جمعه 22 خرداد 1405 / خواندن: 10 دقیقه
در نشست نقد و بررسی چهارشنبه‌های «سینمای اقتباسی» مطرح شد

ایوب آقاخانی: «بهرام بیضایی در «روز واقعه» وضعیت تاریخی انسان معاصر را در نسبت با عاشورا روایت می‌کند» | آیا همیشه دیر خواهیم رسید؟

نشست نقدوبررسی فیلم «روز واقعه» چهارشنبه بیستم خرداد ماه در باغ کتاب تهران برگزار شد. در این نشست ایوب آقاخانی، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی، از فیلمنامۀ «روز واقعه» و اقتباس «بهرام بیضایی» از یک واقعۀ تاریخی، نسبت این فیلم با فیلمنامه، وضعیت تاریخی انسان معاصر و سلوک سینمایی بیضایی سخن گفت.

5
ایوب آقاخانی: «بهرام بیضایی در «روز واقعه» وضعیت تاریخی انسان معاصر را در نسبت با عاشورا روایت می‌کند» | آیا همیشه دیر خواهیم رسید؟
  • مجله میدان آزادی: دومین اکران از چهارشنبه‌های ثابت «سینمای اقتباسی» که به همت مجله میدان آزادی و همکاری باغ کتاب تهران ترادک دیده شده است، چهارشنبه بیستم خردادماه با نمایش فیلم سینمایی «روز واقعه» برگزار شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
     

به گزارش مجله میدان آزادی، دومین اکران از چهارشنبه‌های ثابت «سینمای اقتباسی» در مجله میدان آزادی، چهارشنبه بیستم خردادماه با نمایش فیلم سینمایی «روز واقعه» به میزبانی مجید اسطیری –نویسنده و منتقد ادبی- و حضور ایوب آقاخانی –نمایشنامه‌نویس، کارگردان، بازیگر، مدرس و منتقد سینمای ایران- برگزار شد.

در ابتدای این نشست مجید اسطیری –نویسنده و منتقد ادبی- به عنوان میزبان این برنامه ضما تشکر از حضور حاضران، در ابتدای سخن به نمایشنامه‌های بهرام بیضایی در دو کتاب «دیوان نمایش» که در دو جلد منتشر شده است اشاره کرد. اسطیری گفت:

«مقدمه‌ای که بهرام بیضایی برای هر دو جلد نوشته بسیار خواندنی است و نشان از دقت نظر و اهمیتی که برای زبان قائل بود دارد. بنده با تطبیق متن فیلمنامه و فیلم، اعتقاد دارم چیزی بیش از ۹۰ درصد دیالوگ‌های فیلم، همان متنی است که مرحوم بیضایی نوشتند.»

اسطیری در ادامه تریبون را در اختیار ایوب آقاخانی –نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان، بازیگر، مدرس و منتقد سینما- قرار داد تا این شاهکار اقتباسی سینمای ایران را مورد نقد و بررسی قرار دهد.

 

فیلم روز واقعه شاهکار است، اما فیلم‌نامه قوی‌تر است

آقاخانی پس از سلام،  با عرض ارادت به بهرام بیضایی گفت این افتخار را داشت که شاگرد مستقیم بیضایی در نمایش‌نامه‌نویسی بوده است. سپس نقد خود را با این پرسش آغاز کرد که چرا «روز واقعه» فیلم مهمی است؟ اینکه استاد بی‌بدیل ادبیات دراماتیک ایران  فیلمنامه‌ای مدرن با رنگ‌وبویی تاریخی و قدیمی دربارۀ شخصیتی نوشته است که خواسته یا ناخواسته همۀ ما با او آشنایی داریم گفت:

«اگر بخواهم دربارۀ «روز واقعه» حرف بزنم بیشتر باید دربارۀ فیلمنامۀ روز واقعه حرف بزنم چراکه امتیاز اصلی این اثر از فیلمنامۀ آن است. برترین‌های توان نمایشگری سینمای ایران دور هم جمع شدند با خرده نقش‌ها به عنوان بازیگر و افراد فنی مثل مرحوم مهدی رجاییان به عنوان تدوینگر، مازیار پرتو به عنوان فیلمبردار، مجید انتظامی به‌عنوان آهنگساز -به نظرم، روز واقعه بدون مجید انتظامی حتماً چیزی کم داشت و حتی فهمیده هم نمی‌شد- اما فیلم شاید اجرای متوسطی از این فیلمنامه ارائه کرده است.»

