مجله میدان آزادی: در سومین اکران از فصل چهارم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا»، اپیزود «نگران» ساختۀ «حسن حبیبزاده»، نقد و بررسی شد. مشروح بخش دوم این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، در سومین شب از فصل چهارم رویداد «نقد و تماشا»ی مجله میدان آزادی، فیلم «نگران» با حضور «محمد صابری» منتقد سینما، «حسن حبیبزاده» کارگردان، «سعید نقدزاده» مجری طرح و مدیر برنامهریزی «ملیکا یوسفی» منشی صحنه، «آندیا عبدالرضایی» بازیگر اثر و جمعی از دوستداران سینما و مخاطبان، در سالن شماره 4 پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد.
این مراسم ساعت 17:30 آغاز شد و پس از اکران اپیزود «نگران»، در بخش اول برنامه، محمد صابری این اثر را نقد کرد و سپس «حسن حبیبزاده» به نقدها و سوالات پاسخ داد.
حسن حبیبزاده کارگردان اثر ضمن تشکر از حاضران در سالن و مجله میدان آزادی بابت برپایی این نشست در پاسخ به سوال مجری برنامه در خصوص چگونگی رسیدن به ایدۀ اپیزود «نگران» و تجربۀ فیلمسازی در دل جنگ عنوان کرد:
«اساسا اینکه «نگران» در این اکران هست به دلیل اتفاقات دیگری است که در اینجا قرار داده شده است. بخش زیادی از آن، جدای از موارد فیلمنامهنویسی و کارگردانی و... است. حتی برگزاری اکران فیلمهای «ملیمیهنی» نیز به همین دلیل است؛ چراکه خیلی از اپیزودهای این سریال که بهتر از اپیزود «نگران» بودند و یا اپیزودهایی که خودم کار کردم به این میزانسِن نرسیدهاند.»
وی در ادامه جدای از نقدهای تخصصی و فنی اپیزود بیان کرد:
«آنچه که اهمیت داده میشود اتفاقاتی است که برای مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ» و حالا اختصاصا امشب برای اپیزود «نگران» رخ داده است. بیان روایت پشت پردۀ این اتفاقات ممکن است در جای دیگر بهطور رسمی گفته نشود و شاید به فراموشی سپرده شود. اساسا تجربهنگاری در سینما یکی از کارهای جذاب و راهبردی برای تاریخ سینما، فیلمسازان و حتی مخاطبان فیلم است.»
وی پس از مقدمه خود در خصوص روایتِ ساخت ادامه داد:
«تقریبا پس از گذشت 7 یا 8 روز از جنگ و قبل از عید، آقای موحد با من تماس گرفتند و برای شروع و ساخت کار جدید از من دعوت کردند. از آن شب، من و دوستانم در لوکیشنی شبها جمع میشدیم و درحالیکه بمباران و موشکباران اتفاق میافتاد و احتمال خطر وجود داشت، ما در آن لحظات فرایند آمدن ایده و طرح را با یکدیگر تجربه میکردیم. انگار فراخوانی برای ما بود که در این شرایط جنگی به عنوان فیلمساز و فیلمنامهنویس چه باید کنیم؟
تماس تهیهکنندگان برای من چنین حکمی داشت. انگار با آن تماس متوجه شدم که در این شرایط چه باید بکنم. چون اساسا فیلمسازی یا ساخت فیلم زمانی اتفاق میافتد که ارادههای زیادی با یکدیگر جمع شوند. این اراده شامل تمام عوامل فیلم میشود تا همگی به نقطۀ مشترکی برای توافق به ساخت فیلم برسند.»
وی ادامه داد:
«در شروع برای من اینگونه بود که میخواهم بر اساس آنچه بلدم برای این جنگ کاری انجام بدهم. در آن جمع 15 یا 20 نفره با مدیریت آقای آذری پندار و تهیهکنندگان، ایدهها و طرحهای مختلفی ردوبدل میشد. در این فرایند خیلی متغیرها لحاظ میشد و سعی بر این بود که ایدهای تکراری نباشد و با ایدۀ اپیزودی از سریال «اهل ایران» یکی نباشد. در نهایت یک طرح دو صفحهای به نویسندگی «محمدمهدی عزیزمحمدی» به من پیشنهاد شد که همان طرح اولیۀ «نگران» بود. این طرح و ایده را به دلیل پررنگ بودن روابط انسانی در آن انتخاب کردم.»
