ﺳﻪشنبه 28 مهر 1405 / خواندن: 11 دقیقه

گزارش: روایت «باغ ایرانی» در نهصد و هشتاد و دومین شب بخارا

نهصد و هشتاد و دومین شب از شب‌های بخارا به باغ ایرانی پرداخت. شناخت باغ ایرانی و چگونگی تداوم آن در زندگی امروز، مسئلۀ مشترک سخنرانی‌های این نشست بود. باغ در خاطره‌های فریار جواهریان بخشی از تجربهٔ روزمره بود؛ در سخنان فرح حبیب، نظامی از آب، گیاه، نور و ادراک حسی، در نگاه سیروس، نمونه‌ای از وحدت در کثرت، و در بحث مسعودی آشتیانی، حاصل دانشی بومی دربارهٔ زندگی در اقلیم خشک بود. منصوری بر حفاظت و انتقال این میراث تأکید کرد و قهاری نیز ضرورت ایجاد چارچوبی علمی برای مطالعهٔ آن را پیش کشید.

5
گزارش: روایت «باغ ایرانی» در نهصد و هشتاد و دومین شب بخارا

مجله میدان آزادی: باغ ایرانی تجلیِ خرد، ذوق و تاب‌آوری نیاکان ما بر پهنهٔ خشک و تشنهٔ فلات ایران است؛ در سرزمینی که مردمانش تمدن را نه با تصرف طبیعت، بلکه با مدارا و سازگاری با آن بنا نهادند. مفهوم بنیادین باغ ایرانی، تلفیق هنرمندانهٔ «سودمندی و زیبایی» در حصاری از آرامش است؛ کهن‌الگویی که با نبوغ مهندسی «قنات» پیوندی جدایی‌ناپذیر دارد. جدیدترین صفحه از پرونده «باغ ایرانی» به گزارشی از «شب باغ ایرانی» که به همت مجلۀ بخارا برگزار شد اختصاص دارد. این گزارش را به قلم «زهرا سادات مرتضوی» بخوانید:

به گزارش مجله میدان آزادی، نهصد و هشتاد و دومین شب از شب‌های بخارا، عصر دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵، در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. موضوع این نشست باغ ایرانی بود و سخنرانان از منظرهای مختلف، از خاطره و فلسفه تا معماری، قنات و ضرورت حفاظت از باغ‌های تاریخی، به آن پرداختند. در میان برنامه نیز گزیده‌هایی از مستند «پردیس‌های خیال» ساختهٔ هادی آفریده به نمایش درآمد. علی دهباشی میزبان این نشست بود و فرح حبیب، شهریار سیروس، منا مسعودی آشتیانی، انوشه منصوری و علیرضا قهاری در آن سخنرانی کردند. فریار جواهریان که به دلیل حضور در خارج از کشور نتوانسته بود در مراسم شرکت کند، از طریق پخش بخشی از صحبت‌های پیشین خود دربارهٔ باغ ایرانی، در این برنامه حضور داشت.

