یکشنبه 19 بهمن 1404 / خواندن: 5 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدو‌نودویکم

ریویو: نقد و نظری به انیمیشن «نگهبانان خورشید» ساخته «عماد رحمانی» و «مهرداد محرابی»

«نگهبانان خورشید» دومین انیمیشن بلند «عماد رحمانی» و «مهرداد محرابی» با تهیه‌کنندگی «مهدی جعفری جوزانی»ست که پیش از این نیز با همکاری یکدیگر «شمشیر اندوه» و «افسانه سپهر» را ساخته بودند و رحمانی و جعفری جوزانی، نویسندگی این انیمیشن را بر عهده داشته‌اند.

5
ریویو: نقد و نظری به انیمیشن «نگهبانان خورشید» ساخته «عماد رحمانی» و «مهرداد محرابی»

مجله میدان آزادی: در صفحه دیگری از پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» به سراغ نقد و بررسی تنها انیمیشن حاضر در جشنواره رفته‌ایم. ریویوی انیمیشن «نگهبانان خورشید» را در ادامه به قلم «سپیده جانباز» می‌خوانید: 

«نگهبانان خورشید» دومین انیمیشن بلند «عماد رحمانی» و «مهرداد محرابی» با تهیه‌کنندگی «مهدی جعفری جوزانی»ست که پیش از این نیز با همکاری یکدیگر «شمشیر اندوه» و «افسانه سپهر» را ساخته بودند و رحمانی و جعفری جوزانی، نویسندگی این انیمیشن را بر عهده داشته‌اند. «نگهبانان خورشید» در روز اول جشنواره چهل و چهارم به نمایش درآمد و چراغ جشنواره را روشن کرد.

عماد رحمانی و مهرداد محرابی
«مهرداد محرابی» و «عماد رحمانی» کارگردانان انیمیشن «نگهبانان خورشید»، عکس از مهناز قباخلو

خلاصه داستان انیمیشن نگهبانان خورشید

بهرام، پسربچه‌ای‌ست شیفته داستان‌ها و افسانه‌های ایرانی؛ به‌ویژه داستان پهلوانی به نام خشایار که با شمشیر قدرتمندش نگهبان دشت خفته است. بهرام و بهترین دوستش جانو که در مدرسه فلدربازی دیده‌اند، با خودشان فکر می‌کنند اگر بتوانند شمشیر خشایار را پیدا کنند، قدرت غلبه بر همۀ مشکلاتشان را به دست می‌آورند. آن‌ها با این انگیزه شروع به جست‌وجوی شمشیر می‌کنند و در این مسیر، با یک گروه قاچاقچی اشیاء باستانی به رهبری شخصی مرموز به نام دکتر جونز، درگیر می‌شوند و... .


تلاشی محترم برای ساخت انیمیشنی ایرانی

انیمیشن «نگهبانان خورشید» اثری‌ نسبتا خوش‌ساخت –دست کم آن اندازه که ایرادهای تکنیکی‌اش دل مخاطب را نزند و تجربۀ تماشا را برایش زهر نکند- همچنین نسبتا سرگرم‌کننده اما  قطعا قابل احترام است؛ از آن جهت که در تلاش برای تحقق به ایده‌ای است که بر سر ممکن بودن یا نبودنش، یا چگونه ممکن بودن و نبودنش بحث و اختلاف زیاد است: ایدۀ انیمیشن ایرانی. امروز ما درکی از «انیمیشن ژاپنی»، «انیمیشن چینی» یا «انیمیشن آمریکایی» داریم. می‌دانیم که این اسم‌ها دلالت بر جهان هنری خاصی در فضای انیمیشن دارند؛ با مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی، شیوه‌های روایی و گاهی حتی سپهر معنایی خاص خودشان، که برآمده و نشأت گرفته از زیست تاریخی-فرهنگی منحصربه‌فرد یک ملت یا تمدن هستند. «نگهبانان خورشید» نیز درتلاش است تا طعمی «ایرانی» به خود بگیرد. تلاشی که لزوما به نتیجۀ درخشانی منجر نشده اما به خودی خود قابل تحسین و تقدیر است. و باید دید طعم ایرانیِ این انیمیشن چطور ساخته شده و چه مزه‌ای دارد؟

