مجله میدان آزادی: صبح شنبه نهم اسفندماه، هرگز از حافظۀ تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد. روزی که تهران و برخی از شهرهای کشور هدف حملۀ مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و در این حملهها علاوه بر شهادت جانکاه رهبر ایران و فرماندهان نظامی، افراد غیرنظامی بسیاری از جمله زنان و کودکان کشته شدند.
در تازهترین صفحه از «پرونده «ای ایران» گزارش حنانه شکیبا را بخوانید از واکنش هنرمندان ایران به این سوگ:
به گزارش مجله میدان آزادی، با تشییع پیکر رهبر شهید ایران در تهران، قم، عراق و مشهد، عظمت این داغ که هرگز کهنه نمیشود بیش از پیش رخ مینماید. هنرمندان نیز در کنار مردم ایران در سوگ این داغ واکنش نشان دادند.
از جمله هنرمندانی که تا کنون به این جنایت واکنش نشان دادهاند میتوان به محسن چاوشی، پردیس احمدیه، آرمان درویش، مهران غفوریان، علیرضا داوودنژاد، اتابک نادری، پدرام کریمی، محمدرضا شریفینیا، پرویز شیخطادی، یاحا کاشانی، بهروز افخمی، گیتی قاسمی، امیرعباس ربیعی (کارگردان)، مصطفی راغب، میثم ابراهیمی، فریبا کلهر، مهران رجبی، جواد قارایی، امیر غفارمنش، ایوب آقاخانی، محمدجواد موحد (تهیهکننده)، واله داوودنژاد، بهمن دان، و... اشاره کرد.
در اولین واکنشها آرمان درویش با انتشار عکسی از عزاداری رهبر در حسینیۀ امام خمینی در صفحۀ شخصیاش در اینستاگرام نوشت:
تو به آموختی
برای آنچه اعتقاد دارید ایستادگی کنید
حتی اگر بهایش تنها ایستادن باشد

او همچنین در پستی دیگر با انتشار شعری از سوگ خود در این جنایت خبر داد:

محسن چاووشی، خوانندۀ محبوب ایان نیز از اولین کسانی بود که انتشار استوری در صفحۀ اینستاگرامش به این سوگ واکنش نشان داد:

اتابک نادری، بازیگر از حرکت زیبای یک ترک تبار ساکن آلمان به عشق امام شهید انقلاب گفت.

پدرام کریمی با انتشار عکسی از نوۀ شیرخوار رهبر شهید ایران در استوری صفحۀ شخصیاش در اینستاگرام نوشت:
عزت دست خداست، نترس؛ تو حرف حق رو بزن!

علیرضا داودنژاد، کارگردان سینما نیز در صفحۀ شخصیاش در اینستاگرام نوشت:
«آقای شهید، ایران را به آرزوی تجزیه ناپذیری رساند... آقای شهید ایران به مردی میگویند که حاکمیت ملّی بازیافته ایران درجنگ هشت ساله را با تأسیس بنیه دفاعی قوی بومی و توان بازدارندگی مؤثر تقویت کرد و بزرگترین قدرتهای اتمی دنیا و منطقه را به تله جنگ رمضان انداخت تا به تاریخ تهدید و نفوذ و تجزیه و اشغالهای پیاپی ایران عزیزش پایان دهد. پس پیشاپیش از میدان مین عبور کرد و راه را برای سلحشوران این سرزمین باز کرد تا آرزوی تاریخی ایرانیان را برای ورود به دوران اشغال ناپذیری تثبیت کنند.
او از ناکامی انقلاب در پیاده کردن عدالت رنج می برد و اعمال قوانینی که از حمایت اکثریت محروم باشد را محکوم به شکست میدانست. ایران بدون عشق اینگونه ایرانیان به مرام و فرهنگ و ساکنان این سرزمین پایدار نمیماند؛ عشقی که با مشتهای گره کرده و خونهای ریخته سرداران بزرگ این سرزمین برقرار مانده است.
مشکل عشق زفهم همه کس بیرون بود
گشت آسان به سری غرقه به خون مشگل عشق
قیمت ایران را با بهای خونهای پاکی که برای حفظ آن ریخته میشود باید سنجید؛ کدام ثروت و قدرتی در دنیا توان پرداخت چنین بهای گرانی را دارد؟!»