باغ در خاطره‌های روزمره

فریار جواهریان، معمار و طراح صحنه فیلم‌های ایرانی همچون درخت گلابی، لیلا، پری، سارا و... ، در بخشی از سخنان پیشین خود، باغ را از دریچهٔ خاطرات شخصی و تجربه‌های کودکی روایت کرد. در این روایت، باغ پیش از آنکه موضوعی برای مطالعهٔ معماری یا تاریخ باشد، بخشی از زندگی روزمره است؛ فضایی که با بازی، خوراک، تغییر فصل‌ها و روابط خانوادگی پیوند دارد.
او از سیزده‌بدرهای خانوادگی و خانه‌هایی گفت که حیاط و درختان میوه داشتند. بالا رفتن از درخت‌ها، بازی در حیاط، چیدن گل و استفاده از گلبرگ‌ها برای تزئین ناخن‌ها، جزئیاتی از خاطرات او بود. در چنین تجربه‌هایی، طبیعت منظره‌ای جدا از زندگی نبود؛ کودکان در آن بازی می‌کردند، از درختانش میوه می‌چیدند و تغییر فصل‌ها را از نزدیک می‌شناختند.
جواهریان به پیوند باغ با فصل رسیدن میوه‌ها نیز اشاره کرد؛ از توت و زردآلو تا آیین‌هایی مانند توت‌چینی . او برای نشان‌دادن پیوند باغ با لذت‌های روزمره، خاطره‌ای را که زنده‌یاد ایرج افشار نقل کرده بود بازگو کرد: آشپز ناصرالدین‌شاه در فصل آلبالو، هنگام قدم‌زدن شاه در باغ، ظرفی از قند آب شده به دنبال او می‌آورد و شاه تا آلبالو می چید، آن را در شربت فرو می‌برد و می‌خورد.
در ادامه، سخنرانی او از خاطره‌های شخصی به جایگاه باغ در فرهنگ ایرانی رسید. جواهریان معتقد بود باغ می‌تواند حتی عمیق‌تر از شعر در حافظهٔ فرهنگی ایرانیان حضور داشته باشد. او همچنین به تأثیر الگوهای باغ ایرانی بر طراحی باغ‌ها و فضاهای شهری در نقاط دیگر جهان، از جمله فرانسه و باغ ورسای، اشاره کرد.
بخش دیگری از سخنان او به رابطهٔ باغ ایرانی با مدیریت آب اختصاص داشت؛ موضوعی که در شرایط کم‌آبی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در این الگو، آب از طریق قنات یا جریان‌های سطحی به باغ می‌رسد و پس از گذر از آن می‌تواند برای آبیاری زمین‌های کشاورزی نیز مورد استفاده قرار گیرد. درختان شاخص در امتداد محورهای اصلی و درختان میوه در بخش‌های کاشت، در ساختاری قرار می‌گیرند که زیبایی و کارکرد در آن از یکدیگر جدا نیستند.

چه چیزی باغ را ایرانی می‌کند؟ 

پس از طرح این خاطره‌ها و اشاره به رابطهٔ باغ با زندگی و اقلیم، فرح حبیب، استاد دانشگاه هنر و معماری، بحث خود را با پرسشی بنیادی پیش برد: چه چیزی یک باغ را ایرانی می‌کند؟ آیا هویت باغ را باید در شکل ظاهری آن جست‌وجو کرد یا معناها و جهان‌بینی‌ای که در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؟
حبیب، باغ را حاصل تعامل انسان با زمین و طبیعت دانست و توضیح داد که برای شناخت آن باید مجموعه‌ای از عوامل همچون خاک، ایمان و مذهب تا جامعه، سیاست، قدرت، زمان و مکان را در نظر گرفت. از این منظر، باغ صرفاً فضایی برای حضور یا تماشای طبیعت نیست؛ مجموعه‌ای از نظم‌های مختلف است که در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.
او برای توضیح این موضوع به نظم گیاهان و آب، حرکت و زمان، ساختار کالبدی، سازمان فضایی و نشانه‌های فرهنگی پرداخت. در این چارچوب، نمی‌توان هویت باغ ایرانی را به یک عنصر مشخص، مانند حوض یا محور اصلی، محدود کرد؛ آنچه اهمیت دارد، رابطهٔ میان اجزا و نحوهٔ قرارگرفتن آن‌ها در کنار یکدیگر است.
آب در سخنان حبیب جایگاهی محوری داشت. او آب را یکی از عناصر شکل‌دهندهٔ طرح باغ ایرانی دانست که هم بر سازمان فضایی و هم بر تجربهٔ حسی مخاطب تأثیر می‌گذارد. فواره می‌تواند نقطه‌ای کانونی بسازد، جوی‌ها مسیر حرکت را هدایت کنند و صدای جریان آب به تجربهٔ حضور در باغ، شکل دهد. حوض نیز با بازتاب آسمان و عناصر پیرامونی، تصویری تازه در دل تصویر واقعی ایجاد می‌کند. 
گیاهان نیز در این نگاه، تنها عناصر تزئینی نیستند. سرو و چنار، علاوه بر نقش کالبدی، جایگاهی فرهنگی و معنوی دارند و حضورشان بر دما، کیفیت هوا و زیست پرندگان تأثیر می‌گذارد. حبیب همچنین با اشاره به آناهیتا و جایگاه آب در جهان‌بینی ایرانی، از پیوند عناصر طبیعی با اسطوره‌ها و نظام معنایی فرهنگ ایران سخن گفت.
او در ادامه به نور و ادراک حسی پرداخت و با ارجاع به حکمت اشراق و اندیشه‌های سهروردی، توضیح داد که نور در برخورد با دیوارها، سطوح و آب، کیفیت‌های متفاوتی به فضا می‌بخشد. به باور او، باغ را نمی‌توان فقط با نگاه‌کردن شناخت؛ بو، صدا، حرکت، تعادل بدن و خاطره نیز در تجربهٔ آن نقش دارند. مسیرها باید پیموده شوند و چشم‌اندازها به‌تدریج آشکار شوند تا باغ از یک تصویر ثابت به فضایی قابل تجربه تبدیل شود.

