چهارشنبه 13 اسفند 1404 / خواندن: 10 دقیقه
پرونده «ای ایران» | صفحۀ سی و سوم

گزارش: همه واکنش‌های هنرمندان ایرانی به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

از جمله هنرمندانی که تا کنون به حمله آمریکا و اسرائیل و تبعات آن واکنش نشان داده‌اند می‌توان به ابراهیم حاتمی‌کیا، حسین کیانی، جمال شورجه، مجید مجیدی، رضا میرکریمی، علیرضا داوودنژاد، احسان یاسین، افشین هاشمی، محمد اسفندیاری، ایرج طهماسب، بهروز افخمی، سوگل طهماسبی، احمدرضا درویش، پرویز پرستویی، کمال تبریزی، علی ملاقلی‌پور، شهرام کرمی، علیرضا قربانی، آرمان درویش، لیلی عاج، بابک خواجه پاشا، منوچهر محمدی، مازیار میری، رسول صدرعاملی، سجاد افشاریان و... اشاره کرد.

4
گزارش: همه واکنش‌های هنرمندان ایرانی به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

مجله میدان آزادی: صبح شنبه نهم اسفندماه، هرگز از حافظۀ تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد. روزی که تهران و برخی از شهرهای کشور هدف حملۀ مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و در این حمله‌ها علاوه بر شهادت جانکاه رهبر ایران و فرماندهان نظامی، افراد غیرنظامی بسیاری از جمله زنان و کودکان کشته شدند. از دردناک‌ترین تبعات این حمله، حمله به مدرسه‌ای در میناب بود که ده‌ها کودک دانش‌آموز در آن جان سپردند. فاجعه‌ای که با هیچ منطق جنگی و نظامی‌ایی توجیه ندارد. در تازه‌ترین صفحه از «پرونده «ای ایران»  گزارش حنانه شکیبا را بخوانید از واکنش هنرمندان ایران به این حمله‌ها:

به گزارش مجله میدان آزادی، طبیعی است، آنانکه وطن را تنها نردبانی برای موفقیت نمی‌دانند بلکه وطن برایشان به قداست همان دامنی است که در آن پرورش یافته‌اند، از این حملات دردمند و خشمگین‌اند. هنرمندان ایران در کنار مردم ایران و برای ایران به این حملات در فضای مجازی واکنش نشان دادند.

رسم بر این بود که هنرمندان با انتشار پست‌هایی در شبکه‌های اجتماعی واکنش نشان دهند اما با قطع شدن اینترنت جهانی و عدم دسترسی به این شبکه‌ها، واکنش هنرمندان کشور کمتر منتشر شده است اما از آنجا که «اندک اندک جمع مستان می‌رسند» بسیاری از هنرمندان با در اختیار قراردادن یادداشت‌هایی به خبرگزاری‌ها،  به این حمله‌ها واکنش نشان دادند و آن را محکوم و در کنار مردم ایران ایستادند. حالا اما چرخ واکنش‌ها راه افتاده است و همه و همه به این حملات واکنش نشان داده‌اند. انگار کن کمی طول کشید تا همه از بهت و حیرت خبرهای ناگوار پس از این حمله کمر راست کنند.

برخی با انتشار نامه، برخی با پست و استوری در شبکه‌های اجتماعی‌شان، برخی همچون جمشید هاشم‌پور با حضور در کنار حافظان امنیت، برخی همچون سجاد افشاریان با راه‌اندازی کمپین خدمت‌رسانی به مردم و برخی با حضور در میدان‌های شهر تهران... همه در کنار مردم، با مردم برای میهن.

 از جمله هنرمندانی که تا کنون به این حادثه واکنش نشان داده‌اند می‌توان به ابراهیم حاتمی‌کیا، حسین کیانی، جمال شورجه، مجید مجیدی، رضا میرکریمی، علیرضا داوودنژاد، احسان یاسین، افشین هاشمی، محمد اسفندیاری، ایرج طهماسب، گرشا رضایی، پرواز همای، محمد معتمدی، بهروز افخمی، سوگل طهماسبی، احمدرضا درویش، پرویز پرستویی، کمال تبریزی، علی ملاقلی‌پور، شهرام کرمی، علی اکبر قلیچ، آرمان درویش ،لیلی عاج، بابک خواجه پاشا، منوچهر محمدی، مازیار میری، مریم کاویانی، مریلا زارعی، آزیتا موگویی، رضا کیانیان، سجاد افشاریان، محمدعلی باشه آهنگر، رسول صدرعاملی، داوود میرباقری، آزیتا ترکاشوند، فرهاد قائمیان، فریبا نادری، حمید ابراهیمی، سارا طالبیان، امیر سیدزاده، مجید واشقانی، علیرضا استادی، سیامک مردانه، سعید سهیلی، جلیل سامان، داوود فتحعلی بیگی، بهزاد فراهانی، میوشا ضیغمی، محمدرضا گلریز، محمدرضا گلزار، جهانگیر الماسی، بهرام ابراهیمی، رامبد جوان، شکیب شجره، عاطفه رضوی، حسام‌الدین سراج، داریوش فرضیایی، آشا محرابی، حامد بهداد، ناصر ممدوح، ناصر آقایی، امین زندگانی، گلاره عباسی، نرگس محمدی، پیمان طالبی، احمد دهقان، مهران احمدی، هادی حجازی‌فر، جواد عزتی، سارا حاتمی، محمود دولت‌آبادی، نرگس آبیار، نغمه ثمینی و... اشاره کرد.

آغازگر این پیام‌ها دو کارگردان پیشکسوت سینما که از بازماندگان جنگ ایران و عراق هستند بودند؛ یعنی جنال شورجه و ابراهیم حاتمی‌کیا.

در اولین واکنش‌ها ابراهیم حاتمی‌کیا در اولین ساعات تایید خبر شهادت رهبر ایران در دفتر کارش در متنی که آغاز آن جملۀ معروف شهید آوینی در رثای رحلت امام خمینی بود چنین نوشت:  

«یا شاهد
ما داغ تمامی تاریخ را یکجا دیده‌ایم.
داغ سیصد هزار لاله پرپر بوستان همیشه بهار ایران زمین.
داغ عروج امام شهیدان ؛خمینی کبیر(ره)،
داغ قاسم سلیمانی‌ها، محمدباقری‌ها، رشیدها، سلامی‌ها، حاجی‌زاده‌ها...
و امروز؛ داغ شهادت مظلومانه دخترکان معصوم دبستان میناب و امیران و سردارانمان...
و از همه جان‌سوزتر، داغ شهادت منادی دلسوز عزت و آقایی مردمان نجیب این میهن خدایی، آقایمان حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای(ره).
ما آن شقایق‌ایم، که با داغ زاده‌ایم!
ننگ‌مان باد، اگر در میان این مصاف ملت حسین(ع) با تمامی حرامیان یزید ِزمان، سر به دیوار کوفته، زانوی غم در بغل بگیریم.
سرباز کوچک ، ابراهیم حاتمی کیا
۱۰ اسفند ۱۴۰۴»


حاتمی‌کیا، همچنین پس از اعلام رسمی شهادت سردار علیرضا تنگسیری، فرمانده‌ نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلنوشته‌ای منتشر کرد و در آن نوشت:

«به نام خدای سرداران سر به دار.

به نام خدای سردار تنگسیری.

به نام آن‌که یکی دیگر از سفره‌داران این بزمِ میدانِ دفاع را برگزید.

چه بنویسم که دل پرآشوبم آرام شود؟

چه بنویسم که بغضم پشت فریادم پنهان بماند؟

دلم می‌سوزد از اینکه دیگر سردار، تبریک اعیاد را پیشدستی نخواهد کرد.

دلم می‌سوزد که دیگر صدای مهربان سردار را نخواهم شنید.

دلم می‌سوزد که دیگر چهره خندانش را در پس‌زمینه آبی خلیج فارس نخواهم دید.

سردار، تو عصای موسای رهبر شهیدمان بودی.

ایمان دارم، فرازِ سرخِ این شاهنامه، با این کوچ‌ها رنگ نمی‌بازد.

کاش در کنار یارانت بودی و غرق شدن سپاه فرعون را به چشم خود می‌دیدی.

پس ای دریابان خلیجِ همیشه فارس، آسوده باش که یارانت، این حماسه را با همان سرمشق تو به پایان خواهند رساند.»
 

مجید مجیدی کارگردان شهیر سینمای ایران و جهان نیز در پی حملۀ متجاوزانه آمریکا و اسراییل به ایران نوشت: 

«تاریخ برای آیندگان شهادت خواهد داد که چطور رهبر بزرگش در کنار فرمانده‌های ارشد در کنار مردم بی‌دفاع، کودکان معصوم دخترانه دبستان میناب، بیمارستان‌ها، منازل مسکونی، بدون هیچ سر پناهی مورد هجوم وحشیانه قرار می‌گیرند و همانند هم به شهادت می‌رسند.

سازمان‌های به‌ اصطلاح بشردوستانه با سکوت مرگبار خود هم‌پیمان جنایتکاران آمریکا و صهیونیست‌ها می‌شوند.

اشتباه بزرگ دشمنان ایران نداشتن فهم درست از شهادت است. نمی‌دانند که چطور شهادت پیام دارد؛ خون شهید قوی‌تر از هر سلاحی‌است؛ هر چه از ما بکشند این ملت استوارتر می‌شود.

در کجای تاریخ سراغ دارید که مردم یک سرزمین اینطور با شجاعت و پایمردی مقابل کل قدرت‌های اهریمنی جهان با اقتدار بایستند؟ امروز مردم دنیا شاهد نمایشی حماسی از مردم سرافراز ایران هستند و دشمنان این سرزمین، این آرزو را به گور خواهند برد که بتوانند در عزم اراده این ملت شریف خللی بوجود بیاورند.

بی‌شک پیروزی از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود؛ چرا که این وعده خداوند است: یایها الذین ءآمنو ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.»

جمال شورجه نیز نوشت:

«انالله و انا الیه راجعون
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه.....
ملت شریف ایران اینجانب جمال شورجه این فقدان بزرگ را به عاشقان ولایت و به خصوص هنرمندان عاشق تسلیت عرض می کنم.
ما چشم انتظار حضرت حجت هستیم و این خسران را غمی بزرگ و امتحان الهی برای امت اسلام می دانم
مطمئن باشید، ان مع العسر یُسرا»

علیرضا داودنژاد، کارگردان سینما در متنی کوتاه که در اختیار رسانه‌ها قرار داد با نقل قول دیالوگی از فیلم «سوختن» ساخته جیلو پونتو کوروو به نقل از شخصیت براندو به شهادت رهبر اتقلاب واکنش نشان داد و نوشت:

«به دلیل رویدادی آشکار و تاریخی نمی‌توان در یگانه بودن رهبر فقید ایران تردید کرد؛ ترور هیچ شخصیتی در جهان معاصر نمی‌توانست به موشک‌باران اسراییل و پایگاه‌های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا منجر شود. اینک حقیقت پیش چشم همه جهان آشکار می‌شود: «شهید خطرناک‌تر از قهرمان است.»

احسان یاسین، خواننده در واکنش به شهادت رهبر ایران نوشت: 

او کسی‌ست که در برابر دشمن ایران، هرگز صدایش نلرزید؛ یقین دارم که دیری نیست، روزی که مخالفینت، دلتنگت خواهند شد.

