دوشنبه 10 فروردین 1405 / خواندن: 9 دقیقه
پرونده «ای ایران» | صفحه چهل‌ونهم

گزارش: بررسی واکنش اهالی هنر به جنگ دفاعی سوم به بهانه دلنوشته امیرمهدی ژوله

اگر تعارفات معمول با خودمان و دیگران را کنار بگذاریم، سال ۱۴۰۴ برای ما یا سال جنگ بوده یا در معرض جنگ بودن. ولو اینکه از ۳۶۵ روزش فقط یک دوازده روز و یک بیست روز را در جنگ مستقیم با دشمن خارجی بوده باشیم. اگر شما از آن مخاطبانی هستید که فکر می‌کنید از سلبریتی نباید انتظار واکنش سیاسی داشت، پاسخ این است که این خود سلبریتی‌ها بودند که با واکنش‌های گاه‌وبیگاه در صفحات شخصی‌شان و به‌خصوص تحریم شدید جشنواره فیلم فجر در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ این توقع را ایجاد کردند.

5
گزارش: بررسی واکنش اهالی هنر به جنگ دفاعی سوم به بهانه دلنوشته امیرمهدی ژوله

مجله میدان آزادی: در تازه‌ترین صفحه از پرونده «ای ایران» این بار در ادامه واکنش هنرمندان، به سراغ نقد و تحلیل رفتار و کنش برخی اهالی هنر نسبت به جنگ تحمیلی آمریکایی اسرائیلی رفته‌ایم. کنشی در جنگ رمضان که گاهی شجاعانه و گاهی بزدلانه است. این یادداشت را به قلم پروانه شمس‌آبادی بخوانید: 

توقع واکنش سیاسی از سلبریتی‌ها؛ آری یا خیر؟

اگر تعارفات معمول با خودمان و دیگران را کنار بگذاریم، سال ۱۴۰۴ برای ما یا سال جنگ بوده یا در معرض جنگ بودن. ولو اینکه از ۳۶۵ روزش فقط یک دوازده روز و یک سی روز را در جنگ مستقیم با دشمن خارجی بوده باشیم. در هرحال هيچکس در این خاک نمی‌تواند ادعا کند انتظار جنگ را نداشته است و با وقوع جنگ، به‌خصوص جنگ دفاعی دوم یعنی آنچه در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد در شوک مانده است. حتی اگر قبول کنیم که کسی با شروع جنگ دوم در شوک مانده است این در شوک ماندن یک‌روز، دو روز، سه‌روز، نهایت تا یک هفته قابل قبول است. بعد از آن؟ نه. پس واکنش‌های بزرگان سیاست و ورزش و هنر و رسانه که چند سالی‌ست سلبریتی می‌خوانیمشان به جنگ هم تا همین حدود زمان، دارای ارزش و اهمیت معنایی یا حتی خبری هستند. بعد از آن؟ هر روز نه، که هر ساعتی بگذرد این واکنش‌ها دارای ارزش کمتری می‌شوند چون دوز شجاعت و صراحت آن کم می‌شود و مواردی مانند در نظر گرفتن منافع شخصی جایش را می‌گیرد. 

اگر شما از آن مخاطبانی هستید که فکر می‌کنید از سلبریتی نباید انتظار واکنش سیاسی داشت، پاسخ این است که این خود سلبریتی‌ها بودند که با واکنش‌های گاه‌وبیگاه در صفحات شخصی‌شان و به‌خصوص تحریم شدید جشنواره فیلم فجر در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ این توقع را ایجاد کردند.

در جنگ قابل پیش‌بینی دوم متجاوزان آمریکایی صهیونیستی علیه ایران نیز واکنش سلبریتی‌های وطنی را با کمی اغماض می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد. 
 

واکنش متفاوت سلبریتی‌ها به حمله نظامی به ایران

دسته اول سلبریتی‌هایی بودند که از همان ابتدا و بدون لکنت، رسما اعلام کردند در کنار ایران و مدافعانش هستند، متجاوز را محکوم کردند و در حد توان به میدان آمدند‌. این دسته که عموما در جنگ دوازده روزه هم کنار مردم ایران بودند شامل هنرمندانی چون رضا میرکریمی، مجید مجیدی، محسن چاووشی، مریلا زارعی، سوگل طهماسبی، آرمان درویش، احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمی‌کیا، محمدحسین مهدویان و... بود.

