چهارشنبه 24 دی 1404 / خواندن: 13 دقیقه
به مناسبت روز درگذشت نقاش سرشناس اهل اصفهان

تک‌نگاری: نگاهی به زندگی و آثار حسین مصور الملکی

امروز چهل سال از کوچ «محمدحسین مصورالمُلکی»، نقاش معروف اصفهانی می‌گذرد. کسی که نه‌تنها هنرمندی بنام بود، بلکه معلمی تمام‌عیار، شاعری خوش‌ذوق و انسانی وارسته در تاریخ اصفهان به شمار می‌رفت. دریایی که امروز به نام نقاشی ایرانی و هنر ماندگار دیار اصفهان می‌شناسیم از رودهای جاری انگشت‌شماری تشکیل شده‌ که یکی از آن‌ها حسین مصورالملکی‌ است.

4
تک‌نگاری: نگاهی به زندگی و آثار حسین مصور الملکی

مجله میدان آزادی: 24 دی ماه روز درگذشت «محمدحسین مصورالملکی»، معروف به حاج مصورالملکی، از چهره‌های برجسته هنر اصفهان است؛ هنرمندی که در عرصه طراحی، نقاشی و نگارگری آثاری شاخص و ماندگار خلق کرد و در حوزه‌هایی چون تذهیب، قلمدان‌سازی و شعر نیز فعالیت داشت. به همین مناسبت تک‌نگاری این هنرمند نام‌آشنا را به قلم معصومه سلامی بخوانید:
 

مصور مُلک اصفهان 

شود پاک چون نقشم از روزگار
همین نقش ماند ز من یادگار
مصور! چو باید رَوی زین سرای
ز تو نقش آن به که ماند به جای
 

محمد حسین مصورالملکی
«محمدحسین مصورالملکی»؛ نقاش و شاعر معاصر ایرانی (1356_1268)

امروز چهل سال از کوچ «محمدحسین مصورالمُلکی»، نقاش معروف اصفهانی می‌گذرد. کسی که نه‌تنها هنرمندی بنام بود، بلکه معلمی تمام‌عیار، شاعری خوش‌ذوق و انسانی وارسته در تاریخ اصفهان به شمار می‌رفت. دریایی که امروز به نام نقاشی ایرانی و هنر ماندگار دیار اصفهان می‌شناسیم از رودهای جاری انگشت‌شماری تشکیل شده‌ که یکی از آن‌ها حسین مصورالملکی‌ است. رودی که با سختی و ایمان، راه خود را از پیچ و خم مشکلات زندگی باز کرد و با مرارت به درجۀ استادی رسید و بهرۀ خود را به شاگردانش رساند و نام اصفهان را در هنر معاصر ماندگار کرد.
 

میراث جاودان

محمدحسین مصور‌الملکی در سال ۱۲۶۸ شمسی در محلۀ قدیمی «پشت بارو» متولد شد و در دی ماه سال ۱۳۵۶ دیده از دنیا فروبست. او در عمر پربرکت خود، نه‌تنها حق امانت‌داری را نسبت به نسل خود ادا کرد بلکه اقدامات اثرگذاری در هنر اصفهان انجام داد. 

استاد حسین پشت به پشت تا دوران صفویه از سمت پدری وارث نقاشی ایرانی و هنر قلمدان‌سازی بود. پدر او «محمدحسنِ» نقاش و پدر بزرگش «زین‌العابدین» نقاش و جد پدری‌اش «محمدکریم» بود. او هم‌زمان با اواخر قاجار و مشروطه‌خواهی و اوایل پهلوی زندگی کرد؛ دورانی پر از فراز و فرود و درگیری و قحطی و سختی. طبیعتاً در چنین روزگاری، هنر در قالب تابلو خریدار زیادی نداشت، به همین دلیل خانوادۀ محمدحسین به شغل ساخت قلمدان‌سازی و نقش‌پردازی روی آن، سوزندان و جعبه‌های جواهر کوچک و نقاشی زیرلاکی، طلاکاری و همچنین تهیۀ مواد کاربردی مانند ساخت روغن کمان مشغول بودند. 

