مجله میدان آزادی: برنامۀ تلویزیونی «من ایرانم» یکی از برنامههای تماشایی تلویزیون بود که در ایام جنگ رمضان کار خود را در شبکۀ نسیم آغاز کرد و نهایتا در روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ به اتمام رسید و پروندۀ یکی از پربینندهترین برنامههای گفتوگومحور تلویزیون بسته شد. در این یادداشت، مینو خانی مروری بر این برنامه تلویزیونی داشته است که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم:
همبستگی اجتماعی در «من ایرانم»
مقدمه

برنامۀ تلویزیونی «من ایرانم»
رسانهها در جنگها نقش حیاتی در اطلاعرسانی، تأثیرگذاری بر افکار عمومی، اجرای عملیات روانی و حتی تأثیرگذاری بر تصمیمات سیاسی دارند. اطلاعات جنگی منتشرشده از طریق رسانهها میتواند روحیۀ نظامیان و غیرنظامیان را تقویت یا تضعیف کند و در برخی موارد بر مسیر جنگ تأثیر بگذارد. بهعنوان مثال، فیلم مستندی که دفتر جنگ بریتانیا از جبهههای جنگ جهانی اول با عنوان «نبرد سُم» (۱۹۱۶) ساخت و میلیونها نفر در هفتههای نخست اکران آن را دیدند، تأثیر عمیقی بر افزایش درک مردم از واقعیت جنگ گذاشت، هرچند تصاویر خشن آن باعث نگرانی عمومی شد. یا مجموعۀ مستند «چرا میجنگیم» که در ستاد اطلاعرسانی جنگ در آمریکا در جنگ جهانی دوم ساخته شد بر حضور و مشارکت مردم در جنگ تأکید میکرد. تصاویر جنگ (اعم از عکس یا فیلم) در دو جنگ جهانی اول و دوم به ابزاری مؤثر برای آگاهسازی یا انگیزش بدل شدند و این جنگها را به جامعه نزدیکتر کردند. یا پوشش تلویزیونی جنگ ویتنام چنان تأثیری داشت که پس از عملیات تت، «چارلز کرونکایت» با صراحت وضعیت جنگ را تشریح کرد و رئیسجمهور «جانسون» را به گفتوگو واداشت و البته آمریکاییها را نسبت به ورود به این جنگ برانگیخت.
در ایران نیز طی جنگ هشتساله (۱۳۶۷-۱۳۵۹) رسانههای تصویری و مکتوب، مسئولیت انعکاس اخبار و اطلاعرسانی از جبهههای جنگ را بر عهده داشتند. همچنین مستند «روایت فتح»، اثر شاخص «شهید سیدمرتضی آوینی» هم کمک بسیار زیادی به مشارکت مردم در جنگ داشت، هم روایت راستینی بود از آنچه در دل و ذهن رزمندهها میگذشت. در جنگ تحمیلی دوازدهروزه (۲۳ خرداد تا ۵ تیر ۱۴۰۴) نیز با اولین اقدام دشمن صهیونیستی و ترور دانشمندان و نظامیان کشور، رسانۀ ملی با انتشار اخبار و برنامههای زندۀ گفتوگومحور تلاش کرد وجوه مختلف این حملۀ ناجوانمردانه را بررسی کند. در جنگ سوم که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ (برابر با ۱۰ رمضان ۱۴۴۷) آغاز شد، به نظر میرسد همچون عرصههای دیگر، در عرصۀ خبر و اطلاعرسانی رسانۀ ملی نیز تدابیری اندیشیده بود. به همین دلیل، ویژهبرنامههای مختلفی از شبکههای سیما پخش شد که رویکردشان صرفاً در راستای اطلاعرسانی و تحلیل رخدادهای جنگ نبود، بلکه هدف همراهی متقابل مردم و رسانۀ ملی با رویکردی فرهنگی بود. ازجمله ویژهبرنامۀ «من ایرانم» که آمار نشان داد پرمخاطبترین ویژهبرنامۀ جنگ اخیر بوده است.

