پنجشنبه 27 فروردین 1405 / خواندن: 23 دقیقه
پرونده «ای ایران» | صفحه پنجاه و دوم

فهرست: مروری بر رمان‌های تحسین‌شده ادبیات جهان از نظر رهبر شهید ایران آیت‌الله خامنه‌ای

نوجوانی را در کنج کتابخانه‌ای تصور کنید که در صفحه‌ای از رمانی یا کلمه‌ای از حدیثی در کتابی کهنه، آن‌قدر غرق می‌شد که به خود می‌آمد و می‌دید ظهر شده و صدای اذانی را که همیشه در سالن می‌پیچید، نشنیده. «آیت‌الله خامنه‌ای» به شدت و به تأکید و به اصرار به زبان هنر برای بیان اندیشه‌ها معتقد بود، ازجمله اندیشۀ انقلاب اسلامی؛ و در این بین ادبیات از همه بیشتر. او علاقۀ وافری به شعر و داستان داشت.

4
فهرست: مروری بر رمان‌های تحسین‌شده ادبیات جهان از نظر رهبر شهید ایران آیت‌الله خامنه‌ای

‌مجله میدان آزادی: در پنجاه‌و‌دومین صفحه از پرونده «ای ایران» به سراغ فهرستی از بهترین رمان‌های خارجی از نظر رهبر شهید رفته‌ایم. در ادامه از شما دعوت می‌کنیم تا این فهرست را به انتخاب و مقدمه «عصمت زارعی» و «مجید اسطیری»  در ادامه بخوانید:
 

رمان‌های محبوب رهبر شهید

نوجوانی را در کنج کتابخانه‌ای تصور کنید که در صفحه‌ای از رمانی یا کلمه‌ای از حدیثی در کتابی کهنه، آن‌قدر غرق می‌شد که به خود می‌آمد و می‌دید ظهر شده و صدای اذانی را که همیشه در سالن می‌پیچید، نشنیده. او همچنان با کلمه به کلمۀ کتاب‌های قدیمی و جدید، رمان و شعر نفس می‌کشد و با خط به خط کتاب‌های تاریخ و فرهنگ قد می‌کشد و بر قلۀ مسئولیت می‌نشیند و باز کتاب از دستش نمی‌افتد.

«آیت‌الله خامنه‌ای» به شدت و به تأکید و به اصرار به زبان هنر برای بیان اندیشه‌ها معتقد بود، ازجمله اندیشۀ انقلاب اسلامی؛ و در این بین ادبیات از همه بیشتر. او علاقۀ وافری به شعر و داستان داشت. نوجوانی که در سطرهای ابتدایی این متن توصیف شد «سید علی خامنه‌ای» است که در کتابخانۀ آستان قدس مشهد نشسته و مغروق ماجرای یک رمان است. ایشان از کثرت مطالعۀ رمان خود را در این زمینه صاحب‌نظر می‌دانست و به‌حق نیز چنین بود. رهبر شهید دربارۀ ویژگی‌های خاص و تأثیرگذار نوع ادبی رمان در جایی گفته‌اند: 

«رمان می‌ماند و گسترش هم دارد و تبیین و توصیف فوق‌العاده و ریز هم دارد. شما این خصوصیات را در کدام هنر دیگر می‌توانید پیدا کنید؟ این خصوصیات نه در موسیقی هست، نه در سینما هست، نه در تئاتر هست، نه در شعر هست. اصلاً نمی‌شود شبیه رمان چیزی پیدا کرد؛ هم ترجمه می‌شود، هم همه جا می‌رود، هم می‌ماند، هم کهنه نمی‌شود.»

 ایشان معتقد بود کانون نویسندگان و ادبیات قوی کمونیسم یکی از علت‌های رونق و دیرپایی کمونیسم در ایران شد. 

در این مطلب قصد داریم رمان‌های معروف ادبیات داستانی جهان از ده رمان‌نویس خارجی را بررسی کنیم که رهبر شهید انقلاب به بهانه‌های مختلف به آنها اشاره کرده‌اند.
 

1. جنگ و صلح | لئو تولستوی

یکی از رمان‌های مهم تاریخ ادبیات جهان که در بیانات رهبر شهید می‌توان نام آن را دید رمان سترگ «جنگ و صلح» نوشتۀ «لئو تولستوی» است. تولستوی در این رمان که با ویژگی کثرت و ظرافت شخصیت‌هایش شناخته می‌شود، روایتگر جنگ روسیه و فرانسه و شکست «ناپلئون بناپارت» در برابر مردم روسیه است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ویژگی توصیف مقاومت و عزت مردم روسیه در روایت تولستوی را این‌گونه ستایش کرده‌اند:

«جنگ و صلح» تولستوی مربوط به مقاومت عجیب مردم روسیه است در مقابل حملۀ ناپلئون و حرکت عظیمی که مردم مسکو انجام دادند برای ناکام کردن ناپلئون. تولستوی کتاب‌های دیگری هم دارد اما به‌نظر من این کتاب برجستگی‌اش به‌خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است. همین‌طور است بسیاری از کتاب‌های دیگری که یا در مورد انقلاب شوروی نوشته شده یا در مورد انقلاب کبیر فرانسه نوشته شده یا در مورد جنگ‌های فرانسه و آلمان و دفاع مردم فرانسه نوشته شده. مثل بعضی از کتاب‌های «امیل زولا». مهم‌ترین آثار، رمانی مربوط به دوران حساس یک ملت است که در آن وقت این ملت توانسته ظرفیت خودش را نشان دهد.»