محمدحسین مصورالملکی
«محمدحسین مصورالملکی»؛ نقاش سرشناس اهل اصفهان

پدر محمدحسین کارگاهی در کاروانسرای حاج «میرزاعلی نقی» در بازار اصفهان داشت و حسین مانند همۀ هم‌سن و سالان دوران خود، از کودکی در کارگاه پدر مشغول به کار و یادگیری حرفۀ خانوادگی شد. مسئولیت ساییدن رنگ از کارهای هرروزۀ او بود تا اینکه در یازده‌سالگی و بعد از مدت‌ها انتظار در کارگاه، به وادی هنر نقاشی وارد شد. پدر محمدحسین همچون استادی او را به دنیای رنگ و نقش وارد کرد و اصول ابتدایی کار را به او آموزش داد. اینکه چطور نقاشی کند و از طبیعت جاری بدون کمک استاد نقاش الهام بگیرد. پدر مرام نقاشی را به او یاد داد و او را هنرمندی مستقل و متکی به خود و باورهای خود بار آورد. 

پدر حاج‌حسین معتقد بود: 

«اگر می‌خواهی نقاش باشی، باید به باطن اشیا راه پیدا کنی. تا وقتی اسیر صورت هستی فقط یک مقلدی، نقاش نیستی. باید سیرت را بشناسی.»

محمدحسین می‌گفت ده‌ها سال طول کشید تا عمق حرف‌های پدر را دریابد. وقتی چهارده‌ساله شد، اوضاع اصفهان و درگیری‌های مشروطه‌خواهان رو به وخامت گذاشت. پدر مصورالملک تحت تأثیر شرایط سخت به‌دلیل کهولت سن، جان خود را از دست داد و حالا محمدحسین نوجوان باید شغل خانوادگی را ادامه می‌داد. قلمدان‌سازی، نقاشی زیرلاکی، ساخت روغن کمان و طلاکاری ازجمله کارهایی بود که او همچون پدرانش پیش گرفت. کار ساخت روغن کمان در اواسط جوانی برای او حادثه‌ای را رقم زد که باعث رعشۀ دست ایشان تا پایان عمر شد. محمدحسین با خلاقیت خود به جایگاه بالایی رسید که در خانواده‌اش سابقه نداشت.
 

زمینه‌های کاری 

به‌طور کلی می‌توان دوران کاری یا بهتر است بگوییم دوران زندگی هنری حاج‌حسین مصورالملک را به چهار دوره تقسیم کرد. 

در دورۀ ابتدایی کار او کسب درآمد و ادامۀ شغل خانوادگی در کارگاه ‌پدری در بحبوحۀ مشروطه و تغییر حکومت وقت است. دورۀ دوم تلاش و آزمون و خطای او در سبک‌های مختلف ازجمله هنرهای قلمدان‌سازی، تشعیر، تذهیب، مینیاتورسازی، نقاشی بر روی پردۀ چیت، نقش قالی، کاشی، شبیه‌سازی و همچنین قلم‌زنی است. این دوران برای او به‌واسطۀ فروش آثارش به افراد مختلف ازجمله اروپائیان یا افرادی که با اروپا در ارتباط بودند، آشنایی‌ها و روابط تأثیرگذاری را رقم زد. 

دورۀ سوم کاری‌‌اش در سن چهل‌سالگی و در پی دعوت یکی از دوستانش برای سفر به فرانسه شکل گرفت که به سفری یک‌ساله منجر شد و شش ماه آن در فرانسه به آشنایی و تأثیرپذیری از هنر غربی گذشت. 

دورۀ آخر کاری او دورۀ شناخته شدن، شهرت و تدریس بدون چشم‌داشت هنر به شاگردانش در هنرستان هنرهای زیبا، کالج انگلیسی‌های اصفهان، مدرسۀ کلیمی‌ها و در نهایت ساخت تابلوهای مهم و ماندگار و ایجاد سبکی نو در هنر نقاشی ایرانی است.