«شهید سیدمرتضی آوینی» در پشت صحنه مستند «روایت فتح»
نظریۀ اجتماعی-رفتاری: کارکرد پیامهای ارتباطی
نظریههای اجتماعی-رفتاری نظریههایی هستند که از مبانی علوم جامعهشناسی، روانشناسی و و روانشناسی اجتماعی اخذ شدهاند و کانون توجهشان رابطه میان رسانه و جامعه و تأثیر محتوای ارتباطی بر نگرشها و رفتارهای مخاطبان است. این نظریهها به نظریۀ «کارکرد پیامهای ارتباطی» و «نظریۀ تأثیر پیامهای ارتباطی» تقسیم میشوند. از میان این دو، نظریۀ «کارکرد پیامهای ارتباطی» کمک میکند دلیل پرمخاطب بودن ویژهبرنامۀ «من ایرانم» را بهتر درک کنیم.
«سیدمحمد مهدیزاده» در کتاب «نظریههای رسانه، اندیشههای رایج و دیدگاههای انتقادی»، نقشها و کارکردهای فردی و اجتماعی در پیامهای ارتباطی را منبعث از نظریۀ کارکردگرایی در جامعهشناسی میداند. کارکردگرایی در تبیین پدیدههای اجتماعی به خدمتی توجه میکند که این پدیدهها در نظم و تعادل چارچوب اجتماعی دارند و همۀ رخدادها و فعالیتهای نهادینهشده را براساس نیازهای جامعه توجیه میکند. بنابراین، نقشها و کارکردهایی که برای رسانهها در جامعه تعریف میکند، رفع نیازهایی چون تداوم، نظم، یکپارچگی، هدایت و سازگاری است. از این دیدگاه، جامعه از عناصر مختلفی تشکیل شده که به یکدیگر متکی هستند و بهصورت یک نظام در محیط خود فعالیت میکنند. رسانهها یکی از عناصر زیرمجموعۀ نظام محسوب میشوند که بخشهای مختلف نظام را به یکدیگر مرتبط میسازند و ضمن تأمین نظم و یکپارچگی درونی نظام، ظرفیت پاسخگویی آن را در بحرانها براساس واقعیتها افزایش میدهند.
یکی از محققانی که بهطور جدی به نقش و کارکرد پیامهای ارتباطی در جامعه توجه کرده است، «هارولد لاسول»، محقق ارتباطات است. او برای مطبوعات و رسانهها سه کارکردِ «نظارت بر محیط»، «همبستگی اجتماعی» و «انتقال میراث فرهنگی» را برمیشمرد. کارکرد «نظارت بر محیط»، شامل اخبار و اطلاعاتی است که رسانهها در مورد رویدادهای مربوط به تحولات اقتصادی، تغییرات آب و هوایی، مسابقات ورزشی، برخوردهای نظامی، دگرگونیهای سیاسی، اجتماعی و... فراهم و به مخاطبان منتقل میکنند. این کارکرد شامل هشدار در مورد وضعیتهای پرخطر و بحرانی مانند شرایط خطرناک جوّی، موقعیتهای پرخطر نظامی، جنگ و کودتا نیز میشود.
کارکرد «همبستگی اجتماعی»، انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط توسط رسانههاست. این کارکرد باعث تقویت عادات و آداب و رسوم اجتماعی و حفظ اتفاق آرا در جامعه میشود. در کارکرد «انتقال میراث فرهنگی»، رسانهها ارزشها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهند و با گسترش بنیان تجربۀ مشترک، انسجام اجتماعی را تقویت میکنند.