ایشان در دیدار غیررسمی سال ۹۷ با جمعی از داستان نویسان کشور فرمودند:

«ماجرای حملۀ ناپلئون به روسیه و شکست ناپلئون در این حمله را هم تولستوی در «جنگ و صلح» کاملاً تشریح کرده، هم «ویکتور هوگو» در «بینوایان». روایت تولستوی یک روایت روسی است. یعنی به‌طور کامل یک افتخارآفرینی برای روس‌ها. حالا شکست خورده‌اند، یعنی ناپلئون تا مسکو رفته، اما در عین حال آن چیزی که پیش می‌آید یک افتخار بزرگ برای روسیه و برای سرداران روسیه و برای مردم روسیه است. اما شما آنجا (در رمان «بینوایان») که نگاه کنید می‌بینید نه، ناپلئون شکست خورده اما در عین حال ذلیل نشده، پست نشده. حالا شما که نمی‌توانید بگویید ویکتور هوگو آدم صادق یا مردم‌دوستی نبوده- که قطعاً بوده، یک شخصیت برجسته است- اما مراقب حیثیت میهنش هست، حتی مراقب حیثیت ناپلئون هست.»
 

2. گذر از رنج‌ها | آلکسی تولستوی

یکی دیگر از نویسندگان روس که رهبر انقلاب به‌صراحت بیان داشته بودند که به آثارش علاقه دارند، «آلکسی تولستوی» است که ممکن است به‌واسطۀ شباهت نام با «لئو تولستوی» اشتباه گرفته شود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ که از مجموع نظرات‌شان دربارۀ رمان‌های مختلف می‌توان برداشت کرد به مکتب ادبی «رئالیسم» علاقه دارند ـ «میخائیل شولوخف» و آلکسی تولستوی را به‌خاطر روایتگری موفق و جذاب انقلاب روسیه در بیانات مختلفی ستوده‌اند. از‌جمله اینجا:

«شولوخف و الکسی تولستوی از ادبیات شوروی و نویسندگان انقلاب شوروی که طعم دوران جدید در نوشته‌های اوست و در «جنگ و صلح» لئو تولستوی آثار و نشانه‌هایی از ملیت روسی را می‌بینید، ولی آثار و نشانه‌های شصت سال اخیر و تحولات اخیر آن‌ها را نمی‌بینید. پس نویسندۀ انقلاب شوروی، آلکسی تولستوی است و شخصیت امروز روسیه در آثار شولوخف و آلکسی تولستوی هویداست.»

ایشان در جلسۀ دیگری با اهالی هنر و فرهنگ دربارۀ آثار آلکسی تولستوی فرمودند:

«وقتی انقلاب خودمان را با انقلاب سوسیالیستی شوروی سابق مقایسه می‌کنم، می‌بینم انقلاب ما خیلی بهتر از آن انقلاب است. اما همان انقلاب خشن غیرقابل پذیرش، عدۀ بی‌شماری از روشنفکران، نویسندگان و شعرای درجۀ یک روسیۀ آن زمان را جذب کرد. حتی کسانی هم که ابتدا مخالف انقلاب سوسیالیستی بودند، پس از مدتی جذب آن شدند. یکی از آن مجذوبین آلکسی تولستوی است که من یکی دو بار به مناسبتی اسم او را در جمع بعضی از شما آقایان که به اینجا آمده بودید آورده‌ام. چون از او خیلی خوشم می‌آید. او که چند کتاب معروف هم دارد، نویسندۀ عجیبی است. آلکسی تولستوی تا سال ۱۹۲۵ میلادی، ضدانقلاب بوده است و حتی از کشور فرار می‌کند و به قول آقایان، به‌اصطلاح به‌عنوان «عنصر سفید» آن روزگار،‌ به آلمان یا فرانسه می‌رود ولی پس از مدتی که به شوروی برمی‌گردد، کتاب «گذر از رنج‌ها» را می‌نویسد. نمی‌دانم این کتاب را دیده‌اید یا نه. «گذر از رنج‌ها» رمانی بسیار عالی در باب انقلاب سوسیالیستی شوروی است. این آدم که ابتدا ضدانقلاب بوده است،‌ چنین کتابی می‌نویسد. همان‌طور که می‌دانید، تاکنون کتاب‌های بسیاری راجع به انقلاب اکتبر نوشته شده است. اما بنده دو رمان از رمان‌های معروف و درجۀ یک در این خصوص را خواندم و با هم مقایسه کردم؛ اگرچه بیش از دو کتاب و تقریباً می‌َشود گفت تعداد زیادی کتاب راجع به انقلاب اکتبر خوانده‌ام. یکی از این دو رمان «دن آرام» اثر شولوخف است که معروف است. خود شولوخف هم بلاتشبیه مثل شما آقایان است. یعنی اصلاً پدیدآمدۀ انقلاب است. مربوط به طبقۀ انقلاب است، نویسندۀ انقلاب است. او که در دوران انقلاب اکتبر در جوانی به سر می‌برده است، «دن آرام» را تحت تأثیر حوادث و وقایع انقلاب نوشته است. دومین رمان هم «گذر از رنج‌ها»ی آلکسی تولستوی است که گفتیم ابتدا ضدانقلاب بود. رمان «گذر از رنج‌ها» نه‌تنها از لحاظ داستانی بلکه از لحاظ گرایش به اصول انقلاب و مجذوب بودن در مقابل حوادث و پدیده‌های انقلاب و ترمیم زیبای حوادث آن، بهتر از رمان «دن آرام» است. «گذر از رنج‌ها» در واقع چهرۀ انقلاب را زیبا ترسیم کرده و زیبا نشان داده است.» 

