مجله میدان آزادی: شاید او را به نام نشناسیم، اما بسیاری از افراد، کودکی و نوجوانیشان را با داستانها و شخصیتهایی که او پرورانده گذراندهاند. «لوسی ماد مونتگومری»، نویسندۀ کانادایی ادبیات کودک و نوجوان است که شخصیتهایی مانند «آنی شرلی»، «گیلبرت بلایت»، «امیلی استار» و چندین و چند شخصیت بهیادماندنی دیگر را به جهان ادبیات افزود. در فهرست پیشرو به معرفی تعدادی از بهترین کتابهای این بانوی نویسنده که به فارسی ترجمه شدهاند خواهیم پرداخت. این فهرست را به قلم سپیده جانباز در ادامه بخوانید:
جزیرۀ «پرنس ادوارد» با دشتهای سبز وسیع و سواحل صخرهای باشکوهش، برای بسیاری از انسانها در جایجای دنیا مکانی آشناست. آدمهای زیادی از این جزیره، خاطراتی عزیز و بهیادماندنی دارند؛ بعضی از مناطقش را بهخوبی میشناسند، و میدانند بهار و تابستان و پاییز و زمستانش چطور سپری میشود -دستکم در انتهای قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستمش-. اما چرا انسانی از زمان و مکان و زبانی دیگر اینطور با تکهای از جهان آشناست که گویی واقعا زمانی آنجا زیسته و عمری در آن گذرانده است؟ این چه جادویی است که آدمهای پراکنده در جهان را اینطور به مکانی پیوند میزند، بدون اینکه هرگز واقعا آنجا بوده باشند؟

لوسی ماد مونتگومری (1874-1942)
چهرۀ این سرزمین از داستانهای «لوسی ماد مونتگومری» به ذهن جهان راه یافت. بانوی نویسندهای که در سال 1874 در منطقۀ کلیفتون جزیرۀ پرنس ادوارد به دنیا آمد، و در طول حیات شصتوهفتسالۀ دشوار اما پربارش، توانست این منطقه و منظرههایش را به نقشۀ خیال ما اضافه کند. شخصیتهای معروف و محبوبی که ماد مونتگومری آفرید، از «آنه» و «امیلی» و «ولنسی» و «سارا» گرفته تا دیگران، همه بیش از تخیل و آفرینش ادبی، در شخصیت واقعی، روح درونی و تجربۀ زیستۀ خود او ریشه دارند؛ آنقدر که گویی بازتابی از او در آینۀ امکانهای دیگری از زیستناند: اگر او میتوانست در جایی مثل مزرعۀ گرین گیبلز زندگی کند چه میشد؟ اگر خانوادۀ پذیرایی داشت که دوستش میداشتند و از او حمایت میکردند؟ اگر در زندگی همراهی مانند «بارنی اسنیث» مییافت؟ و اگرهای دیگری که خیال او را از مکانهایی بسته مثل گوشۀ اتاق کوچکش در منزل مادربزرگ، و بعدها خانۀ کشیشی همسرش، به تصور زندگیهای سرشار و سرزندۀ دیگری میکشاند. اما بهجای غرق شدن در دنیایی خیالی، انتخاب ماد مونتگومری این بود که با افسار کلمات، از آن تصورات داستانهایی بسازد که در متن تیرگیهای زندگی، پیامآور امید و خوشبینی باشند. داستانهایی که به قول خودش -در توصیف داستانی دیگر- چنین تاثیری داشتند:
جملاتش به دل مینشست و آدم دلش میخواست خودش را اصلاح کند و بهتر زندگی کند، فقط به این خاطر که خوب بودن زیباست.
سیام نوامبر، سالروز تولد «ال.ام.مونتگومری» است. حالا صد و پنجاه و یک سال از تولد او میگذرد و جهان ادبیات، بهویژه ادبیات کودک و نوجوان، هنوز و همچنان قدردان اوست. به همین بهانه، در این فهرست، به سراغ معرفی پنج اثر از خواندنیترین کتابهای او رفتهایم که در ادامه دربارۀ آنها خواهید خواند.

