را عیناً به تصویر تبدیل کند.
او در توضیح این مسئله گفت:
اگر داریم از اقتباس صحبت میکنیم، آن جایی که میشود قضاوت کرد یا داوری کرد در مورد وفاداری یک فیلمساز به یک اثر، ماجرای وفاداری به مضمون یا وفاداری به آن جانمایه یک اثر خیلی مهم است.
صابری در ادامه، با اشاره به نمونههایی از اقتباس در سینمای ایران و جهان، تأکید کرد که دو اثر ادبی و سینمایی را باید با توجه به گرامر متفاوت دو رسانه سنجید.
صابری در عین حال تأکید کرد که فیلم اقتباسی الزاماً نباید نسخه تصویری کتاب باشد و هر فیلمساز میتواند اثر ادبی را در زبان و منطق سینما بازآفرینی کند.
دو گرامر متفاوت؛ ادبیات و سینما
در بخش پایانی این نشست، تفاوت امکانات رمان و سینما مورد توجه قرار گرفت. صابری با اشاره به قدرت ادبیات در پرداخت جهان درونی شخصیتها گفت رمان به واسطه کلمه میتواند بسیار عمیقتر وارد ذهن و درونیات شخصیت شود؛ درحالیکه سینما ناگزیر است بسیاری از این عناصر را به تصویر، کنش یا نریشن تبدیل کند.
صابری همچنین استفاده از نریشن را در چنین اقتباسهایی طبیعی دانست و توضیح داد که وقتی فیلمساز با جهان ذهنی شخصیت مواجه میشود، گاهی برای انتقال آنچه در رمان به واسطه کلمه قابل بیان است، ناگزیر به استفاده از نریشن میشود.
در پایان این نشست، ناعمه اصفهانیان ضمن تشکر از محمد صابری و حاضران، به برگزاری دوره تابستانه مدرسه میدان آزادی اشاره کرد و گفت در این دوره، کارگاههای مختلفی در قالب دوره «ژورنالیسم هنری» برگزار میشود که یکی از آنها کارگاه نقد سینما با حضور محمد صابری است. اصفهانیان همچنین گفت در هفته آینده فیلم «هتل بزرگ بوداپست» به کارگردانی وس اندرسون در ادامه برنامه اکران و نقد و تماشا نمایش داده خواهد شد.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشستها به صفحۀ اکران فیلمها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی AzadiEBot@ مراجعه کنید.