مازیار میری، کارگردان سینما نیز در واکنش به یورش آمریکا و اسرائیل به ایران با انتشاری در اینستاگرام نوشت: خدایا مراقب سرزمین ایران و مردمش باش

همچنین افشین هاشمی کارگردان و بازیگرسینما و تئاتر، به شهادت دختران مدرسه میناب واکنش نشان داد و در صفحه مجازی خود نوشت: «با دخترکی از اهالی میناب و خانواده مهربانش در فیلم همکار بودیم، شک ندارم دخترک این عکس و دیگر دخترکان آن مدرسه، به همان مهربانی‌اند...اما بمب‌ها این را نمی‌فهمند»

رضا میرکریمی کارگردان نام‌آشنای سینمای ایران نیز در پی حمله آمریکا و اسرائیل به وطن، با ذکر روایتی استعاری از مسابقۀ تاریخی محمدعلی کلی و جورج فورمن را بازخوانی کرد و از «ایستادن تا آخرین راند» گفت. میرکریمی نوشت:

«این روزها که دشمن با تمام قوا به خانه و کاشانه‌مان یورش آورده، یادم آمد آخرین راند را هیچ‌وقت نباید به حریف واگذار کرد. قصدم تعریف کردن قصه‌ای شنیده‌شده است از آن شب که تاریخ ورق خورد؛
۱۹۷۴، کینشاسا. همه شانس را به نام جورج فورمن نوشته بودند؛ قهرمان شکست‌ناپذیر. روبه‌رویش محمدعلی کلی ایستاده بود؛ مردی که می‌گفتند دورانش تمام شده. علی زیر مشت‌های سنگین عقب رفت اما نیفتاد، تا راند هشتم که با یک ضربه سرنوشت‌ساز فورمن را نقش زمین کرد. درس این است: آخرین راند را هیچ‌وقت واگذار نکن؛ تا آخر باید ایستاد.

این روزها که باز هم مشت‌ها سنگین‌تر از قبل بر صورت وطنمان می‌نشیند، یاد آن شب می‌افتم؛ که تا خودت را نینداخته‌ای، تا آخرین رمق باید ایستاد. چون صدا هست؛ صدای نیاکان، صدای مردم، صدای خودِ دیگرمان که فریاد می‌زند: تو تنها نیستی.»

میرکریمی همچنین با انتشار پستی در واکنش به فاجعۀ مدرسۀ میناب در اینستاگرام نوشت: 
ما گل‌های خندانیم!/ فرزندان ایرانیم

علی‌اکبر قلیچ، خواننده به شهادت رهبر ایران چنین واکنش نشان داد: «باختند مردمانی که تو را نشناختند. آه از دنیای بعد از تو. ایرانی‌ترین ایرانی خدا نگهدارت. انا لله و انا الیه راجعون.»

محمد اسفندیاری کارگردان سینما: «باقی مانده عمرمان حلال، اگر هزینه نابودی اسرائیل و کشتن سگ زرد میشه.»

ایرج طهماسب هم در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «برای خوشبختی چقدر بمباران شدیم».

بهروز افخمی، کارگردان سینما نیز گفت: «کسانی مثل رهبر انقلاب، مرگ ازشان اجازه می‌گیرد. ایشان حقش نبود که در رختخواب از دنیا برود.»

احمدرضا درویش، کارگردان فیلم‌هایی همچون «کیمیا»، «سرزمین خورشید»، «متولد ماه مهر»، «دوئل» و «رستاخیز»، در واکنش به شهادت رهبر ایران در یادداشتی نوشت:

تقدیم به قافله‌سالار شهیدان وطن
چو سایه در کویرِ سوزان 
در پیچ‌ و تابِ طوفان
با فانوس 
در شبِ شوره‌زار.
سوغاتش آب
خورجینش کتاب 
آمده از فراسویِ زمان در شعرِ شاعران.
***
نشست بر مرکبِ جام‌دستان 
چون سرو
چو پرنیان
چو آذرخش 
سبز و سفید و سرخ 
قد کشید بر بالابلندِ باغستان.
***
تا در هجومِ جهل و کین و زوال 
خاک خانه شود 
ابر ببارد
دانه برویَد 
گل بشکفد 
و باد شانه زند بر گسیوی نهال.
***
آتش که زبانه کشید چو هَروَله‌ی کوفیان 
آغوش شد بر بید 
سینه شد بر باد 
خون شد در رگِ رود 
ترانه‌ی آیات سرود 
ققنوس شد در آتشِ اهریمنان.
***
احمدرضا درویش
۱۱ اسفند ۱۴۰۴»

حسین کیانی نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر نیز که پیشتر نیز به این شهادت واکنش نشان داده بود در روزنامه ایران نوشت:

شخصیت والا و زندگی مجاهدانه‌ ایشان از ابعاد مختلف قابل بررسی و مطالعه است که در این مجال اندک و این نگاشته‌ کوتاه با این حال و هوای غمبار هجرت سرخ ایشان نمی‌گنجد «چون نگنجد بحر اندر کوزه‌ای.»

تنها آن‌چه در پس پرده‌ اشک ناگزیر روزگار امروز ایران بر این سوگ عظیم به این خاطر مکدر و اندوهگین می‌گذرد، این است که؛ ایشان تنها انقلابی زمانه بود که در زمانه‌ای اینچنین پلید، همچنان انقلابی زیست و انقلابی ماند و انقلابی نیز شهد شیرین مرگ سرخ را نوشید، همان که می‌خواست و همان که لیاقت تام و تمامش را داشت.

اما او به‌جز تنها انقلابی در زمانه‌ رؤسای‌جمهور و نخست‌وزیرانی که مجرمین جنسی و جنایتکاران جنگی از آب درمی‌آیند، صفت والای دیگری هم داشت، این رهبر عالی، این عالیجناب بی‌تکرار، حضرت اسماعیل نبی زمانه‌ خود هم بود و چرا بود؟

در خبری که مجری شبکه‌ محترم خبر با چشمانی پر اشک و آه می‌خواند گفت: ایشان با آنکه نیروی حفاظتی‌شان اصرار بر استفاده از پناهگاه کرده بود، نپذیرفته بودند وآگاهانه و عامدانه شرایط حضور عادی در دفتر و محل کار خود را برگزیدند. چرا که می‌خواستند همانند شرایط حساس سیاسی، همانند مردم عادی زندگی کنند که این، نهایت خلوص و مردم‌گرایی ایشان است اما آن‌چه این عمل ایشان را با توجه به موقعیت برجسته‌ای که در اداره‌ کشور داشتند، برازنده‌تر و ویژه‌تر می‌کند، رفتار و منش اسماعیل‌وارشان بود، او که به امر خدا و تحت امر پدر پیامبرش حضرت ابراهیم نبی(ع)، به قربانگاه نشست و تسلیم مسلَم و مُسلِم، گلوگاه به کارد آخته‌ پدر سپرد.

سیدعلی حسینی خامنه‌ای آن ولی مسلمین و علی زمان نیز در آن دَم که ماندن در محل کار و زندگی را برگزید، خوب می‌دانست و از شهید شدن خود آگاه بود، او به اختیار خود و خودخواسته و به امر تقدیرِ حق، اسماعیل‌وار به قربانگاه خویش پای نهاد و تن به جنگ‌افزارهای دشمن آمریکایی-صهیونی سپرد و دهان یاوه‌گویان و افسانه‌بافان بدذات را برای همیشه، مُهر سکوت سهمگین نهاد.

 چنین رفتار و منش پیامبرگونه‌ای تنها و تنها از تنها بزرگمرد انقلابی عصر سیاست نامردان پلید تروریست و تجاوزگر، برمی‌آمد و شایسته و بایسته او بود و نه هیچ کس دیگری. تنها او بود و هست و خواهد بود که چنین صفت بارزی داشت و حیات عقیدتی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خود را با آن پیوند داده بود؛ حیاتی که باید از آن به عنوان یک مکتب نام برد. سرنوشت درگذشت حماسه‌وارش را با سرنوشت خفت‌بار پدربزرگ و پدر آن مزدور بیگانه‌پرست ایران‌ستیز، آن تاج‌ وتخت‌خواه صهیون‌پروریده‌ پهلوی مقایسه کنید تا از این قیاس عرق شرم بر پیشانی تاریخ متوهمانه‌ شاه‌پرستان نادان و نااهل بنشیند.

سیدعلی خامنه‌ای برای دفاعی جانانه و مردانه از کشور ایران در خانه‌ خویش ماند، نه بیگانگان با خفت‌وخواری او را تبعید کردند، همچون رضاخان و نه از وطن گریخت و دربه‌در و گوربه‌گور کشورهای بیگانه شد همچون محمدرضا.

پشت میز کارش نشسته بود و با کهولت سن اما دلی جوان و امیدوار به آینده‌ روشن ایران کار می‌کرد. چنین است رسم زیستن و جان‌ به‌ جان‌آفرین سپردن آن عالم ربانی و فقیه روحانی، آن رجل بی‌مثال و دانامرد فرزانه‌ سیاسی، آن بسیار دوراندیش که تاریخ سیاسی جهان را با نام نامی خود مزین و منور کرد. روانش همنشین پاکان و نیکان و پیر و مرادش باد.


سوگل طهماسبی، بازیگر، برای شهدای دانش آموز میناب هم نوشت: «درس امروز: وطن»

علی ملاقلی‌پور، کارگردان (با امضای سرباز وطن) در یادداشتی، به حملۀ آمریکا و اسرائیل در خاک وطنمان واکنش نشان داد:

ملت ما می‌داند اگر تخم‌مرغی را از بیرون بشکنند، فقط قصد خوردن و حذف کردن آن را دارند! اما اگر بنا بر رشد باشد، تخم‌مرغ از درون می‌شکند و بزرگ می‌شود. پس ما مردم اجازه نمی‌دهیم از بیرون شکسته و خرد شویم؛ اگر بنا به تغییر، اصلاح و رشدی هم باشد، خودمان تصمیم می‌گیریم. بزرگترین حماقت ترامپ این است که جامعه ایرانی را نمی‌شناسد و دست به قمار زده است؛ ادامه این جنگ برای ترامپ فقط می‌تواند یک دستاورد داشته باشد: اینکه قبرستانی از سربازان آمریکایی را برای آیندگان به جا بگذارد!

مردم ایران هیچ‌گاه دنبال خون‌ریزی و کشتار  یکدیگر نبوده و نیستند؛ ما دنبال زندگی بهتر هستیم و اعتراض‌ها هم برای همین بوده است. اما موشک‌های اسرائیل فعلاً موافق و مخالف وضع موجود را با هم تکه‌تکه می‌کند. در این چند روز با این حجم از بمباران مدارس، بیمارستان‌ها و پارک‌ها، افراد با نگاه‌های متضاد، همگی قربانی جنگ‌طلبی نتانیاهو و ترامپ شده‌اند.

یک‌بار هم صدام روی تروریست‌های مجاهدین خلق (منافقین) قمار کرد و دلش خواست تصور کند این‌ها مردم ایران هستند، ولی جز شکست هیچ دستاوردی نداشت. در جنگ دوازده روزه هم وقتی نوکر فارسی‌زبان اسرائیل درخواست اعتراض خیابانی داد، کسی نیامد که نیامد. این‌ها هنوز نفهمیده‌اند که مردم برای بقا و حیات آغوش باز می‌کنند، نه موشک‌های اسرائیلی!»

شهرام کرمی نویسنده و کارگردان تئاتر در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به دبستان دخترانۀ میناب نوشت:

«در زندگی خود جنگ را با چهره سخت بارها تجربه و مشاهده کرده‌ام. جنگ با کسی مهربان نیست ولی فقط دشمنان بدکیش چون «حرمله» به جان کودکان معصوم تیر رها می‌کنند.
دیدن عکس‌های رنج‌آور و غرق در خون دخترکان دانش‌آموز میناب سخت‌ترین درد زندگی من است. بچه‌هایی که با شیطنت و شوق در مدرسه بودند که آتش خشم بر آن‌ها بارید.
هی داخ...!
این ستاره‌های خاموش جنوب، جان‌های پاک به ناحق ریخته، فرشتگان پرپر شده، معصومیت‌های به خاک افتاده ، دختران معصوم میناب، به کدام گناه غرق خون شدند؟!...
شرم بر شما که چنان داغی بر دل ما گذاشتید.
باور دارم عطر کودکی گیسوان این دخترکان شهید در این سرزمین داغ‌دیده، آتش داد بر خرمن بیداد خواهد شد.»

پرویز پرستویی در واکنش به شهادت دختران مدرسه میناب، با انتشار صفحه مجازی خود به خانواده‌های داغدار میناب و به ایران تسلیت گفت. همچنین در واکنش به شهادت دریابان علیرضا تنگسیری در پستی در اینستاگرام نوشت: 

«علمدار خلیج‌ فارس و تنگه هرمز روحت شاد و یادت همیشه جاودان.»

