مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «هزار و یک سریال»، به سراغ فصل اول سریال «اهل ایران» به تألیف «محمدحسین مهدویان» رفتهایم. سریالی که امروزه مخاطبان زیادی را در پلتفرم شیدا پای تماشای خود نشانده است و ما قصد داریم هر قسمت از این سریال را که پخش میشود، جداگانه نقد کنیم. پیشتر اپیزود «رستگاری در گاندی» ساختۀ «محسن بهاری» و «شانهها» ساختۀ «محمد اسفندیاری» را نقد کردیم و اینک ریویوی نقد، تحلیل و بررسی اپیزود «خون سبز» این سریال را، به قلم سیدمحمد بهروزنژاد -نویسنده و منتقد- بخوانید:

پوستر اپیزود «خون سبز» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «علی سراهنگ»
قسمت دوم سریال «اهل ایران» با نام «خون سبز» در اولین جمعۀ انتشار سریال و همزمان با قسمت اول، یعنی «رستگاری در گاندی» در پلتفرم شیدا منتشر شد.
عوامل قسمت دوم سریال اهل ایران
نویسندگی «خون سبز» را شخص «مهدی یزدانیخرم» بر عهده داشته است. کارگردان این قسمت «علی سراهنگ» است که پیش از این سریال «نیکان» را در تلویزیون کارگردانی کرده بود. بازیگران اصلی این قسمت هم «کاظم هژیرآزاد» در نقش کریم بیتل، «حسام شهیدی» و «زهرا رادمهر» هستند.

«علی سراهنگ» کارگردان اپیزود «خون سبز» از سریال «اهل ایران»
خلاصۀ داستان خون سبز
[خطر لو رفتن داستان]
داستان «خون سبز» از پیوند دو خط داستانی شکل گرفته است: در سکانس ابتدایی، ما کوروش و علی، دو دوست صمیمی را در باشگاه، در حال ورزش کردن و حرف زدن میبینیم. کوروش که زودتر از علی تمرینش را تمام کرده، از سالن ورزشی خارج میشود. در همین حین، به باشگاه حمله میکنند و علی که در سالن مانده شهید میشود.
در آن سوی ماجرا چند مشتری را داریم که برای خرید پرچم به مغازۀ آقاکریم میروند و دست خالی برمیگردند. آقاکریم به فکر چاپ پرچم میافتد، اما رنگ سبز پرچمی ندارد. او در جستوجوهایش برای یافتن رنگ سبز در بازار کوروش را میبیند و این دو خط داستانی به این شکل به هم پیوند میخورند.
بررسی و نقد قسمت دوم سریال اهل ایران
«خون سبز» در همان چند دقیقۀ ابتدایی، از طریق گفتوگونویسی و اشاره به آهنگ «تو رگی» از «محمدرضا شایع»، صمیمیت کوروش و علی را نشان میدهد. نویسنده در ادامۀ این قسمت از این صمیمیت، برای انگیزهبخشی به کوروش بهره میبرد.
در خط داستانی دوم نیز گذشتۀ پرماجرای آقاکریم در همراهی با شهید «مصطفی چمران» انگیزۀ او از ساختن پرچمی باکیفیت را باورپذیر میکند. همچنین موفقیت آقاکریم در ارتباط میاننسلی با جوانانی مثل کوروش و خواهرش را نیز میتوان به بخش دیگری از گذشتهاش بردگرداند؛ یعنی طرفداری او از گروه موسیقی «بیتلها» و شهرتش به «کریم بیتل».

«مهدی یزدانیخرم» نویسندۀ اپیزود «خون سبز» از سریال «اهل ایران»
هنر یزدانیخرم این است که شخصیت یا ماجرای داستانی را به عنصری تاریخی که در اینجا گروه بیتلها و شخصیت شهید مصطفی چمران است پیوند میزند؛ دقیقاً مثل کاری که در داستانهایش میکند و این هم باعث واقعنمایی قصهاش میشود، هم معنای آن عنصر تاریخی را به نفع خویش مصادره میکند.
در مجموع با اینکه نویسندۀ دو قسمت اول، خود «مهدی یزدانیخرم» است، «خون سبز» از «رستگاری در گاندی» چفت و بست بیشتری دارد و هنرمندانهتر است.
با این حال نمیتوان بر این نقص سرپوش گذاشت که نویسنده، بلندبلند و مداوم شعار میدهد؛ در حالیکه همان مضمونی که میخواهد برساند از طریق اتفاقات داستان به ذهن متبادر میشود. این اصرار بر توضیح دادن مفهوم داستان طوری است که انگار فیلمنامهنویس به هوش مخاطب خود اعتماد ندارد.
ضعف دیگر «خون سبز» پرداخت ناقص شخصیت مروارید و همکاران دیگر کوروش است. آنها با اینکه در تیپ و قیافه بسیار امروزی هستند اما بهسادگی با دوسه خط صحبت حاجکریم شیفتۀ او میشوند. در این میان ذوقزدگی بیش از حد مروارید، بیش از همه توی چشم میزند. البته طبق شنیدههای موثق ما، بخشهایی از فیلمنامه که میتوانست به کار چفت و بست بیشتری بدهد بهعلت مشکلات تولید و ضعیف از کار درآمدن و زمان نداشتن برای تکرار پلان، در تدوین حذف شده است. ضمن اینکه قسمت «خون سبز» جزو آن قسمتهایی از سریال بوده که «مهدویان» هنگام فیلمبرداری بهعنوان سرپرست در آن حضور نداشته است.
بازیهای اپیزود خون سبز
مسلماً بازی «کاظم هژیرآزاد» در نقش آقاکریم، پختهتر از دیگر بازیگران است و کیفیت مطلوبی دارد. «حسام شهیدی» نیز در نقش کوروش قابل قبول ظاهر شده، اما متأسفانه «زهرا رادمهر» در نقش مروارید، خواهر کوروش، بازی تصنعی و ضعیفی را از خودش به نمایش میگذارد که این تا حدودی به علت دیالوگهای کار است. دیالوگها طوری هستند که برای بازیگر جای مانور چندانی نمیگذارند.

سکانسی از اپیزود «خون سبز» با بازی «کاظم هژیرآزاد» در نقش آقاکریم
در سکانس پایانی کوروش و مروارید سوار بر ماشیناند و دو پرچم از پرچمهای ساختۀ خودشان را به ماشین وصل کردهاند و در خیابان میروند و همزمان نوحه میخواند:
«اگرچه داغ فرزندمان جانکاه و جانسوز است/ ولی تاریخ میگوید که خون بر تیغ پیروز است...»
و «خون سبز» در یک سکانس به شکلی هنرمندانه، همزمان به پرچم، شهید و کاروانهای خودروییِ این شبها، ادای احترام میکند.