انیمیشن نگهبانان خورشید
بهرام و جانو در انیمیشن «نگهبانان خورشید»

بخشی از ایرانی بودن «نگهبانان خورشید» -که ابتدایی‌ و ظاهری‌ترین بخش آن است- در استفاده از المان‌ها و عناصری بصری و محیطی‌ست. می‌بینیم که روی لباس بهرام و جانو، نقش‌های ایرانی به کار رفته‌ است یا لباس دیگر بهرام طرح یک یوزپلنگ دارد؛ خانه‌شان با شیشه‌های رنگی و پنجرۀ مشبک، رومیزی ترمه، آینه‌ی قلمکار، آویزهای گلیمی سنتی، پر از نشانه‌هایی از هنر و زیبایی ایرانی‌ست. این‌ها و جزئیات مشابه، در فضاهای دیگر همه به شکل دلنشینی حاضرند تا  حس‌وحالی ایرانی به فضای داستان ببخشند. در شخصیت‌پردازی هم سعی‌های این‌چنینی شده اگرچه رقیق‌تر و کلیشه‌ای‌تر، مثلا بهرام زال و سفیدمو به تصویر کشیده شده است که ویژگی یک قهرمان افسانه‌ای آشنا برای ماست؛ در بازی‌هایش به دنبال پهلوان شدن است و مادربزرگ و بزرگترهای دیگر داستان مدام به او یادآوری می‌کنند که خانواده چقدر مهم است. «نگهبانان خورشید» سعی کرده از لایه‌های مختلف هویت ایرانی، از تاریخ و اسطوره و زبان و دین، حداقل بخشی از آن‌ها را در داستان بگنجاند و همه را در بربگیرد. هرچند گاهی این دربرگیرندگی فقط در حد اشاره‌ است، عمق نمی‌یابد و پیوستگی روشنی با بقیۀ عناصر داستان نمی‌یخشد.

در مقابلِ بهرام، افشین که ضدقهرمان داستان است لباس کابویی می‌پوشد و اسم مستعارش را هم «دکتر جونز» گذاشته است؛ نامی که احتمالا «ایندیانا جونز» آمریکایی را تداعی می‌کند، شخصیت سینمایی مشهوری که به عنوان یک باستان‌شناس غربی اغلب به فرهنگ‌های غیرغربی وارد می‌شود و گنجینه‌های آن‌ها را کشف (مصادره) می‌کند. در انیمیشن مدام اشاره می‌شود که دکتر جونز فقط نام مستعار افشین نیست، بلکه گویی صدایی‌ست در درونش که او را هدایت و راهنمایی می‌کند و محرک اصلی شرارت‌های اوست. دکتر جونز شبیه یک‌جور خود دیگر، مشابه افرادی که دچار اختلال هویت تجزیه‌ای شده‌اند در افشین ظهور کرده است؛ در این اختلال، شخص دچار هویتی دوپاره یا چندپاره می‌شود و یکپارچگی اولیۀ خود را از دست می‌دهد. تقابل اصلی داستان به این شکل خودش را فراتر از تقابل بهرام و افشین، در قابل نزاع میان دو نوع هویت آشکار می‌کند.

پوستر انیمیشن نگهبانان خورشید
پوستر انیمیشن «نگهبانان خورشید»

داستان، آن رنجی که می‌بریم

صحنۀ فعال شدن طلسم مقبره‌ی خشایار به دست بهرام از نظر بصری خیره‌کننده و نفس‌گیر ا‌ست! به زیبایی و هیجان‌انگیزی نمونه‌های مشابه خارجی که در این ژانرها دیده‌ایم؛ اما هرچه تصاویر، امید مواجه شدن با یک اثر فانتزی و ماجراجویانه قوی را می‌دهند، داستان آدم را مأیوس می‌کند چون پیرنگ چفت و بست محکمی ندارد و منطق آن گاهی لنگ می‌زند.