 
کمال تبریزی نیز با انتشار متنی که در اختیار رسانه‌ها گذاشت، در واکنش به شهادت رهبر ایران، نوشت:

«در تاریخ گذشته سرزمین ما، کمتر پادشاه یا رهبری بوده که در برابر تجاوز بیگانگان، با شجاعت تمام ایستادگی کرده باشد و عمدتا، به‌ویژه در سده‌های اخیر، شاهان بزدل، تن به سرسپردگی و اطاعت بی‌چون و چرا داده‌اند!

اکنون اما ایران شاهد رهبری بود که در برابر ائتلاف ناجوانمردانۀ دشمنان غدار، شجاعانه ایستاد و سرمشقی برای تاریخ آینده ایران شد.»

سجاد افشاریان، نویسنده و بازیگر، ضمن انتشار استوری‌های متعدد در صفحۀ شخصی شبکه‌های اجتماعی، کمپینی را راه انداخته  است که در تهران به مردم خدمت‌رسانی‌کند تا در دل مردم، آب از آب تکان نخورد.

محمدعلی باشه‌آهنگر، کارگردان سینما نیز در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها گفت:

«نخستین حمله در این جنگ، حمله به بیت رهبری بود که متأسفانه به شهادت رهبر انقلاب انجامید و ملت ایران را داغدار کرد. این اتفاق نشان می‌دهد کسانی که به ایران حمله کردند با طرح و برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده وارد این میدان شده‌اند.
شهادت رهبر انقلاب و فرمانده کل قوا ممکن است در ظاهر برای دشمن دستاوردی تلقی شود، اما واکنش مردم و صلابتی که پس از این حادثه نشان دادند، بیانگر این است که اگر پشت سر هم بایستیم و وحدت خود را حفظ کنیم، هیچ خللی به این کشور وارد نخواهد شد.
به نظر می‌رسد هدف دشمنان از این حملات، ضربه زدن به ساختار کشور و حتی تجزیه ایران است. در چنین شرایطی باید اختلاف‌نظرها را کنار گذاشت. امروز باید به ایران فکر کنیم. مهم‌ترین وظیفه ما حفظ وحدت و همبستگی ملی است. اگر مردم در کنار هم بایستند و با هشیاری عمل کنند، این جنگ نمی‌تواند طولانی شود؛ اما اگر تفرقه در جامعه شکل بگیرد، ممکن است شرایط پیچیده‌تر شود. بنابراین مهم‌ترین مسئله امروز، ایستادگی و حفظ وحدت ملی است. 
مردم ایران در مقاطع مختلف تاریخی نشان داده‌اند که در لحظات حساس کنار کشورشان می‌ایستند و امیدوارم این‌بار نیز با همین همدلی بتوانیم از این مقطع دشوار عبور کنیم.»

رسول صدرعاملی، کارگردان سینما نیز در متنی که در اختیار رسانه‌ها گذاشت، نوشت: 

«ایران ما، این روزها تجربه‌ای متفاوت از همه سال‌های دور ونزدیک‌اش‌ را ، پشت سر می‌گذارد و ناباورانه تجاوزی آشکار در مقطعی که قرار بود با دیپلماسی پیش برویم، اتفاق افتاد.
تجاوزی که شخص اول مملکت، رهبر انقلاب را در دفتر کارش و همراه با خانواده‌اش که نزدیک به آنجا زندگی می‌کردند به شهادت می‌رساند ، ۱۴۰ کودک بی‌گناه مینابی ناباورانه آرزوهای کودکانشان به باد می‌رود و مردم بی‌گناهی که زیر بمب‌های مدعیان آزادی و دموکراسی جان می‌دهند.
خوب می‌دانیم که این رسم انسانیت و دموکراسی نیست که‌ ناجوانمردانه ترور کنند و ای کاش مردانه می‌جنگیدند.
این روزها مردم ایران باید بیشتر ایمان بیاورند که دست هیچ حکومت خارجی نمی‌تواند نجات دهنده باشد، جز همراهی خودمان با هم برای ایرانی که می‌تواند روزهای زیبایی را زیر سایه همدلی خودمان رقم بزند.»

داوود میرباقری کارگردان تلویزیون نیز در متنی شهادت رهبر ایران و شهدای تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران را تسلیت گفت. در متن این یادداشت آمده است:

«در گرماگرم ثبت شکوه و عظمت تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران بزرگ و عزیز در قالب سریال سلمان پارسی بودیم که دشمنان این مرز و بوم، ناجوانمردانه به ایران استوار و پابرجا در پهنای تاریخی چندین هزار ساله یورش بردند.

رهبر فرزانه و بینا و شجاعمان را به همراه جمعی از سربازان جان بر کف و نیز دختران و کودکان به شهادت رسانده و ما را به سوگ نشاندند و نبردی دفاعی و ناگزیر را به کیان ایران عزیز تحمیل کردند که با اتکای به خدای متعال و پایداری مردم بزرگ ایران از این تهاجم اهریمنانه سربلند بیرون خواهیم آمد.

درود بر اراده ملتی که با همدلی جانانه خود به میدان آمده و بی‌شک همراهی و اتحاد آن‌ها تیر خلاصی خواهد بود بر پیکر متجاوزان.

ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم»


آزیتا ترکاشوند، بازیگر سینما و تلویزیون نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها دربارۀ این تهاجم گفت:

 «هیچ‌کس از جنگ استقبال نمی‌کند، اما مردم ایران همواره نشان داده‌اند که در دفاع از وطن خود ایستادگی می‌کنند و این بار نیز با همدلی و انسجام از این روزهای دشوار عبور خواهند کرد. ما هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبوده‌ایم و در طول تاریخ همواره از خود دفاع کرده‌ایم؛ با این حال همین دفاع، همواره پاسخی قاطع به متجاوزان بوده است. حال‌و‌هوای این روزها برای هیچ‌کس خوشایند نیست. دیدن پرپر شدن کودکان و از دست رفتن عزیزان مردم یا تخریب خانه‌ها و زندگی‌ها اتفاقی بسیار تلخ است و هیچ انسانی نمی‌تواند نسبت به آن بی‌تفاوت باشد.

با وجود همه این تلخی‌ها، ایمان دارم که ایران با اقتدار و سربلندی از این روزها عبور خواهد کرد و پرچم کشورمان همچنان با عزت برافراشته خواهد ماند.
گاهی می‌بینیم کسانی که روزی در همین خاک رشد کرده‌اند و به شهرت رسیده‌اند، از این جنگ ابراز خوشحالی می‌کنند و آن را به‌عنوان کمک به مردم ایران معرفی می‌کنند. این موضوع برای من به‌عنوان یک انسان واقعاً عجیب است. وطن برای ما تنها یک سرزمین نیست؛ وطن هویت ما، تاریخ ما و شناسنامه ماست. این خاک میراث نیاکان ماست. سرزمینی که نسل‌های پیش از ما برای حفظ آن خون داده‌اند و به ما سپرده‌اند. ما نیز وظیفه داریم این میراث را حفظ کنیم و به نسل‌های آینده بسپاریم.»

فرهاد قائمیان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون نیز درواکنش به شهادت رهبر ایران و کودکان میناب در یادداشتی نوشت:

«وقتی مردی می‌رود که ترازوی حق بود؛ جهان مدتی بی‌تعادل می‌شود. نه فقط به خاطر فقدان، به خاطر مسئولیتی که بر دوش ما جا می‌ماند. اگر او رفت راهش هنوز هست اما رفتن در آن راه دل می‌خواهد و جرأت. از پروردگار طلب می‌کنم ما را به انصاف نزدیک‌تر کند.

شهادت این کودکان و این بزرگ‌مرد، نه تنها روایتی از رنج‌های بی‌پایان است؛ بلکه سرودی از ایستادگی و مقاومت است. ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی. آن‎ها که جانشان را فدای آزادی و حقیقت کردند نشان دادند که هیچ‌گاه نباید از مسیر مبارزه برای انسانیت و عدالت دست بکشیم.

این یادها، این خون‌ها و این فداکاری‌ها، همواره در قلب ما زنده‌اند. خون شهیدان در رگ‌های انقلاب جاری است و ما باید نشان‌دهنده‌ مسیر روشن آن‌ها باشیم. همیشه به یادشان خواهیم بود و در راه آرمان‌هایمان جان می‌دهیم.»
 

مریلا زارعی بازیگر سینما متنی را خطاب به رهبر شهید ایران در اختیار رسانه‌ها قرار دادو او در این متن نوشت:

«آقای شهیدم سلام

آقاجان، رفتنت را باور نمی‌کنم. 7 روز و شب گذشت و من هر لحظه پلک‌هایم را به هم می‌فشارم بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه این‌ها کابوس بوده... اما تلاش بیهوده ایست.

تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان. تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...

چه کسی تصور می‌کرد که بعد از آن شب‌های تلخ دی‌ماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت در میان هلهله‌های شادی فریب خوردگان رسانه‌های دشمن اینگونه حماسه آفرین شود؟

و هر چه می‌گذرد من غمگین‌تر می‌شوم؛ غمگین‌تر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.

کاش شاعر بودم و در رثای این هجر می‌سرودم. کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگ‌ها را بر بوم نقاشی‌ام بی‌رحمانه فرود می‌آوردم‌. کاش می‌نواختم، بلکه می‌شد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین می‌شد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی می‌کند.

آقاجان هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ ۱۶۸ دانش آموز و معلم مینابی امانم را برید. داغ پشت داغ و تا همین لحظه بی‌امان بر این جنایات علاوه می‌شود.

اما ملت غیور سرزمینم همه این داغ‌ها را به حماسه بدل کردند؛ از امدادگران جان برکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانه‌ای جرات پاره پاره کردن پرچم سه رنگ مقدسمان را به خود ندهد...

آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ. من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...»
 

علیرضا قربانی، هنرمند و خوانندۀ محبوب و مشهور ایرانی نیز در یادداشتی کوتاه به کشته‌شدن کودکان ایران و به‌ویژه دانش‌آموزان میناب در جنگ اخیر واکنش نشان داد. دریادداشت علیرضا قربانی آمده است:

«پدر باشی و هر نَفَس نگران فرزندانت نباشی؟ حاشا!

و حالا که جنگ آمده و در خانه‌مان را زده است، هربار که نگاهم به دو کودکم می‌افتد که نه کاملا از ماهیت جنگ آگاهند و نه آنقدر دور از سیاهی آن، که بتوانند به دنیای کودکانه‌شان بازگردند، قلبم مچاله می‌شود از فقدان آن کودکان پرپرشدۀ میناب و همۀ کودکان این خاک که چه زود و نابهنگام ما را تنها گذاشتند.

چه بگویم از میناب و غم بی‌منتهای دانش‌آموزان پرپر شده‌اش که بی‌گناه و معصومانه رخت بربستند و خون پاک‌شان درخت تنومندِ آزادی ایران یکپارچه را تا ابد آبیاری خواهد کرد.

علیرضا قربانی
تهران اسفند ۱۴۰۴»

 سعید سهیلی، کارگردان سینما نیز در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، به خاک ایران در یادداشتی که حال و هوای فیلم‌هایش را نیز دارد نوشت: 

«ترامپ بعد از ونزوئلا در پی بلعیدن چاه‌های نفت ایران است، ما به او می‌گوییم درب چاه‌های نفت ایران به روی تو و هر بیگانه‌ای بسته اما درب چاه‌های فاضلاب ما به رویت باز است، آن هم نه برای بردن... فقط برای خوردن، نوش جان و گوارای وجودت... »

جلیل سامان کارگردان سریال‌های محبوبی چون «ارمغان تاریکی»، «پروانه»، چهارگانۀ «زیرخاکی» و... دربارۀ شرایط این روزهای وطن، تهاجم به آن، جنگ، کشته شدن کودکان و سکوت در قبال آن نوشت:

«عده‌ای هستند که پیدا کردن واژه‌ای برای تعریف شخصیتشان بسیار دشوار است.

بگویم نادان‌اند؟ نه، این کافی نیست.

هیچ‌وقت مثل امروز مرز حق و باطل اینقدر آشکار نبوده است. حتی یک آدم نادان هم وقتی بفهمد پرستار بی‌گناهی را آتش می‌زنند، از دارودسته آدمکش‌ها فاصله می‌گیرد.