مجموعۀ هشت جلدی «آنی شرلی» از نشر قدیانی
1. مجموعه آنیشرلی (1908 تا 1921)
دختری به نام «آن» که اصرار داشت نامش را با یک e بیشتر صدا کنند، فرزند ارشد ماد مونتگومری است. کتاب «آنی در گرین گیبلز» اولین کتابی بود که او موفق شد بعد از حدود یک دهه تلاش ادبی، در سیوسه سالگی به چاپ برساند. آنطور که او در یادداشتهای شخصیاش گفته این کتاب از شش ناشر مختلف برگشت خورد! این اتفاق چنان باعث ناامیدی «ماد» شد که تصمیم گرفت داستانش را در یک جعبۀ کلاه قدیمی در انبار لباسها رها کند. اگر یک سال بعد او به سراغ محتویات آن جعبۀ قدیمی نمیرفت، و در بازخوانی دوبارۀ آن حس نمیکرد که داستان آنی هنوز دست کم برای خود او جالب و گیراست، و اگر شجاعت آن را نمییافت که باز هم خود را در معرض ناامیدی و شکست قرار دهد و داستانش را برای ناشر دیگری بفرستد، یک قرن بعد از آن زمستان سرد ما دیگر نه «آنی» و «ماریلا» و «متیو» را میشناختیم، نه دهها اقتباس سینمایی و سریالی و انیمیشنی ارزشمند از داستان او ساخته میشد.
آنی با وجود همۀ این موانع متولد شد. و کمی بعد از انتشارش چنان محبوبیتی به دست آورد که حتی خود ماد را که به آنی باور داشت حیرتزده کرد. او باور نمیکرد چنین داستان سادهای، که در یک مزرعۀ ساده در پی.ای.آی میگذرد و مخاطب نوجوان دارد، بتواند در این دنیای شلوغ جایی برای خود باز کند. اما سیل نامههای طرفدارانش، و درخواستهای ناشران برای ادامۀ داستان، کمکم او را به این اطمینان رساند که همه مشتاق شنیدن ادامۀ داستان آنی هستند.

مزرعه «گرین گیبلز» واقع در کاوندیش، جزیرۀ پرنس ادوارد، کانادا
بیشتر ما داستان آنی را تا آنجا میدانیم که اقتباس انیمیشنی درخشان استاد «ایسائو تاکاهاتا» برایمان روایت کرده. اما قصۀ آنی بعد از آن هم ادامه دارد و او را در دوران معلم بودن، درس خواندن در دانشگاه، ازدواج، و مادر شدنش دنبال میکند. اصلا دو کتاب آخر (درۀ رنگین کمان و ریلا در اینگل ساید) بیش از آنکه دربارۀ آنی باشند، دربارۀ شش فرزند او هستند که هرکدام به اندازۀ خود آنی جالب و تماشاییاند.