پرویز شیخطادی، کارگردان سینمای ایران نیز در گفتوگو با رسانهها دربارۀ دیدارهای رهبر شهید با هنرمندان گفت:
«مهمترین مسئله در دیدارهای رهبر شهید، نفسِ برگزاری این دیدارها بود. اولویت در برگزاری دیدارها بود؛ اگر چه خیلی محصول جدی روی کاغذ نمیآمد و دیده نمیشد. اما دیدار انجام میشد. همین که هنرمندان احساس میکردند گوش شنوای موثری دارند برای آنها امیدواری ایجاد میشد؛ این اتفاق مهمی بود و این مسئله در حوزههای دیگر کمتر اتفاق میافتاد.
شاید خیلی ساده به نظر بیاید، اثر ملموسی نداشته باشد و کار اجرایی نبینیم اما امیدبخش بود که راس کشور هم شنوای حرفهای هنرمندان بودند و عمده توصیههای ایشان به امید، نگاه آینده و تفکر اندیشه و تامل جدی بود. رهنمودهایی که رهبر شهید به اهالی هنر داشتند هیچکسی به آنان نداشت؛ اینکه به طور مستمر مسئولی آن هم در جایگاه رهبری شهید با هنرمندان دیدار و قرار بگذارند کمتر دیده شده و مهمترین مسئله، همین برگزاری دیدارها بود.»
بهروز افخمی، کارگردان، نیز با اشاره به جزئیات ساخت مستندی درباره تشییع رهبر شهید انقلاب در گفتوگو با رسانهها گفت:
«موضوع مستند، افرادی هستند که از نقاط دوردست جهان نظیر فرانسه، آمریکا، پاکستان، آذربایجان، ترکیه و دیگر کشورها برای حضور در مراسم تشییع رهبر انقلاب میآیند و با دشواریهای فراوانی مواجهاند، از جمله نبود پروازهای هوایی و... .
من نام پهلوان جهان را برای این مستند پیشنهاد دادم زیرا به عقیده من شهید خامنهای ابتدا به عنوان پهلوان ایران مطرح بود اما اکنون به عنوان پهلوان جهان شناخته میشود.
او همچنین دربارۀ اهمیت ثبت عکسها و فیلمهای آیین وداع با پیکر آقای شهید به عنوان یک رویداد تاریخی گفت:
«تصاویری که مردم ثبت میکنند، بهویژه فیلمها و عکسهایی که از مهمانان و افرادی که بهصورت خودجوش از خارج از کشور در مراسم حضور پیدا میکنند، میتواند ارزش مستند بالایی داشته باشد. ارزش این تصاویر در نگاه شخصی و منحصربهفرد آنهاست؛ تصاویری که شاید هیچ گروه حرفهای امکان ثبتشان را نداشته باشد.»
یاحا کاشانی، شاعر، نیز با انتشار پستی در صفحۀ شخصی اینستاگرامش از مراسم تشییع رهبر شهید بههمراه شعری از خودش نوشت:
«جونتو فدای ایران کردی
همه فهمیدن که خیلی مردی
تو هنوز تو آسمون دور وطن
مثل پروانه داری میگردی»

گیتی قاسمی، بازیگر نیز با استوری شعری از رهبر شهید در صفحۀ شخصی اینستاگرامش نوشت:
«سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم»