دسته دوم سلبریتی‌هایی بودند که دل با ایران داشتند اما به علت برخی شوک‌ها و فشارها از جمله مسئله قطعی اینترنت و از دسترس خارج شدن صفحات اینستاگرامشان، فرصت و زمینه‌ای برای ابراز حمایتشان از وطن نداشتند. این سلبریتی‌ها هرچند کمی با تاخیر اما توانستند با اقدامات حمایتی و همدلانه مانند آنچه هلال‌احمر انجام داد، بستری برای اعلام همدلی خود با ایران مورد تجاوز قرار گرفته پیدا کنند. وحید رهبانی، نعیمه نظام‌دوست، سیروس همتی، پژمان جمشیدی و حتی برخی فوتبالیست‌ها از این دسته هستند.

دسته سوم سلبریتی‌ها آنهایی بودند که در این جنگ احتمالا بیشتر از هرچیز به آینده شغلی خود فکر کردند. آنها با انتظار "رژیم‌چنج" سکوت را در پیش گرفتند اما با گذشت حدود یک ماه از آغاز جنگ و وقتی مطمئن شدند تغییر نظام در کار نیست، کم‌کم با پست‌ها و استوری‌هایی هرچند کم‌جان علاقمندی‌شان به وطن و ایران را اعلام کردند. این علاقمندی‌ها عموما با دست گذاشتن روی موضوعاتی چون خاک وطن، کودکان میناب و اعلام بیزاری از جنگ بود. هرچند این بیزاری بدون محکومیت متجاوزان آمریکایی و عبری و عربی بود و سخنی در تقدیر از دلاورمردان نظامی و سیاسی و امنیتی و باقی سربازان وطن نیز نداشت، اما به‌هرحال به علت حمایت از وطن، باز هم قابل توجه است. مستانه مهاجر، هدی زین‌العابدین، حامد بهداد و شهره سلطانی سلبریتی‌هایی بودند که با این نگاه و رویه به جنگ اخیر واکنش نشان دادند.

دسته چهارم سلبریتی‌ها آنهایی هستند که هنوز که هنوز است منتظر خبری از آنها هستیم. هنرمندانی که با وجود سال‌های سال حضور و ارتزاق از پروژه‌های دولتی با بودجه‌های کلان خارج از تصور مخاطبان، سکوت را در پیش گرفته‌اند و به هر دلیلی واکنشی به این جنگ وجودی نشان نداده‌اند؛ چه در صفحات شخصی و چه در رسانه‌های عمومی. نرگس آبیار، الناز شاکردوست، شهاب حسینی، علی مصفا و امیرحسین قیاسی برگزیده جشن حافظ را می‌توان در این گروه دسته‌بندی کرد.

دسته پنجم اما به گونه‌ای خاص اختصاص دارد: امیرمهدی ژوله. 
 

واکنش امیرمهدی ژوله به جنگ دفاعی ایران 

امیرمهدی ژوله را همه می‌شناسند اما برای آیندگان می‌گوییم که ژوله نویسنده است. نویسنده‌ای که هم تجربه مطبوعاتی داشت و هم سال‌ها با برادران قاسم‌خانی کار طنز کرد. نویسنده‌ای که شروع شهرتش از نگارش فیلمنامه "قهوه تلخ" مهران مدیری بود که با همکاری مرحوم "خشایار الوند" انجامش داد. بعد از آن، بازیگری در سریال‌های طنز و حضور در استنداپ کمدی‌های خندوانه بر شهرت او روز به روز افزود. ژوله نویسنده موفقی است و این یعنی او کاملا آدم به‌روزی است. توانایی این را دارد با زبان طنز به وقایع روز واکنش نشان دهد. از همه مهم‌تر توانایی این را دارد که از سیستمی که سال‌ها به باد تمسخر و انتقاد می‌گیردش پول‌های کلان و به قول خودش مفت و زیر زبان مزه بده بگیرد. اما توانایی پنهان‌‌مانده و شگفت‌انگیز او بعد از نوشته اخیرش در "فرهیختگان" رو شد.