سهگانه «امیلی» از نشر قدیانی
2. سهگانه امیلی (1923 تا 1927)
چند شخصیت از بهیادماندنیترین انسانهایی که ال.ام.مونتگومری خلق و به اهالی سرزمین ادبیات اضافه کرده است، یعنی «امیلی استار»، «تدی کنت»، و «دین پریست» را در این مجموعۀ سهجلدی ملاقات میکنید! ماد زمانی به سراغ پروراندن شخصیت امیلی رفت که همسرش، «ایوان مکدانلد»، از افسردگی شدید رنج میبرد و این مسئله، فشار روانی و مسئولیتهای زیادی بر دوش او گذاشته بود. امیلی در چنین دورهای زاده شد، شبیهتر به شخصیت خود او، و وقایع زندگیاش نیز به شکل شخصیتری از ماجرای زندگی ماد الهام گرفتند. بهعنوان مثال، امیلی بعد از مرگ پدر نزد اقوام مادریاش فرستاده میشود تا با آنها زندگی کند، همانطور که ماد بعد از جدایی از پدرش (به دلیل اندوه شدید ناشی از درگذشت مادر او) نزد پدربزرگ و مادربزرگش فرستاده شد. فشارهایی که امیلی در میان خاندان موری تجربه میکند، بیشباهت به اذیت و آزارهایی که از جانب اقوام ماد بر او وارد شده نیست. با این تفاوت که در داستانش، خانوادۀ موری در نهایت تبدیل به خانوادۀ واقعی امیلی، پناهگاه گرم او در زندگی، و حامی او در دشواریهای پیشرویش میشوند، چیزی که ماد هیچگاه در نسبت با خانوادۀ خودش احساس نکرد. قسمتهایی از این کتاب، دقیقا قطعاتی از یادداشتهای شخصی مونتگومری هستند که اینبار از زبان امیلی یا در وصف او بازگویی شدهاند. شاید او میخواست با چشمهای خودش ببیند -دستکم روی کاغذ- که قهرمانی چنین شبیه به او و زندگیاش، از پس دشواریها و ناملایمات سر راهش برمیآید و به شکل ارزشمند و معناداری زندگی خود را پیش میبرد.
این داستان نیز از جمله آثار مونتگومری است که به اقتباس تصویری درآمده، و دو سریال تلویزیونی و انیمیشنی با نام «امیلی در نیومون» (اولی محصول 1998 و دومی محصول 2007) بر اساس آن ساخته شدهاند.

مجموعه دوجلدی «قصههای جزیره» از نشر قدیانی
3. مجموعه قصههای جزیره (1911 تا 1913)
سریال شیرین و دوستداشتنی «قصههای جزیره» یا «جادهای به اونلی» که احتمالا با خاطرات کودکی و نوجوانی بسیاری از ما پیوند خورده، اقتباسی آزاد از این داستان است. داستان در کتاب نیز، مثل سریال در جزیرۀ پرنس ادوارد و در میان خانوادۀ پرجمعیت کینگ میگذرد، «خاله هتی» و «خاله اولیویا» همچنان با «سارا استنلی» زندگی میکنند که چشمبهراه پدر غائبش است (شبیه به خود ماد)، و «عمو الک» و همسرش «جنت کینگ» نیز سه فرزند دارند، با همان خلقوخوهای بهیادماندنی که در سریال از آنها دیدهایم. اما کسی که به جزیره میآید و داستان را آغاز میکند سارا نیست؛ بلکه «بورلی» و «فلیکس»، دو عموزادۀ دیگر هستند که مدتی میهمان این خانواده شدهاند و در این حین تماشاگر و راوی داستان این خانواده با شادیها و غمها و ماجراهایشان هستند. استعداد خارقالعادۀ سارا استنلی در داستانسرایی، فصول گرم و سرد کودکان خانوادۀ کینگ را رنگارنگ و هیجانانگیز کرده است و لقب «دختر قصهگو» را به او بخشیده است.

اعضای خانوادۀ کینگ در سریال «قصههای جزیره»
سارا نیز، مثل شخصیتهای مونث دیگر او، دختری است که با اتکا به صداقت، قدرت خیالپردازی، توانایی درک زیباییهای پنهان، بلوغ و خردمندیاش، راه خود را در زندگی میگشاید و بر دیگر شخصیتهای بیروح اطرافش پیروز میشود. تضاد بین شخصیت فلیسیتی، که تنها هدفش این است که وقتی بزرگ شد با مرد خوبی ازدواج کند و شخصیت سارا، که میخواهد داستانهایی بگوید که همه را خوشحال کنند، تنشی را نشان میدهد که خود مونتگومری در سراسر عمرش احساس میکرد. تعارض بین رویای نویسنده شدن و انتظاراتی که زنان را محدود به وظایف خانوادگی میدید، حتی پس از ازدواج نیز او را آزار میداد.
مونتگومری زمانی شروع به نوشتن این داستان کرد که در آستانۀ ازدواج با «ایوان مکدانلد»، و ترک خانهاش در جزیرۀ پرنس ادوارد به مقصد «اونتاری» قرار داشت. حس و حال نوستالژیک قدرتمندی که بر کتاب غلبه دارد، و موقعیت «بورلی کینگ»، راوی داستان، که در حال بهیادآوردن خاطرات خوش دوران کودکی و نوجوانی خود در جزیره است، دلتنگیای که او در این دوران نسبت به خانه و جزیره احساس میکرده را بهخوبی نشان میدهد.

