چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده هزار و یک سریال | صفحه شصت‌ودوم

ریویو: نقد و نظری به اپیزود «شانه‌ها» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «محمد اسفندیاری»

«شانه‌ها» از همان دقایق ابتدایی تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند که قرار است دربارۀ میناب روایت کند و هیچ ایرادی هم ندارد اما روایت باز هم از یک دختر دانش‌آموز مینابی و همکلاسانش است. به نظر این اپیزود فرصت خوبی بود تا کلیشه‌ها را شکست و به بیش از هفتاد پسر دانش‌آموز مینابی شجرۀ طیبه هم پرداخت که فرصتش از دست رفت.

4
ریویو: نقد و نظری به اپیزود «شانه‌ها» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «محمد اسفندیاری»

مجله میدان آزادی: در تازه‌ترین صفحه از پرونده «هزار و یک سریال»، به سراغ فصل اول سریال «اهل ایران» به تألیف «محمدحسین مهدویان» رفته‌ایم. سریالی که امروزه مخاطبان زیادی را در پلتفرم‌ شیدا پای تماشای خود نشانده است و  ما قصد داریم هر قسمت از این سریال را که پخش می‌شود، جداگانه نقد کنیم. پیش‌تر اپیزود «رستگاری در گاندی» ساختۀ «محسن بهاری» را نقد کردیم و اینک ریویوی نقد، تحلیل و بررسی اپیزود «شانه‌ها» این سریال را، به قلم مینو رضایی -نویسنده و منتقد- بخوانید: 
 

در همان ساعات اولیۀ انفجار تروریستی که سال 1402 در مراسم سالگرد شهادت سردار سلیمانی در کرمان رخ داد، عکسی در شبکه‌های مجازی دست به دست می‌شد: دختری با کاپشن صورتی و گوشواره قلبی. 

دختری که بعدها معلوم شد «ریحانه سلطانی‌نژاد» نام دارد. از بین صد و چند شهید این انفجار تروریستی تنها همین عکس و همین نام معروف شد، در یادها ماند و سوژۀ برخی آثار هنری گرافیکی را به خودش اختصاص داد و این مورد نصیب دیگر شهدای این واقعۀ تروریستی نشد.

در نهم اسفندماه 1404 وقتی جنایت تروریستی حمله به مدرسه میناب رخ داد، از ساعت اول واقعه تا چند روز بعد، تصاویر دخترانه و کوله‌پشتی‌های صورتی نماد این حادثه شدند. حتی کار تا جایی پیش رفت که همه جا با عنوان «مدرسه دخترانه شجره طیبه» از مدرسۀ مینابی یاد می‌شد. پوسترهای روزهای اول جنگ هم فقط دانش‌آموزان دختر را دسته‌جمعی در بهشت نشان می‌داد. چندروزی زمان برد تا با به روز شدن آمار شهدای دانش‌آموز و به‌خصوص عکس آخر «میکائیل میردورقی» مردم متوجه شوند دانش‌آموزان پسر هم در مدرسه حضور داشته‌اند و اتفاقا تعداد شهدایشان چیزی حدود دو برابر دخترها بوده است. از این مقدمه می‌خواهم به اینجا برسم که اولین تصویر ذهنی مردم ایران و حتی جهان از جنایت میناب، المان‌های دخترانه است. هنر می‌تواند اینجا کارکرد داشته باشد که کلیشه‌های ذهنی اشتباه را اصلاح کند. این اتفاق در اپیزود «شانه‌‎ها» از سریال اهل ایران نیفتاده است. «شانه‌ها» از همان دقایق ابتدایی تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند که قرار است دربارۀ میناب روایت کند و هیچ ایرادی هم ندارد اما روایت باز هم از یک دختر دانش‌آموز مینابی و همکلاسانش است. به نظر این اپیزود فرصت خوبی بود تا کلیشه‌ها را بشکند و به بیش از هفتاد پسر دانش‌آموز مینابی شجرۀ طیبه هم بپردازد که فرصتش از دست رفت. اما اگر این مورد را با دیدۀ اغماض نگاه کنیم می‌توانیم به سراغ باقی خوبی‌های اپیزود شانه‌ها که کم هم نیستند برویم.
 