امیرعباس ربیعی، کارگردان آثاری همچون «ضد»، «لباس شخصی» و «احمد» نیز در یادداشتی برای رسانهها نوشت:
«ای رهبر عزیز! فرمودی «بروید سراغ کارهای نشدنی تا بشود» اینک، با تو عهد میبندم، هیچگاه نشدن را در قاموس ارادهام معنا نکنم. عهد میبندم در مسیر «ما میتوانیم» لحظهای تردید نکنم. عهد میبندم، هر آنچه پیش آید، دل را به امید فتح قلهها، گره بزنم. با اشک، پیکر پاکت را بدرقه میکنیم و با خون، نمیگذاریم فکرت تشییع شود. خاک، سهم تن توست، نه راه تو.»
دانش اقباشاوی، کارگردان فیلم سینمایی «اسفند» نیز در صفحۀ شخصی اینستاگرامش نوشت:
«انقلابیها هرگز نمیمیرند، بلکه تاریخ آنها را ماندگار خواهد کرد»

مصطفی راغب نیز با انتشار تصاویری از نوۀ شهید رهبر شهید ایران، اظهارات خبرنگار آمریکایی و حضور در مشهد با سوگ مردم ایران همراهی کرد:

آزیتا ترکاشوند، بازیگر، تصویری از مراسم تشییع پیکر آقای شهید ایران را در پیج شخصی خود بازنشر کرد

فریبا کلهر، نویسنده نیز با انتشار تصویری از تشییع پیکر آقای شهید ایران نوشت:
به پایان نیامد این دفتر

مهران رجبی، بازیگربه رسانهها گفت:
«آقای شهید ایران در زمینههای مختلف فرهنگی، هنری، سیاسی و... استاد بودند.»
ایوب آقاخانی، کارگردان، نمایشنامهنویس و بازیگر سینمای ایران نیز دربارۀ ایشان گفت:
«دیدگاه رهبری در حوزه فرهنگ و ژرفنگری آن هنوز کشف نشده است و نتوانستیم به آن عمل کنیم. این قطار نباید متوقف شود، توجه ما به زبان معیار، از دقیقترین و نقطهزنانهترین دستوراتی بود که توسط رهبر شهید به آن تاکید شد که نقطهزنی بسیار دقیقی در حوزه فرهنگ بود.»
مهران غفوریان علاوه بر بازنشر استوری محسن چاوشی در استوری دیگری با اشاره به مراسم تشییع آقای شهید ایران در عراق نوشت:
حسین جانم، میهمان داری

محمدجواد موحد، تهیهکنندۀ سینما نیز با انتشار استوری در صفحۀ شخصی اینستاگرامش نوشت:
رفتید سوی بزم شهادت به سادگی
خوش باد بر شما سفر خانوادگی

