مجله میدان آزادی: فصل جدید رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلمهای اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار میشود. در نهمین نشست از نشستهای هفتگی «نقد و تماشا»، با عنوان چهارشنبههای اقتباسی، چهارشنبه هشتم مهر فیلم سینمایی «جایی برای پیرمردها نیست» اکران شد. مشروح گزارش نهمین اکران از دور جدید رویداد «نقدوتماشا» را در ادامه و به قلم «رقیه کیه» بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقدوبررسی فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» به کارگردانی برادران کوئن، محصول سال 2007 سینمای آمریکا، چهارشنبه هشتم مهر در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
در این نشست روبرت صافاریان، منتقد برجستۀ سینما و حسن صنوبری، نویسنده و منتقد هنری، دربارۀ فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» گفتوگو کردند. مخاطبان نیز پس از تماشای فیلم، در فضایی گفتوگومحور به بررسی ویژگیهای این اثر و جایگاه آن در سینمای اقتباسی پرداختند.

دربارۀ فیلم جایی برای پیرمردها نیست
فیلم سینمایی «جایی برای پیرمردها نیست» اقتباسی است از رمانی با همین نام، نوشته «کورمک مک کارتی» (Cormac McCarthy) رماننویس و نمایشنامهنویس آمریکایی در سال 2005. کتاب «جایی برای پیرمردها نیست» در دو فهرست «۵۰ رمان برتر هیجانانگیز قرن بیست و یکم به انتخاب نیویورک تایمز» و «یکی از ۱۰۰ رمان برتر تمام دوران به انتخاب گاردین» قرار دارد.
برادران کوئن در سال 2007، فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» را با بازی «تامی لی جونز»، «خاویر باردم»، «جاش برولین»، «وودی هارلسون»، «کلی مک دانلد» و «گرت دیلاهانت» روانۀ پردۀ سینما کردند. این فیلم در سایت آیامدیبی (IMDB) امتیاز 8.3 از 10 و در سایت امتیازدهی لترباکس امتیاز 4.3 از 5 را به دست آورده و جزو فهرست «250 فیلم برتر جهان» سایت آیامدیبی است.
فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» دربارۀ مردی شکارچی است که کاملا اتفاقی در صحنۀ یک معامله ناموفق مواد مخدر حاضر و با بیش از دو میلیون دلار پول نقد مواجه میشود؛ پولی که برای حفظ آن باید دردسرهای زیادی را به جان بخرد و خشونت و هرجومرجی باورنکردنی را تجربه کند.
این فیلم در هشتادمین دورۀ جوایز اسکار در سال 2008 نامزد دریافت 8 جایزه شد و 4 جایزۀ اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلمنامۀ اقتباسی را از آن خود کرد.
در آغاز پنجاهمین نشست رویداد «نقدوتماشا» حسن صنوبری ضمن خوشآمد گویی به میهمانان این نشست گفت:
فیلم جایی برای پیرمردها نیست به کارگردانی برادران کوئن، فیلم تاثیرگذار و مهمی است که در سال اکرانش در بسیاری از نظرسنجیهای منتقدان جزو بهترین فیلمها بود و حتی بهترین فیلم سال لقب گرفت. این فیلم چهار اسکار مهم از جمله اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را دریافت کرد.
صنوبری پس از معرفی مختصر فیلم از روبرت صافاریان، منتقد، مدرس، نویسنده و مترجم سرشناس سینما، بهعنوان یکی از بهترین منتقدان سینمای ایران دعوت کرد تا در کنار یکدیگر این فیلم را بررسی کنند.
صنوبری ضمن بیان اینکه تریبون نقد سینما در ایران یک تریبون قدرتمند و شایسته تحسین است گفت:
استاد صافاریان از نسل طلایی منتقدانی هستند که نقد سینما را از حالت کنشهای ریویویی و هیجانی به نقدهای فنی و جدی سینمایی رساندند و جایگاه بالای نقد سینمای ایران در جهان، محصول تلاش این منتقدان ارزشمند است که سعی کردند در عین اینکه به فیلم نزدیک شوند به دام نظریهبازی و نقدهای دانشگاهی نیفتند و پلی بزنند بین نقد ژورنالیستی و نقد علمی، تا به نقد کاربردی و تاثیرگذار برسند.