«پطر کبیر» رمان دیگری از آلکسی تولستوی است که رهبر شهید انقلاب آن را هم رمانی بسیار قوی توصیف کرده‌اند:

«این روزها یک رمان روسی به نام «پطر کبیر» که دو سه جلد است و نویسندۀ آن الکسی تولستوی است، منتشر شده است. این رمان رمانی بسیار قوی در شرح حال پطر است. به‌نظر من اگر یک مترجم خوب این کتاب را ترجمه می‌کرد، می‌توانست کتاب مفیدی برای ادبیات کنونی جامعۀ ما باشد، اما آن‌طور برخورد نمی‌شود.»

رهبر شهید انقلاب که تمام عمر با برکت خود را در مبارزه با استکبار جهانی به‌خصوص نظام سرمایه‌داری به رهبری ایالات متحدۀ آمریکا گذراندند و بالاخره به دست همین جنایتکاران به شهادت رسیدند، به فراخور موضوع اشاراتی به رمان‌های نویسندگان آمریکایی داشته‌اند که ظلم و تبعیض نژادی در این کشور را به تصویر کشیده‌اند. از آن جمله چهار رمان «کلبۀ عمو تام» نوشتۀ «هریت بیچر استو»، «ریشه‌ها» اثر «الکس هیلی» و «آمریکایی» نوشتۀ «هاوارد فاست» را می‌توان نام برد که در ادامه نگاه اجمالی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این آثار را مرور می‌کنیم.
 

3. کلبه عمو تام | هریت بیچر استو

هریت بیچر استو یکی از نامدارترین نویسندگان آمریکایی قرن نوزدهم بود که نامش با نام رمان مشهور «کلبۀ عمو تام» گره خورده است. با اینکه این اثر نخستین رمان او بود ولی بسیار مشهور شد و آثار بعدی او هرگز این‌چنین مورد توجه قرار نگرفت. گفته شده این رمان که نه سال قبل از آغاز جنگ داخلی آمریکا و الغای برده‌داری نوشته شد، تأثیر بسزایی در شروع این جنگ داشته است. رهبر شهید انقلاب در دیدار اسفندماه سال ۱۳۸۰ با کارگزاران نظام برای زیر سؤال بردن بنیان‌های اخلاقی حاکمیت آمریکا به رمان «کلبۀ عمو تام» اشاره کردند و فرمودند: 

«آمریکایی‌ها اصولی را به‌عنوان اصول آمریکایی معرفی می‌کنند و می‌گویند این اصول، جهان‌شمول است. این اصول، آزادی انسان، آزادی فکر، کرامت انسان، حقوق بشر و از این قبیل چیزهاست. این‌ها اصول آمریکایی‌اند؟! مشخصۀ جامعۀ آمریکایىِ امروز این‌هاست؟! مشخصۀ حکومت امروز آمریکا این‌هایی است که شما ذکر کردید؟! آیا این حکومت نبود که بومیان اصلی سرزمین آمریکا را قتل عام کرد، سرخ‌پوستان آمریکا را نابود کرد؟ آیا این حکومت و عوامل مؤثر در این حکومت نبودند که میلیون‌ها آفریقایی را از داخل خانه‌هایشان به بردگی گرفتند و دختر و پسر جوان آن‌ها را برای بردگی ربودند و سال‌های متمادی با سخت‌ترین فاجعه‌ها با این‌ها رفتار کردند؟ امروز یکی از تراژیک‌ترین آثار هنری، اثری است به نام «کلبۀ عمو تام» که زندگی برده‌داری را در آمریکا نشان می‌دهد که شاید قریب دویست سال است که این نوشته هنوز زنده است. واقعیت‌های آمریکا این است؛ حکومت آمریکا این است؛ آن مشخصه و ممیزه‌ای که نظام آمریکایی به دنیا نشان داده، این است؛ نه آزادی انسان، نه برابری انسان. کدام برابری؟! شما هنوز هم بین سیاه و سفید برابری قائل نیستید. همین امروز هم از نظر شما رگۀ سرخ‌پوستی در یک نفر آدم در هر یک از مراحل گزینش اداری یک نقطه‌ضعف برای او محسوب می‌شود. برابری انسان‌ها؟! آزادی فکر؟! شما حاضرید همین سخنرانی، یا سخنرانی آقای رئیس‌جمهور را در رسانه‌هایتان در آمریکا پخش کنید؟ اگر آنجا آزادی فکر و آزادی بیان هست، همین سخنرانی نیم‌ساعتۀ آقای خاتمی را بردارید پخش کنید. کدام آزادی فکر؟! رسانه‌ها متنوع است، اما بند ناف همه متصل به دستگاه سرمایه‌داری و سرمایه‌داران بزرگ آمریکاست که اکثریت‌شان در اختیار صهیونیست‌هاست! این معنی آزادی رسانه‌ها در آمریکاست؟! چرا به مردم دنیا دروغ می‌گویید؟ این‌ها اصول آمریکایی است؟! آن وقت می‌گویند اصول آمریکایی جهان‌شمول است. شما کی هستید که به خودتان حق می‌دهید که برای بشریت، اصول جهان‌شمول وضع کنید؟»
 

4. آخرین مرز| هوارد فاوست

«هوارد فاست» یکی از برجسته‌ترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا بود که در میان آثار او می‌توان به نقدهای جدی به جنایت و تبعیض سازمان‌یافته در ساز و کار ادارۀ این کشور برخورد. او در رمان بسیار خواندنی «آخرین مرز» ماجرای هجرت پر از مشقت و رنج سرخ‌پوستان قبیلۀ شایان از یک اردوگاه سکونت اجباری و تعقیب آن‌ها توسط نیروهای نظامی بی‌رحم ارتش آمریکا را با شرح تصاویری تکان‌دهنده و بی‌نظیر روایت می‌کند. اما رمانی که رهبر شهید انقلاب در بیانات خود به آن اشاره کرده‌اند «آمریکایی» نام دارد. 