سپس گفت:

«نکته مهم این است که با این تفاسیر این فیلم، فیلم بدی است؟ خیر فیلم فوق‎العاده‌ای است اما تاحدی از فیلمنامۀ شاهکار خود عقب افتاده است. اهمیت «روز واقعه» به‌عنوان یکی از مهمترین فیلم‌های سینمایی ایران از نظر من و بسیاری دیگر، از آنجایی نشأت می‌گیرد که فیلم دربارۀ عاشورا نیست و به همین دلیل فیلم مدرنی است. برخلاف ظاهر فیلم، روز واقعه دربارۀ نسبت انسان امروز با عاشوراست. بیضایی یک اثر فراتاریخی برای ما به یادگار گذاشته است که تا سالیان سال در تاریخ سینمای ایران و حتی اگر صادق باشیم در سینمای جهان باقی خواهد ماند.»

 

روز واقعه دربارۀ عاشورا نیست

استاد نمایشنامه‌نویسی دانشگاه سوره گفت:

«روز واقعه دربارۀ عاشورا حرف نمی‌زند؛ دربارۀ این واقعه حرف‌های بسیاری گفته شده و فیلم‌های بسیاری ساخته شده است اما هیچ‌کدام اثرگذاری «روز واقعه» را ندارند. ما روایت شیعی عاشورا را کاملا می‌دانیم؛ اینکه در سال 61 هجری چه اتفاقی افتاد و چه کسانی بودند اما اینکه انسان امروز چه نسبتی با عاشورا دارد نهیبی است که «روز واقعه» به ما می‌زند.»

آقاخانی در ادامۀ نقد خود از تمهیدی می‌گوید که بیضایی برای جذب مخاطب به کار برده است. او به این نکته اشاره می‌کند که بیضایی در فیلم «روز واقعه» از قهرمانی می‌گوید که غایب است. در فیلم هم دوربین جایی را نشان می‌دهد اما اتفاق اصلی پشت دوربین در حال اتفاق است و تعلیقی شکل می‌گیرد که مخاطب در طول فیلم منتظر است تا دوربین به سمت اتفاق اصلی برگردد.
 
آقاخانی به این نکته اشاره می‌کند که بیضایی با این ترفند مخاطب را با تراوش آرام آرام اطلاعات با حادثه رو‌به‌رو می‌کند و گفت:

«بیضایی می‌داند این حادثه با تمام جزئیاتش در حافظۀ مخاطب ایرانی وجود دارد و احتیاجی به بازسازی دوبارۀ این واقعه ندارد. او می‌خواهد تأثیر این واقعه را بر روح انسان نشان دهد.»

این نمایش‌نامه‌نویس تئاتر ایران در ادامه بحث را به سمت کهن‌الگوهای ادبیات می‌کشاند و می‌گوید:

«جهان جستجوگر یکی از کهن‌الگوهای ادبیات دراماتیک است؛ جستجوی ادیسه‌وار جوان نصرانی که در ادبیات عرفانی ما نیز وجود دارد مثل «منطق‌الطیر» عطار که در جستجوی سیمرغ هستند، سفر معنوی‌ایی را تصویر می‌کند که عبدالله در حستجوی حقیقت این واقعه است و در هر منزل می‌پرسد «حسین کجاست؟» انگار ترجمه این سوال است که «حقیقت کجاست؟» جستجوی ابدی ازلی انسان به دنبال حقیقت.»