سینمای برادران کوئن؛ جایی میان سینمای مستقل و هالیوود
سپس این نویسنده و منتقد هنری، به جایگاه برادران کوئن در تاریخ سینمای آمریکا اشاره کرد:
جوئل و ایتن کوئن، دو فیلمساز آمریکایی هستند که در دهه ۱۹۵۰ در خانوادهای یهودی و نسبتاً برخوردار متولد شدهاند؛ مادرشان استاد تاریخ هنر و پدرشان استاد اقتصاد بودهاند؛ بااینحال، مسیر حرفهای آنها به سینمای جریان اصلی و مرسوم هالیوود محدود نشد. اولین جایزههایی که برادران کوئن گرفتند از جوایز اروپایی بود و به عنوان کارگردانان هنری و سینمایی مستقل آمریکا شناخته شدند.

در ادامه صنوبری به عنوان اولین سوال از صافاریان پرسید:
چه چیزی موجب میشود که این فیلم یک فیلم جذاب باشد؟ فیلمی که از خیلی ویژگیهای سینماهای عامهپسند دور است؛ نه موسیقی پر سروصدایی، نه رنگولعاب پیچیدهای، نه... چرا مخاطب جذب این فیلم میشود و تا دقایق آخر با آن همراهی میکند؟
صافاریان در آغاز صحبتهای خود به جایگاه این دو فیلمساز اشاره کرد. او گفت:
برادران کوئن را نمیتوان به معنای مطلق کلمه کارگردانان هالیوودی دانست، اما درعینحال نیز نمیتوان آنها را فیلمسازانی ضد هالیوود یا کاملاً بیاعتنا به مخاطب دانست؛ چراکه از قراردادهای سینمایی، ستارههای مشهور و ژانرهای عامهپسند استفاده میکنند و همین مسئله باعث شده است فیلمهایشان بتواند هم برای مخاطب گسترده قابل تماشا باشد و هم امکان تفسیرهای جدی و چندلایه را فراهم کند.
مترجم کتاب «مصاحبههای برادران کوئن» در ادامه گفت:
این فیلم از فیلمهایی است که برادران کوئن در آن خودشان هستند و در ضمن این ویژگی را دارند که علاوه بر اینکه کارگردان هالیوودی به آن مفهوم مطلقش نیستند ولی کارگردانهای آوانگارد و یا مستقل به آن مفهوم که هیچ توجهی به تماشاگر نداشته باشند و اثرشان فقط برای تعداد محدودی قابل فهم باشد هم نیستند.
به گفته صافاریان، ویژگی مهم آثار برادران کوئن این است که فیلمهای آنها معمولاً در قالب ژانرهای شناختهشده ساخته میشوند، اما درون همان قالب، جهانبینی و نگاه شخصی خودشان را وارد میکنند. او گفت:
«جایی برای پیرمردها نیست» نیز از همین منظر نمونهای روشن است. فیلم در ظاهر یک اثر اکشن، جنایی و پلیسی است، اما بهتدریج از قواعد آشنای این ژانر فاصله میگیرد و به تأملی درباره وضعیت انسان و جهان تبدیل میشود.
خوب بودن یا بد بودن یک فیلم اثبات میشود؟
صافاریان با اشاره به اینکه تماشای فیلم در شرایط گوناگون محیطی و فردی تاثیرات متفاوتی در پسندیدن یا نپسندیدن فیلم خواهد داشت گفت:
تماشای فیلم تابع عوامل متعددی است و به سلیقه عمومی و فردی، اندیشۀ فکری و سیاسی، حال بیننده و شرایط محیطی تماشای فیلم مثل سالن تاریک سینما بدون وقفه یا روی پرده کوچک با وقفههای متعدد و عوامل دیگر بستگی دارد.
صافاریان سپس به سراغ جایگاه منتقد و اعتبار نقد رفت و گفت:
همه نظرهایی که راجع به یک فیلم داده میشود به یک اندازه اعتبار دارند چه منتقد باشیم چه نباشیم. اما چه میشود که نظرات منتقد اعتبار پیدا میکند؟
نویسندۀ کتاب «فن تحلیل فیلم» گفت:
اینکه انسان نقد، تفسیرها یا اظهار نظرهایش را به متن فیلم مستند کند و از خود فیلم شاهد مثال بیاورد، با اقبال بیشتری روبهرو میشود و در نهایت تفسیرهایی ماندگار میشوند که از این ویژگی استدلال برخوردار باشند.