«راجع‌ به وضع اجتماعی آمریکا... مثلاً در زمینۀ همین مسائل انتخاباتی کتابی از این نویسندۀ معروف نسبتاً چپ آمریکایی هوارد فاوست خواندم. او کتاب‌های متعددی هم دارد... البته رمان‌نویس است کتاب او شرح‌ حال بچه‎ای است که در اوایل قرن بیستم خانواده‌اش از یکی از کشورهای اروپایی مهاجرت می‌کنند و وارد آمریکا می‌شوند. این بچه در آمریکا متولد می‌شود که طبق قوانین آمریکا، این بچه آمریکایی است. او بعداً وکیل دادگستری می‌شود و سپس وارد انتخابات می‌گردد. در آن کتاب وضع انتخابات آمریکا را تشریح کرده است. شما ببینید این تازه مربوط به اوایل این قرن سال‌های دهۀ ۲۰ و ۳۰ است؛ بعد از آن به اعتراف همۀ کسانی که در این زمینه‌ها دارای اطلاع هستند و چیزی نوشته‌اند به‌مراتب از آن بدتر شده است... در واقع پول و قدرت تبلیغات کمپانی‌های بزرگ است که بر همۀ امور این کشور مسلط است؛ آن‌ها کاندیدها را معین می‌کنند.»
 

5. ریشه‌ها | الکس هیلی

«الکس هیلی» نویسندۀ آمریکایی دیگری است که معروف‌ترین رمانش یعنی «ریشه‌ها» مورد توجه رهبر شهید انقلاب قرار گرفته است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار آبان‌ماه سال ۱۳۹۲ با پنجاه هزار فرماندۀ بسیج کشور، باز هم برای یادآوری ریشه‌های ظلم و بی‌عدالتی در تاریخ آمریکا به این رمان مهم اشاره کردند و فرمودند: 

«غارت منابع حیاتی ملت‌ها برایشان آسان است. ربودن و اسیر کردن سیاهان، یکی از ماجراهای گریه‌آور تاریخ [است‌] که نظام سلطۀ آمریکا و امثال آن دوست ندارند این داستان احیا بشود، [که یک نمونه‌اش‌] همین مسئلۀ غلام و کنیز گرفتن مردم آفریقاست؛ کشتی‌ها را از اقیانوس اطلس می‌آوردند، در سواحل کشورهای غرب آفریقا مثل گامبیا و امثال این‌ها نگه می‌داشتند، بعد می‌رفتند با تفنگ و سلاح‌هایی که دست مردمِ آن روز از این سلاح‌ها خالی بود، صدها و هزارها پیر و جوان و مرد و زن را می‌گرفتند، با شرایط بسیار سختی با این کشتی‌ها برای بردگی به آمریکا می‌بردند. انسان آزاد را که در خانۀ خودش زندگی می‌کرد، در شهر خودش زندگی می‌کرد، به اسارت می‌گرفتند؛ الان سیاهانی که در آمریکا هستند، از نسل آن‌هایند. چند قرن آمریکایی‌ها این فشار عجیب را آوردند که [در این زمینه] کتاب‌ها نوشته‌اند که این کتاب «ریشه‌ها» کتاب مغتنمی است برای نشان دادن گوشه‌ای از این فجایع. انسانِ امروز چطور می‌تواند این‌ها را فراموش کند؟ با همۀ این حرف‌ها هنوز هم در آمریکا بین سیاه و سفید تبعیض هست.»
 

6. خوشه‌های خشم | جان اشتاین بک

«جان اشتاین بک» نویسندۀ آمریکایی بسیار شناخته‌شده‌ای بود که آثاری مانند «خوشه‌های خشم» و «موش‌ها و آدم‌ها» از او در ایران مخاطبان بسیاری داشته است. از بیشتر آثار او اقتباس سینمایی صورت گرفته و از آن‌ها استقبال زیادی شده است.

می‌توانید تک‌نگاری منتشرشده دربارۀ زندگی و آثار اشتاین بک را در مجلۀ میدان آزادی بخوانید:

نگاهی به زندگی و آثار جان اشتاین‌بک


رهبر شهید در مورد این کتاب گفته‌اند:

«کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین بک» را بخوانید و ببینید راجع‌به وضع چپ‌ها و برخورد سردمداران مرکز به‌اصطلاح دموکراسی با آن‌ها، چه نوشته است.»
 

7. دن آرام | میخائیل شولوخوف

«میخائیل شولوخف» قطعاً یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان مکتب رئالیسم سوسیالیستی است. او با رمان بزرگ و خواندنی «دن آرام» روایتی پرکشش و حماسی از مبارزات روستایی در جهت انقلاب شوروی ارائه داد و رویدادهای یک دورۀ بسار مهم از تاریخ مردم روسیه را ثبت کرد. رهبر شهید انقلاب چند بار در جلسات مختلف به این رمان که نهایتاً جایزۀ نوبل ادبیات را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد، اشاره کرده‌اند؛ از‌جمله:

«من گمان می‌کنم که هیچ تاریخی از انقلاب اکتبر شوروی نمی‌تواند گویایی آن رمان‌هایی را که در باب این تاریخ نوشته شده داشته باشد... مثلاً رمان «دن آرام» را در نظر بگیرید. این رمان یکی از رمان‌های تبلیغاتی مارکسیست‌ها در دوران اختناق رژیم شاه بود. این کتاب با اینکه رمان بود، اما به‌عنوان تبلیغ آن را به همدیگر می‌دادند و مطالعه می‌کردند... این‌ها به‌قدری خوب نوشتند و انقلاب را خوب تصویر کردند که شما در این کتاب‌ها می‌توانید ابعاد این انقلاب به آن عظمت را پیدا کنید. البته نقطه‌ضعف‌هایش را هم در همین کتاب‌ها می‌شود فهمید؛ اگرچه آن که نوشته به‌عنوان نقطه‌ضعف ننوشته است.»