آقاخانی در ادامۀ توضیحات خود به سراغ وجه اقتباسی این فیلم می‌رود. او با اشاره به دیدگاه «دبورا کارتمل» دربارۀ اقتباس گفت:

«روز واقعه اقتباسی آزاد از یک واقعۀ تاریخی است. از دید دبورا کارتمل اقتباس نوع سوم و یک اقتباس قیاسی است؛ برداشتی شخصی از تاریخ.»

او در ادامه افزود:

«نتیجه‌ای که بهرام بیضایی از این برداشت شخصی گرفته است نتیجۀ سترگی است. هویت ادبی این اثر، هم امروز به درد ما می‌خورد و هم در سال 1430 به درد تماشاگر خواهد  خورد.
مسئلۀ مهم فیلم که بیضایی هم به تکرار آن اصرار دارد این است که بسیاری حقیقت را می‌دانند اما از ابراز آن بیم دارند به دلایل متعدد؛ مثل منفعت شخصی و تنها عدۀ کمی حاضرند برای حقیقت هزینه کنند.»

 

وفاداری عین‌به‌عین فیلم روز واقعه به فیلمنامه

آقاخانی ضمن توضیحاتش، با اشاره به نظر مجید اسطیری در وفاداری کامل فیلم به فیلمنامه، از مخاطبان می‌خواهد بعد از دیدن فیلم، حتما فیلمنامه را هم بخوانند و ببینند که فیلم واقعا با فیلمنامه منطبق است و کاملا وفادار است. آقاخانی به این نکته نیز اشاره می‌کند که اگر بهرام بیضایی این فیلم را می‌ساخت و پشت کلمات خودش حاضر بود، قطعا و یقینا با آنچه دیدید تفاوت فاحشی داشت؛ چراکه تنها او به عنوان نویسنده می‌دانست صحنه‌هایی که نوشته است چگونه باید اجرا شود درحالی‌که «شهرام اسدی»، کارگردان فیلم، سعی کرد عین‌به‌عین فیلمنامه را پیاده کند و در فیلم ما یک اجرای خطی هندسی می‌بینیم.

کارگردان سینما و تلویزیون ایران در ادامۀ نقد خود به فیلم به سراغ انتخاب بازیگر می‌رود و انتخاب «علیرضا شجاع‌نوری» را از لحاظ ظاهر و شمایل برای این نقش انتخاب بسیار خوبی توصیف می‌کند اما نقش دوبله را در رضایت از بازی علیرضا شجاع‌نوری بسیار موثر می‌خواند. همچنین او به اولین حضور «لادن مستوفی» در این فیلم اشاره می‌کند که زمینه‌ای برای معرفی یکی از بهترین بازیگران زن سینمای ایران شد.

 

تفکر مدرن و وضعیت تاریخی انسان معاصر

در ادامه این نشست اسطیری به سفر قهرمان در داستان اشاره می‌کند و می‌گوید:

«یکی از ابتدایی‌ترین مراحل سفر قهرمان منادی هست که عبدالله یا «شبلی» در فیلمنامۀ بهرام بیضایی، با ندایی فراخوانده می‌شود و قهرمان باید بعد از طی مراحل دوازده‌گانه، با دستاوردی به سوی جامعه بازگردد و آن دستاورد را به قوم و جامعۀ خود هدیه دهد؛ ما در فیلمنامۀ «روز واقعه» و هم در فیلم کاملا الگوی سفر قهرمان را می‌بینیم.»

آقاخانی در تایید نکات اسطیری گفت:

«بله این یک کهن‌الگوی مهم در اساطیر ماست که به نام یونانی‌ها سند خورده است با نام «سفر ادیسه‌وار» برای کشف یک مسئله، که هم در گیلگمش، هم در پارسیفال، هم در آثار دانته و هم در سهراب شاهنامه وجود دارد.»