صافاریان در خلال گفتههایش به این نکته اشاره کرد که باوجود همۀ این تفاسیر، باز هم استدلال داشتن در نقد یک فیلم به معنای این نیست که کسی میتواند ثابت کند که یک فیلم خوب یا بد است و به همین دلیل نقد فیلم در اوج خودش به هرحال نقد علمی نیست.

جهان سیاه بردران کوئن با خوبیهای اندک
صافاریان سپس گفت:
فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» از جهات مختلف کاملاً یک فیلم اکشن است اما اکشنی که بهعنوان مثال متفاوت از اکشن فیلم «ترمیناتور» است که پر تعقیب و گریز است. مهمترین تفاوت این فیلم در این است که یک سوم نهایی فیلم مقداری از اکشن دور میشود.
منتقد سینمای ایران ادامه داد:
اگرچه این دوری از اکشن به نظر عدهای اشکال فیلم در نظرگرفته میشود اما به نظر من عاملی است که باعث میشود کاراکترها راجع به اتفاقات بحث کنند و مخاطب با آنها آشنا شود و دیگر اینکه دلیلی است بر نگاه بسیار بدبینانۀ برادران کوئن.
صافاریان استدلال دوم خود را با اشاره به صحنههایی از فیلم چنین شرح داد:
اصولاً کوئنها آدمهای بدبینی هستند. نگاهشان به دنیا نگاه خوشی نیست و این ویژگی کارهایشان است که همیشه در آثارشان اتفاقات یا رفتارهای خوب کم و کوچک هستند.
او همین ویژگی آثار برادران کوئن را متأترکننده دانست و گفت:
من اینبار هم که برای چندمین بار این فیلم را دیدم باز هم آخر فیلم تحت تاثیر قرار گرفتم و به نظرم آمد این چه دنیایی است؟
مترجم کتاب «نشانهشناسی سینما» در ادامه گفت:
این ویژگیهای مردم طبقه متوسط و پایین آمریکاست؛ مردمی که به نظر میآید آدمهای خوب و سادهای هستند؛ کار میکنند؛ زندگی میکنند و این وجه فیلم است که آن یک سوم پایانی فیلم را از حالت اکشن مطلق در میآورد، حتی در بستر رئالیستی کنشها و واکنشهای فیلم.
در یک قدمی مرگ
صافاریان در تحلیل وجه اکشن فیلم چنین ادامه داد:
در این ماجرای تعقیبوگریز و دزدوپلیس، آنچه در رابطۀ قهرمان اصلی فیلم و قهرمان منفی، جالب توجه است مسئلۀ نزدیکی مرگ است.
صافاریان معتقد است آنچه موجب جذابیت فیلم میشود این است که چقدر مرگ نزدیک و همیشه در یک قدمی شخصیتهای این فیلم است.
مترجم کتاب «تاریخ سینما» سپس به سراغ کارگردانی رفت و گفت:
از نظر کارگردانی یکی از ویژگیهای چنین فیلمهایی ترسیم درست آدم خطرناک و منفی فیلم با بازی خاویر باردم است بهطوریکه مخاطب احساس میکند این شخصیت هر کاری که بخواهد میتواند انجام دهد؛ اصلاً پنهان نمیشود؛ جلو میرود و به نظر میآید کافی است اراده کند تا بتواند هر کاری را انجام دهد. کافی است اراده کند تا کسی را بکشد. این نزدیکی مرگ چیزی است که آدمهای معمولی مثل ما تجربهاش را ندارند و از ویژگیهای آثار برادرن کوئن است.
صافاریان در توضیح این ویژگی به شخصیت «آنتون شیگور»، با بازی خاویر باردم، اشاره کرد. شیگور بیش از آنکه یک قاتل معمولی با انگیزههای روشن و گذشتهای قابل تحلیل باشد، همچون تجسمی از مرگ عمل میکند؛ شخصیتی که ناگهان ظاهر میشود و بدون هیجان یا خشم آشکار، وظیفه خود را انجام میدهد. او برای تهدید کردن قربانیانش نیاز به نمایش خشونت ندارد. آرامش او بهمراتب ترسناکتر از فریاد و خشم است. گویی مرگ در قالب یک انسان ظاهر شده است و تنها کاری که انجام میدهد، رسیدن به آدمهایی است که زمانشان فرا رسیده است.