در جای دیگری هم می‌گویند:

«دن آرام» یکی از بهترین رمان‌های دنیاست. البته جلد اولش بهتر است؛ جلدهای بعدی‌اش سطح رمان را متوسط می‌کند؛ کما اینکه کتاب بعدی‌اش «زمین نوآباد»، هم کتاب خوبی نیست. این «دن آرام» را من قبل از انقلاب خواندم؛ «زمین نوآباد» را شاید بعداً خواندم... به‌قدری در این کتاب تصویرگری فوق‌العاده است که من این را در هیچ کتاب دیگری ندیده‌ام. دشت‌های روسیه را که تصویر می‌کند، مثلاً صد جا تصویر کرده، ولی صد جور بیان کرده است. این‌ها خیلی هنرمندانه و خیلی مهم است. ادبیات این‌گونه ماندگار می‌شود. چرا من آخوند در یک کشور اسلامی کتاب «دن آرام» را می‌خوانم؟ اگر جاذبه نداشته باشد، اگر این کتاب لایق خواندن نباشد، یک نفر مثل من نمی‌رود آن را بخواند.»

همان‌طور که پیش از این هم گفتیم رهبر شهید در مقام مقایسه، از میان دو کتاب «دن آرام» و «گذر از رنج‌ها»، دومی را ترجیح می‌دادند. ایشان در جایی گفته‌اند:

 «کتاب «دن آرام» شولوخف را خوانده‌ام که کتاب خوبی است اما کتاب «گذر از رنج‌ها» از آلکسی تولستوی در به تصویر کشیدن انقلاب، بهتر است.»
 

8. بینوایان | ویکتور هوگو

ویکتور هوگو را شاید بتوان سرشناس‌ترین نویسندۀ فرانسوی همۀ دوران‌ها دانست که با اثر بزرگ «بینوایان» نام خود را در تاریخ ادبیات جهان ماندگار کرد. او یکی از مطرح‌ترین نویسندگان مکتب ادبی رومانتیک و نویسنده‌ای با انگیزه‌های دینی و اخلاقی پررنگ بود. در دو رمان بسیار معروف او یعنی «بینوایان» و «گوژپشت نتردام» کلیسا نقش مرکزی و پناهگاه در برابر بی‌اخلاقی و ظلم را دارد.

رهبر شهید از تعبیرات ستایش‌آمیز کم‌نظیری دربارۀ رمان «بینوایان» استفاده کرده‌اند: 

«آن هنری که مطالب خودش را به‌طور غیرمستقیم در ذهن القا می‌کند؛ این فاخرترین و بهترین هنر است؛ ... «بینوایان» ویکتور هوگو از این قبیل است. پیام «بینوایان» رو به سقوط بودن تشکیلات و مناسبات اجتماعی نظام اشرافی آن روز فرانسه است. فضاحت وضع قضایی آن روز است. پایین بودن تفکر مردم آن روز است که به گناهان کوچک از افراد ضعیف جرم‌های بزرگی مترتب می‌کردند و به گناهان بزرگ از افراد قوی هیچ گونه جرمی را مترتب نمی‌کردند. در عین حال وقتی شما نگاه می‌کنید پیام کتاب مثل یک حریر و مثل یک آب روان به تمام سلول‌های ذهن انسان می‌رسد و همه آن را جذب می‌کنند، در حالی‌که هیچ حرف واضحی هم نزده است. و اگر کسی کتابی بنویسد دو پله کمتر از «بینوایان»، صد بار او را تشویق می‌کنم.»

و همچنین:

«به نظر من «بینوایان» ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همۀ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را هم خوانده‌ام. مثلاً فرض کنید «کمدی الهی» را خوانده‌ام. «امیرارسلان» را هم خوانده‌ام. «الف لیله» و «هزار و یک شب» را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، می‌بینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچ کس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بوده‌ام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم… من می‌گویم «بینوایان» یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی، در عالم کتاب‌نویسی. واقعاً یک معجزه است… زمانی که جوان‌ها زیاد دور و بر من می‌آمدند قبل از انقلاب، بارها این را گفته‌ام که بروید یک دور حتماً «بینوایان» را بخوانید. این «بینوایان» کتاب جامعه‌شناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»

«گوژپشت نتردام» شاهکار دیگری به قلم ویکتور هوگوست که رهبر شهیدمان در یک جلسۀ مطلقاً سیاسی از آن استفادۀ بسیار هوشمندانه‌ای در جهت دفاع از محور مقاومت و حزب‌الله لبنان کردند. در این رمان دو شخصیت مطرود جامعه بی رحم بورژواهای پاریسی از کلیسای نتردام دفاع می‌کنند. یکی از این دو شخصیت «کازیمودو» مرد قوی هیکل و پر قدرتی است که در انزوا میان اتاقک ناقوس‌های کلیسا زندگی می‌کند و دیگری «اسمرالدا» دخترک جسوری که کولی ها در کودکی او را از مادرش دزدیده اند. در ادامه روایت این ماجرا را از زبان «طارق متری» وزیر فرهنگ لبنان طی سال های 2005 تا 2008 می‌خوانیم:

همراه «سعد حریری» به تهران سفر کردیم. قرار ملاقات با آیت‌الله خامنه‌ای بود ـ این دیدار در آذرماه ۱۳۸۹ انجام شده است ـ قبل از دیدار قرار شد جلسه‌ای با سعد حریری به‌عنوان نخست‌وزیر داشته باشیم. شش وزیر هم همراه بودیم. جلسه در محل اقامت حریری در کاخ سعدآباد برگزار شد. سعد حریری گفت: باید مسئلۀ سلاح حزب‌الله را به‌عنوان مسئلۀ اصلی لبنان مطرح کنیم. من سخنی نگفتم، اما همه تأیید کردند.