همچنین موحد در یادداشتی برای رسانهها نوشت:
«آقاجان، شما امروز روی دستها تشییع نشدید. ما، مردمتان، امروز با چشمهایمان شما را تشییع کردیم. تابوتتان روی اشکهای ما منزل به منزل غلتید و راهی کربلا شد... سفرتان به سلامت. خوشا به حالتان، همه جانها روزی تمام میشوند... کل نفس ذائقهالموت. اما خوشا به حال شما که عاشق شدید و چون عاشق شدید معشوق شدید و چون معشوق شدید به روایت الله «من عشقه قتله» خود خدا خریدتان. حیف بود نام شهید قبل از نام زیبایتان نقش نبندد.
آقاجان به کاروان حسین(ع) که رسیدید، در صف «رجال صدقوا ما عاهدوا الله» که قرار گرفتید، به سفینهالنجاه حسین(ع) که وارد شدید، برای مردمتان هم جا باز کنید که ما منتظریم کارمان با دنیا و اشقیایش تمام شود و به شما بپیوندیم که ما هیچ تغییری در پیمان خود نداریم؛ «و ما بدلوا تبدیلا».ما فرزندان شماییم... وعده خدا را باور داریم. ما باور داریم که روزی دوباره با شما، شانه به شانه، زیر پرچم حسین(ع)، تحت امر مهدی(عج)، چشم در چشم تمام لشکر کفر و اهل باطل خواهیم ایستاد. پس به قول سید شهید، نمیگوییم خداحافظ، میگوییم به امید دیدار. آقاجان، این راه ادامه دارد تا آن روز.»
واله داودنژاد، بازیگر نیز در یادداشتی برای رسانهها دربارۀ رهبر شهید ایران نوشت:
«در واقع ما از خودمان و خویشتنمان فقیر هستیم. وقتی به بدرقه رهبر نگاه میکنم و در این سیل جمعیت غرق میشوم، نفسم میگیرد که چطور یک نفر بهتنهایی، به یک کشور با تمامیت ارضیاش و به نفر به نفر مردمانش، نفس حق خود را دمید و به جهان و جام جهانبین جان بخشید و با خوردن شربت شهادت جان داد. با خودم فکر میکنم اگر من در تمام عمر ۴۹ سالهام هم مخالف با نظام جمهوری اسلامی بودهام و زخمهای کاری هم خوردهام، اما اکنون در این زمان، در این عصر، در این دوره معاصر، در این زندگی، در این خشم، در این حسرت جوانی ازدسترفته، در این نرسیدنها و نداشتهها، در این ترسهای کهنه سلهبسته، در این عقدههای گشادهنشده، در این محدودیتها و ناحقیها و بیعدالتیها، در این کشتار غارتگران جان انسان و جان حق، و در این توهمات خبرساز دروغ و ریا و بیحیایی و افشاگری، بیآبرویی و بیشرفی و وقاحت، در این بیسپاسی و قدرنشناسی دنیا، در این حماقت، جهالت و قساوت محض، در این در بین این گرگها و خوکها، چگونه یک نفر واحد، رستاخیز به عشق، صلح و اتحاد و همدلی و همراهی خلق میکند.
من فقط با شخص سیدعلی خامنهای، این راهبر سالک و راهنمای عاشق روبهرو هستم و چگونه میتوان این شکوه، احترام، اعتماد و دلدادگی به شخص اول مملکت را ندید و انکار کرد. التماس تأمل، التماس تفکر، التماس تعقل، التماس شفقت، التماس روشنایی دل و چشم و گوش جان، التماس توقف خان، التماس توفیق جان. «تو قیف» نباشیم، «توفیق» باشیم.شکر میکنم پروردگاری را که به توفیق رهبرم و نفربهنفر این مردم، توانستم باور کنم و به ثبات این باور، مقاوم و محکم، زنده و سلامت و پاکیزه بایستم و بگویم به خودم و به همه جهان که آنچه که من به اسم حقیقت شناختهام، ایستگاهی است و موکبی است در مسیر زندگی که میعادگاه و ثبت تعهد به عشق به خود است.