صافاریان تاکید کرد این نگاه به مرگ، با ابزار خاصی که شیگور در اختیار دارد نیز تقویت میشود؛ سلاحی که در کشتارگاهها برای کشتن حیوانات مورد استفاده قرار میگیرد. این انتخاب، شمایل شیگور را بیش از پیش شبیه به یک ماشین کشتار میکند و فاصله او را با یک قاتل معمولی افزایش میدهد.
شیگور؛ قاتلی بدون روانشناسی
یکی از پرسشهای مطرحشده از سوی صنوبری این بود که چرا فیلم درباره گذشته شیگور اطلاعات چندانی نمیدهد؟ صنوبری گفت:
در بسیاری از فیلمهای جنایی، فیلمساز تلاش میکند توضیح دهد شخصیت شرور چگونه به چنین انسانی تبدیل شده است. گذشته او، کودکیاش، آسیبهایی که دیده، خانوادهاش یا تجربههایی که پشت سر گذاشته است، معمولاً برای مخاطب روایت میشود تا رفتارهای او از نظر روانشناختی قابل توضیح باشد؛ اما «جایی برای پیرمردها نیست» چنین رویکردی ندارد.
صافاریان این مسئله را یکی از نکات کلیدی فیلم دانست و گفت:
فیلم اساساً به دنبال روانشناسی شیگور نیست. درباره گذشته او اطلاعات تعیینکنندهای ارائه نمیدهد و انگیزهای که بتواند رفتارهای او را به صورت متعارف توضیح دهد نیز وجود ندارد.حتی پول هم توضیح کاملی برای رفتار او نیست و فیلم او را به یک قاتل منفعتطلب معمولی تبدیل نمیکند. او بیشتر شبیه حضور «شر مطلق» است؛ شری که توضیح روانشناختی سادهای ندارد.
«این سرزمین با مردمانش مهربان نیست»
صافاریان گفت:
از این منظر، فیلم بیش از آنکه درباره یک قاتل باشد، درباره جهانی است که در آن جنایت و خشونت میتواند بدون منطق روشن و قابل فهم در همه جا جریان داشته باشد. فیلم بهطور خاص راجع به جنایت نیست راجع به جامعهای است که جنایت در همه جا و به شکلی غیر قابل فهم جریان دارد و به نظر من فلسفی است تا روانشناختی.
صنوبری در تایید نقد و تحلیل صافاریان به دیالوگی از فیلم اشاره میکند که عموی اد تام به او میگوید «این سرزمین با مردمانش مهربون نیست» و به نوعی به این نگاه تاکید جغرافیایی میدهد.
صافاریان گفت:
در بخش عمده فیلم این آدمها هستند که ما دنبال میکنیم و در یک سوم پایانی فیلم از این ماجرا خارج میشویم؛ برای همین فکر میکنم این به ما میگوید که این مسئلۀ این فیلم، مسئلۀ تک تک این آدمها نیستند؛ مسئله یک چیز عامتری است که میتواند در سطح جامعۀ آمریکا باشد و میتواند چیزی فراتر از این باشد و نگاهی به جهان انسانی داشته باشد.
عنوان فیلم و مسئله «سرزمین»
یکی دیگر از بحثهای جالب نشست به عنوان اصلی فیلم اختصاص داشت: No Country for Old Men.
صافاریان که مجموعهای از مصاحبههای برادران کوئن را در کتابی با همین نام ترجمه کرده است، در ادامۀ این نشست دربارۀ دشواری ترجمه عنوان فیلم توضیح داد و گفت:
من در ترجمه خود عنوان «این مملکت جای پیرمردها نیست» برگزیده بودم، درحالیکه عنوان رایج فارسی «جایی برای پیرمردها نیست» است. تفاوت این دو ترجمه در میزان مشخص یا عام بودن جغرافیای فیلم است.
او گفت: واژه «Country» میتواند به کشور، سرزمین یا مملکت اشاره کند و انتخاب هرکدام از این معادلها، دامنه معنایی عنوان را تغییر میدهد. اگر «مملکت» یا «سرزمین» را برجسته کنیم، ارتباط آن با جغرافیای مشخص و جهان فیلم پررنگتر میشود؛ درحالیکه «جایی برای پیرمردها نیست» معنایی عامتر و جهانشمولتر پیدا میکند.
صافاریان گفت:
عنوان فیلم نیز در اصل به شعری از یک شاعر انگلیسی اشاره دارد و مفهوم نوستالژی و از دست رفتن جهانی قدیمیتر در آن مطرح است؛ راجع به دنیایی که یک زمانی بهتر بود و حالا نیست؛ مفهومی که با فضای فیلم و پیری همخوانی دارد.