ژوله با گذشت حدود یک‌ماه از مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفتن کشورمان و بعد از ویرانی‌هایی چون تخریب بیمارستان‌ها، تخریب ۹۲۰۰۰ هزار واحد مسکونی، تخریب ۶۰۰ مدرسه، شهادت بیش حدود ۲۵۰ دانش‌آموز، شهادت حدود ۲۰۰ دانشجو و استاد، مورد حمله قرار گرفتن صنایع زیرساخت مانند نیروگاه‌های برق و مجتمع فولاد و ترور شخصیت‌های عالی‌رتبه نظام از رهبر تا وزرا و فرماندهان نظامی متنی منتشر کرده است. شواهد نشان می‌دهد ژوله وقتی مطمئن شده نه تنها رژیم‌چنج در کار نیست که احتمالا بعد از جنگ، وزنه نیروهای مردمی و انقلابی یا آنچه امثال ژوله "اصولگرا" می‌خوانندش در معادلات سنگین‌تر است، تصمیم گرفته متنش را در یک رسانه اصولگرا یعنی "فرهیختگان" منتشر کند. شاید بگویید در زمان جنگ و اتحاد ملی و وفاق، تقسیم‌بندی هنرمندان به اصلاح‌طلب و اصولگرا اشتباه است. شاید اصلا بگویید به طور کلی تقسیم‌بندی هر هنرمندی به اصلاح‌طلب و اصولگرا اشتباه است و هنرمند فقط هنرمند است. اما سابقه ژوله نشان می‌دهد که حداقل در مورد او اینطور نیست. ژوله سابقه مدیریتی (یا سردبیری) در مجله چلچراغ را دارد. چلچراغ گرچه اسما هنری است اما رسما ارگان اصلاح‌طلبان است و هنرمندانی که به این طیف سیاسی تعلق دارند در چلچراغ همکاری می‌کنند. تقریبا شماره‌ای در چلچراغ نیست که مطلب یا مطالب طنز یا حتی استهزاآمیز درباره سیاستمداران و سیاست‌های اصولگرایی منتشر نکرده باشد که البته این مورد اصلا سوژه بحث ما نیست. بحث ما این است که ژوله کاملا به سیاست اهمیت می‌دهد و درباره‌اش نظر دارد و در نشریات اصلاح‌طلبی قلم زده است. شاید برای این مدعا بد نباشد متنی را که در سال ۹۶ و هنگام انتخابات ریاست جمهوری در دفاع از رییس‌جمهور حسن روحانی منتشر کرد را مرور کنیم:

امیرمهدی ژوله طی متنی که در صفحه اینستاگرامش قرار داد، از مخاطبانش خواست به روحانی رأی بدهند:

با وجود تمام انتقاداتی که به عملکرد آقای روحانی، به خصوص در تبیین نکردن دستاوردهای عظیم چهارساله خود و همراهانشان برای مردم دارم، ولی به احترام عملکرد معتدلانه و مدبرانه‌شان و به اعتبار حامیان عزیز و بزرگوارشان و به اعتبار عملکرد درخشان همراهانی چون دکتر ظریف و دکتر هاشمی و مهندس زنگنه و مهندس جهانگیری و خانم‌ها ابتکار و ملاوردی و …و …و برای جلوگیری از … و …، در انتخابات شرکت می‌کنم و به آقای دکتر روحانی رأی می‌دهم‌.

از دیگران هم دعوت میکنم با همه دلخوری‌ها و دلگیری‌ها و دلایل موجهی که دارند در انتخابات شرکت کنند که انتخاب رئیس جمهور ایران کم اهمیت‌تر از انتخابات استیج و خنداننده برتر و مسابقه سه ستاره نیست که برایش کمپین و کارزار تشکیل می‌دهيم و می‌کوشیم حقداری از حقش بی‌نصیب نماند.

قربه الی الله

یا علی


اما بخوانید بخش‌هایی از متنی که ژوله بعد از یک‌ماه از گذشت جنگ دفاعی ایران منتشر کرده است:

جنگ بدترین چیز این عالم بد است. جنگ همه چیز را می‌کشد. جنگ تنوع را از بین می‌برد، میانه را نابود می‌کند، تعقل را به گوشه می‌راند. جنگ حرف حساب را زایل می‌کند. شعور را پشت شعار دفن می‌کند.

جنگ اقتصاد را عقب می‌اندازد، اخلاق را عقب می‌اندازد، آزادی را عقب می‌اندازد، جنگ آدمی را از آدمیت عقب می‌اندازد.

ببخشید دخترم، وطن یعنی هیچ کدام از این اتفاق‌ها نباید می‌افتاد. ببخشید که نتوانستیم جلوی هیچ کدام را بگیریم، ببخشید ما را، ببخشید.

امیرمهدی ژوله با همان زرنگی خاص خود که حالا می‌توان نامش را فرصت‌طلبی گذاشت در قالب یک دلنوشته، از جنگ بد گفته است. جنگی که جنگ نیست و دفاع است اما او حاضر به اعتراف به آن نیست. او حاضر نیست اعلام کند ایران دوبار در اوج مذاکرات، مورد شدیدترین حملات نظامی غیرقانونی قرار گرفته است. حاضر نیست اعتراف کند ایستادگی در مقابل قلدر، عین شعور است و شعار نیست و در عوض می‌گوید جنگ، اخلاق و آزادی را عقب می‌اندازد. آیا غیر از این است که ما با بی‌اخلاق‌ترین مردمانی که بشر در طول تاریخ دیده می‌جنگیم و آیا غیر از این است که برای‌ آزادی‌مان از پنجاه سال تحریم فرسایشی و جنگ و دشمنی می‌جنگیم؟ ژوله گفته جنگ عقل را زایل می‌کند. و مشخص است منظورش از زایل‌عقلان کیست! ژوله اعتراف می‌کند که حتی در حالت جنگی وسط‌باز است و ناراحت است که میانه‌ای وجود ندارد. حالا منظورش از میانه می‌تواند این باشد که چرا نیروهای خارجی نمی‌توانند کار ایران را یکسره کنند! یا چرا مدافعان داخلی نمی‌گذارند ایران را تسلیم متجاوزان کنیم. ژوله بابت نابودی اقتصاد در جنگ هم ناراحت است. اما اقتصادی که ژوله از آن حرف می‌زند چیست؟