عشق به معنای خلوص، زلالی، صداقت، سادهزیستی، امنیت، اعتماد، احترام، استقلال، توانمندی، قدرتمندی، خلاقیت، تولید، ساختن، امید و باور به خویشتن.چنانکه به خلوت هم میروی، بر این تعهد پایدار باشی و چون در مقام وعظ و ارائه قرار میگیری، نقاب نامربوطی به جان ننشانی. نفسم میگیرد وقتی فکر میکنم یک بزرگمرد عالم و حکیم و ادیب، یک ثانیه از نفسش را به هدر نداده و با تمامیت خویشتنش و با عزمی راسخ و مشتی گرهکرده، دمبهدم ۹۰ میلیون را در پناه الهی و روحانی و معنوی، محافظت و مراقبت کرده.که البته شکوه برای من صرفاً سیل جمعیت و گستردگی گونههای بومی و مردمی نبود، شکوه برای من دیدن انسانی بود که توانسته است ثابت کند ما همه وامدار روح قدسی و امانتدار روحالقدس هستیم و آنچه وظیفه و رسالت و راهکار ماست، این است که وقت آن رسیده به این روح قدسی وجود خویش آگاه شویم، بینا و شنوا شویم و با اراده و اختیار و انتخاب خود و با ابتکار عمل و خلاقیت و هوشمندی، وجود و شعور کیهانی خود را قوی کنیم، غنی کنیم و آنچه که از خود بروز میدهیم، تبدیل به موجودی باشد که علاوه بر اینکه این روح قدسی را نفس میکشد، آن را تبدیل به شخصیت و سبک زندگی خود کند، در تمام ثانیهها و در هر قدم از روزمرگیها و بداند که اوست نشسته در نظر و میکشد قلاب را؛ من به کجا نظر کنم؟! جز خویشتن مقدس خویش.»
بهمن دان، بازیگر نیز به مناسبت تشییع رهبر شهید ایران نوشت:
«امروز که قلم بر کاغذ میچرخد تا وداعی دیگر را رقم بزند، دل آکنده از اندوهی عمیق و در عین حال مملو از ایمانی راسخ است. به عنوان هنرمندی که سالها در کوچهپسکوچههای این سرزمین، قصههای مردمش را روایت کردهام، امروز خود را در میانه یکی از بزرگترین روایتهای تاریخ معاصر این مرز و بوم میبینم؛ روایت وداع با رهبر شهید انقلاب، مرجع عالیقدر جهان تشیع و پرچمدار جبهه حق و مقاومت، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (رحمتاللهعلیه).
اینجانب بهمن دان، فرزند این خاک، امروز نه در قامت بازیگری که نقشی را ایفا میکند، بلکه به عنوان یک ایرانی داغدار و یک مسلمان ارادتمند، این یادداشت را به رشته تحریر درمیآورم. رهبر شهید ما تمام عمر پربرکت خویش را در راه اعتلای کلمه حق، دفاع از اسلام، خدمت به مردم و هدایت امت اسلامی سپری کرد و با مجاهدتی خالصانه و صبری استوار، پرچم استقلال ایران عزیز را برافراشته نگاه داشت.
سخنان و سیره او همواره مرا به یاد وصایای امام راحل میاندازد؛ همانگونه که ایشان تلویزیون را دانشگاهی بزرگ میدانستند، رهبر شهید نیز بر این اصل پای میفشردند که هنر و رسانه باید در خدمت آگاهیبخشی و تعالی اخلاقی جامعه باشد. از این رو، خود را موظف میدانم که صدا و قلمم را در خدمت بدرقه این قهرمان بزرگ قرار دهم.
امروز این وظیفه را حس کردم که در این ماتم بزرگ، سهم کوچک خود را ادا کنم و با تمام وجود، در کنار مردم، در این وداع و تشییع تاریخی حضور پیدا کنم.»
امیر غفارمنش، بازیگر نیز با انتشار پستی در صفحۀ شخصی اینستاگرامش نوشت:
«امروز من هم عزادار رهبر شهید مملکتم هستم»