سپس صافاریان با ارائه توضیحاتی دربارۀ عادات فیلمسازی برادران کوئن گفت:
برادران کوئن معمولا فیلمنامهها را خودشان مینویسند و زمانی طولانی هر روز با هم دیدار و گفتوگو میکنند. یکی بیشتر فیلمنامه مینویسد از آن سو یکی بیشتر کارگردانی میکند و تقسیم کار دارند و میگویند فیلم برای هر دو نفرمان هست.
اقتباسی وفادار اما گزینشگر
در ادامه صنوبری به سراغ کتاب و اقتباس سینمایی میرود و به خواندنی بودن کتاب فارغ از فیلم اشاره میکند. از نظر صنوبری به جز بخشی از مونولوگهای ابتدای هر فصل، تمام داستان موبهمو در فیلم بهنمایش درآمده است.
صنوبری گفت:
برادران کوئن ضمن وفاداری قابل توجه به متن، بخشهایی از رمان را کنار گذاشتهاند. یکی از تفاوتهای مهم میان کتاب و فیلم، حذف بخشهایی از مونولوگها و تأملات کلانتر است. در رمان، ابتدای فصلها شامل خطابهها و تأملاتی درباره جامعه، زمانه، شر و تغییر جهان است. این بخشها به خواننده امکان میدهند بیشتر با ذهنیت و جهانبینی کلانتر آشنا شود. در فیلم، بسیاری از این توضیحات کنار گذاشته شدهاند و اطلاعات از طریق رفتار، دیالوگ و فضای بصری منتقل میشود.
صافاریان در ادامۀ تحلیل صنوبری به جهان فیلمسازی برادران کوئن اشاره کرد و گفت:
پایان فیلم را میتوان در ارتباط با یکی دیگر از مضامین تکرارشونده در آثار برادران کوئن بررسی کرد و آن این است که جهان را سیاه میبینند. در جهان این فیلمها، انسان ممکن است بسیار باهوش، دقیق و حسابگر باشد، اما همیشه چیزی خارج از محاسبات او وجود دارد که میتواند تمام برنامهریزیها را به هم بزند.
منتقد برجستۀ سینمای ایران گفت:
شیگور، که در سراسر فیلم مانند شخصیتی شکستناپذیر ظاهر میشود، در نهایت نه به دست یک قهرمان، بلکه بر اثر یک لحظه حواسپرتی آسیب میبیند؛ حتی شخصیتی که در طول فیلم مانند موجودی فراانسانی و همیشه آماده معرفی شده است، نمیتواند از تصادف فرار کند.
صافاریان این ویژگی را با مفهوم سامورایی مقایسه کرد؛ شخصیتی که باید دائماً هشیار باشد، زیرا کوچکترین غفلت میتواند به مرگ او منجر شود. شیگور نیز در بیشتر فیلم چنین وضعیتی دارد، اما در نهایت یک لحظه حواسپرتی کافی است تا نظم ظاهراً شکستناپذیر زندگی او برهم بخورد.
صافاریان در پایان نقد خود گفت:
در سبک برادران کوهن یک نگرش جبری شدید در همۀ آثارشان وجود دارد و این جزو منطق آثارشان است که شما هر چقدر زرنگ، باهوش و حسابگر باشی باز هم یک سرنوشت قدرتمندی هست که محاسبات را به هم میزند اما به اندک خوبیایی اعتقاد دارند و آوردن یک دلیل اخلاقی در فیلم که در کتاب نیامده است نشان میدهد که از سیاهی مطلق پرهیز دارند.
پایان یک شب سینمایی
پنجاهمین نشست «نقد و تماشا» با گفتوگویی از یک فیلم جنایی آغاز شد و به پرسشهایی درباره سینما، اقتباس، ژانر، اخلاق، مرگ، پیری، شر، تصادف و جهانبینی فیلمسازان رسید.
در پایان این نشست نیز اعلام شد که در ادامه رویداد «نقدوتماشا»، فیلم «شهامت واقعی» از دیگر آثار برادران کوئن بررسی خواهد شد. همچنین اعلام شد فیلم «خون به پا خواهد شد» در برنامه آتی این رویداد، چهارشنبه 15 مهر اکران و بررسی خواهدشد.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشستها به صفحۀ اکران فیلمها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی AzadiEBot@ مراجعه کنید.