ساختمان شیشهای صداوسیما
جنگ سوم و رسانۀ ملی
حملۀ ناجوانمردانه، بیمنطق و بیدلیل آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران از صبح ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ مصادف با ۱۰ رمضان ۱۴۴۷ آغاز شد. این جنگ ادامۀ جنگ دوازدهروزهای بود که در خردادماه سال ۱۴۰۴ بر علیه ایران و با ترور شخصیتهای نظامی و علمی کشور آغاز شده بود. طی این مدت و حین جنگ دوازدهروزه رسانۀ ملی بهعنوان اولین و مهمترین رسانه بهدلیل گسترۀ وسیع و قابل دسترس بودن، اخبار و اطلاعات جنگ را به اطلاع مردم میرساند و مرتب هم گوشزد میکرد که مردم اخبار را از رسانههای معتبر پیگیری کنند. شبکههای مختلف رادیو و تلویزیون طی جنگ دوازدهروزه با ویژهبرنامههای گفتوگومحوری با حضور افراد مختلف از بدنۀ نظامی و سیاسی کشور به تبیین و بررسی وجوه مختلف جنگ پرداختند. بعد از آن، آثار مستندی که با موضوع این جنگ تحمیلی ساخته شده بود، این حملۀ وحشیانه را با زبان هنریتر بازتاب دادند تا هم راوی جنگ و مصائب آن باشند، هم با زبان هنر بتوانند به دور از فضای محض خبری، فاصلهشان با مخاطب را کمتر کنند. مثل مستند «ماجرا» که روایتگر حضور گروههای مختلف در جنگ دوازدهروزه در مناطقی بود که دشمن به آنها حمله کرده بود.
در جنگ سوم همچون جنگ دوازدهروزه رسانۀ ملی علاوهبر انتشار اخبار از شبکههای مختلف، با پخش برنامههای گفتوگومحور زنده از شبکۀ خبر و شبکههای دیگر تحلیلهایی تخصصی از وجوه مختلف جنگ ارائه داد؛ اعم از سیاست داخلی و بینالمللی و پیامدهای اقتصادیاجتماعی جنگ. رسانۀ ملی از نظریۀ «برجستهسازی» بهره برد که مدعی تأثیر رسانهها بر شناخت و نگرش مردم و تعیین اولویتهای ذهنی آنها از طریق انتخاب و برجستهسازی موضوعات و رویدادها در قالب خبر و گزارش خبری است. به این معنا که رسانهها با برجسته ساختن بعضی از موضوعها و رویدادها بر آگاهی و اطلاعات مردم تأثیر میگذارند. آنها گرچه نمیتوانند تعیین کنند که مردم «چگونه» بیندیشند، میتوانند تعیین کنند که «دربارۀ چه» بیندیشند. مسلماً در مواجهه با رویداد مهمی چون جنگ که همۀ کشور را درگیر کرده بود و هر لحظه اتفاقهای مهمی رخ میداد، رسانۀ ملی نمیتوانست راهکار دیگری غیر از انعکاس اخبار و تحلیل اتفاقات و تأثیرات مختلف جنگ داشته باشد.
علاوهبر برنامههای خبری (اخبار، گزارش خبری، گفتوگوی خبری) برنامههای ترکیبی مختلفی از شبکههای سیما پخش شد که موضوع محوری آنها جنگ اخیر بود. این برنامههای مجریمحور ضمن اعلام اخبار همراه با تحلیل، در بین گفتوگو با مهمانهای برنامه، آیتمهای مختلف و ویدئوکلیپ با تصاویری از اتفاقات این روزها و روزهای حساس تاریخ کشور، گفتوگوهای مردمی و... منتشر میکردند و حال و هوای متفاوتی نسبت به برنامههای خبری داشتند. از بین این برنامهها میتوان به «علاج» (شبکۀ سه)، «کشوردوست» (شبکۀ دو)، «زمانه» (شبکۀ دو)، «من ایرانم» (شبکۀ نسیم) و... اشاره کرد. بررسیها نشان داد ویژهبرنامۀ «من ایرانم» پرمخاطبترین ویژهبرنامۀ جنگ سوم بوده است.

«محمدرضا شهیدیفر» در برنامۀ «من ایرانم»
برنامۀ من ایرانم
ویژهبرنامۀ «من ایرانم» برنامۀ گفتوگومحوری با اجرای «محمدرضا شهیدیفر» بود که صد شب ساعت ۲۲ از شبکۀ نسیم بهمدت یک ساعت و نیم بهطور زنده پخش میشد. ساختار کلی برنامه، حضور دو یا سه مهمان در حوزههای مختلف و پخش آیتمها و ویدئوهایی مرتبط با موضوع گفتوگو بود.