بگویم بی‌وطن‌اند؟ آدم می‌تواند بی‌وطن باشد، اما بی‌وطن بودن به معنای آدمکشی یا دادن گرای هم‌وطنش نیست.

منافق؟ یعنی کسی که پیشِ رو چیزی می‌گوید و پشت سر چیز دیگری؟ منافق دست‌کم ظاهر را حفظ می‌کند. اما کسی که آشکارا از کشته شدن هم‌وطنش ابراز شادی می‌کند، حتی زحمت حفظ ظاهر را هم به خودش نمی‌دهد؛ پس «منافق» هم واژۀ کوچکی است.

خائن؟ خیانت هم حد و مرزی دارد... خائن هم حاضر نیست عنوانش را بپذیرد و ترجیح می‌دهد نقاب شرافت بر چهره بزند.

آهان، شرف! آدم‌هایی هم هستند که بی‌شرف‌اند و برای منافعشان هر کاری می‌کنند؛ اما حتی بی‌شرف‌ها هم معمولاً طرف آدمخوارها را نمی‌گیرند، چون می‌دانند ممکن است روزی خودشان هم توسط یکی بی‌شرف‌تر از خودشان خورده شوند!!

شاید باید برای این جماعت واژه تازه‌ای اختراع کرد. شاید فرهنگستان زبان روزی فکری برایش بکند.

یک واژه‌ای بود که در پخش «زیرخاکی» خیلی سانسورش می‌کردند. همکاران پخش می‌گفتند حذفش کن؛ خیلی سنگین است:

«بی‌همه‌چیز»

بله، شاید «بی‌همه‌چیز» مناسب‌ترین واژه برای کسانی باشد که دشمن را تحریک کردند تا به هم‌وطنانشان حمله کند.

بی‌همه‌چیزهایی که شهادت دختران دانش‌آموز میناب را «غیرعمدی» خواندند، درحالی‌که مرتکبانش به عمدی بودنش اعتراف کرده بودند.

بی‌همه‌چیزهایی که با دیدن انفجار خانه‌های مسکونی سوت و هلهله کشیدند و گفتند: «چند روز دیگر آزاد می‌شویم...»

و حتی آن‌هایی که هلهله هم نکردند؛ آرام نشستند، قهوه‌شان را نوشیدند و با سکوتشان نشان دادند که «بی‌همه‌چیز» بودن، گاهی از فریاد هم بلندتر شنیده می‌شود.»

داوود فتحعلی‌بیگی، بازیگر تئاتر و تلویزیون در واکنش به تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران به رسانه‌ها گفت:

«کسانی که تصور می‌کنند که این بیگانه منجی است مطقا نه تحلیل درستی از تاریخ دارند و نه جامعه بشری را می‌شناسند و این سخن را از روی ناآگاهی می‌گویند. مگر ممکن است که استعمارگر تو را نجات بدهد؟ مگر ممکن است که مغول تو را نجات بدهد؟ بیگانه برای آبادی تو نمی‌آید، او می‌آید تا تو را اسیر کند و برده خود سازد. تاریخ این را آشکار کرده است؛ مگر زمانی که انگلستان به هندوستان حمله کرد می‌خواست آنجا را نجات بدهد؟ اگر ما مشکل و گلایه‌ای نسبت به حکمرانان خود داریم به خودمان مربوط است، مانند فرزندی که در خانواده ممکن است با پدرش اختلاف دیدگاه‌هایی داشته باشد.

باید خطاب به این تجاوزگران از زبان رستم و فردوسی بگویم «که گفتت برو دست رستم ببند؟ / نبندد مرا چرخ، دست بلند» چرخ فلک هم نمی‌تواند دست ما را ببندد چراکه ما هم خدا را داریم و هم ایمانی که دنیا را به حیرت واداشته است. وقتی این حماسه‌ها را می‌بینم بی‌اختیار به یاد جمله‌ای می‌افتم که در رابطه با شهدای کربلا گفته شده است که می‌گوید «مرگ را به بازی گرفته بودند». امروز ایرانیان اینچنین جانفشانی می‌کنند و از آنچه دنیا از آن می‌ترسد، نمی‌ترسند.

شنیدم که زنی به همراه کودکش به یکی از ایستگاه‌های بازرسی رفته بود و در کنار آنان ایستاده بود تا حضور خودش را اعلام کند؛ این خود یک دستمایه است. بسیاری از رویدادهای اینچنینی دستمایه‌ای هستند تا آثار گرانقدر هنری مختلف بر اساس آنها خلق بشود. ایجاد چنین زمینه‌ای بر عهده مسئولان است و فکر می‌کنم که زمانش همین الان است تا نهادهای فرهنگی و هنری مسابقات نمایشنامه‌نویسی‌ای در ارتباط با حماسه جنگ رمضان برگزار کنند.»
 

عاطفه رضوی، بازیگر سینما و تیاتر در متنی نوشته است:

«از جنگ و جنگ طلب‌ها بیزارم.حتی رئیس مرکز ضد تروریسم آمریکا فهمید که این جنگ تجاوز است و غیرمنصفانه؛ اما هنوز ایرانی‌های سابقا هموطن ما و نوسلطنت طلب‌های تازه اهل سیاست شده نفهمیدن!

تازه با بسته‌های پیشنهادی وارد می‌شوند که دو دستی خاکمان را تقدیم اسرائیل کنیم.

برای من تمامیت ارضی این خاک مهم است و اگر توانی بماند خودمان حقمان را می‌گیریم و هرگز بر این باور نیستم که دو بی اخلاق عزم بر نجات ما دارند.
می‌دانم این به ظاهر دموکراسی طلب‌ها تحمل شنیدن هیچ حرف و نظری را هم ندارند.»

حسام‌الدین سراج - خواننده آواز ایرانی - در گفت‌وگویی با رسانه‌‎ها نیز گفت: 

«خارک جزئی از تن ایران و پاره‌ تن ایرانیان است و این موضوع نه‌تنها درباره خارک، بلکه درباره هر جزء یا بخش ایران صدق می‌کند.

دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

ایران با جان ایرانیان از دیرباز پیوند خورده و خیال خام دشمن است که بتواند عضوی از پیکر ایران جدا کند.»


داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) نیز در یادداشت نوشت: 

«دل ما در سوزِ غم می‌تپد، اما در دلِ کودکانِ میناب، شعلۀ امید خاموش نمی‌شود. یاد آموزگاران و شاگردان شهید ایران گرامی، که با عشق، آینده را ساختند و لبخند را به مدرسه‌ها برگرداندند.»


بهرام ابراهیمی، بازیگر و عضو هیات مدیره خانه تئاتر ایران، با تاکید بر اینکه  هیچ‌کس جنگ را دوست ندارد گفت:

«من از جنگ به هر شکلی متنفرم البته به شرط آن که ما شروع‌کننده و آغازگر جنگ نباشیم. آنچه تاریخ هزار سال اخیر ایران به عنوان تاریخی که با ثبت جزئیات بیشتری می‌توان به آن استناد کرد؛ روایت می‌کند این است که ما هیچوقت به هیچ کشوری حمله نکرده‌ایم.

ما این جنگ را شروع نکردیم اما صبوری آدم‌ها نسبت به شرایط جنگی به مرور زمان اندک می‌شود. از چندسال پیش ترور دانشمندان، نظامیان و… در ایران شروع شد و هیچکس هم در مقابل این موضوع عکس‌العمل جدی نشان نداد. ما برای اولین بار، قبل از جنگ ۱۲ روزه با حمله موشکی وعده صادق یک نسبت به ترور و کشتار کشورهای بیگانه در میهن‌مان واکنش نشان دادیم. تاکید می‌کنم که جنگ را دوست ندارم اما این جمله به‌ این‌ معنا نیست که ملت ما نباید از خود در مقابل حملات آمریکایی _صهیونی دفاع کند.

خوشحالی احمقانه برخی افراد که فکر نمی‌کنم تا کنون از کنار گوش‌شان حتی یک سنگ و تیروکمان رد شده باشد، برایم غیرقابل باور است. نمی‌فهمم این‌ها چه موجوداتی هستند که از کشته شدن دیگران لذت می‌برند؟ ما هشت سال با موجودی ابله به نام صدام حسین جنگیدیم، او آدم منفوری بود اما زمانی که می‌خواستند او را اعدام کنند؛ من حاضر نشدم حتی لحظه مجازاتش را ببینم. چطور برخی افراد دل‌شان می‌آید، دیگران کشته شوند و از کشته شدن بچه‌های بی‌گناه یک مدرسه و دیگر قربانیان این جنگ خوشحال باشند؟!

من نمی‌توانم تحمل کنم که کسی به مملکت و سیستم مرکزی حکومت کشور من حمله کند، مردم و بچه‌های بی‌گناه را بکشد و با خوشحالی این حرکت غیرانسانی خود را توجیه کند، این موضوع اصلا برای من قابل درک نیست.

ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که یک دیوانه گرچه مرز مشترکی هم با ما ندارد تلاش می‌کند ما را نابود کرده و کشورمان را تکه تکه کند. این نسخه‌ای است که سال‌های قبل برای یوگسلاوی پیچیدند و آن کشور را تجزیه کردند اکنون نیز در تلاش هستند این نسخه را برای ما بپیچنند.»

نعیمه نظام‌دوست، بازیگر سینما و تلویزیون در یادداشتی به جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران واکنش نشان داد. در متن این یادداشت آمده است:

«وطن ای ایران غمدیده‌ام، وطن ای مادر رنجیده‌ام، وطن ای نقشه‌ات زیباترین، وطن یعنی استان به استان، شهر به شهر دلیران ایران، وطن یعنی 
خراسان، سیستان، سمنان، لرستان
کویر لوت، رشت، کرمان، یزد، ساری
سپاهان، هگمتانه، بختیاری

طبس، چالوس، بوشهر، کردستان، وطن یعنی گلستان، گیلان، مازندران شیران ایران، وطن یعنی دو آذربایجان زیبا، وطن یعنی ایلام، اراک و فارس، وطن یعنی خوزستان و تهران دیروز و امروز ویران به دست دشمنان، وطن یعنی بلوچستان و هرمزگان و زنجان و اصفهان 

وطن یعنی خلیج تا ابد فارس

وطن یعنی تنب کوچک، تنب بزرگ ابوموسی وطن یعنی هرمز و کیش وطن یعنی ایستاده چون کوه دماوند وطن یعنی قلب‌های مهربان مردم ایران، وطن یعنی ترک و لر و کرد و بلوچ و گیلک و مازندران، وطن یعنی غرش مردان و زنان و کودکان پاک ایران، وطن یعنی همبستگی و عشق، وطن یعنی جانم فدای ایران، وطن یعنی کوه و دشت و  کویرو دریا، وطن یعنی جای جایش خون شهیدان، وطن یعنی غیرت دلیران، وطن یعنی کودکان میناب، وطن یعنی  خون پاک مردم در خیابان، وطن یعنی خون در دنا و دریای ایران، وطن یعنی جان من جان تو جان ما فدای ایران، وطن یعنی ذره ذره از خاکش در چشم دشمنان ایران، وطن یعنی دشنه‌ای در دل دشمنان ایران، وطن یعنی ایستاده‌ایم تا ته جان... »

همچنین جهانگیر الماسی در یادداشتی که منتشر شده است نوشت:  

«رحمت خدا بر رهبر شهید انقلاب. در طول تاریخ، سرنوشت انسان‌های نیکو و قهرمانان همیشه همین بوده است که به دست زشت‌کرداران و نابکاران شهید شوند. 

من حضور سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، آقای آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را به مسند رهبری این قوم شریف و کهن‌سال ایرانی، تبریک می‌گویم. امیدوارم که انتخاب‌های جدید ایشان در تمامی بخش‌ها منجر به حضور افرادی شود که همچون پدرشان ریشه در این خاک دارند. افرادی که به هویت ایرانی علاقه‌مند هستند. 

طول تاریخ ایران، همیشه گذشت در عین قدرت و توانمندی، باعث حفظ این خاک شده است. رفتاری که باید آن را به جوانان و نسل جدید که میراث‌داران این آب و خاک هستند، بیاموزیم. اکنون زمان به نمایش گذاشتن قدرت و توان ایران است. تمام مدیران و مردم ما باید مثل آنچه امروز از نیروهای مسلح کشور در مقابل دشمن متجاوز می‌بینیم، قدرتمند باشند و در حفظ وطن بکوشند.»

