جستجوی ""در مجله
${Title}
${OtherInfo}
هیچ خبری یافت نشد!
جستجوی ""در هنرمندان
${LatinTitle}
هیچ هنرمندی یافت نشد!
جستجوی ""در آثار هنری
${SubTitle}
نوشتاری
موسیقی
سینما
هیچ اثر هنری یافت نشد!
1
حماسی
ماجراجویی
اقتباسی
1 ریویو ثبت شده
1975
هفت سامورایی
ریشقرمز
آشوب
راشومون
یوجیمبو
بهشت و جهنم
ریش قرمز
سریر خون
احمق
زیستن
یک شاهکار طبیعت گرایانه فوق العاده. اون قدر دوستش داشتم که بعدا رمانش رو هم خریدم. میگویند "صندلی" غربی ها را از شرقی ها متمایز میکند و بنابراین روسها اگرچه خودشان را از غربی ها جدا میدانند، به آنها بیشتر شبیهند تا شرقی ها. درسو یک شرقی است و کاپیتان یک غربی. درسو زبان طبیعت را بهتر بلد است و میتواند از قوانین طبیعت پیروی کند. چون خودش را مثل یکی از عناصر طبیعت میبیند موفق میشود در سخت ترین شرایط زنده بماند ولی چون "شهر" از قوانین طبیعت پیروی نمیکند زندگی در شهر برای او غیرممکن است. مثل زن قهرمان فیلم "باشو غریبه کوچک" با حیوانات حرف میزند و باور دارد که آنها به حرفش گوش میدهند و یک بار هم که به سمت ببر، این حیوان مقدس، تیراندازی میکند و جراحتی به او میرساند طبیعت او را مجازات میکند و سوی چشمش کم میشود. چیزی که برای یک شکارچی حیاتی است. قطعا فیلم را میتوان در قفسه فیلم های مربوط به تقابل شرق و غرب یا سنت و مدرنیته قرار داد. با اینکه تفنگ یک ابزار مدرن برای شکار است اما در دستان او روح مدرنی ندارد. انگار ادامه دست او یا حتی ادامه نگاه اوست. میگویند عثمانیها اولین بار تفنگ را اختراع کردند ولی میازاکی در یکی از آثارش شکل اولیه ای از تفنگ را در دستان ژاپنی ها نشان میدهد و این گواهی دوم قابل اعتنا تر است چون باروت اختراع چینی ها بود. در مجموع میتوانم چنین جمع بندی کنم که تفنگ در دستان درسو او را از طبیعت جدا نمیکند.
سرویس تحویل کی کی
شاهزاده مونونوکه
نائوشیکا از دره باد
ژنرال
کپی کردن