وقتی وارد دفتر آیت‌الله خامنه‌ای شدیم، ایشان بسیار گرم و صمیمانه سعد حریری را در آغوش گرفت. جوانی و هوشمندی‌اش را تحسین کرد. از مرحوم رفیق حریری ذکر خیری به میان آورد. از لبنان بسیار تعریف کردند.

ناگاه از سعد حریری پرسیدند: آقای نخست‌وزیر شما رمان «گوژپشت نتردام» را خوانده‌اید؟ خب پیداست که نخوانده بود! سری تکان داد که معلوم نبود خوانده یا نه. آیت‌الله خامنه‌ای گفت: در این رمان یک زن بسیار زیبایی تصویر شده است. او زیباترین زن پاریس است. طبیعی است که قدرتمندان درصدد دستیابی به این زن هستند. لات‌های پاریس، قداره‌کشان، بانفوذها. اما همه می‌دانند که آن زن زیبا، اسمش چی بود؟ طارق گفت: من گفتم ازمیریلدا! آیت‌الله خامنه‌ای با تمام چشمانش خندید و گفت: احسنت! شما وزیر فرهنگ بودید! همه می‌دانستند که ازمیریلدا یک دشنۀ ظریف دسته‌صدف سپید بسیار تیز و کارا به‌همراه دارد. هر کس به او سوء‌نظری داشته باشد، ازمیریلدا در استفاده از آن دشنه تردید نمی‌کند. آقای نخست‌وزیر! لبنان مثل همان زن زیباست. لبنان عروس خاورمیانه است. خیلی‌ها به کشور شما نظر دارند. اسرائیل خطری است که شما را تهدید می‌کند. مگر تا خیابان‌های بیروت نیامدند؟ مگر مردم را نکشتند؟ ویران نکردند؟ سلاح مقاومت مثل همان دشنه ازمیریلداست. دشمن را نومید می‌کند و امکان عمل را از او می‌گیرد.

گفت‌وگوها ادامه پیدا کرد. اما سعد حریری کلمه‌ای دربارۀ سلاح حزب‌الله سخنی نگفت. بعد از جلسه پرسیدم: نگفتی؟ گفت: دیدی که جلسه را چگونه اداره کرد و بحث را پیش برد. می‌شد مطرح کرد؟»
 

9. بازی با مرگ | زاهاریا استانکو

«زاهاریا استانکو» شناخته‌شده‌ترین رمان‌نویس کشور رومانی در قرن بیستم بود که آثارش عموماً نشان‌دهندۀ فقر و افلاس مردم فرودست رومانی تحت سلطۀ سرمایه‌داران بی‌رحم است. «پابرهنه‌ها» معروف‌ترین اثر اوست. اما رهبر شهید انقلاب در تحلیل مفصل اجتماعی خود، کتاب «بازی با مرگ» او را بهانه‌ای برای بیان ظراف‌‌های مقاومت در جامعه قرار داده‌اند.

«یک شهر اشغال‌شده یا در حال اشغال را در نظر بگیرید ـ فرض کنید بصره یا کابل ـ شهری که نیروهای نظامی دشمن و بیگانه‌ای یا وارد آن شده و آنجا را اشغال کرده یا در حال اشغال آن است و دارد پیشروی می‌کند. مردمی که در این شهر هستند، به‌طور منطقی چند دسته خواهند شد: 

یک دسته کسانی هستند که از پیش با اشغالگر تفاهم کرده‌اند. الان هم به استقبالش می‌روند. از آمدن او هم برای خودشان سودی تصور می‌کنند و با او همکاری می‌کنند. اسم این‌ها را مثلاً گروه خائنین بگذاریم. 

یک دسته کسانی هستند که این کار را نکرده‌اند؛ استقبال نمی‌کنند، اما الان که دشمن دارد می‌آید یا آمده است، فرصت‌طلبی می‌کنند و می‌روند خود را به او نزدیک می‌کنند و به او کمک می‌رسانند. به امید اینکه از او کمکی، سایۀ دستی و توجهی دریافت کنند. اسم این گروه را فرصت‌طلبان بگذاریم. 

یک گروه به‌طور طبیعی حال و حوصلۀ این کارها را ندارند. یا ترسو هستند، یا جبان هستند، یا آگاهی لازم را ندارند. بنابراین در خانه‌ها می‌مانند و تسلیم سرنوشت می‌شوند. 

یک گروه احتمالاً یا منطقاً کسانی هستند که تحت تأثیر تبلیغات اشغالگر قرار می‌گیرند. چون اشغالگر بالاخره با خودش تبلیغاتی دارد، کاغذهایی پخش می‌کند، بلندگوهایی روشن می‌کند و به‌نحوی حضور خود را توجیه می‌کند. این افراد تحت تأثیر قرار می‌گیرند و می‌گویند حضور دیگران چه عیبی دارد؟ بنابراین آن‌ها هم این‌گونه تسلیم می‌شوند. 