دکور برنامۀ من ایرانم
برنامه دو دکور داشت. دکور اولیۀ برنامه که در همان روزهای اول جنگ و بهسرعت تهیه شده بود، یک میز بیضیشکل بزرگ بود که مجری در یک سر آن و مهمانها در سر دیگر آن مینشستند. در پسزمینه، ویدئووال با عکسهای روزهای جنگ قاب گرفته میشد و در طرفین آن چند پرچم ایران بر پسزمینۀ دیوار سفید قرار داشت و در هر قابی که از مجری یا مهمانها گرفته میشد، پرچمها خودنمایی میکردند. دکور مینیمال اما جذاب بود. در ادامۀ پخش، دکور تغییر جدی کرد. یک اتاق بسیار بزرگ با یک میز مستطیل بسیار بزرگ بر زمینهای از نمادها و نشانههای هنر ایران: قالی ایرانی نقش و نگار کف را طرح میزد، دیوارها با نقوش هنر ایرانی تزئین شده بودند و پنجرهها با اروسیهای رنگارنگ مخاطب را به دنیایی از رنگ و زیبایی دعوت میکردند. حتی لوستر کریستال کلاسیک برنامه که در اغلب مکانهای ایرانی یا اسلامی فضا را نورانی میکنند، فضا را بیش از پیش ایرانی میکرد. همۀ این جزئیات در راستای موضوع محوری گفتوگوها بود که بر ایجاد حس «همبستگی اجتماعی» تأثیرمیگذاشت و در «انتقال میراث فرهنگی» نقش مهمی ایفا میکرد. خصوصاً وقتی عنوان برنامه، «من ایرانم» است، همۀ جزئیات صحنه باید «ایرانی بودن» را بازنمایی کنند.

دکور برنامۀ «من ایرانم»
مهمانهای برنامۀ من ایرانم
مهمانهای این برنامه از اقشار و حرفههای مختلف بودند؛ از هنرمند و نویسنده و پژوهشگر گرفته تا متخصصان روانشناسی کودک و نوجوان، اقتصاد، نفت، مسئولان بخشهای مختلف درگیر جنگ همچون بخشهای مختلف وزارت بهداشت، هلال احمر، نظامیان در زمان جنگ هشتساله و جنگ اخیر و هر آن کس که بهنوعی یا با بیت رهبری در ارتباط بود یا حتی یک بار در مراسمی با حضور رهبر شرکت کرده بود. موضوع گفتوگوها هم حول جنگ اخیر، رهبر شهید و آثار هنری خلقشده متأثر از جنگ سوم بود.
موضوع مهم در بخش مهمانها این بود که اصولاً چهرههای رسانهای و تکراری نبودند و مخاطب نسبت به آنها سوگیری خاصی نداشت و گپ و گفتی که با آنها صورت میگرفت هم به تاریخ اشاره داشت، هم به اتفاقهای روز تا بر همان دو وجه اطلاعرسانی و ایجاد همبستگی اجتماعی تأکید داشته باشد. مثلاً وقتی یک معمار و پژوهشگر معماری به برنامۀ «من ایرانم» آمد تا دربارۀ خسارات ناشی از حملۀ دشمن به اماکن تاریخی ایران همچون کاخ گلستان یا چهلستون صحبت شود، معمار برنامه ضمن اشاره به اینکه مثلاً در تالار چهلستون ترکهایی از قبل وجود داشت به این نکتۀ مهم اشاره کرد که «دشمن میخواهد تاریخ ما را از بین ببرد تا ما را ضعیف کند، چون میداند مردمی که تاریخ دارند، مقاومت میکنند». یا فرماندۀ سابق نیروی دریایی که تجربۀ حضور در جنگ تحمیلی هشتساله را داشت، هنگام صحبت دربارۀ ناو دنا (که زیردریایی آمریکایی در آبهای اقیانوس هند به آن حمله کرده بود)، به توانایی ایران در ساخت ناو اشاره داشت