استاد حسین با نبوغ خود به هر گرایش هنری که وارد می‌شد تمام‌عیار بود. هنرهایی که هر یک به‌تنهایی عمری را برای یادگیری و رسیدن به مرتبۀ استادی می‌طلبند، تنها بخشی از دوران زندگی او را به خود اختصاص داده‌اند. همچنین او ازجمله افرادی بود که در دهۀ بیست شمسی در مرمت نقاشی‌های کاخ چهلستون مشارکت کرد و در این زمینه هم جزو چهره‌های برجسته بود.


پرتره استاد حسین مصورالملکی
پرتره استاد «حسین مصورالملکی»، تکنیک رنگ روغن روی بوم

حرف از شروع راهی تازه است

حسین مصور در چهل‌سالگی و در دورانی که با آرامش پس از مشروطه و قاجار همراه بود و در حالی‌که استقبال جهانگردان اروپایی از نقاشی ایرانی روز به روز افزایش می‌یافت، از راه روسیه، لهستان و بلژیک به فرانسه سفر کرد. مدت اقامت او در پاریس به شش ماه رسید. او در این مدت به مطالعۀ آثار و سبک‌ها و تکنیک‌های هنری جدید و غربی پرداخت و اندوخته‌ای تازه برای تغییر و رشد هنر مینیاتورسازی به دست آورد. سپس از طریق مکه به ایران برگشت و اولین تغییری که در سبک خود به وجود آورد، افزودن پرسپکتیو به شیوه‌ای کاملاً علمی در آثارش بود. 

اتفاق مهم دیگری که در پاریس برایش رقم خورد، همراهی با «آرتور اپهام پوپ»، هنرپژوه ایران بود. پوپ در آن زمان مشغول تهیۀ کتابی در باب هنر ایرانی بود که بعدها به شهرت زیادی رسید. او از استاد مصورالملک در باب تکمیل کتاب خود راهنمایی‌هایی گرفت و استاد در شش ماه اقامت خود در پاریس در بعضی جزئیات و ابهامات به پوپ کمک کرد. این سفر و تأثیر آن در سبک کاری استاد، راه‌هایی تازه گشود و به او برای ارتقای کار هنری‌اش کمک شایانی کرد. پروفسور پوپ همواره از دوستان استاد مصورالملک باقی ماند و در سفرهایش به ایران حتماً مدتی را در اصفهان و در معیت استاد می‌گذراند. 
 

سبک کاری و اقدامات ماندگار

اگرچه که حاج مصورالملکی جزو تأثیرپذیران جدی از کار «رضا عباسی» صفوی و «کمال الدین بهزاد» بود و در این کار بسیار هم توانا ظاهر شد اما همواره به تغییر و خلاقیت در سبک نقاشی سنتی اعتقاد داشت و انجماد سنت را مرگ آن می‌دانست. در واقع در دوران استاد حسین، نقاشی ایرانی دچار افول شده بود. به این معنا که نقاشی از حرکت باز ایستاده و راکد شده بود و در قالب‌های مشخصی مدام تکرار و تقلید می‌شد. تا دو قرن قبل از آن یعنی در دوران صفوی این روند کاملاً معکوس بود و روز به روز بر شکوه و سرعت حرکت نقاشی ایرانی افزوده می‌شد و راه‌های تازه‌ای به روی هنرمندان باز می‌شد. هم‌زمان با محمدحسین، هنرمندانی مثل «میرزا آقا امامی» و «عیسی بهادری» در اصفهان و «حسین بهزاد» در تهران مشغول فعالیت برای بهبود وضع موجود بودند اما در این میان مصورالملکی و حسین بهزاد راه‌های خلاقانۀ بیشتری در پیش گرفتند. از نظر مصورالملکی کارهای بهزاد همچنان قابل رشد بود و او نسبت به سبک هنری میرزا آقا امامی هم رویکردی فروتنانه داشت.