یک چهره از منطق ساده‌انگارانۀ داستان را حین لو رفتن افشین برای سعید می‌بینیم: سعید وارد اتاق می‌شود، یک تبلت روی میز می‌بیند که خودبه‌خود روشن می‌شود و گروه مجازی‌ایی که افشین با دوستان قاچاقچی دیگرش ساخته است با همۀ عکس‌ها و ویدئوهایی که ثابت می‌کنند او مجرم است جلوی چشم او ظاهر می‌شود. نمونه‌ای دیگر اینکه چطور بچه‌هایی که (آن‌طور داستان به ما گفته است) مدام در منطقۀ دشت خفته در حال جمع کردن تکه‌سفال و وقت‌گذرانی‌اند، در نیمۀ دوم فیلم برای رسیدن به دشت خفته آن‌قدر به دشواری و مشقت می‌افتند؟

بعضی سؤال‌ها هم تا آخر فیلم بی‌جواب می‌مانند؛ مثل اینکه چه بلایی سر پدر و مادر بهرام آمد یا پدر و مادر جانو کجایند؟ این ایرادهای داستانی باعث می‌شوند به شکل منقطع و گسسته با اثر ارتباط برقرار کنیم؛ از تک‌سکانس‌های مختلفی لذت ببریم که جدای از هم جالب و قابل توجه‌اند و می‌توانند در یک تیزر کافی باشند اما قرار گرفتنشان در یک کل پیوسته به هم که «داستان» نام دارد مأیوس‌کننده است.   

مهدی جعفری جوزانی
«مهدی جعفری جوزانی» تهیه‌کننده فیلم در نشست خبری انیمیشن «نگهبانان خورشید», عکس از امیرعلی معزی

صداپیشگی هنرمندانه 

چیزی که بی‌تردید نقطۀ قوت این انیمیشن محسوب می‌شود صداپیشگی آن است. حتی اگر انیمیت‌ شخصیت‌ها گاهی ضعف دارد یا متوجه انگیزه‌ها و منطق رفتارشان نمی‌شویم، تاثیر دوبلۀ حرفه‌ای صداپیشگان می‌تواند بسیاری از این خلاءها را پر ‌کند و در نهایت شخصیت‌هایی جاندار و به یادماندنی برجا بگذارد. 

بخش‌های موزیکال انیمیشن هم جذاب‌‌اند، ولی زمانی که می‌فهمیم نسخۀ بومی‌شدۀ موسیقی‌های ترند پاپ و کی‌پاپ هستند ذوق‌مان کور می‌شود. برای انیمیشنی که داعیۀ ایرانی بودن دارد، استفاده از این دستاویز برای ایجاد جذابیت کمی دل‌زننده است. 


در کل می‌توان گفت انیمیشن «نگهبانان خورشید» با پیام‌های مثبت برای بینندگان کودک و نوجوان، همراه طنز دلنشین و جذابیت‌های بصری می‌تواند تجربۀ دلچسب و سرگرم‌کننده‌ای از «انیمیشن ایرانی» ایجاد کند اما نکتۀ غم‌انگیز این است که این تجربه کمرنگ و احتمالا از یادرفتنی است؛ چراکه قدرت «ایندیانا جونز» و چهره‌های مشابه دیگری که به عنوان یک خودِ دیگر در ما جا می‌گیرند، از داستان باورپذیر و پرقوت‌شان بلند می‌شود. افشین به داستان دکتر جونز گوش می‌دهد و ما به داستان‌های بهتری نیاز داریم. 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
انیمیشن «نگهبانان خورشید» اثری‌ نسبتا خوش‌ساخت –دست کم آن اندازه که ایرادهای تکنیکی‌اش دل مخاطب را نزند و تجربۀ تماشا را برایش زهر نکند- همچنین نسبتا سرگرم‌کننده اما قطعا قابل احترام است؛ از آن جهت که در تلاش برای تحقق به ایده‌ای است که بر سر ممکن بودن یا نبودنش، یا چگونه ممکن بودن و نبودنش بحث و اختلاف زیاد است: ایدۀ انیمیشن ایرانی.

صحنۀ فعال شدن طلسم مقبره‌ی خشایار به دست بهرام از نظر بصری خیره‌کننده و نفس‌گیر ا‌ست! به زیبایی و هیجان‌انگیزی نمونه‌های مشابه خارجی که در این ژانرها دیده‌ایم؛ اما هرچه تصاویر، امید مواجه شدن با یک اثر فانتزی و ماجراجویانه قوی را می‌دهند، داستان آدم را مأیوس می‌کند چون پیرنگ چفت و بست محکمی ندارد و منطق آن گاهی لنگ می‌زند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00