مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «هزار و یک سریال»، به سراغ فصل اول سریال «اهل ایران» به تألیف «محمدحسین مهدویان» رفتهایم. سریالی که امروزه مخاطبان زیادی را در پلتفرم شیدا پای تماشای خود نشانده است و ما قصد داریم هر قسمت از این سریال را که پخش میشود، جداگانه نقد کنیم. پیشتر اپیزود «رستگاری در گاندی» ساختۀ «محسن بهاری» ، «شانهها» ساختۀ «محمد اسفندیاری» و «خون سبز» ساختۀ «علی سراهنگ» و «پناه» ساختۀ «علی جعفرآبادی» را نقد کردیم و اینک ریویوی نقد، تحلیل و بررسی اپیزود «حیرانی» این سریال را، به قلم نامیه اصفهانیان -منتقد سینما و انیمیشن- بخوانید:
روایتی از آن لحظۀ خاص
«حیرانی» آخرین قسمت از مجموعهی داستانی «اهل ایران» است. این مجموعهی ۱۴ قسمتی با موضوع جنگ رمضان، در روزهایی که کشور زیر بمباران بود ساخته شد و فروردین ۱۴۰۵ از پلتفرم شیدا پخش شد. «اهل ایران» محصول مرکز سریال سازمان سینمایی سوره است که تلاش میکند ایرانی ماندن در میانهی جنگی خونبار را روایت کند. طراح و خالق اثر محمدحسین مهدویان، سرپرست نویسندگان مهدی یزدانی خرم و تهیهکننده محمدرضا منصوری است. این قسمت را رضا محبی نویسندگی و کارگردانی کرده است.

پوستر اپیزود «حیرانی» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «رضا محبی»
بعد از تیتراژ ابتدایی سریال و در اولین صحنهای که به قسمت آخر مربوط میشود، جملهی «إِنَّ مَعِي رَبِّي» گوشهی پایین صفحه نقش میبندد. میشود حدس زد داستان دربارهی کیست. «حیرانی» شاید یکی از نفسگیرترین قسمتهای «اهل ایران» باشد. داستان در بستر اتفاقی پیش میرود که خیلیهایمان بارها تخیلش کردهایم و خیلیها هم ترجیح دادهایم یادآوریاش را به زمانی موکول کنیم که غبار زمان شدت ضربهاش را گرفته باشد.
یادگاریهای جامانده
مرتضی انگشترسازی است که تازگی توانسته با بیت رهبری به توافق برسد تا انگشترهای سفارش مردم را بسازد و تحویل بیت بدهد. روز تحویل ۹ اسفند است. مرتضی تا نیمهشب کار انگشترها را تمام میکند و صبح، با خبر زدن بیت رهبری از خواب بیدار میشود. حالا او باید خودش انگشترها را به صاحبانشان برساند تا قولی که آقا به مردم داده روی زمین نماند.

سکانسی از اپیزود «حیرانی» با نقش آفرینی «حسین فرضیزاد»
داستان آرام و کمسروصدا پیش میرود. مرتضی بیقراری نمیکند. انگار منتظر است مسئولیتی که به گردنش افتاده به سرانجام برساند و بعد... او با صبر و حوصله سراغ تکتک آدمهایی میرود که برای گرفتن انگشتر ثبتنام کردهاند؛ نگهبان، رانندهی آمبولانس، کارگر ساختمان، دختربچه، زن خانهدار و جوانی که وقتی انگشتر به دستش میرسد که شهید شده است. مرتضی آخرین انگشتر را به پیرزنی میرساند که سالها منتظر دیدار رهبر بوده و حالا هم از شهادتش بیخبر است.
بههنگام یا شاید وقتی دیگر
«رضا محبی»، نویسنده و کارگردان این قسمت، در مصاحبهای گفته ساخته شدن اهل ایران زیر موشکباران و صدای انفجار و در واقع در میانهی رویدادی بزرگ، دستاوردی تازه در سینمای ایران و حتی جهان است که با عبارت «سینمای داستانی بههنگام» از آن یاد کرده است. اما میشد «حیرانی» چند سال دیگر ساخته شود؛ وقتی که هم صحنههای سریال را از پشت پردهی اشک تماشا نکرد و هم خاطرهی روزی بیتکرار در تاریخ ایران را هنرمندانهتر و تاثیرگذارتر ثبت کرد. اگر سریال در هول و ولای جنگ ساخته نمیشد، میتوانست بیشتر از آنکه بگوید، نشان بدهد. اما حالا مجبور شده لحظات مهم را بهجای اینکه در دل داستان روایت کند، از زبان شخصیتها توضیح بدهد. بازیها هم جا داشت باورپذیرتر و غیرکلیشهایتر باشند. حتی میشد از همین داستان مینیسریالی ساخت که روایتگر ماجرای هر کدام از آن افرادی باشد که در انتظار انگشتر بودند و وقتی به مرادشان رسیدند که مراددهنده دیگر نبود.

«رضا محبی» کارگردان اپیزود «حیرانی» از سریال «اهل ایران»
«حیرانی» داستان مردمی است که رهبرشان را عاشقانه دوست دارند و میخواهند با داشتن یادگاری از او، با نگهداشتن پیوندی با او، به زندگیشان برکت بدهند. انگشتر وقتی به دستشان میرسد که رهبر رفته است ولی شاید از بختیاریشان باشد که در روزهایی که مردم از سوز دلتنگی او بیقرارند، با یادگاری تازه از او تسلی پیدا میکنند.