استاندار هرمزگان نیز اعلام کرد محمدرضا گلزار در تماس تلفنی با مسئولان استان، ضمن ابراز همدردی با خانواده‌های شهدا، آمادگی خود را برای تقبل هزینه‌های بازسازی مدرسه شجره طیبه میناب اعلام کرده است.

این هنرمند همچنین اعلام کرده است که هزینه‌های درمان مجروحان این حادثه را نیز تقبل خواهد کرد.

محمد گلریز، خواننده نیز در واکنش به این حمله‌ها گفت: 

«شهادت رهبر معظم انقلاب قلب همه را جریحه‌دار کرد اما تقدیر الهی چنین بوده است و یقین دارم که در پس آن، خیری نهفته است.

باید دانست که اتحاد، همبستگی، یکپارچگی و وحدت رمز پیروزی ملت ایران است. هیچ ملتی در دنیا به اندازه‌ مردم ایران، از نظر هوش، بصیرت و آگاهی نسبت به موقعیت خود آگاه نیست.

مردم با همه مسائل و مشکلاتی که دارند، پیام امام راحل و رهبر معظم انقلاب را پذیرفتند و با انسجام و وحدت کامل در صحنه و میدان حضور یافتند.»

نیوشا ضیغمی در پی تهاجم امریکا و اسرائیل به خاک ایران نوشت:

«ایرانم وطنم، ایران‌بانو. امروز زخم خورده‌ای، امروز تن ارزشمندت پر از ترکش بمب و موشک کسانی‌ست که داعیۀ نجات انسان دارند، اما در عین بی‌عدالتی بر سر کودکان و انسان‌های بی‌گناه آوار شده‌اند و جانشان را می‌گیرند.

ایرانم، تو سختی‌ها کشیدی، اما تن به ذلت ندادی‌. می‌شود بر وجب به وجب خاکت بوسه زد. خاکی که حاصل خون و وجود جوانانی‌ست که ۸ سال جنگیدند، اما ذره‌ای از وجود پاکت را به غریبه ندادند.

کسانی که هنوز می‌شود با شنیدن خاطراتشان ساعت‌ها اشک ریخت. امروز تمام قومیت‌های این سرزمین کرد، لر، بلوچ، آذری، همه و همه یک‌صدا کنار هم هستند تا این خاک پهناور تا ابد یکپارچه بماند مطمئنم که زمستان خواهد گذشت و روسیاهی به زغال خواهد ماند. به امید پیروزی هرچه زودتر.»

بهزاد فراهانی، بازیگر سینما و تلویزیون نیز گفت:

«این مدرسه که در میناب ویران شده، حاکی از این است که امپریالیسم آمریکا و تروریسم اسرائیل هیچ‌وقت به هیچ کشوری صلح نبرده و به هرکجا که پا گذاشته، سبب جنگ شده است؛ از آخرین نقطه آسیا تا لُس آنجلس.

حمله به این مدرسه و کشتن بیش از ۱۶۰ کودک معصوم، هیچ معنی جز تروریسم ندارد؛ این‌ها تنها بچه‌های ما نیستند و بچه‌های جهان هستند. چند هزار آدم توسط این تجاوز‌گرها عزادار شدند؟ در نهایت متاسفم و غصه می‌خورم برای خانواده‌هایی که ارجمندی‌های خانوادگی‌شان، با بازی‌های امپریالیسم و ژئوپلیتیک دشمن به عزا می‌نشیند.»
 

در این خاک همه با هم تاب آورده‌ایم

عاطفه رضوی، بازیگر سینما و تئاتر، در جدیدترین واکنش خود به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در صفحه شخصی خود در اینستاگرام متنی را منتشر کرد: 

«چقدر تفکرات سیاسی چهل سال پیش با همه انتقادها و مبارزاتشان با حکومت پیشرو و انسانی بودند هیچکدام در هشت سال جنگ پیشنهاد تقدیم مملکت را ندادند.

چقدر مایه‌ی سرافکندگی است چطور ممکن است در این روزگار باور کرد نتانیاهو و ترامپ به قصد آبادی و آزادی آمدند، چطور نفهمیدند جنگ منو ندارد؟
...
زیر بمب باران نشسته‌ایم و در هر حمله از هم خداحافظی می‌کنیم و همه اینها اصلا به معنای آن نبوده و نیست که یک وجب این خاک را تقدیم کسانی کنیم که ساکن جزیره اپستین هستند و یا کسانی که از آنان کمک خواسته‌اند و رویای آزادیشان را در دست آنها می‌بینند.
ما در این خاک همه با هم روزهای سخت و دشواری را تاب آوردیم برای اینکه انسانیت‌مان، فرهنگ و وطن را حفظ کنیم. حالا معلوم شد که اگر دست آنان بود جز فحاشی چیزی برایمان نمی‌ماند.»

سوختیم

پرویز پرستویی نیز در جدیدترین واکنش خود نسبت به دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: 

«سوختیم برای همه مادران داغدار، به خصوص مامان‌های میناب. لطفاً به اشتراک بذارین و روی دیوار این پست یه جمله بنویسین، وقتی مادر میکائیل [یکی از کودکان شهید مدرسه میناب] می‌خونه بدونه همه دنیا برای این طفل‌های معصوم اشک ریختن.»

کنار هم از این پیچ خطرناک می‌گذریم

نرگس محمدی، بازیگر سینما و تلویزیون برای وطن نوشت:

«لحظه سال تحویل اومدیم یک فیلم بگیریم ولی نشد، عجیب‌ترین سال تحویل عمرم، وقتی صحبت از وطن میشه زمان برای من می‌ایسته ...

ما وطنمون، خاک سرزمینمون رو وجب به وجب با تمام قلبمون نگه می‌داریم و کنار هم از این پیچ خطرناک می‌گذریم ...

این کشور می‌ماند؛ این را هزار بار تکرار کن

ایران اولین کشور جهان یک سرمایه بزرگ داره، ایران مردمش رو داره...

زنده باد ایران

در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما؟

پاینده باد خاک ایران ما»

ننگ بر ما اگر فراموش کنیم

محمدحسین مهدویان، کارگردان سینما از مدافعان این روزهای وطن گفت:

«آری!
همه‌ی ما در هر گوشه‌ی این خاک
قدمی برای دفاع از ایران برمی‌داریم.
اما
همه‌ی گام‌های ما یک طرف
یک ساعت زندگی بچه‌های پای لانچر یک طرف.
پهلوان‌های ایران!
ننگ بر ما اگر در روز پیروزی محتوم‌مان
لحظه‌ای فراموشتان کنیم.»

وطن یعنی جان

شکرخدا گودرزی، نویسنده و کارگردان تئاتر، در یادداشتی نوشت: 

«ما به درازای عمر بشر بر این کره خاکی زیسته‌ایم، بنابراین در ضمیر ناخودآگاه جمعی ما یک چیز مشترک هست که ما را کنار هم نگه داشته، وطن، وطن یعنی هویت، وطن یعنی مانایی، وطن یعنی وجود، وطن یعنی جان.

جان ما با وطن‌ گره خورده 

بی وطن هیچم...

چو ایران نباشد تن من مباد

بر این بوم و برزن یک تن مباد»

دستان شیر مردان ایرانی در پشت لانچرها را می‌بوسم

فرزاد حسنی، مجری و بازیگر در یادداشتی نوشت:

«در تمام این چهار هفته پیگیر حضور بر روی آنتن صداوسیما بودم. با وجود تلاش‌های مدیران محترم رسانه فقط به دلیل مخالفت شخصی یک نفر این امکان فراهم نشد.

به تمامی همکاران شجاع و ارجمندم در رسانه ملی که در این زمانه غیرت‌خیز لحظه‌ای در انجام وظیفه انسانی و میهنی خود کوتاهی نکردند افتخار می‌کنم.

با قلب هزار پاره از داغ شهیدانمان در برابر عظمت سربازان ایران سر تعظیم فرود می آورم و دستان شیر مردان ایرانی در پشت لانچرها و پروازدهندگان پهپادها را می‌بوسم.»

هدی زین‌العابدین: «یک موضع بیشتر ندارم: وطنم»

هدی زین‌العابدین، بازیگر سینما و تلوزیون نوشت: 

«تاا الان و این لحظه نتونستم به اینترنت وصل بشم...
در تمامی این روزها فکر کردم سکوت کنم یا از فاجعه میناب بگم....
از دل‌هایی که آتش گرفت... 
از خانه‌های مسکونی و هموطنایی که به هر شکل چه جانی و مالی قربانی این جنگ شدن.... 
از شمال تا جنوب ایران بگم که زخمی شده... 
بی‌شک سکوت، انتخاب من نیست 
نمی‌خوام هر حرف و نظر من باعث بشه از نگاه شخص یا اشخاصی جور دیگری تعبیر بشه
خودم با صدای بلند میگم قبل ازینکه بخوان به من بتازن یا تعریف و تمجیدی کنن
من یک موضع بیشتر ندارم و اون موضع (ایران) وطنم هست.»

 

آزیتا موگویی کارگردان و تهیه‌کننده سینما و تئاتر در یادداشتی به تجاوز رژیم‌های تروریستی آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان واکنش داد. در متن یادداشت آزیتا موگویی آمده است:

«صداها
صداهای مهیب
 از هر طرف بر مغزم می‌کوبد 
و 
من 
در یک بهت عجیب با 
سیل اشک بی‌امانی
که از پی غصه‌های پی‌درپی و بی‌امان 
هر روز  
اما...
در خفا 
تا زیر گلویم‌ سر می‌خورد 

به خودم می‌گویم 
آرام باش و صبور 

ما در سخت‌ترین دوران تاریخ این کشوریم 
نه فقط سخت 
بلکه ترسناک‌ترین دوران 

ما در این شتاب پرخروش و در مسیر حوادث تلخ 
در معرض سخت‌ترین آزمون تاریخ  قرار داریم 
آزمون میان دشمن و وطن 

چه کنیم؟
در وطن...
داغ دیده‌ایم 
غمگینیم 
رنجوریم
معترضیم‌
و این حق ماست که معترض باشیم و مطالبه کنیم 

اما دشمن 
این بار با لباس ناجی ما آمد 
و اعتراضمان را مصادره کرد 
 
اکنون تنها راه پیش رو برایمان این است 
که هر کدام یک آرش باشیم 

آرشی که (جان) در تنها تیر ترکش گذاشت 
و کار صدها صد هزاران تیغه شمشیر کرد 
و در آزمون تلخ دشمن پیروز شد 

ما باید به آرش نگاه کنیم 

حتی آنهایی که به 
وطن پشت کردند؛
یا از سر غفلت 
یا از سر غرور 
و 
یا از همه بدتر 
از سر جهل.

ما همچنان و تا ابد 
نام پر افتخار ایران را به عنوان  بزرگترین تکیه‌گاه در کنار خود  داریم‌.

آزیتا موگویی
فروردین ۱۴۰۵»


ماندن، نگه داشتن یک چراغ کوچک، وسط تاریکی

داریوش فرضیایی، (عمو پورنگ) چهره شناخته‌شدۀ تلویزیون، در یادداشتی برای رسانه‌ها چنین نوشت:

«من، عمو پورنگ، سال‌هاست با دنیای کودکانه‌ها نفس کشیده‌ام؛ با خنده‌هایشان جان گرفته‌ام و با اشک‌هایشان دلم لرزیده. این روزها اما، میان صدای خبرها و سایه‌ی سنگین جنگ، هنوز ذهنم گیر کرده روی بچه‌های میناب... روی آن داغی که در دل پدر و مادرهایشان مانده و هیچ‌وقت سرد نمی‌شود. منِ قصه‌گو، که همیشه برای شادی آمده بودم، حالا واژه‌هایم خیسِ اندوه‌اند؛ انگار هر قصه‌ای که شروع می‌کنم، تهش به بغضی می‌رسد که مال من نیست، مال همۀ بچه‌هایی‌ است که ناگهان بزرگ شده‌اند.