استاد حسین معتقد بود که: 

«مینیاتور ایران انگار پیر شده است. خون او را بریزید و خون جوان به او بدهید. خواهید دید که دوباره جان می‌گیرد. تقلید، قاتل هنر است. هنر به اقتضای زمان و شرایط خویش باید سنت‌شکن و سنت‌گذار باشد. به این معنی که پا به پای زمان پیش برود، قالب‌ها و سنت‌های قدیمی را که مانع این پیشروی هستند دور بریزد و قالب‌ها و ارزش‌های جدیدی را که باعث رشد و تعالی او هستند پیدا کند. مینیاتوریست ایرانی یکی دو قرن است که با تعصب زیاد و ابتکار و قدرت کم از استادان گذشته تقلید می‌کند. او به‌جای آنکه سنت‌ها و ارزش‌های گران‌بهای مینیاتور گذشتۀ ایران را برای یافتن ظرفیت‌های تازه و راهگشایی‌های ضروری به کار بگیرد، راه را بر ذوق و تخیل و خلاقیت خود بسته و از روی آثار اصیل قدیمی سیاه‌مشق می‌کند.»

حاج‌حسین با تجربه‌ای که از سفر فرانسه به دست آورد و با کمک تجربیات غنی گذشته، دست به خلق سبک خاص خود زد و با وارد کردن علمی پرسپکتیو به نقاشی‌هایش راه تازه‌ای را برای ادامۀ هنر ایرانی باز کرد. قبل‌تر و در دوران قاجار پرسپکتیو به‌صورت عملی، غیرعلمی و تقلیدی در نقاشی به کار می‌رفت و اقدام مصورالملک اولین استفادۀ فنی از پرسپکتیو بود.

او در توجه به جزئیات و استفاده از رنگ‌های هم‌جوار و خاص در آثارش، بی‌نظیر بود و امروز با پیشرفت تکنولوژی، مشاهدۀ نقاشی‌های بی‌نقص و پر از جزئیاتی مثل پیکره‌هایی پنج میلی‌متری با رنگ‌های واقعی تعجب‌آور است.

به‌جز آن شاید بتوان گفت اولین تصویرسازی و کاریکاتور به‌صورت غیررسمی و ذوقی را این هنرمند در نقاشی ایران اجرا کرد که نمونۀ آن را در تابلوی معروف «شکست محور» و حتی امضای شخصی او می‌توان دید. 
 

فرش طراحی شده توسط استاد مصورالملکی
فرش، طراحی‌شده توسط استاد «مصورالملکی»

از دیگر کارهای اثرگذار او به‌دلیل تبحر بسیار زیادش به نقش فرش، ورود مجدد نقوش حیوانی به نقش فرش بود. امروز آثار مختلفی از او به یادگار مانده که بسیاری از آن‌ها نقش‌مایۀ فرش‌های ظریف‌اند.
 

امضای شخصی حاج محمدحسین مصورالملکی

امضای استاد حسین مصور الملکی
امضای استاد «حسین مصورالملکی»
 

فعالیت در عرصۀ بین‌الملل و افتخارات

بعد از سفر فرانسه، یکی از آثار استاد به سفارش پروفسور پوپ، تابلوی منظره‌ای خیالی از شهر بود که خلق آن به درازا کشید. این اثر در نمایشگاهی در لندن به نمایش درآمد و تحسین همه ازجمله ملکۀ انگلیس را برانگیخت و این اتفاق به خلق تابلوی «مسجد خیالی» منجر شد.

تابلوی مسجد خیالی اثر استاد مصورالملکی
تابلوی «مسجد خیالی»، تکنیک آبرنگ، اندازه 70×100

در این تابلو که صحنه‌ای از یک مسجد به سبک «کمال‌الدین بهزاد» بود، گروهی برای نماز قامت بسته و فضا از حالت قرارگیری پرسوناژ‌ها و رنگ‌گذاری‌ها مشخصاً معنوی ا‌ست. مصورالملکی برای ایجاد این فضای روحانی و حالت جذبه و خلوص نمازگزاران، هر روز ساعت‌ها در مسجد به سر می‌برد تا لحظه‌هایی را که می‌خواست به تصویر بکشد شکار کند. در نهایت تصویر مسجد و نمازگزاران را با تخیل خود درآمیخت.
 

