مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «روزی روزگاری تلویزیون» به سراغ اپیزود «تراس» از سریال «سرو، سپید، سرخ» ساختۀ «محمد علیزادهفرد» رفتهایم؛ این سریال همزمان با اتفاقات جنگ رمضان و زیر موشکباران و بمباران شهرها ساخته شده است. هر اپیزود این اثر ساختۀ یکی از کارگردانان کشورمان است و ما قصد داریم هر قسمت از این سریال را که در قاب تلویزیونی پخش میشود، جداگانه نقد کنیم. پیشتر نه اپیزود از این سریال را به نامهای «مرزبان»، «9:40»، «تماس»، «تهران-تورنتو»، «شکار اجدادی» ، «فریاد بیصدا»، «جان نفس»، «پاخونه» و «چادر مسافرتی» را نقد کردیم و اینک به سراغ نقد، تحلیل و بررسی اپیزود «تراس» این سریال به قلم زهرا قدیانی میرویم. آن را در ادامه بخوانید:
مروری بر اپیزود تراس
مایه کار فیلمنامهنویسی کشمکش و ستیز است. نویسنده هرقدر هم توانمند باشد، تا دستش از ماجراهای تقابل و تضاد پر نباشد، قادر به خلق موقعیتهای نمایشی گیرا و جذاب نخواهد بود. و اینک جنگ، بستری غنی از کشمکش و ستیز است. تو گویی باستانشناسی مشتاق که اول بار قدم به هگمتانه گذاشته باشد. کافیست آستین بالا بزند که گنجینهها فراوانند. نویسندهای که اهل مشاهده و مشارکت در رویدادهاست، همین حالا وقتش است که قلم از غلاف بیرون بیاورد و سوژهها را شکار کند.
چند سالی است که درونمایۀ غالب آثار تصویری ما یا خیانتهای زن و شوهریست یا قتل و جنایت یا خودویرانگری و خودکشی. جنس کشمکش، بوی نا گرفته است. رخوتبار و مکرر. جنگ اخیر، گونههای بهروز و انسانی کشمکش را بار دیگر پیش روی ما آورد. مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ» به سراغ این موقعیتها میرود و در دقایقی کوتاه داستانهایی را در بستر جنگ تحمیلی دوم و سوم بازروایت میکند.
اپیزود تراس از مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ» به کارگردانی «محمد علیزادهفرد» و با نقشآفرینی «نیلوفر خانی»، «ستاره حسینی» و «مهرداد ضیایی» به روی آنتن رفت. محمد علیزادهفرد پیشتر و در جشنوارۀ فجر سال 1404 با فیلم «حاشیه» به جشنواره آمد.
داستان اپیزود تراس
[خطر لو رفتن داستان]
تراس، داستان زنی مستندساز است که در اثنای جنگ، متوجه حرکات مشکوک همسایه روبهرویی خود میشود. خصلت جستوجوگری دختر، او را وامیدارد تا با دوربین از روی تراس خود، مرد همسایه را تحتنظر بگیرد و بله، او یک «وطنفروش» است. کنجکاوی زن او را قلقلک میدهد بهجای اطلاع به مراجع ذیربط، خود، به کمک دوستش، مرد وطنفروش را تعقیب کند و از این ماجرا مستندی بسازد.

«نیلوفر خانی»، در سکانسی از اپیزود «تراس»، سریال «سرو، سپید، سرخ»
تا اینجای کار، سوژه بکر و دارای ظرفیت دراماتیک است. موقعیتی که ممکن است خیلی از ما درگیر آن شده باشیم. در جنگی که عوامل خائن داخلی به مزدوران خارجی پیوستند و نیروهای اطلاعاتی کشور از مردم درخواست کردند هرگونه موارد مشکوک را اطلاع دهند. این شد که فردفرد مردم چشم و گوش شدند و با حساسیت بیشتری اطراف خود را پائیدند. در جنگی که در داخل کشور پهپادها به پرواز درمیآمدند و با ارسال فیلم و عکس به شبکههای معاند به دشمن گِرا میدادند، مردم کوچه و خیابان که دل در گرو وطن داشتند، حساسیت و مسئولیت مضاعفی حس میکردند. دستگیری هر کدام از این وطنفروشان به معنای نجات جان هموطنان بیگناه بود. این است که حین دیدن این اپیزود احتمالا خیلی از ما هم، داستانهای مشابهی برای تعریف کردن داشتهایم و این یعنی قدم بزرگ درام، در برانگیختن حس همدلی مخاطب با داستان.
قدم مهم بعدی که خود، آتش کشمکش داستان را تند کرد، جسارت دختر در پیگیری شخصی ماجرا بود که البته در موقعیت واقعی توصیه نمیشود؛ اما در این جا به خلق و پیچیده کردن موقعیت درام کمک کرده است. در این اپیزود، هر لحظه بر تقابل و تضاد میان دو طرف متخاصم افزوده میشود تا جایی که تعقیب و گریزی فیزیکی میان آنها درمیگیرد و داستان به اوج خود میرسد. حرکت قهرمان از نقطۀ مستندسازی که کارهنری خود را بیتوجه به منافع کشور و مردمش، به فستیوالهای خارجی میفرستد، به مستندسازی که از ابزار و هنری که دارد در جهت منافع وطن استفاده میکند و بهرغم وجود امکان نقد و اعتراض، از زمانشناسی و مصلحتاندیشی به نفع وطن، برخوردار است، نکتۀ مثبت این ماجرا است. قهرمان، ارزشها را سبکسنگین میکند و در میدان نهایی، خود، طرف ارزشهایی که به نفع کشورش کار میکنند، میایستد.