کاش هیچ کودکی در هیچ کجای این دنیا، بوی جنگ را نفهمد. کاش واژه‌هایی مثل «موشک» و «صدای انفجار» هیچ‌وقت وارد دایرۀ لغات کودکانه نشوند. بچه‌ها باید با رنگ‌ها بزرگ شوند، نه با خاکستر؛ با لالایی بخوابند، نه با دلهره. جنگ، کودک را از کودکی‌اش می‌گیرد و این غم‌انگیزترین حقیقتی‌ است که هر بار قلبم را می‌فشارد.

این روزها بیشتر از همیشه به مادرم فکر می‌کنم... به دستان لرزانش، به چشم‌هایی که نگرانی را پنهان می‌کنند اما نمی‌توانند از دل‌شان بیرونش کنند. به همۀ مادرهای این سرزمین فکر می‌کنم؛ به مادربزرگ‌هایی که حالا بیشتر از همیشه به مراقبت نیاز دارند، اما در این اضطراب و ناامنی، شاید حتی کسی کنارشان نباشد. من، میان این همه شلوغی و خبر، دلم می‌خواهد فقط بنشینم کنارشان و بگویم: «همه‌چیز درست می‌شود... فقط کمی صبر کنید.»

من نتوانستم تهران را رها کنم. ماندم، مثل خیلی‌های دیگر. مثل همان آدم‌هایی که با همۀ ترس‌ها، هنوز دل‌شان به کوچه‌ها و خاطره‌ها گره خورده. ماندن، گاهی فقط ایستادن نیست؛ گاهی یعنی نگه داشتن یک چراغ کوچک، وسط تاریکی. یعنی هنوز امید داشتن، حتی وقتی دل آدم می‌لرزد.

جنگ، فقط دیوارها را فرو نمی‌ریزد؛ دل‌ها را خسته می‌کند، زندگی‌ها را متوقف می‌کند و زخم‌هایی می‌سازد که سال‌ها در جان آدم‌ها می‌ماند. بچه‌ها با ترس بزرگ می‌شوند، مادربزرگ‌ها با استرس نفس می‌کشند و آدم‌ها آرام‌آرام از درون تهی می‌شوند. من، عمو پورنگ، با تمام دنیای کودکانه‌ای که در دل دارم، جنگ را محکوم می‌کنم؛ به خاطر اشک‌هایی که دیده نمی‌شوند و لبخندهایی که دیگر برنمی‌گردند. اما هنوز، تهِ دلم، یک آرزو روشن است... به امید روزی که هیچ کودکی، هیچ‌جای دنیا، با ترس به خواب نرود؛ روزی که قصه‌ها دوباره فقط بوی شادی بدهند و دنیا، دوباره برای بچه‌ها، جای امنی شود.
دوستدار ایران 
عمو پورنگ»


علی شمس، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و مدرس تئاتر در یادداشتی که در اختیار رسانه‌ها قرار داد، نوشته است:

«نگرانی این روزهای همۀ ما آسیب به پیکر کم‌جان میراث فرهنگی و تمامیت ارضی ایران است. هرگونه تجاوز به میراث‌ مشترک ایرانیان محکوم است. ویران شدن چیزهای غیرقابل بازسازی و غیرقابل بازگشت جنایتی است در حق فرهنگ این سرزمین.

به یاد بیاوریم که چطور شهر درسدن در جنگ جهانی نابود شد و آن میراث شکوهمند از دست رفت. نمونه‌های از این دست بسیار است؛ پالمیرا، هترا و ... و من هیچ منطقی در حمله به کاخ گلستان، کاخ چهلستون و تالار هنر نمی‌بینم.

هرگونه تعرض به شناسنامه ایرانی محکوم است.»

سروش صحت، کارگردان و بازیگر، با انتشار عکسی از دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب به جنگ آمریکا واسرائیل علیه ایران واکنش‌ نشان داد.

او با به تصویر کشیدن دخترک دبستانی مینابی که در حال نوشتن شعار «ایران جان» بر روی دیواری است منقش به نقشۀ ایران که شعار «فرو ناید سر مردان به نامرد» بر آن نگاشته شده نوشت:
«من اینجا ریشه در خاکم...»

یادمان باشد همه فرزندان ایران هستیم

احمدرضا درویش که فیلم «درخشش» با موضوع آزادسازی خرمشهر به نویسندگی و کارگردانی او در مرحله پیش تولید قرار دارد، در پاسخ به خبرگزاری ایسنا درباره برخی واکنش‌ها که در چند روز اخیر در باب سکوت یا محتوای پیام‌ چهره‌های هنری و ورزشی اتفاق می‌افتد، نوشت:

«این روزها سروقامتان ایران عزیز با هر لباس و زبان و عقیده در برابر خصم قد برافراشته‌اند و «خشم مقدس» خود را نثار اهریمنانِ کودک‌کش کرده‌اند. این رستاخیزِ مبارک مرا به سوسنگرد، قصرشیرین و به خرمشهر می‌برد که در آوردگاهِ آتش و عشق و خون، خونین‌شهر شده بود. شهری که پیکر زخمی خود را بر شانه‌ی مامِ وطن نهاد و با مجاهدتِ فرزندانِ ایران زمین، دوباره «خرمشهر» شد.

و حالا چه تفاوتی‌ست میان دخترکان مدرسه شجره طیبه میناب در ۱۴۰۴ با بچه‌های مدرسه زینب (ع) میانه در ۱۳۶۵؟ چه تفاوتی‌ست میان خارک و خرمشهر؟ میان جهان‌آرا و لاریجانی؟ و ...

یادمان باشد باورها، بغض‌ها، حیرت‌ها، اشک‌ها و حتی سکوت‌مان همه برای ایران است. یادمان باشد همه فرزندان ایران هستیم.

صحنه‌ای از فیلمنامه سینمایی «درخشش»، تقدیم به همه آنان که به اعتلای نام بلند وطن می‌اندیشند.

صحنه ۲۴ - روز - داخلی - دهلیز

در اتاقکِ تاریک دهلیز قرآن روی سینه‌ی ابراهیم قرار دارد و نور چراغ قوه به آن تابیده است. چشم‌ها در سکوت به یکدیگر نگاه می‌کنند. رسول پرِ سفیدِ کبوتر را مانند نشانه بین دو صفحه قرآن می‌گذارد و آن را می‌بندد. ابراهیم در حال احتضار، نفس نفس می‌زند و همه را خطاب قرار می‌دهد.

ابراهیم: مِن بعد یگانِ من، تیپِ من، لباسِ من، دسته و گروهانِ من نداریم. همه با همیم، شدیم یه گُردانِ جدید، با اسمِ جدید... 

ابراهیم به رسول اشاره می‌کند.

ابراهیم: گردان رسالت ... دستت امانت ....

ابراهیم دست رسول را روی سینه‌ی خود می‌گذارد. دست افراد تک تک روی دست ابراهیم قرار می‌گیرد. ناگهان صدای رعد آسمان به گوش می‌رسد. نور شدید برق آسمان به دست‌ها می‌تابد. موسیقی اوج می‌گیرد. دست‌ها از قاب تصویر بیرون می‌روند. ابراهیم به شهادت رسیده است و... »

الگوهای جعلی دیگر جایی در شناسنامۀ فرهنگی ما ندارند

ملیکا زارعی، مجری تلویزیون و بازیگر، در یادداشتی خطاب به معلمان و آموزگاران درخواست کرد:

«شما امروز، نه فقط آموزگار، که امانت‌دارانِ بزرگِ حقیقت هستید. از یاد نمی‌بریم آن‌ها که تا همین یک ماه پیش نظریه‌پردازی می‌کردند و برای سعادت مردمشان نسخه می‌دادند اما ناگهان در این روزها هیچ اثری از آن‌ها و نسخه‌هایشان نیست انگار نه خانی آمده نه خانی رفته. پس نگذارید این قهرمانان پوشالی جایگزین قهرمانان واقعی فرزندانمان شوند.

معلمان گرانقدر شما را به خون پاک همۀ دانش‌آموزان معلمان و مدیران شهیدمان، یک بار دیگر وطن را برای فرزندانمان تعریف کنیم به آن‌ها بگویید این روزها را فراموش نکنند. وطن، مادری است صبور و مهربان.

مادری که اگرچه در طوفان حوادث زخمی شده اما با دستان شما فرزندان غیور است که استوار  ایستاده و ایستاده خواهد ماند.»

محمد فوقانی، عکاس سینما و رئیس انجمن عکاسان سینمای ایران با انتشار متنی برای ایران امروز چنین نوشت:

«ایران برای من همانند نوری ست که از پس پرده‎ای نازک می‎تابد ، نه می‎سوزاند  و نه فریاد می‎زند. تنها آرام ، انگار یک یادگار  قدیمی فیروزه‎ای رنگ که هنوز نبض دارد و گرم مانده است.

گاهی در دل شب، وقتی همه صداها خاموش می‎شوند، حس می‎کنم این خاک در رگ‌هایم نفس می‌کشد، مثل مادری که فرسنگ‌ها دور است اما دستش هنوز روی  پیشانی‌ات مانده و مراقب توست و یادم می‌اندازد که ریشه‌هایم هنوز زنده‌اند .

در جاده‌های طولانی‌اش قدم که می‌زنم ، سایه‌ام با من هم گام می شود  و خاطراتی را بر دوش می‌کشاند و من بهت زده نمی‌دانم این خاطرات از من هستند یا از نسل‌هایی که پیش از من شکل گرفتند و رهرو  همین باد بودند. شفای این خاک همین است: مه نرمی که مرز میان من و گذشته‌ام را محو می کند .

مادرم ایران زمین رد قصه‌هایی دارد که از نسل‌ها عبور کرده تا به من رسیده‌اند، قصه‌هایی که نه می‌توان فراموش کرد و نه می‌توان از آن‌ها گریخت. عشق به مادر تنها یک واژه نیست شبیه انعکاس نور روی آب است، چیزی که نمی‌توان گرفت، اما اگر نباشد تصویر جهان ناقص می‌شود .

ایران عزیزم تو آن سکوتی هستی که میان هر  ضربان می‌گذرد، دیده نمی شود اما اگر نباشی زندگی از ریتم می افتد ...

دوستت دارم  و  بر خاک مقدست بوسه می‌زنم...»
 

اگر قیامتی نخواهد بود به ما هم اطلاع دهند

مجید مجیدی، در تازه‌ترین واکنش خود در نامه‌ای خطاب به علمای الازهر نوشت:

«من به عنوان یک هنرمند جهان اسلام از علما و روحانیانی که رزق و روزی شان از دربار سلاطین نفتی می‌رسد توقعی ندارم اما از علما و اساتید دانشگاه الازهر مصر که نامش را از حضرت فاطمه زهرا علیها سلام وام گرفته است و روزگاری سخن  اول و آخر اهل سنت جهان از آنجا شنیده می‌شد و وحدت و یکدلی با همه مسلمانان هدف و شعارش بود گله‌مند و خشمگینم که چگونه تجاوزها و خونخواری‌های رژیم غاصب اسراییل را به یک کشور اسلامی و مردم مسلمان می‌بینند و دم فرو بسته‌اند؟

لطفا به ما بگویند که اگر خبری دارند که قیامتی نخواهد بود  و روزی در برابر خدا و رسول و حضرت زهرا نخواهند ایستاد به ما هم اطلاع دهند.»

من به «ایران» خیانت نمی‌کنم

گلاره عباسی، بازیگر سینما و تلویزیون در پستی در صفحۀ اینستاگرامش نوشت:

وطن!
مرا به نخل آویزان کنید
من به او خیانت نمی‌کنم.
این زمین و مزرعه من است.
اینجا در گودال‌های آن افتاده‌ام،
و دستانم در آتش سوخته است.
وطن، مرا سرزنش نکن!
در زمین تو
زخمی باز به عشق بدل شده است.

مهران احمدی نیز با انتشار پستی در اینستاگرام به طرفداران متجاوزان به خاک وطن گفت: 

«ننگ بر جنگ‌افروزان، شما تا ابد لکه ننگ تاریخ بشر خواهید ماند»

تکلیف ما روشن است

پیمان طالبی، گوینده رادیو و مجری، در واکنش به تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران نوشت: 

«کسی این روزا می‌رقصه و خاکش رو می‌فروشه، فروشنده چیزای دیگه هم هست.