تابلوی شکست محور و فتح متفقین، اثراستاد مصورالملکی
تابلوی «شکست محور و فتح متفقین»، اثراستاد «مصورالملکی»، تاریخ تقریبی ۱۹۴۳ میلادی

همچنین در سال ۱۹۴3 میلادی و در سال‌های جنگ جهانی، او خواست درونی خود را که شکست هیتلر بود در قالب مینیاتور «شکست محور و فتح متفقین» به سبک صفوی با آبرنگ خلق کرد که گویی پیش‌بینی جنگ محسوب می‌شد. این کار برای او عواقبی را داشت اما بعدها به واقعیت پیوست و سیاست‌مداران به آن اقبال نشان دادند. در نتیجه این اثر در آن سال‌ها علاوه‌بر مجلات، به‌صورت گراور چاپ و میان مردم پخش شد.

در پی این شهرت، «استالین»، «چرچیل»، «روزولت» و چند سیاست‌مدار دیگر به او سفارش شخصی دادند و این‌چنین استاد مصورالملک به‌عنوان چهر‌ه‌ای جهانی در هنر ایرانی مشهور شد. البته قبل از آن هم به‌واسطۀ ذوق مسافران اروپایی نسبت به هنر ایرانی، استاد شاگردان و دوستان غیرایرانی زیادی داشت.

علاوه‌بر همکاری‌های بین‌المللی، در سال ۱۳۴۹ و در سی و هشت‌سالگی از سوی وزارت فرهنگ و هنر و مدال درجه یک هنری به او تعلق گرفت.
 

آثار مشهور 

استاد مصورالملکی در همۀ عمر از راه نقاشی و تدریس آن ارتزاق می‌کرد. به همین دلیل تمامی آثارش به‌جز تعدادی محدود و مشهور، طبق سفارش شخصی انجام شده و به‌صورت نمایشگاهی در دسترس نیست.

دربارۀ چند اثر به یادگار مانده از ایشان، باید به مطالعۀ شخص او در کنار اجرای تابلوها توجه کرد. بعضی تابلوها با پژوهش، بعضی دیگر در رقابت با سبکی هنری و بعضی مانند سفارش پروفسور پوپ سفارشی انجام شده‌اند. ذوق او در سرودن شعر برای بعضی آثار هم بسیار جالب توجه است.
 

نقاشی تخت جمشد اثر حسین مصورالملکی
تابلوی «تخت جمشید»، تکنیک آبرنگ روی مقوا، به تاریخ تقریبی 1318، اندازه 70×100 

از جمله آثار ماندگار و باارزش این استاد، تابلوی «تخت جمشید» است که با ظرافتی بی‌نظیر اجرا شده و اثر مورد علاقۀ خود ایشان است. ایدۀ این نقش در بازدید ایشان از تخت جمشید به‌همراه جمعی از دانشجویان کالج انگلیسی اصفهان به وجود آمد و او تصمیم گرفت تخت جمشید و مراسم سلام نوروز و پیشکش هدایا به پادشاه را بازسازی ذهنی کند. در این رابطه با پروفسور «ارنست هرتسفلد» آلمانی مشورت‌های زیادی کرد و حتی اندازه‌گیری‌ ستون‌ها و ابعاد بنا را در دستور کار قرار داد. این اثر که به سبک صفوی اجرا شد، به نظر پژوهشگران نزدیک‌ترین تصویر به واقعیت تخت جمشید است و به همین دلیل مورد استقبال جهانی قرار گرفت و در نمایشگاه بروکسل سال ۱۹۵۸ برندۀ مدال درجه اول شد. استاد حسین به این تابلو علاقۀ زیادی داشت و با وجود ‌‌‌‌‌‌‌پیشنهادات مالی قابل توجه و گزاف، هرگز حاضر به فروش آن نشد.