و تأکید کرد در زمان جنگ هشتساله، ایران ناو انگلیسی داشته که با مهندسی معکوس مهندسان ایرانی، زمینۀ توانایی ساخت ناو در داخل کشور فراهم شد و این یعنی پیشرفتی که شاید کمتر کسی به آن واقف باشد. یا وقتی متخصصان حوزۀ کودک یا روانشناسان سالمندی به برنامه آمدند به مخاطب متذکر شدند که در حال و هوای جنگ و پساجنگ چطور با فرزندان و سالمندان رفتار کنند، که این تأکید بر وجه مهمی از رفتار مخاطبان است. یا متخصصان جوان حوزۀ انرژی وقتی دربارۀ بستن تنگۀ هرمز حرف میزدند، علاوهبر تأکید بر نقش مهم این تنگه که ایران طی سالها هیچ وقت از آن سوءاستفاده نکرد و تأکید بر یک موضوع استراتژیک، بر قدرت علمی جوانان ایران هم تأکید داشتند. یا دانشجویی که در استرالیا مشغول به تحصیل بوده و متأثر از جنگ رمضان، ویدئوموزیکهایی به زبان انگلیسی را بهتنهایی ساخته و در شبکههای مختلف پخش کرده، مخاطب را با چهرۀ هنری جدیدی آشنا میکند. یا همۀ کسانی که با بیت رهبری در ارتباط بودند یا یک بار مهمان مراسمی بودند، واقعیاتی را گفتند که شاید مخاطب حتی تصورش را هم نمیکرد. البته که بهدلیل پخش صد قسمت و حضور مهمانان متعدد نمونهها بسیار فراتر از مصداقهای ذکرشده است. اما یک چیز در مورد همه صدق میکند: صحبتها و گپوگفتها، بستر مناسبی برای ایجاد و تقویت حس همبستگی اجتماعی بودند و در بسیاری از موارد بر غرور ملی مخاطب میافزوند.

«محمدرضا شهیدیفر» در برنامۀ «من ایرانم»
مجری برنامۀ من ایرانم
محمدرضا شهیدیفر با سابقۀ طولانی در اجراهای پرمخاطب نقشی تأثیرگذار در این برنامه ایفا کرد. تسلط بر اجرا، صمیمت در مواجهه با مهمانها، بیتکلف بودن با دوربین، پرسشهای بهجا، واکنش مناسب به صحبتهای مهمان و مشارکت در بحث بدون سوگیری و پرهیز از حرفهای شعارزده، بهعلاوۀ لبخندی بر لب حتی در تلخترین و سختترین روزهای جنگ رمضان، برگ برندۀ دیگری بود که برنامۀ «من ایرانم» را به پرمخاطبترین ویژهبرنامۀ جنگ رمضان تبدیل کرد.
جمعبندی
رسانۀ ملی در دو جنگ اخیر تلاش کرد کمابیش اخبار میدان نبرد را با تأکید بر پیروزیهای به دستآمده به اطلاع مخاطبان خود برساند. علاوهبر اخبار، برنامههای گفتوگومحور زیادی از شبکههای مختلف پخش شد که بهدلیل تکرار مباحث و تأکید بیش از حد بر پیروزیها، خصوصاً با حضور چهرههای رسانهای هرچند متخصص در حوزۀ مربوطه، احتمالاً نتوانستند مخاطب عادی را پای جعبۀ جادویی بنشانند. اما با ساخت برنامههایی که فضای صمیمیتر، مردمیتر و فرهنگیتری داشتند، این اتفاق میسر شد. ویژهبرنامۀ «من ایرانم» اطلاعات و تحلیلهایی را از زبان متخصصانی که چهرههای نسبتاً جدیدی هم بودند ارائه کرد و مباحث جذاب و شیرینی علاوهبر مباحث جنگی طرح کرد و دو نقش خود، یعنی اطلاعرسانی و ایجاد همبستگی اجتماعی را که در چنین روزگاری بیش از پیش به آن نیاز است، بهخوبی ایفا کرد.