باغ و مفهوم وحدت در کثرت

در ادامه شهریار سیروس،نقاش، باغ ایرانی را از منظر حکمت و اندیشهٔ ایرانی بررسی کرد. او با طرح این پرسش که باغ چگونه می‌تواند تصویری از جهانی آرمانی باشد، به اندیشه‌های فارابی، ابن‌سینا و سهروردی ارجاع داد و باغ را در کنار دیگر صورت‌های هنر ایرانی، از نگارگری و شعر تا معماری، قرار داد.
در نگاه او، هنر صرفاً طبیعت را بازتولید نمی‌کند، بلکه آن را به زبانی دیگر ترجمه می‌کند. سیروس با اشاره به برداشتی از تخت‌جمشید به‌عنوان تصویری از باغی مقدس، این پرسش را مطرح کرد که آیا عناصر معماری تنها از طبیعت تقلید می‌کنند یا با نظمی تازه، معنایی دیگر می‌سازند. او سپس به مفهوم «پردیس» و نسبت باغ با امر قدسی پرداخت؛ اینکه آیا تقدس باغ از کارکرد آیینی آن ناشی می‌شود یا خود ساختار و نظم باغ نیز می‌تواند چنین تجربه‌ای را ایجاد کند.
محور اصلی سخنان سیروس، مفهوم «وحدت در کثرت» بود. او توضیح داد که وحدت به معنای حذف تفاوت‌ها یا یکسان‌کردن عناصر نیست، بلکه از برقراری رابطه‌ای معنادار میان اجزای متفاوت شکل می‌گیرد. همان‌طور که حروف در کنار هم واژه می‌سازند و واژه‌ها در قالب جمله معنا پیدا می‌کنند، عناصر متعدد باغ نیز با قرارگرفتن در نظمی مشترک، به کلیتی منسجم تبدیل می‌شوند.
بر این اساس، آفرینش باغ صرفاً انتخاب عناصر زیبا نیست؛ مسئله، ایجاد رابطه میان آن‌ها و شکل‌دادن به نظمی است که به مجموعه هویت می‌بخشد. سیروس تأکید کرد که بازآفرینی باغ ایرانی در روزگار معاصر نیز به شناخت این منطق نیاز دارد، نه تکرار ظاهری شکل‌های تاریخی.

قنات، راه‌ ورود به شناخت باغ ایرانی

منا مسعودی آشتیانی، پژوهشگر آب و محیط زیست، بحث خود را از قنات آغاز کرد و آن را یکی از راه‌های ورود به شناخت باغ ایرانی دانست. در روایت او، ایرانیان در سرزمینی خشک تنها آب را به مکانی تازه منتقل نکردند، بلکه مجموعه‌ای از دانش و تجربه را پیرامون آن شکل دادند که امکان هم‌زیستی انسان و طبیعت را فراهم می‌کرد.
این مجموعه تنها به نیازهای انسان محدود نبود. گیاهان، پرندگان و حشرات نیز در آن جای داشتند و باغ به‌تدریج با شعر، نقاشی و دیگر صورت‌های فرهنگی پیوند پیدا کرد. باغ ایرانی در این معنا، محصول دانشی بود که در بستر یک سرزمین شکل گرفت و از راه تجربه و زندگی به نسل‌های بعد منتقل شد.
مسعودی آشتیانی با اشاره به وضعیت منابع آب، از باغ‌هایی گفت که توانسته‌اند پایداری خود را حفظ کنند و در مقابل، باغ‌هایی که در گذر زمان خشک شده‌اند. او بخشی از این آسیب‌ها را به از دست رفتن حریم باغ‌ها و فراموش‌شدن دانش نگهداری آن‌ها مرتبط دانست. از نظر او، بحران تنها به کمبود آب محدود نمی‌شود؛ از دست رفتن شناختی که امکان استفادهٔ درست از منابع و حفاظت از باغ را فراهم می‌کند نیز بخشی از مسئله است.
او بر این نکته تأکید کرد که نگهداری از باغ، صرفاً به معنای حفظ ظاهر آن نیست. انتخاب گیاه، شیوهٔ آبیاری، شناخت اقلیم و تناسب میان عناصر باغ، همگی بخشی از دانشی هستند که بقای آن را ممکن می‌کنند. به همین دلیل، بازآفرینی باغ ایرانی نباید به تکرار یک الگوی ثابت در همهٔ مناطق محدود شود. نمی‌توان بدون توجه به اقلیم و محدودیت منابع آب، در هر منطقه همان گیاهان را کاشت یا همان ساختار را اجرا کرد.
مسعودی آشتیانی آموزش را نیز در این مسیر ضروری دانست؛ آموزشی که می‌تواند از کودکی و با تجربه‌های ساده، مانند پرورش یک گیاه و شناخت نیازهای آن، آغاز شود. در این نگاه، باغ ایرانی تنها موضوعی برای شناخت گذشته نیست، بلکه بستری برای آموختن رابطهٔ میان انتخاب‌های انسانی و شرایط محیطی است.