کتاب «قصر آبی» نوشتۀ «ال.ام.مونتگومری»
4. قصر آبی (1926)
«قصر آبی» مثل گرینگیبلز یک جای واقعی نیست، بلکه مکانی خیالی است که «ولنسی استرلینگ» در ذهنش ساخته تا زندگی دلخواه و ایدهآلش را برای او ممکن کند، زندگیای که به هزار دلیل در واقعیت برایش به دست آوردنی نیست. ولنسی که سالهای سال به زندگی در ذهنش ادامه داده و روزبهروز پژمردهتر و در خود فرورفتهتر از روز قبل شده، با ضربهای تکاندهنده روبهرو میشود و به چهرۀ غمانگیز خود و زندگیاش پیبرد. ماد مونتگومری در این کتاب داستان بازگشت «ولنسی» از جهان خیال به واقعیت را برای ما تعریف میکند و نشان میدهد چطور میتوان در همین جهان واقعیِ کمرنگ و گاه نادلخواه، امکانهایی برای بهتر و عمیقتر زیستن خلق کرد.
«قصر آبی» از جمله داستانهایی است که دیگر در جزیرۀ پرنس ادوارد نمیگذرند. شهر خیالی «دیروود»، واقع در منطقۀ «موسکوکا» در «انتاریو» محل رخ دادن داستان است و باز هم طبیعت کانادا در آن حضور پررنگی دارد.

کتاب «یادداشتهای شخصی ال.ام. مونتگومری» از نشر قدیانی
5. یادداشتهای شخصی ال.ام. مونتگومری
آخرین گزینۀ این فهرست یک کتاب داستان نیست، با این حال در گیرایی و کشش دست کمی از یک داستان واقعی ندارد. ماد که از نه سالگی نوشتن خاطرات روزانهاش را آغاز کرده بود، در پانزدهسالگی هرچه نوشته بود را سوزاند و بهشکل منظمتری شروع به نوشتن کرد. ده جلد قطور یادداشت از سالهای 1889 تا 1942 از او باقی مانده که از پانزده تا شصت و هفتسالگی او را دربرمیگیرند. این یادداشتها اولینبار پنجاه سال پس از مرگ او منتشر شدند و کتاب حاضر، دربرگیرندۀ گزیدۀ یادداشتهای او از پانزده تا سی و شش سالگیست، که سه جلد از این ده جلد را شامل میشوند.
جذابیت این یادداشتها در حدی است که انگار دارید جلد دیگری از آنیشرلی میخوانید، با این تفاوت که این یکی داستانی واقعیست. در میان این خطوط بهخوبی میتوان دید زنی که این قهرمانها را آفریده، چهاندازه در واقعیت شبیهشان زیسته است. و میشود دید که با وجود غلبۀ روشنی و نشاط و زیبایی در کلماتش، او از باطن غمانگیز زندگی نیز بیخبر نبوده است؛ از دشواریهای بیپایانش، از طعم یأس و ناامیدی و تنهایی و افسردگی در شدیدترین حالتشان. اما کیفیت شگفتانگیزی در نحوۀ مواجهۀ او -و آنی و امیلی و دیگران- با همۀ این تیرگیها وجود دارد، که باعث میشود ما به خواندن و دوست داشتن قصههایشان ادامه بدهیم:
یاد گرفتهام که معنای «غمبیپایان زندگی» چیست، و فهمیدهام که چطور تکتک ما این قدرت را داریم که از این غم بکاهیم یا سبکترش کنیم.