یک گروه هم احتمالاً یا می‌توان گفت غالباً کسانی هستند که ایستادگی می‌کنند. ایستادگی آن‌ها ناشی از این است که می‌دانند اشغالگری به زیان آن‌هاست؛ می‌دانند از بین رفتن هویت ملی چه معنای مصیبت‌باری برای یک مجموعۀ ملی دارد؛ می‌دانند که اشغالگر وقتی خوب مسلط شد، به هیچ‌کس و به هیچ‌ چیز رحم نخواهد کرد؛ بنابراین عشق به خانه و شهر خودشان، آن‌ها را از خانه بیرون می‌کشاند و مشغول مقاومت می‌شوند. البته بعضی‌ها فقط از خانۀ خودشان دفاع می‌کنند؛ بعضی‌ها همت‌شان بیشتر است و از محله یا کل شهر دفاع می‌کنند؛ طبعاً این گروه می‌شوند آماج اصلی دشمن. دشمن همۀ امکاناتش را بسیج می‌کند برای اینکه این گروه را از سر راه خود بردارد. 

در جنگ جهانی دوم، در پاریس و اروپای شرقی و رومانی هم این اتفاق افتاد. در جاهای دیگر هم این اتفاق افتاده است. در آسیا هم فراوان این اتفاق افتاده است. در مقابل نیروی اشغالگرِ مسلطی که قدرت او با قدرت نیروی مقاومت‌کنندۀ داخل شهر یا داخل کشور قابل مقایسه نیست و اشغالگر خیلی قوی‌تر است، در عین‌ حال ایستادگی و غیرت و ایمان آن جمعیت بر قدرت ظاهری اشغالگر فائق می‌آید و بُرد را آن‌ها می‌کنند، نه آن چند گروهی که فرصت‌طلب بوده و با دشمن سازش و همکاری کرده‌اند؛ این‌ها جزو اولین کسانی خواهند بود که توی سرشان می‌خورد. 

رمان‌نویس معروف رومانیایی «زاهاریا استانکو» کتابی دارد؛ نمی‌دانم شماها خوانده‌اید یا نه. من این کتاب را سال‌ها پیش خوانده‌ام. داستان مربوط به اشغال بخارست به‌وسیلۀ آلمانی‌هاست. یک عده به جنگل می‌روند و مبارزه می‌کنند و بالاخره هم پیروز می‌شوند ـ البته به‌دنبال شکست آلمان در کل جنگ ـ یک عده هم در داخل فرصت‌طلبی می‌کنند و اشغالگر اولین ضربه را به این‌ها می‌زند. ماجرایی در آنجا نقل می‌شود که واقعاً هیچ ‌وقت یادم نمی‌رود.

این، تصویر نه‌چندان دور از ذهنی است که همۀ ما در مقابل خود داریم. شما این تصویر را در سطح بین‌المللی توسعه دهید؛ واقعه‌ای است که در حال حاضر هم دارد اتفاق می‌افتد. الان منطقۀ خاورمیانه یا بگویید منطقۀ اسلامی ـ خاورمیانه و شمال آفریقا ـ حکم همان شهری را دارد که دشمن آن را اشغال کرده یا در حال اشغال است. الان اشغالگر ـ مثل همان اشغالگری که بخارست یا پاریس یا فلان کشور را تصرف کرده بود ـ در حال اشغال تدریجی است. این اشغالگر کیست؟ پاسخ این نیست که این اشغالگر دولت آمریکا یا فلان دولت دیگر است؛ نه، این اشغالگر یک طبقۀ اجتماعی است؛ طبقه‌ای که دولت آمریکا و دولت‌های دیگر را به‌قدر توانایی و قدرت خود و آمادگی آن‌ها دارد هدایت می‌کند. البته در بافت و ساخت این دولت‌ها هم بدون شک افراد این طبقه حضور دارند؛ اما هدایت، هدایت یک دولت نیست؛ هدایت یک مجموعۀ طبقاتی است که اگر بخواهیم در یک عبارت برای این‌ها اسم معین کنیم، باید بگوییم «زرسالارانِ اقتدارطلب». هدف‌شان هم سیطره بر منابع حیاتی و مالی همۀ دنیاست.»
 

10. سایر رمان‌ها

رهبر شهید انقلاب به فراخور موقعیت در جلسات مختلف به آثار نویسندگان خارجی دیگر هم اشاراتی داشته‌اند. از آن جمله ایشان دربارۀ رمان «جان شیفته» اثر «رومن رولان» فرموده‌اند: 

«هم تاریخ است، هم ادبیات است، هم اخلاق است، هم هنر است. این کتاب همه چیز است. من این کتاب را سال‌ها پیش خواندم.»

همچنین دربارۀ رمان «غرور و تعصب» اثر شناخته‌شدۀ «جین آستین» گفته‌اند:

«خلاصۀ انگلیسی کتاب‌های جین آستین ازجمله «غرور و تعصب» را خواندم. برای کسانی که انگلیسی می‌آموزند، خلاصۀ ساده‌ای درست می‌کنند.»

همان‌طور که پیش‌تر آمد رهبر شهید ملت در مقولۀ رمان یک صاحب‌نظر حرفه‌ای محسوب می‌شدند، بنابراین نقدهای بجایی هم به‌خصوص از لحاظ مضمونی بر برخی آثار ادبیات داستانی غرب داشتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که به‌واسطۀ سال‌ها مبارزه با استبداد پهلوی به صحنه‌های پرشور مبارزات انقلابی مردم شوروی علاقه‌مند بودند، رمان «دل سگ» را که در بازار کتاب کشور بعدها با نام «قلب سگی» هم انتشار یافت یک اثر ضدانقلابی و کم‌ارزش قلمداد می‌کردند. «میخائیل بولگاکف» در این رمان کم‌حجم یک داستان علمی‌تخیلی بسیار کم‌مایه را تعریف می‌کند که در آن دو دانشمند روس به‌طور مخفیانه تلاش می‌کنند هیپوفیز و قلب یک سگ را به انسان پیوند بزنند. بولگاکف در واقع انقلاب روسیه را نقد می‌کند و معتقد است این انقلاب روند طبیعی را طی نکرده و این جراحی موفق نبوده است. رهبر انقلاب رمان «دل سگ» این‌گونه نقد کردند:

«با همۀ هنرمندی‌اش «دل سگ» نمونۀ هنر امروز روسیه نیست، کپی‌ کارهای هنر قبلی است؛ کپی قبل از انقلاب اکتبر. «دل سگ» دروغ است و جزو ادبیات روسیه نیست و نماد جامعه نیست. درست است که کپی آثار آمریکا و انگلیسی و فرانسه نیست، اما کپی قبل از انقلاب اکتبر است و هنر این روزگار نیست. اگرچه هنرمندانه هم هست، در ایران هم ترجمه و چاپ شده، اما به‌دلیل همین عدم همراهی با جامعۀ خودش و انقلاب اکتبر و ضدانقلاب بودن و معترض آن بودن، مطرح و شناخته‌شده نیست و جزو ادبیات روسیه هم نیست.»

آیت‌الله خامنه‌ای همچنین در مورد مسئلۀ ترویج سبک زندگی ولنگارانۀ غربی رمان «سرخ و سیاه» اثر «استاندال» را مثال می‌آورند:

«استاندال نویسندۀ معروف فرانسوی که رمان مشهور «سرخ و سیاه‌» را نوشته و به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده و سال‌ها پیش به فارسی ترجمه شده. جوانی با خصوصیات حضرت یوسف وارد خانه‌ای می‌شود. البته خانه هم نسبتاً اشرافی است. نه مثل خانۀ عزیز مصر، این جوان هم مثل یوسف نیست. عیناً همین حادثه اتفاق می‌افتد. یعنی بانوی خانه، عاشق این پسر جوان می‌شود، ماجراهای بین این زن و جوان، مظهر پلیدی است؛ پلیدی جنسی،‌ خیانت، دنائت، بدقولی، پیمان‌شکنی، شهوت‌رانی و غرق شدن در هوس‌ها! استاندال یکی از شاهکارهای قصه‌نویسی فرهنگ غرب است و به‌خاطر همین کتاب، جزو رمان‌نویس‌های درجۀ اول فرانسه نام برده می‌شود. این کتاب هم از رمان‌های درجۀ یک و یکی از ده رمان معروف دنیاست. رمان را فقط برای این نمی‌نویسند که کسی سرگرم شود. این‌ها پیام دارند و نشان دهندۀ فرهنگ‌اند. یعنی در واقع زندگی را به‌نحوی به خوانندۀ خودشان تعلیم می‌دهند.»

سخن آخر اینکه در جهانی که سیاست‌مداران پرقدرت به‌نهایت بددهانی و بی‌ادبی رسیده‌اند ملت ایران رهبر فرزانه و ادیبی را از دست داد که از لحاظ شناخت ادبیات و استخدام معانی ادبی در بهترین مواقف کلام نابغه و بی‌مانند بود. این یادداشت از میان سخنرانی های مختلف ایشان جمع آوری شد که بیشتر آنها نه در جمع ادبا و نویسندگان بلکه در جمع اقشار مختلف سیاسی و فرهنگی و مدیریتی ایراد شده است. این خود نشان دهنده قدرت احضار معانی و تصاویر و مصادیق از میان رمان‌هایی است که رهبر شهید مظلوم انقلاب قطعا بیشتر آنها را در سال‌های پیش از انقلاب مطالعه کرده‌ بوده‌اند.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
نوجوانی را در کنج کتابخانه‌ای تصور کنید که در صفحه‌ای از رمانی یا کلمه‌ای از حدیثی در کتابی کهنه، آن‌قدر غرق می‌شد که به خود می‌آمد و می‌دید ظهر شده و صدای اذانی را که همیشه در سالن می‌پیچید، نشنیده. او همچنان با کلمه به کلمۀ کتاب‌های قدیمی و جدید، رمان و شعر نفس می‌کشد و با خط به خط کتاب‌های تاریخ و فرهنگ قد می‌کشد و بر قلۀ مسئولیت می‌نشیند و باز کتاب از دستش نمی‌افتد. «آیت‌الله خامنه‌ای» به شدت و به تأکید و به اصرار به زبان هنر برای بیان اندیشه‌ها معتقد بود، ازجمله اندیشۀ انقلاب اسلامی؛ و در این بین ادبیات از همه بیشتر. او علاقۀ وافری به شعر و داستان داشت. نوجوانی که در سطرهای ابتدایی این متن توصیف شد «سید علی خامنه‌ای» است که در کتابخانۀ آستان قدس مشهد نشسته و مغروق ماجرای یک رمان است. ایشان از کثرت مطالعۀ رمان خود را در این زمینه صاحب‌نظر می‌دانست و به‌حق نیز چنین بود.

«به نظر من «بینوایان» ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همۀ رمان‌های طول تاریخ را نخوانده‌ام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خوانده‌ام که مربوط به حوادث قرن‌های گوناگون هم هست. بعضی رمان‌های خیلی قدیمی را هم خوانده‌ام. مثلاً فرض کنید «کمدی الهی» را خوانده‌ام. «امیرارسلان» را هم خوانده‌ام. «الف لیله» و «هزار و یک شب» را هم خوانده‌ام. وقتی نگاه می‌کنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، می‌بینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچ کس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بوده‌ام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم… من می‌گویم «بینوایان» یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی، در عالم کتاب‌نویسی. واقعاً یک معجزه است… زمانی که جوان‌ها زیاد دور و بر من می‌آمدند قبل از انقلاب، بارها این را گفته‌ام که بروید یک دور حتماً «بینوایان» را بخوانید. این «بینوایان» کتاب جامعه‌شناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00