سپس می‌گوید:

«جالب اینجاست که در «روز واقعه»، قهرمان ما دیر می‌رسد و یکی از ظرافت‌های این فیلم‌نامه است؛ این نشان از همان تفکر مدرن و وضعیت تاریخی انسان است که همیشه دیر به حقیقت می‌رسد و باید خسارت این تاخیر را تحمل کند.»

تمایش‌نامه‌نویس تئاتر ایران اینطور ادامه می‌دهد:

«در این فیلم پیروزی ظاهر شکست‌خوردگی دارد؛ در سکانس آخر فیلم وقتی جوان نصرانی -اسمش در فیلمنامه شبلی است و در فیلم به اشتباه عبدالله نام گرفته- وقتی واقعه را برای قومش تعریف می‌کند شکست‌خوردۀ پیروز است برای اینکه حقیقت را پیدا کرده است. حقیقت را بر سر نیزه‌ها دیده است؛ حقیقه را بر زمین افتاده دیده است؛ حقیقت را خونین دیده است؛ اما دیده است و ده هیچ از قوم خودش جلوتر است.»

آقاخانی در ادامۀ بحث از وضعیت انسان معاصر به‌خصوص انسان معاصر ایرانی می‌گوید و با اشاره به وضعیت کنونی جامعۀ ایرانی در بحبوهۀ یک جنگ و فقدان‌های عظیمی که داشته است اضافه می‌کند:

«همین جامعۀ ایرانی بسیاری از حقایق را دیر متوجه شده و در قامت یک شکست‌خورده به حقیقت رسیده است؛ این وضعیت تاریخی انسان معاصر است که «روز واقعه» با وجود اینکه 30 سال از نگارشش گذشته -سال 71 نوشته شده و سال 73 ساخته شده است- به آن اشاره کرده است و این وضعیت انسان ایرانی همچنان ادامه دارد.»

این منتقد سینمای ایران سپس به متن فیلم بازمی‌گردد:

«مهمترین پرسش فیلم این است که چرا عبدالله دیر می‌رسد؟ و این سوال بعد از پایان فیلم، ذهن مخاطب را رها نمی‌کند. معمولا بعد از فقدان قهرمان ارزش وجودیش برای جامعه درک می‌شود. مهم است که بعد از دیدن این فیلم از خودمان بپرسیم آیا دفعۀ بعد به موقع خواهیم رسید؟ پیش‌بینی من این است که ما همیشه قرار است دیر برسیم چون حقیقت با سرعتی بیشتر از ارادۀ انسان‌ها در جهان در حال حرکت است.»

او گفت:

«فیلم «روز واقعه» بیش از آنکه دربارۀ گذشته باشد دربارۀ امروز است؛ دربارۀ من و شما؛ دربارۀ یکی از مهم‌ترین حق‌کشی‌های تاریخ که به دین ما مرتبط است. یکی از اثرگذارترین صحنه‌های عاشورا را در این فیلم دیدیم چون صحنه‌ای از عاشورا ندیدیم و تشنۀ دیدن ماندیم. در «روز واقعه» ما چند تصویر انتخاب‌شدۀ کوتاه –آتشی که می‌سوزد؛ پرچمی که می‌افتد و دست بریده‌ای که نشان داده می‌شود- با موسیقی درخشان مجید انتظامی و دیر رسیدن شبلی می‌بینیم و همین چند پلان کوتاه تاثیری بر مخاطب می‌گذارد که دستاورد بسیار بزرگی است.»

 

نهیب «بهرام بیضایی» در تمام آثارش به جامعه

آقاخانی سپس دربارۀ کمبودهای فنی سینمای ایران نسبت به غرب می‌گوید و ادامه می‌دهد:

«اینکه فیلم صحنه‌های بسیار کمی از عاشورا نشان می‌دهد شیوه‌ای است که بیضایی اختیار کرده است با توجه به ملاحظات تولید و هم یک  تمهید روایی است. ترکیب این دو دستاورد بزرگی است که  اندازه گلیم‌مان پایمان را دراز کنیم و در عین حال بیشترین تاثیر را بر مخاطب بگذاریم؛ من با تشنه نگه داشتن مخاطب، واقعه را در ذهن او به ابعاد بزرگ‌تر و احتمالاً تراژیک‌تری می‌رسانم و این اتفاق مهمی است.»