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نیز در یادداشتی برای رسانهها از رهبر شهید ایران نوشت:
«دیگر بعد از جنگ ۱۲ روزه به صدای انفجار از دور و نزدیک عادت کرده بودیم. عکسالعملی که نشان میدادیم این بود که کدام طرف را زدند. صدا دور بود یا نزدیک. در این جنگ اخیر رمضان هم دوروبر ما را زدند. یکی از موشکها خورد به دامنه کوه نزدیک خانه و ما را لرزاند. کلیدهای بعضی از اتاقها از شدت لرزه لامپها را روشن کرد. من از نزدیک پنجره پریدم پشت یک دیوار. صدا که قطع شد دود و گردوخاک محله را پر کرد. رفتوآمد خودروها قطع شد. بعد از مدتی که گردوغبار خوابید ماشینهای خاصی به نظر برای تفحص آمدند و رفتند. هیچ نوع خرابی به چشم نمیخورد. به نظر میرسید که موشک بهپای کوه خورده بود. اما ترکشی از آن به یکی از طبقات خورده و شیشه را شکسته و تو پذیرایی افتاده بود و قطعه دیگرش نزدیک کیوسک نگهبانی افتاده بود.
فردای همان روز اعلام شد بیت امام مورد حمله بمبهای سنگرشکن قرار گرفته و امام و خانوادهاش شهید شدهاند. باورم نشد. چند بار هم این جا و آنجا شنیدم. ولی باور نکردم؛ یعنی در مخیله من نمیگنجید که رهبر بزرگ یک کشور اینقدر در تیررس دشمن باشد آن هم در وسط پایتخت؟! حرفهای زیادی از کسانی و از رسانههای جورواجور شنیدم که با عقل جور درمیآمد؛ مثلاً امام در مشهد در باغ ملک و مخفیگاه زیرزمینی پنهان شده. یا او را در ویلای سد لتیان زیر زمین مخفی کردهاند. خیلیها مثل خود من باور کردند. ولی فرق من با رسانهها این بود که آنها این مخفیشدن را نشان ترس از جان معرفی میکردند؛ ولی من چون آمریکا و ایادی داخلیاش و اسرائیل و ایادی داخلیاش را میشناسم همهجا میگفتم خوب میکند مخفی شود. ملت به رهبری او نیاز دارد.وقتی قاسم سلیمانی را با کمک ایادیاش ترور میکند. وقتی اسماعیل هنیه، مهمان ما را در قلب پایتخت در اتاقخوابش ترور میکند. وقتی فخریزاده را با هوش مصنوعی ترور میکند؛ وقتی دکتر سالوادور آلنده را در شیلی که با رأی مردم رئیسجمهور شده در روز اول نشستن در کاخ ریاستجمهوری ترور میکند و کاخ را بمباران میکند، وقتی رئیسجمهور ونزوئلا را از کاخش شبانه میدزدند و میبرند، چرا نباید رهبرمان خود را مخفی کند و از مخفیگاه، رهبری جامعه را به عهده بگیرد؟ با خود جواب همه رسانههای معاند را میدادم که خوب میکند خود را مخفی میکند تا کور شود هر آنکه نتواند دید. چون تجربه به او آموخته و هم آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی را خوب میشناسد.
حتی میگفتم وظیفه دارد از خود و خانوادهاش محافظت کند. اما بالاخره او را همراه خانوادهاش نه در پناهگاه بلکه در خانه و در حال خواندن قرآن ترور کردند. آن شب تا صبح خواب به چشمم نرفت. ترسیده بودم. اما بعد از همه این افکار تازه پی بردم مگر پنهانشدنی که به عقل من میرسید به عقل امام نمیرسید؟ خیر قضیه مهمتر از اینها بود. بعدتر ترامپ گفت که ما به کردها اسلحه دادیم و گروههای پ. ک. ک، مجاهدین، پژاک و کومله اعلام کردند که برای اغتشاش سراسری و آماده ضعف مرکز بودند که خدا را شکر نیروهای انقلابی مرکزی با فهم خود نقشه شوم آنها را به هم زدند و سرکوبشان کردند و مجال به نیروهای ذخیره خارج از کشور ندادند که متأسفانه عدهای هم از روی احساس و ناراحتی از کمبودهای داخلی که عمدتاً معیشتی بود، بیخردانه بدون اینکه نقشههای شوم طراحان را ببینند وارد معرکه شدند و از دو طرف ما شاهد کشتهشدن بیگناهانی هم بودیم که میگویند آتش که گرفت؛ تر و خشک را میسوزاند و من به بازماندگان همه آن بیگناهان که بیهوده جانشان را از دست دادند؛ تسلیت میگویم. بیخود نبود که امام در سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ گفت: «این فتنه، همچنان که برخی در دنیا هم به آن اشاره کردند، شبیه کودتا بود. البته کودتا سرکوب شد. هدف آنها تخریب مراکز حساس و مؤثر در اداره کشور بود. به پلیس، مراکز سپاه، بعضی مراکز دولتی، بانکها و حتی مساجد و قرآن حمله کردند. این شبیه کودتا بود.» امام بهدرستی متوجه دشمن خارجی و ایادی پر قدرت و پر نفوذ داخلی آنها شده بود.