تکلیف ما در قبال ایران روشن است؛ محکومیت و ممنوعیت تجاوز خارجی به وطن مطلقاً بدون هیچ تبصره‌ای. بدبخت وطن‌فروشانی که آویزانِ عموهای روان‌پریششان هستند و نمی‌دانند الآن باید قِر بدهند یا سر جایشان بتمرگند.»

آشا محرابی بازیگر و کارگردان تئاتر هم در اینستاگرامش نوشت: 

«ایران من،

وای که خون گرم فرزندانت، بر خاک زیبایت جاری شد.

با دلی که هر روز بیشتر فرو می‌ریزد، درد تو و مردم دلیرت استخوانم را می‌شکافد.

ایران و ایرانی را به خدا می‌سپارم. 

بمانید.

کاش نمانم، اما تو بمانی ایران زیبای من، 

ما اما، می‌مانیم.

با نیروی عشق،

با مردم عاشقت،

مردمی که عاشقند به تو و به یکدیگر»

محسن چاوشی مدرسه می‌سازد

محسن چاوشی که در برهه‌های تاریخی، آثار بسیاری خلق کرده است در جدیدترین واکنش اجتماعی2اش به این جمگ برای بازسازی مدارس تخریب شده فراخوان داد.

چاووشی در فراخوانی، با اعلام یک شماره کارت بانکی اعلام کرد که تصمیم دارد مدارسی را که در جنگ تحمیلی علیه ایران دچار خرابی و ویرانی شده‌اند، بازسازی کند.

او بارها در صفحه شخصی خود اقدام به آزادسازی زندانیان غیرعمد کرده است. 

همچنین امین زندگانی، بازیگر سینما و تلویزیون، در واکنش به احتمال حمله زمینی دشمن آمریکایی-اسرائیلی نوشت:

«ما ز گهواره ‌تا گور پای ایرانیم... ما وارثان هزاران ساله‌ تاریخ ایرانیم. پایتان خاک ما را لمس نمی‌کند جز برای فرار؛ هوس خاک‌مان را یا به گور می‌برید یا در فرارتان از وحشت ما به غارها و بادیه‌های بی‌تاریخ و فرهنگ‌تان دیگر به آن فکر نمی‌کنید.

ما وارثان خون جنگ‌جویان تمدن هزاران‌سالۀ ایرانیم... »

کلام خدا پیشوای ماست

ناصر آقایی، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، هم در واکنش به جنگ رمضان شعری سرود:

«هرگز به زیر بار ظلم‌نباید رفت

هرگز ستیز ظلم‌روا بر کسی نباید داشت

نص صریح آیۀ قرآن

ای عاشق کلام خدا

هرجا رسید از کف دشمن شقاوتی

دل از خروش خشم تقابل جدا مکن

جان در کمند سرکش دشمن رها مکن

نص صریح آیۀ قرآن

سر سورۀ کلام خدا

پیشوای ماست»

آرزو می‌کنم هر چه زودتر این تجاوز وحشیانه تمام شود

ناصر ممدوح، پیشکسوت هنر دوبله و از مدیران با سابقه دوبلاژ که به مناسبت فرا رسیدن نوروز میزبان فاطمه محمدی مدیر عامل موزه سینمای ایران و علیرضا حسینی دبیر هیأت رئیسه خانه سینما بود، با آرامش و لبخند همیشگی از صمیم قلب برای هم وطنانش سلامتی و حال خوب آرزو کرد.
او در تمام مدت دیدار از علاقه‌اش به وطن صحبت کرد و اشاره کرد که لحظه لحظه این جنگ را کنار هم وطنانش سپری کرده است.
خانه استاد ناصر ممدوح نیز مانند خانه بسیاری از هموطنانمان از حملات دشمن متجاوز در امان نبوده و آسیب دیده است، اما او مثل همیشه با مناعت طبع، صبوری و اخلاق نیک از روزهای بهتری که در انتظار کشور و مردم ایران هست سخن گفت.

ممدوح آرزو کرد هرچه سریعتر این تجاوز وحشیانه تمام شود و مردم سرزمین عزیزمان ایران به آرامش کامل برسند.


ایران خط قرمز و از همه چیز مهم‌تر

حامد بهداد نیز پس از انتشار یک یادداشت دوپهلو در اینستاگرامش که انتقادهای صریحی به او وارد کرد، بالاخره واضح و روشن در صفحه اینستاگرامش نوشت:

«به مهدی جوادی!

پرسیدی کدام مردم؟ می‌گویم همه مردم.

از دیدن رنج هموطنانم می‌رنجم. هر کس که باشد. از گریه مادری که جوانش به تازگی کشته شده گریه‌ام می‌گیرد. از مسخره کردن رزمنده‌ای که دست و پایش را پای لانچر از دست داده، قلبم مچاله می‌شود.

از بمب خوردن بیمارستان‌های شهرم و جابه‎جا کردن نوزادهای سرزمین آتش می‌گیرم.

من از این جنگ که به میهنم وارد شده بیزارم. مهدی جان نوشته‌هایم را تضعیف هیچ کس برداشت نکن. ایران خط قرمز من و از همه چیز مهم‌تر است.»

جواد عزتی نیز با انتشار بخشی از فیلم «باشو غریبه کوچک» مرحوم بهرام بیضایی در صفحۀ اینستاگرامش نوشت: 

«ایران سرزمین‌ ما است، ما از یک آب و خاک هستیم، ما فرزندان ایران هستیم.»

قلبم را به خاک پاک میهنم خواهم سپرد

سارا حاتمی در واکنش به تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران نوشت:

«وطن خود به تمام معنا یعنی ایستادن.
یا در میان شعله‌هایش می‌ایستی و سر برمی‌افرازی،
یا در سایه‌اش مانده‌ای، و عظمتِ نامش تا همیشه بر شانه‌هایت خواهد ماند.
وطن تا ابد خواهد ماند.
قلبم را به خاک پاک میهنم خواهم سپرد تا جانم با هر نفس از بوی خاکش تازه گردد.»

اقامه یک نماز پیروزی دیگر

هادی حجازی‌فر بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در یادداشتی نوشت:

«من در وحشتِ چشم‌های معصوم کودکان میناب قفل شده‌ام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجات یافته از انفجار که بی‌تاب و ترسیده است و سراغ مادرش را می‌گیرد و امدادگر چاره‌ای جز دروغ گفتن به او ندارد. من در ترس‌های ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شده‌ام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها، همسران و فرزندان دنانشین‌هایِ غریب و سفیدپوش قفل شده‌ام ...

من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کرده‌ام‌... مگر این همه بی‌رحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدم های جزیره‌نشین! چیز عجیبی است؟

من پر از مرثیه‌ام برای تمام آن جان‌های پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه تکه شده‌اند... این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور می‌کنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را... آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن... من پر از گریه‌ام... اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسه‌اند فریاد می‌زنند که اکنون زمان سوگ نیست… هر چند شاید خیلی‌ها خسرو باشند نه باکری!

اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم می‌بینم باکری‌های پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه، مومن و سلحشورانه ایستاده‌اند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بی‌تابند.»

ماجرای یک گلوله!

احمد دهقان، نویسنده کتاب پر مخاطب «سفر به گرای 280 درجه» نیز از روزگاری می‌گوید که گلوله‌های‌ فولادی ثاقب تانک بر جان سربازان در هنگ مرزی نشست و این‌گونه ایران ماند. او در یادداشتی نوشته است:

«ماجرای یک گلوله!

به این عکس خوب نگاه کنید.
این گلوله ثاقب تانک است، از جنس فولاد مخصوص. برای این ساخته شده تا دژها را سوراخ کند و بگذرد و یا زره‌ها را بشکافد. غروب ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۱ آن را دیدم، درست پشت دژ منطقه مرزی شلمچه که صبح به آن رسیده بودیم. تانک‌ها پاتک کرده بودند تا ما را عقب برانند. توی سنگر حفره‌روباهی نشسته بودم که اول صدای مهیبی آمد. این گلوله ثاقب، سرتاسر دژ مرزی را شکافت و خورد به بدن دو سربازی که چند قدم آن‌ورتر داشتند مهمات بار تانک چیفتن می‌کردند. هر دو را به هم دوخت و تکه‌تکه کرد و فرو رفت توی خاکریز کوتاه روبه‌رویی...
این گلوله ثاقب، وقتی شلیک شد، دژ مرزی ضرب آن را گرفت و دو سرباز وطن، با دادن جسم و جان خود، آن را از تک‌وتا انداختند... و چنین شد که این گلوله لعنتی نتوانست در خاک وطن جولان بدهد و پیش رود و تن دیگری را بدرد. ایران ما، هزاران سال است که این‌گونه ایران مانده است.»

حفظ تمامیت ارضی ایران و صلح با عزت

محمود دولت‌آبادی، نویسنده پیشکسوت در واکنش به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به رسانه‌ها گفت: 

«من پیش از این درباره احتمال چنین جنگی صحبت کرده‌ام و هنوز هم چنین نظری دارم: حفظ تمامیت ارضی ایران و صلح با عزت، به این جهت امیدوارم سرباز بیگانه پا بر خاک کشور ما نگذارد! پاینده ایران!»

 

نرگس آبیار، کارگردان سینمای ایران، با استناد به گزارش‌های بین‌المللی و اشاره به فاجعه حمله به مدرسه‌ای در میناب، در نامه‌ای به اعضای اکادمی اسکار نوشت:

«خواستار توجه جامعه هنری جهان به فجایع انسانی ناشی از حملات نظامی به ایران هستم.

اقدامات نظامی آمریکا و اسراییل علیه ایران منجر به کشته شدن هزاران نفر، عمدتاً غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان شده است.

به گزارش‌های نهادهایی مانند سازمان بهداشت جهانی و منابع خبری بین‌المللی درباره جنایات جنگی رخ داده اشاره می‌کنم و جنایت حمله به مدرسه ابتدایی در میناب که باعث جان باختند بیش از ۱۸۰ کودک ۶ تا ۱۱ ساله شده است را یادآوری می‌کنم.

دشمنان ایران علاوه بر برخی از اهداف نظامی، حملات سازمان‌دهی شده‌ای را علیه زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله خانه‌های مسکونی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های برق و ساختمان‌های دولتی را آغاز کرده‌اند.

مقابل این فجایع انسانی سکوت نکنید و با  استفاده از ظرفیت‌های هنری و رسانه‌ای خود و بازتاب آن، نسبت به این موضوع واکنش نشان دهید.

این اقدامات را محکوم کنید تا جنگی که علیه ایران آغاز شده است، پایان یابد و غیرنظامیان کمتری مورد هدف قرار بگیرند.»


نغمه ثمینی، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس در واکنش به حرف‌های رئیس‌جمهور آمریکا درباره ایران نوشت: 

می‌شود توهین را شنید و خود را به نشنیدن زد. این توهین اما بعد از دو روز از ذهن و جان من نمی‌رود. ما را نمی‌شود به عصر حجر برگرداند.