او سپس به کارکرد کویر در این فیلم اشاره می‌کند. آقاخانی معتقد است همانگونه که آب در این فیلم کارکرد نمادین دارد، کویر نیز نمادی از جهان بی‌پناه انسان‌هاست. آقاخانی سپس به سراغ موضوع اقتباس می‌رود و تاکید می‌کند که اقتباس از تاریخ نیز، اثر را در دستۀ اقتباسی قرار می‌دهد.

آقاخانی در ادامه به سراغ سینمای بیضایی می‌رود و با اشاره به نهیبی که فیلم اقتباسی «روز واقعه» به مخاطب می‌زند، ادامه می‌دهد:

«روز واقعه مخاطب را به این پرسش می‌کشاند که «چقدر از حقیقت تاریخی دور ایستادی؟» مسیری که بهرام بیضایی همواره با درایت به سمت آن حرکت کرده است. او همیشه اصرار داشت مخاطب به منشور چند وجهی تاریخ با دقت خیره شود و درست‌ترین را انتخاب کند.
«مرگ یزدگرد» با این جمله آغاز می‌شود: «یزدگرد سوم به آسیابی در مرو درآمد و توسط آسیابان کشته شد. تاریخ!»؛ توجه به مسئلۀ مرگ و زندگی در «مسافران» که مخاطب را دعوت می‌کند تا یک‌بار دیگر به این مفاهیم از زاویه‌ای دیگر بنگرد. یا در فیلم «باشو غریبۀ کوچک» سویۀ دیگری از این تفکر است که مخاطب به مفهوم خانه به عنوان مکانی که در آن آسایش و ریشه دارد توجه کند. 
کمتر کارگردانی در سینمای ایران سراغ دارم که درباۀ هر اثرش قاطعانه بتوانی بگویی او با فیلمش به جامعه نهیب زده است.»

آقاخانی در پایان گفت:

«خوشحالم ما مردی را در تاریخ ادبیات دراماتیک این کشور داشتیم که هرگز از ریشه‌هایش دست نکشید. هرگز ایرانی بودن را فراموش نکرد. هرگز نهیب زدن به جامعه خودش را فراموش نکرد و همواره از هنرمندانه‌ترین شیوه‌ها برای این نهیب‌ زدن‌ها بهره برد تا آخرین کارش. یاد این بزرگ مرد جدی و بد اخلاق در کلاس درس را مغتنم و محترم می‌شمارم؛ به احترامش کلاه از سر برمیدارم. امیدوارم هرجا که هست در پناه آرامش الهی باشد و به خاطر خدماتی که به فرهنگ این سرزمین کرد بهترین جایگاه را در کنار خداوند رحمان برایش آرزو دارم.»


به این ترتیب دومین نشست از چهارشنبه‌های اقتباسی مجله میدان آزادی با نقد فیلم «روز واقعه» و یادی از سینمای «بهرام بیضایی» و پرسش‌و‌پاسخ مخاطبان پیرامون زوایای مختلف فیلم «روز واقعه» به پایان رسید.

 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان

نشست نقدوبررسی فیلم «روز واقعه» چهارشنبه بیستم خرداد ماه در باغ کتاب تهران برگزار شد. در این نشست ایوب آقاخانی، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی، از فیلمنامۀ «روز واقعه» و اقتباس «بهرام بیضایی» از یک واقعۀ تاریخی، نسبت این فیلم با فیلمنامه، وضعیت تاریخی انسان معاصر و سلوک سینمایی بیضایی سخن گفت.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00