اقتصاد صنعت سرگرمی. پول‌ها یا پولشویی‌های کلانی که تا قبل از این جنگ و از سکه افتادن برنامه‌های سرگرمی به جیب او و امثال او می‌رفت. ژوله هیچ اعتراضی به ترورها ندارد. مشکلی با حمله به زیرساخت‌های کشور که دانشمندان و دانشجویان و دانش‌آموزان هم جزو آن حساب می‌شوند ندارد. مشکلی با آوارها و تخریب‌ها ندارد. مشکلی با خاک دادن ندارد. حتی آن سرباز جانبازی که سنگش را ریاکارانه به سینه می‌زند، ژوله با سکوت درباره دشمنی که او و صدها مثل او را به این روز انداخت نشان داد که با جانبازی او هم مشکلی ندارد. کلا ژوله با هیچ چیز این جنگ مشکل ندارد جز به حاشیه رفتن منافع خودش. بنابراین او با حساب و کتاب و زیرکی خاص خودش، احتمالا فکر فردای بعد از جنگ را کرده است که به یک نشریه اصولگرا که همیشه با جریانش ضدیت داشته و دارد، مطلبی برای انتشار می‌دهد. اما برای اینکه نه سیخ بسوزد و نه کباب و برای اینکه بعد از جنگ بتواند در روی طیف سیاسی خودش نگاه کند، مطلبش را کاملا ضدجنگ که نه، ضد دفاع می‌نویسد.
 

فرهیختگان در دوراهی اصالت یا دیده شدن

اما این وسط چیزی که نباید از آن گذشت، حرکت خام روزنامه فرهیختگان است. حرکتی که ناشی از کارنابلدی حیرت‌انگیز و نوعی ذوق‌زدگی رسانه‌ای است. ذوق زدگی از اینکه حتی یک سلبریتی بی‌ربط به خط مشی ما، به جنگ واکنش نشان داده و حاضر است برای ما مطلب بنویسد! حالا محتوای مطلبش هرچه باشد مهم نیست.

باید به دوستان رسانه گفت، باور بفرمایید مانور روی واکنش هنرمندان آن هم یک ماه بعد از این جنگ ویرانگر، هیچ چیزی به شما و مردم و جنگ اضافه نمی‌کند. باید گفت این درست که ایران برای سلبریتی‌ها نیز هست و باید شرایطی پیش آورد که هیچکس از این‌ قشر احیانا در مارپیچ سکوت گرفتار نشود و همه بتوانند همدلی‌شان با وطن را اعلام کنند، اما باور کنید هر اعلام موضعی درباره جنگ، همدلی با وطن به حساب نمی‌آید. مثل آن چیزی که در متن امیرمهدی ژوله اتفاق افتاد و شما آن را منتشر کردید و متوجه نشدید چه کلاه گشادی بر سرتان رفت. باور کنید در جنگ دفاعی ما، هرکس که به دریای مردم نپیوست و به جنگ متلک انداخت خودش همه جوره باخت.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
اگر شما از آن مخاطبانی هستید که فکر می‌کنید از سلبریتی نباید انتظار واکنش سیاسی داشت، پاسخ این است که این خود سلبریتی‌ها بودند که با واکنش‌های گاه‌وبیگاه در صفحات شخصی‌شان و به‌خصوص تحریم شدید جشنواره فیلم فجر در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳ این توقع را ایجاد کردند.

امیرمهدی ژوله با همان زرنگی خاص خود که حالا می‌توان نامش را فرصت‌طلبی گذاشت در قالب یک دلنوشته، از جنگ بد گفته است. جنگی که جنگ نیست و دفاع است اما او حاضر به اعتراف به آن نیست. او حاضر نیست اعلام کند ایران دوبار در اوج مذاکرات، مورد شدیدترین حملات نظامی غیرقانونی قرار گرفته است. حاضر نیست اعتراف کند ایستادگی در مقابل قلدر، عین شعور است و شعار نیست و در عوض می‌گوید جنگ، اخلاق و آزادی را عقب می‌اندازد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00