رهبر همیشه راه نصیحت و روشنگری را سرلوحه خود قرار داد با هیچ رسانهای چه داخلی و چه خارجی مصاحبه نکرد. مثل دلقکی چون ترامپ خود را هر روز مضحکه جهانیان نکرد. مانند یک رهبر قدرتمند حرفش را به همه ایرانیان و همه جهانیان زد. همه حرفهایش فکر شده و روی یک کاغذ نوشته شده و مستند است. ایکاش مجموعه سخنرانیهای او را در یک کتاب منتشر کنند. تا جهانیان به عمق معرفت و شناخت او از ایران و جهان پی ببرند. امام راه درست را نشان میداد و مسئولان را تشویق میکرد که به فکر معیشت مردم باشند. سالی نبود که به مسئولان هشدار اقتصادی ندهد؛ اما کو گوش شنوا. امام میدید که نیروهای صدیق که پای کارند تنها ماندهاند. این بود که در آخرین لحظهای که دید دشمنان قسم خوردهاند که ایران را نابود کرده و آن را به زمین سوخته بدل کنند، به میدان آمد. امام خود را سپر بلا کرد تا ماهیت واقعی دشمنان برای آن دسته که هنوز به دوستی با آمریکا و صهیونیسم جهانی دلبستهاند؛ تا آنها بیایند و منافع آنها را صیانت کنند، بفهماند که آمریکا به هیچکس رحم نخواهد کرد و فقط باید در مقابلش ایستاد. او با آگاهی کامل و یقین به شهادتش به مخفیگاه نرفت.نشان داد که دیگر لحظه انتخاب است. به نیروهای صدیق پایکار انقلاب یاد داد و نشان داد که پای انقلاب تا آخرین لحظه ایستاده است و با این کار به یاران کوتهنظر و ترسو که سر کار هستند نشان داد که آمریکا را بهتر بشناسند.»
جواد قارایی، مستندساز بهمناسبت تشییع آقای شهید ایران در توییتی نوشت:
«ايرانى با شرف میميرد، اما ذلت نمىپذيرد. ما تا آخر ايستادهايم.»
.PNG?ver=y8YRxPZB7Xl--3a4RJ-4ZQ%3d%3d)
مهدی جعفریجوزانی، کارگردان انیمیشن نیز در یادداشتی برای رسانهها نوشت:
«در چنین روزهایی آدم هر جملهای را که مینویسد، چند بار پاک میکند. بعضی اتفاقها آنقدر بزرگ هستند که کلمهها جلویشان کم میآورند؛ مخصوصاً وقتی قرار باشد درباره شخصیتی بنویسی که فقط یک شخصیت سیاسی نبود. برای بخش بزرگی از این ملت، او نشانه یک مسیر بود؛ یک نگاه بود؛ یک اصرار طولانی برای اینکه ایران باید بایستد، بسازد و خودش روایتگر خودش باشد. کار من و ما با تصویر است؛ با قصه، با انیمیشن، با کودکونوجوان. شاید به همین خاطر، در این روزها بیش از هر چیز به نسل بعد فکر میکنم. به بچههایی که امروز شاید عمق این حادثه را کامل درک نکنند، اما چند سال دیگر خواهند پرسید: آن روزها چه گذشت؟ رهبر شهید ایران چه میخواست؟ چرا مردم چنین داغدار شدند؟ و ما، در ادامه آن راه، چه کردیم؟ من این معنا را فقط در حرف و تحلیل نفهمیدهام.
بارها در جشنوارههای مختلف، کنار کودکان و نوجوانان نشستهام و واکنش آنها را هنگام تماشای انیمیشنهای «مهوا» دیدهام. همان لحظههایی که یک بچه با چشمهای بازتر، با سکوتی طولانیتر، یا با یک سؤال ساده بعد از پایان فیلم، به آدم یادآوری میکند که تصویر و قصه چقدر جدیتر از چیزی است که گاهی ما بزرگترها تصور میکنیم. اما شاید عمیقترین مواجههام با این حقیقت، سفر به میناب بود؛ وقتی کنار گلزار شهدای مدرسه «شجره طیبه» ایستادم و کودکانی را دیدم که هنوز در بهت فاجعه میناب و شهادت هممدرسهایها و همبازیهایشان بودند. آنجا فهمیدم کودکونوجوان فقط مخاطب آینده نیست. همین امروز هم حامل رنج، پرسش، امید و حافظه این سرزمین است.
آنها فقط قرار نیست روزی درباره ما قضاوت کنند؛ همین حالا هم با نگاهشان از ما میپرسند که برای فهمیدن این روزها، برای ادامهدادن، برای نترسیدن و برای امیدوار ماندن، چه چیزی برایشان ساختهایم.اینجاست که مسئولیت ما اهل فرهنگ شروع میشود. رهبر شهید بارها نشان داده بود که نوجوان را جدی میگیرد؛ نه بهعنوان مخاطبی کوچک و حاشیهای، بلکه بهعنوان انسانی در حال ساختهشدن. نسلی که اگر درست با او حرف بزنی، آینده یک کشور را میسازد؛ و اگر رهایش کنی، دیگران برای ذهن و دلش نقشه میکشند.»
پردیس احمدیه، بازیگر جوان سینمای ایران نیز با انتشار استوری در تشییع رهبر ایران در تهران حضور داشت نوشت:
«کنار تابوتت ایستادم و از قلبم زمزمه کردم ای رهبر شهیدم ای ادیب و فرزانه، راهت ادامه دارد...
روزی خورشید حق طلوع خواهد کرد و نور حتی بر دیدگانی که امروز تماما کورند جلوه خواهد کرد. تا آن روز چه مرده و چه زنده به سان خودت صبورانه زیر بیرق علمدارمان میمانیم. یاعلی»