تابلوی جنگ نادر با محمد شاه هندی، اثر استاد مصورالملکی
تابلوی «جنگ نادر با محمد شاه هندی»، اثر استاد «مصورالملکی»، تکنیک آبرنگ روی مقوا، به تاریخ تقریبی ۱۳۰۸، اندازه 43×58

اثر معروف دیگری که به‌صورت تابلو از او به یادگار مانده، «جنگ نادر با محمد شاه هندی» در سال ۱۳۳۰ شمسی است که قبل از جنگ جهانی دوم و به شیوۀ قاجار و با جزئیات بسیار زیادی اجرا شده است. ایشان برای این تابلو شعری سروده‌اند که قسمتی از آن می‌گوید:

سپاهی ز اندیشه کردم روان
سوی نادر و جنگ و هندوستان
به پیری سر من، سرجنگ داشت
جوان بود و بر جنگ آهنگ داشت
من از کلک چون خنجر آبدار
بر این صفحه کردم بسی کارزار

تابلوی اسب دوانی در میدان نقش جهان اثر حسین مصورالملکی
تابلوی «مسابقۀ اسب‌دوانی در میدان نقش جهان» اثر استاد «حسین مصورالملکی»

اثر دیگر که به‌صورت سفارشی برای فردی انگلیسی اجرا شده، «مسابقۀ اسب‌دوانی در میدان نقش جهان» و مقابل عمارت عالی‌قاپوی اصفهان است.

در این تابلو شاه صفوی به تماشای مسابقه ایستاده و خود حاج مصورالملک (به سبک هنرمندان اروپایی که خودنگاره خلق می‌کردند) نیز با لباس صفوى در میان جمعیت دیده می‌شود.
 

تابلوی مینیاتور «شیخ صنعان و دختر ترسا»
تابلوی مینیاتور «شیخ صنعان و دختر ترسا» 

استاد مصورالملک تابلوی مینیاتور «شیخ صنعان و دختر ترسا» را که در موزۀ هنرهاى ملى تهران نگهداری می‌شود در رقابت با سبک هنری «مارک»، نقاش آلمانی اجرا کرده است. مارک مینیاتوریستی بود که به سبک کاریکاتور کار می‌کرد و زشتی‌ها و زیبایی‌ها را به‌صورت اغراق‌آمیزی نشان می‌داد. گردن بلندتر از معمول و قد بسیار بلند دختر ترسا و پیری و خشونت زیاد چهرۀ شیخ ازجمله تلاش‌های او برای اغراق در زشتی و زیبایی در تابلو است.

این تابلو بر پایۀ این بیت خلق شده است: 

شیخ صنعان عشق چون در دلش مأوى گرفت؛ 
داد دین و مى ز دست دختر ترسا گرفت
 

تابلوی سعدی اثر محمدحسین مصورالملکی
تابلوی «سعدی»، کشیده شده به مناسبت هفتصدمین سال تالیف گلستان

استاد به شعر کلاسیک و عرفانی مانند اشعار مولانا و سعدی علاقۀ زیادی داشت و «تابلوی سعدی» را به مناسبت هفتصدمین سال نگارش «گلستان» کشید. توجه به حجم‌پردازی‌ها، پستی و بلندی موجود روی زمین، پرسپکتیو و رنگ‌گذاری در این تابلو، آن را به صحنه‌ای بی‌نظیر و واقعی تبدیل کرده است. این تابلو با مضمون «حالی که من این سخن بگفتم دامن گل بریخت و در دامنم آویخت» اکنون در آلمان نگهداری می‌شود. 
 

روح شاعرانه

مصورالملکی در کنار هنر نقاشی، ذوقی شاعرانه داشت. او برای هر اثر شعری می‌سرود و این‌گونه با آثار خود زندگی می‌کرد. تسلط او به اشعار مولانا باعث تعجب بسیاری می‌شد.

غزل شماره هفت استاد مصورالملکی
غزل شمارۀ هفت از استاد «مصورالملکی»

ازجمله خاطره‌ای از «علامه جعفری» دربارۀ تعجب و تحسین او از اطلاعات شعری استاد مصور از مولانا وجود دارد. او در انجمن ادبى «شیدا»، دانشگاه اصفهان و دبیرستان سعدى حاضر می‌شد. حاج مصور از سال ۱۳۴۵ به‌همراه جمعى دیگر، از اعضای انجمن مکتب معروف و مهم «صائب» بود. هرچند نمی‌توان او را شاعرى حرفه‌ای دانست، ولى از هنر شاعرى او هم به‌سادگى نمی‌توان گذشت. بعدها فرزندش «دیوان اشعار» او را که شامل هفتاد غزل است گردآورى کرد.