حبیبزاده در رابطه با شروع تولید این اپیزود اظهار کرد:
«پس از تصمیم نهایی با آقای موحد در رابطه با تولید «نگران»، با آقای نقدزاده مدیر برنامۀ پروژه هماهنگ شدم. اولین روز عید برای فرایند پیشتولید جمع شدیم و اولین جلسه را ظهر همان روز با آقای آذر یپندار و فیلمنامهنویس برگزار کردیم.»
وی ضمن تأکید بر حساسیت همیشگی خود در رابطه با فیلمنامه بیان کرد:
«اولین نکتۀ من دربارۀ فیلمنامه این بود که شخصیت اصلی فیلم هیچ کنشی ندارد. اما مهمتر از آن، پیشفرض فیلمنامه را برای خودم بررسی کردم. «نگران» در قالب فیلم کوتاه قرار نمیگیرد بلکه تا حد زیادی یک تلهفیلم است. انتخاب یک فیلمنامه شروع کارگردانی است و من این را میپذیرم.»
وی دربارۀ بازۀ زمانی تولید فیلم گفت:
«پیشتولید ما چهار روز زمان برد حتی یک روز زودتر از آنچه که بنا داشتیم. من فیلمکوتاه «اتاق عقد» را که 18 دقیقه بود در پنج جلسه (5 روز ) پیشتولید کردم. همچنین یک ماه بر روی فیلمنامۀ اثر «اتاق عقد» کار کردیم.»
محمد صابری در تأیید توضیحات حبیبزاده در دشواری فرایند پیشتولید عنوان کرد:
«من به شخصه تجربۀ حضور در جلسات پیشتولید را داشتم و میدانم که بسیار انرژیبر است و اصلا با این ضرباهنگ تندی که روایت میشود نیست. واقعا تولید تک تک اپیزودها کار سترگی بوده است و همینکه کار را به سرانجام رساندید به شما دستمریزاد میگویم.»
حبیبزاده پیرو نقدهای محمد صابری با اشاره به اضافه شدن آندیا بازیگر خردسال اپیزود در روزهای آخر و مواجهه با نسخۀ نهایی فیلمنامه در روز دوم پیشتولید، بر سختی تولید این اثر تاکید کرد.
حسن حبیبزاده در پاسخ به میزان دشواری بازی گرفتن از یک بازیگر خردسال، گفت:
«ما در طرح اولیه فیلمنامه یک دختربچۀ افغانستانی را در داستان داشتیم. پس از فکر و تعامل دربارۀ نسخه اولیۀ فیلمنامه در روز چهارم پیشتولید به این نتیجه رسیدم که ما دختربچۀ افغانستانی برای بازی در نقش آوینا را پیدا نمیکنیم و نکتۀ دوم اینکه، وجود دختربچۀ غیرایرانی محتوا را به هم میریزد؛ پس از یک روز نسخه ایرانی این دختربچه را برای فیلمنامه نوشتیم.»
وی افزود:
«من در انتخاب بازیگر اذیت نشدم و این فرایند خیلی زود اتفاق افتاد. و اینطور نبود که مجبور به انتخاب بازیگری شوم. در روز سوم پیشتولید آندیا برای انتخاب بازیگر حاضر شد. به محض دیدن آندیا گفتم این دقیقا همان دختربچۀ داستان است و گفتم دیگر نیازی نیست بازیگری را برای انتخاب این نقش بیاورید.آندیا فوقالعاده و واقعا یک استعداد است.
کارکردن با بازیگر خردسال سخت است اما کار کردن با آندیا خیلی راحت است و با وجود بازیگوشی و شیطنتهایش در صحنه، دیالوگها را راحت حفظ میکرد و در برداشت اول بیشتر خواستههایمان را برآورده میکرد.»
حبیبزاده در پایان گفت:
«یکی از مشکلاتی که اغلب بازیگرها دارند تغییر دیالوگ به هنگام ضبط است اما آندیا به راحتی از عهدۀ این کار بر میآمد و در برداشت اول همه را انجام میداد. این یک لطف الهی بود که شامل کار ما شد.»
نقد «محمد صابری» به اپیزود «نگران» در بخش اول این گزارش منتشر شد و توضیحات «سعید نقدزاده» مجری طرح و مدیر برنامهریزی این اپیزود در بخش سوم این گزارش ارائه شده است.
آخرین نشست از نشستهای نقد و تماشا ویژۀ فیلمهای «ملی میهنی»، پنجشنبه 17 اردیبهشت به پایان میرسد.