باغ ایرانی میراثی که باید به نسل‌های بعد برسد

در ادامهٔ نشست انوشه منصوری، دبیر انجمن مفاخر معماری، بر اهمیت حفظ باغ ایرانی به‌عنوان بخشی از حافظهٔ فرهنگی و دانشی تأکید کرد که نسل‌های گذشته به‌جا گذاشته‌اند. او باغ را فضایی برای فاصله‌گرفتن از شتاب زندگی و بازیافتن آرامش دانست و حفظ آن را به امکان تجربهٔ مستقیم این میراث برای نسل‌های آینده پیوند زد.
او ثبت مجموعهٔ باغ‌های ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۱۱ را یادآور شد.
از نظر او، ثبت جهانی پایان مسئولیت نیست. آنچه اهمیت دارد، حفظ اصالت و کیفیت باغ‌هاست؛ مسئولیتی که تنها بر عهدهٔ متخصصان معماری و شهرسازی نیست و به مشارکت رشته‌های مختلف و مردم نیز نیاز دارد. ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی، ارزش آن را به رسمیت می‌شناسد، اما تداوم آن به شیوهٔ حفاظت و جایگاهش در زندگی امروز وابسته است.

ضرورت مطالعهٔ علمی باغ ایرانی

موضوع حفاظت، در سخنان علیرضا قهاری، به ضرورت سامان‌دهی مطالعات علمی و ایجاد چارچوبی منسجم برای شناخت باغ ایرانی پیوند خورد.
علیرضا قهاری با اشاره به پراکندگی پژوهش‌های انجام‌شده دربارهٔ باغ ایرانی، بر لزوم فراهم‌کردن بستری مشخص برای مطالعات دانشگاهی تأکید کرد. به گفتهٔ او، با وجود گسترش توجه به باغ ایرانی در دهه‌های اخیر، برای شکل‌گیری دانشی منسجم باید چارچوبی علمی و مشترک در نظر گرفته شود.
او پیشنهاد کرد باغ ایرانی در قالب یک گرایش رسمی دانشگاهی مورد مطالعه قرار گیرد و پنج محور را برای این پژوهش‌ها برشمرد: هستی‌شناسی، جهان‌بینی و معناشناسی، زیبایی‌شناسی، ساختارشناسی و پیشینه‌شناسی و تاریخ.
هستی‌شناسی به ماهیت باغ و نسبت انسان و طبیعت می‌پردازد؛ جهان‌بینی و معناشناسی، برداشت از طبیعت و زندگی، مفهوم نظم، امر قدسی و نشانه‌های فرهنگی را بررسی می‌کند. زیبایی‌شناسی به ادراک حسی، تجربهٔ زیسته، خاطره و آرامشی مربوط است که باغ برای انسان ایجاد می‌کند. ساختارشناسی نیز عناصر کالبدی و روابط میان آن‌ها، از هندسه و آب تا گیاهان، معماری و سازمان فضایی، را در بر می‌گیرد. محور پنجم به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی و تحول مفهوم باغ در طول زمان اختصاص دارد.
قهاری تأکید داشت که این محورها نباید جدا از یکدیگر بررسی شوند. باغ ایرانی در طول تاریخ تغییر کرده و عناصر سازندهٔ آن نیز در ارتباط با تحولات فرهنگی و اجتماعی دگرگون شده‌اند؛ بنابراین، مطالعهٔ آن نباید تنها به ثبت ویژگی‌های یک الگوی تاریخی محدود بماند.
او همچنین نسبت به تبدیل‌شدن باغ ایرانی به میراثی صرفاً متعلق به گذشته هشدار داد؛ میراثی که ارزش تاریخی آن پذیرفته شده، اما از زندگی امروز فاصله گرفته است. از نظر قهاری، شناخت پیشینه باید زمینه‌ای برای بررسی مسائل تازه فراهم کند. باغ ایرانی پدیده‌ای زنده است و مطالعهٔ آن نیز باید با تحولات و نیازهای امروز ارتباط داشته باشد.