زمان حافظ نیروگاه برق نبوده اما حافظ تمدن را به کمال سروده: «در غنچه هنوز و صدت عندلیب است»

امرالله احمدجو، نویسنده و کارگردان سریال‌های «روزی روزگاری»، «پشت کوه‌های بلند»، «تفنگ سرپر» و... در یادداشتی نوشت:

«چه قیامت است و غوغا مگر آخرالزمان است

که زمین دوان به هر سوی و شکار آسمان است

به عزای خود نشینیم و یا به سوگ و ماتم

که جهان کمال و کامل به کام ابلهان است

که دو خوک دیوسیرت و به صورت اهرمن رخ

و دو جانی لجن مخ که جنون‌شان عیان است

همه گونه بمب و موشک و هرآنچه زانِ کشتن

به وفورشان فراهم و در اختیارشان است

پس از آن که خسته گشتند و ملولِ «غزّه بازی»

پیِ جنگ و بازی نو، ره تازه شان بر آن است

که دوگانه خون بریزند، به ویژه کودکان را

و سیاه مستِ این نوش که بادهٔ ددان است

به خرابی و به کشتار دگر کمر ببندند

به یکی فراخ دامن طرفی که در جهان است

و هماره بوده و هست گل سرسبد زمین را

و این حقیقت محض و نه وهم و در گمان است

چه خوش آمدند اما که چنان‌شان بکوبیم

که جهان ببیند اینجا صف و کشور یلان است

دُم‌شان بریده از بیخ و دگر قفا دریده

و چنین «پسی» یقینا که ز «پیش»شان نشان است

سر و شاخ‌شان هم اکنون بشکسته‌ایم

لکن «سر گُندۀ شکستن به لحاف در، نهان است»

کار اهل فرهنگ، کمک به سلامت روان جامعه 

رضا فیاضی هنرمند پیشکسوت تلویزیون و سینمای ایران نیز در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها گفت: 

«این روزها حال همه ما بد است ولی باید ایستادگی کنیم و مهم‌ترین کار اهل فرهنگ، کمک کردن به سلامت روان جامعه است. جنگ، تلخ است و متاسفانه ما از دیرباز مورد هجوم بیگانگان بوده‌ایم و مردم ایران زمین، بارها طعم جنگ و ویرانی را چشیده‌اند؛ از هجوم اسکندر تا اعراب و چنگیزخان مغول و... ولی هر بار با مقاومت خود، کشور و فرهنگ‌مان را حفظ کرده‌ایم.

مردم ما در طول تاریخ بارها با ناملایمات و جنگ‌هایی رو به رو بوده‌اند که روحیه جمعی ما را تضعیف کرده و حالا هم که این جنگ از سوی آمریکا و اسراییل به ما تحمیل شده و هر دو با هم کشور ما را مورد هجوم و بمباران قرار داده‌اند ولی مهم‌ترین کاری که در این مقطع می‌توانیم انجام بدهیم، ایستادگی است و کمک به اینکه جامعه ما بتواند سلامت روان خود را بازیابد.

همه آرزویم این است که در کشور خودم با وجود همه سختی‌هایی که با آن دست به گریبان است، فعالیت کنم چراکه هویت ما در سرزمین مادری‌مان تعریف می‌شود.

این سرزمین و مردمانش در طول تاریخ همه گونه سختی را تجربه کرده و هر بار، هجوم بیگانگان را تاب آورده و فرهنگ و زبان خود را حفظ کرده است.
این روزها به دلیل حمله بیگانگان به کشورمان و با دیدن رنج هموطنان‌مان طبیعی است که حال‌مان خوب نباشد ولی بزرگترین آرزویم این است که مردمان ما روی آرامش را ببینند و حال خوب را تجربه کنند.

من نیز آرزو دارم در کشور خودم زندگی کنم و با انجام کار هنری به ارتقای زندگی هوطنانم کمک کنم چراکه مهم‌ترین رسالت اهل فرهنگ، کمک کردن به سلامت جامعه و ایجاد حال بهتر برای مردم است که امیدوارم بتوانیم در این زمینه موفق عمل کنیم.»

به جای معاشرت با اپستین و نتانیاهو، تاریخ بخوان

مسعود جعفری جوزانی، کارگردان سریال تاریخی «در چشم باد» در واکنش به ادعای ترامپ درباره بازگرداندن ایران به عصر حجر نیز در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها، خطاب به ایران گفت: 

«ای کاش به جای معاشرت با اپستین و نتانیاهو، تاریخ می‌خواندید تا بدانید در عصر حجر شما، ما بزرگترین امپراطوری چندملیتی را بر پایه احترام به انسان بنا کردیم.

در عصر حجر شما، ما در این مملکت بزرگترین امپراطوری چندملیتی را بر اساس آزادی زبان، آزادی فرهنگ و آزادی ملل، بنا کردیم و به انسان احترام گذاشتیم.»

پرویز جاهد، منتقد سینما نیز در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام خطاب به دیاسپورای ایرانی: 

«در صورت نابودی زیرساخت‌های ایران، شما شریک این جنایت جنگی علیه ملت ایران‌اید.»

در میان هجوم پیام‌آوران تاریکی به دنبال ققنوس می‌گردم

علیرضا شجاع‌نوری، بازیگر سینما در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام نوشت: 

«هربار که به ایران فکر می‌کنم حس می‌کنم مثل مادری زیبا و صبور با تنی سراپا زخمی فرزندانش را در آغوش گرفته و بر تازیانه راهزنان بی‌رحم صبر می‌کند.

تنها دغدغه‌اش همدلی فرزندانش است که دوست ندارد به هم پشت کنند و پراکنده شوند پیش راهزنان! 

می‌دانم دلش با تک‌تک مردم ایران است ومن هم! من در میان ویرانه‌های جا مانده از هجوم پیام‌آوران تاریکی به این سرزمین، دنبال ققنوس می‌گردم!»

میهن باید بماند 

آزیتا موگویی در یادداشتی جدید دربارۀ این روزهای وطن نوشت:

«صداها، صداهای مهیب، از هر طرف بر مغزم می‌کوبد و من در یک بهت عجیب با سیل  اشک های بی‌امانی که از پی غصه های پی در پی و بی‌امان، هر روز اما در خفا تا زیر گلویم‌ سر می‌خورد.

به خودم می‌گویم، آرام باش و صبور ، ما در سخت ترین دوران تاریخ این کشوریم، نه فقط سخت، بلکه ترسناک ترین دوران. ما در این شتاب پرخروش و در مسیر حوادث تلخ، در معرض سخت‌ترین آزمون تاریخ قرار داریم؛ آزمون میان دشمن و وطن چه کنیم؟

 در وطن داغ دیده‌ایم، غمگینیم، رنجوریم، معترضیم‌ و این حق ماست که معترض باشیم و  مطالبه کنیم اما دشمن این بار با لباس ناجی ما آمد و اعتراضمان را مصادره کرد.

اکنون تنها راه پیش رو برایمان این است که هر کدام یک «آرش» باشیم. آرشی که «جان» در  تنها تیر ترکش گذاشت و کار صدها صد هزاران تیغه‌ شمشیر کرد و در آزمون تلخ دشمن پیروز شد.

ما باید به آرش نگاه کنیم، حتی آن‌هایی که به وطن پشت کردند یا از سر غفلت یا از سر غرور و یا از همه بدتر از سر جهل، ما همچنان و تا ابد، نام پر افتخار ایران را به عنوان بزرگ‌ترین تکیه‌گاه در کنار خود داریم.»

سیروس کهوری‌نژاد، بازیگر با سابقۀ فیلم‌های دفاع مقدس، درباره دفاع از وطن گفت:

«جنگ هیچ‌گاه مطلوب نبوده است اما گاهی باید تن داد و به هر حال باید از وطن دفاع کرد. خودی و غیرخودی در جنگ قربانی می‌شود و این از ویژگی‌های جنگ است، با این حال میهن باید بماند و باید از آن دفاع کرد.»

بچه‌ها قهرمان‌های بی‌هیاهو را می‌شناسند

افشین هاشمی، بازیگر تئاتر و سینما دربارۀ حمله آمریکا و اسراییل به ایران، با انتشار ویدیوی یکی از سکانس‌های فیلم «خاله قورباغه» نوشت:

«دوست داشتم با همکارانم- به دور از جنجال دوربین - کنار امدادرسانان و آتشنشان‌ها کمکی باشم برای آسیب‌دیدگان.

دورم نمی‌شود، ولی گمانم خوب است بچه‌ها قهرمان‌های بی‌هیاهوی این روزهایشان را بشناسند.

مفتخرم که خودم صدای آتشنشان را گفته‌ام؛ شعرش از فرشته طائرپور است و موسیقی‌اش با سعید شهرام.

بچه‌ها این روزها را خوب به خاطر بسپرید، آن چه گذشت که این شد را ما برای‌تان خواهیم گفت، و بعدش را شما خواهید ساخت!»

مونا فرجاد، بازیگر سینما نیز در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام با انتشار استوری نوشت: 

«هی ترامپ! اگر به عصر حجر برگردیم، تازه می‌شیم تو؛ که از تو یه دونه‌اش هم برای دنیا زیاده!»

انتخاب من ایران است، وطن

نیما شعبان نژاد، بازیگر در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام با انتشار استوری نوشت: 

«هیچ فرقی بین من و شما نیست. همه حق انتخاب داریم. انتخاب من: جنگ نیست، مرگ نیست، درد نیست. انتخاب من ایران است، وطن.»

ننگ بر بدخواهان

محمد شعبانپور، بازیگر تئاتر و تلوزیون در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام برای وطن نوشت:

«ننگ بر هرکس که برای این آب و خاک بد بخواد...
این جنگ تموم میشه و روسیاهی برای اونایی می‌مونه که دلشون جنگ می‌خواست
تا ابد پاینده ایران»


بنیامین بهادری، خواننده و بازیگر نیز با انتشار تصاویری از پل طبیعت در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام نوشت: 

«دستانم را ستون یک پل در ایران خواهم کرد»

اینجا ایران است خاک رستم‌ها و همت‌ها و باکری‌ها

زانکو، خواننده، درباره وطن و بچه‌های میناب در یادداشتی نوشت:

«بنام ایران
بنام میناب
بنام کشوری که با هر اعتقاد و سلیقه و هر مسأله ای نامش ایران است و ایران می‌ماند، روزها و ماه ها گذشت و داغ دیدیم و ایستادیم هیچکدام از ما مرد سکوت نیستیم و نخواهیم بود.

نه اینترنت داشتیم که فریاد بزنیم و واقعیت جنگ را به جهانیان نشان دهیم و  نه توانستیم اینترنشنال را باور کنیم.
نه توانستیم کمک های به اصطلاح برای مردم ایران را باور کنیم و نه صدای بمب و موشک از سرمان بیرون رفت.

همه‌ی ما جانبازان این جنایات ساخت دست شیاطین طماع به این خاکیم.

اینجا ایران است خاکی که آغشته به خون رستم‌ها و همت‌ها و باکری‌هاست.

تا ابد داغدار مردم ایرانیم؛

داغدار جوانان پرپر شده‌ی کف خیابان‌ها؛
داغدار بچه‌های مدرسه شجره طیبه میناب؛ بخصوص دخترکان معصوم و مظلومی که بی‌گناه در آتش این جنایت‌ها سوختند و برای همیشه‌ی تاریخ داغشان بر دلمان سنگینی خواهد کرد.

داغدار دلیرمردان ناو دنا؛ آنان که پرصلابت ایستادند و بی‌صدا برای وطن جان دادند.

زنده باد ایران همچون دماوند پایدار.»

پهلوونِ من اون جوونیه که از این خاک محافظت می‌کنه

علی مرادی، مجری و بازیگر نیز در یادداشتی با اشاره به کسانی که این روزها پای لانچر فداکاری می کنند، نوشت: 

«پهلوونِ من اون جوونیه که از این خاک محافظت می‌کنه. اون کسی که جونش کف دستشه. به اسم نمی‌شناسمشون اما برا بچه‌های پای لانچر می‌نویسم: پهلوون زنده رو عشق است.»

عشق است ایران

نوید محمدزاده، بازیگر سینما و تلوزیون نیز یالاخره بعد از گذشت ۳۸ روز از شروع جنگ تحمیلی در صفحۀ شخصی‌اش در اینستاگرام نوشت:

«اول
آخر 
وطن 
عشق
ایران
زنده باد مردم ایران
سرزمین نور
ایران باستان 
ایران کهن
شکوه اصالت تاریخ 
ایران جان
سه تا جنگ بودم ایران 
الانم هستم تهران
عشق است ایران»
 

این گزارش به‌روزرسانی خواهد شد.


مطالب مرتبط:

1. گزارش: همه واکنش‌های هنرمندان جهان به حمله آمریکا و اسرائیل به ایران

 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
رضا داوود نژاد: «به دلیل رویدادی آشکار و تاریخی نمی‌توان در یگانه بودن رهبر فقید ایران تردید کرد؛ ترور هیچ شخصیتی در جهان معاصر نمی‌توانست به موشک‌باران اسراییل و پایگاه‌های نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا منجر شود. اینک حقیقت پیش چشم همه جهان آشکار می‌شود: «شهید خطرناک‌تر از قهرمان است.»

ایرج طهماسب هم در واکنش به حمله آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «برای خوشبختی چقدر بمباران شدیم».

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00