از اشعار او است که:

مست است تا به شام ابد آن که در ازل
از جام عشق لعل تو صهباش داده‌اند
 

هنرجویان پرافتخار

از مهم‌ترین شاگردان او می‌توان به استاد «صنیع‌زاده»، «علی سجادی» و «اسدالله زندیان» نام برد.

یرواند نهاپطیان، یسایى شاجانیان، علی‌اصغر صانعی‌پور، هوشنگ جزی‌زاده، زینت‌السادات امامى، مرتضى نعمت‌اللهى، مهدى شریفیان، على خوشنویس‌زاده، محمدتقى ذوفن از دوستان استاد مصور بودند که همواره در کنار او بودند و گاهی از راهنمایی‌های ایشان بهره‌ می‌بردند. گفته می‌شود که او در میان شاگردان موقت و دائم خود شاگرد ژاپنى و آمریکایى هم تربیت کرده است.

این هنرمند نامی و بزرگ در هشتاد و شش‌سالگی و بر اثر بیماری آنفولانزا درگذشت. هم اکنون مزار او در قبرستان تخت فولاد اصفهان و در جوار گلستان شهدای اصفهان قرار دارد. تا امروز دربارۀ این هنرمند نامدار دو مستند به نام‌های «حاج مصورالملکی» به کارگردانی «خسرو سینایی» و مستند «استاد مصورالملکی» با اجرای «جمشید مشایخی» (پخش در شبکۀ یک) ساخته شده و کتاب «ماه تابان اصفهان» نوشتۀ «بدرالسادات قاری سیدفاطمه» مروری بر زندگی و آثار اوست.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
مصورالملکی در کنار هنر نقاشی، ذوقی شاعرانه داشت. او برای هر اثر شعری می‌سرود و این‌گونه با آثار خود زندگی می‌کرد. تسلط او به اشعار مولانا باعث تعجب بسیاری می‌شد. ازجمله خاطره‌ای از «علامه جعفری» دربارۀ تعجب و تحسین او از اطلاعات شعری استاد مصور از مولانا وجود دارد. او در انجمن ادبى «شیدا»، دانشگاه اصفهان و دبیرستان سعدى حاضر می‌شد. حاج مصور از سال ۱۳۴۵ به‌همراه جمعى دیگر، از اعضای انجمن مکتب معروف و مهم «صائب» بود. هرچند نمی‌توان او را شاعرى حرفه‌ای دانست، ولى از هنر شاعرى او هم به‌سادگى نمی‌توان گذشت. بعدها فرزندش «دیوان اشعار» او را که شامل هفتاد غزل است گردآورى کرد.

استاد حسین معتقد بود که:« مینیاتور ایران انگار پیر شده است. خون او را بریزید و خون جوان به او بدهید. خواهید دید که دوباره جان می‌گیرد. تقلید، قاتل هنر است. هنر به اقتضای زمان و شرایط خویش باید سنت‌شکن و سنت‌گذار باشد. به این معنی که پا به پای زمان پیش برود، قالب‌ها و سنت‌های قدیمی را که مانع این پیشروی هستند دور بریزد و قالب‌ها و ارزش‌های جدیدی را که باعث رشد و تعالی او هستند پیدا کند. مینیاتوریست ایرانی یکی دو قرن است که با تعصب زیاد و ابتکار و قدرت کم از استادان گذشته تقلید می‌کند. او به‌جای آنکه سنت‌ها و ارزش‌های گران‌بهای مینیاتور گذشتۀ ایران را برای یافتن ظرفیت‌های تازه و راهگشایی‌های ضروری به کار بگیرد، راه را بر ذوق و تخیل و خلاقیت خود بسته و از روی آثار اصیل قدیمی سیاه‌مشق می‌کند.»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00