«پردیس‌های خیال»؛ باغ در سرزمین خشک

در فاصلهٔ سخنرانی‌ها، گزیده‌هایی از مستند «پردیس‌های خیال» ساختهٔ هادی آفریده به نمایش درآمد. این مستند پژوهشی هفتاد دقیقه‌ای، به باغ ایرانی و چگونگی شکل‌گیری آن در فلات خشک و مناطق کویری ایران می‌پردازد و گفتار متن آن را بهناز جعفری روایت می‌کند.
فیلم با نگاهی به باغ‌های تاریخی ایران، رابطهٔ میان معماری، طبیعت و شیوه‌های سازگاری با اقلیم خشک را دنبال می‌کند؛ رابطه‌ای که در آن انتقال و مدیریت آب، از جمله با استفاده از قنات، نقشی اساسی در شکل‌گیری و تداوم باغ داشته است.
پخش بخش‌هایی از فیلم در میانهٔ صحبت‌ها، در قالب تصویر پیش روی حاضران قرار داده شد. آنچه در سخنرانی‌ها دربارهٔ قنات، اقلیم و پیوند باغ با سرزمین گفته شده بود، در مستند نیز در ارتباط با باغ‌های تاریخی و شیوه‌های سازگاری با محدودیت‌های محیطی دنبال می‌شد.

باغ ایرانی؛ فراتر از یک الگوی تاریخی

سخنرانی‌های این نشست، با وجود تفاوت در موضوع و رویکرد، به مسئله‌ای مشترک بازمی‌گشتند: شناخت باغ ایرانی و چگونگی تداوم آن در زندگی امروز. باغ در خاطره‌های جواهریان بخشی از تجربهٔ روزمره بود؛ در سخنان حبیب، نظامی از آب، گیاه، نور و ادراک حسی؛ در نگاه سیروس، نمونه‌ای از وحدت در کثرت؛ و در بحث مسعودی آشتیانی، حاصل دانشی بومی دربارهٔ زندگی در اقلیم خشک. منصوری بر حفاظت و انتقال این میراث تأکید کرد و قهاری نیز ضرورت ایجاد چارچوبی علمی برای مطالعهٔ آن را پیش کشید.
در مجموع، بحث‌ها نشان می‌دادند که حفاظت از باغ ایرانی تنها با نگهداری از عناصر کالبدی آن ممکن نیست. شناخت رابطهٔ باغ با آب و اقلیم، شیوه‌های سنتی مدیریت منابع، معناهای فرهنگی و فلسفی و تجربه‌ای که این فضا برای انسان ایجاد می‌کند، همگی در تداوم آن نقش دارند.
 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان

نهصد و هشتاد و دومین شب از شب‌های بخارا به باغ ایرانی پرداخت. شناخت باغ ایرانی و چگونگی تداوم آن در زندگی امروز، مسئلۀ مشترک سخنرانی‌های این نشست بود. باغ در خاطره‌های فریار جواهریان بخشی از تجربهٔ روزمره بود؛ در سخنان فرح حبیب، نظامی از آب، گیاه، نور و ادراک حسی، در نگاه سیروس، نمونه‌ای از وحدت در کثرت، و در بحث مسعودی آشتیانی، حاصل دانشی بومی دربارهٔ زندگی در اقلیم خشک بود. منصوری بر حفاظت و انتقال این میراث تأکید کرد و قهاری نیز ضرورت ایجاد چارچوبی علمی برای مطالعهٔ آن را پیش کشید.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00