احمدیه همچنین با انتشار تصویری دیگر از سفرش به مشهد و شرکت در تشییع رهبر ایران در این شهر خبر داد:

مرتضی رزاقکریمی، تهیهکنندۀ سینما نیز در گفتوگو با رسانهها گفت:
«خاطرات فراوانی از رهبر شهید در مقاطع مختلف دارم، ایشان در دیدارهای حضوری و در سخنرانیها و صحبتهایشان بارها درباره فرهنگ، هنر، سینما و ادبیات صحبت کردند. اشراف رهبر شهید به عنوان شخصیت سیاسی عالی رتبه با توجه به انبوه مسئولیتهایشان در حوزه سیاست و رهبری به موضوع فرهنگ و هنر، مثال زدنی بود.
امیدوارم سعه صدر و نگاه باز ایشان در مسائل به ویژه سینما مورد توجه مدیران فرهنگی قرار بگیرد، اگر آنچه رهبر شهید درباره سینما مد نظر داشتند اعمال می شد، امروز سینمای ایران پیشرفت محسوسی داشت.
بهنوش بختیاری، بازیگر سینما و تلویزیون نیز با انتشار ویدئویی از مراسم وداع با رهبر شهید ایران در صفحۀ شخصیاش در اینستاگرام نوشت:
«خوشحالم که در جو رسانه زندگی نمیکنم، انسانیت در من زنده است و بین جان آدمها تفاوت قائل نیستم و از غم کشورم به شدت غمگینم»

بابک خواجهپاشا، کارگردان نیز با حضور در مراسم تشییع رهبر شهید ایران در کربلا نوشت:
«آنکه خدا دوستش بدارد، عاقبتش همین میشود. علمدار میشود، میداندار میشود، عزیز میشود، عاقبت هم شهید میشود.»

محمدرضا شریفینیا نیز در روزهای اخیر با انتشار تصاویری از دلتنگیاش برای رهبر شهید ایران گفت:

این گزارش بهروزرسانی خواهد شد.