سکانسی از اپیزود «شانه‌ها» ساخته «محمد اسفندیاری»
سکانسی از اپیزود «شانه‌ها» ساخته «محمد اسفندیاری»

نقد اپیزود شانه‌ها

«علی بحرینی» نویسنده و روزنامه‌نگار باسابقه، کار نگارش شانه‌ها را به عهده گرفته است. او به خوبی توانسته شانه و نشانه را به هم ببافد و به میناب گره بزند. خلاقیت بحرینی در اپیزود شانه‌ها این است که سراغ شهدای میناب یا خانواده‌های قربانیان میناب نمی‌رود؛ بلکه سراغ جان به در بردگان می‌رود. آنها که روز جنایت به هر دلیلی غایب بودند و بحرینی حرفش را از دل دیالوگ یکی از شخصیت‌هایش اینطور می‌گوید: «کاشکی اصلا امروز هیچکس مدرسه نمی‌رفت.» خلاقیت و هوشمندی دیگر بحرینی در اپیزود شانه‌ها این است که در حاشیۀ سوژه می‌پلکد و توی دل آن شیرجه نمی‌رود. درواقع تیم سازنده این دقت را داشته مخاطب ایرانی او در شرایطی است که هم داغ پشت داغ دیده و هم امکان و فرصت عزاداری ندارد. از طرفی این را هم در نظر گرفته‌ که شرایط جنگی و حتی آتش‌بسی که در آن هستیم هم هنوز نیاز به تاب‌آوری بالایی دارد بنابراین سراغ روضۀ مکشوف از میناب نرفته‌اند که مخاطب را از لحاظ روانی از پا دربیاورند. روضۀ فیلم یا تلخ‌ترین قسمت آن جایی است که فاطمه مادر صنم، یکی یکی اسم کوچک بچه‌های مدرسه را، هم دختر و هم پسر بر لب می‌آورد که شاید برخی همین را نقطه اوج فیلم بدانند. اما از نظر من نقطه اوج اپیزود شانه‌ها در پایان‌بندی آن است.

«محمد اسفندیاری» کارگردان  اپیزود «شانه‌ها» از سریال «اهل ایران»
«محمد اسفندیاری» کارگردان  اپیزود «شانه‌ها» از سریال «اهل ایران»

پایان‌بندی اپیزود شانه‌ها

پایان‌بندی اپیزود شانه‌ها هفت ماه بعد را نشان می‌دهد. هفت ماه بعد که در آفتاب و آرامش شهر میناب و مردمش و در کمال صلح و خوشی و لبخند، برای نوزاد تازه از راه رسیده‌ای، شناسنامه‌ای به اسم «طیبه» صادر می‌شود. درواقع اپیزود شانه‌ها، آینه‌ای در برابر ما می‌گیرد تا خود را به یاد بیاوریم. خود را که مدت‌های مدید و خیلی بیشتر از ایام جنگ دفاعی سوم درگیر جنگ‌های مختلف بودیم و هستیم. شانه‌ها آینه را مقابل ما می‌گیرد و نمی‌گذارد روزهای خوبِ نیامده را فراموش کنیم. 

سکانسی از اپیزود «شانه‌ها» با نقش‌آفرینی «دلسا محمدی»
سکانسی از اپیزود «شانه‌ها» با نقش‌آفرینی «دلسا محمدی»

عوامل اپیزود شانه‌ها

«محمد اسفندیاری» کارگردان اپیزود شانه‌هاست که اگر تشابه اسمی نباشد او در جشنواره فجر 1404 با فیلم سینمایی «کوچ» حاضر شد. تهیه‌کننده این قسمت نیز «محمدرضا منصوری» است. بازیگران اپیزود شانه‌ها هیچکدام چهره و معروف نیستند و اتفاقا این موضوع کمک کرده تا آنها در حاشیه باشند و نبض سوژه فقط میناب باشد و بس. البته این بین بار بزرگ بازیگری بر عهدۀ بازیگر کودک کار «دلسا محمدی» بوده است که انصافا از عهدۀ نقشش بسیار خوب برآمده است. 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«شانه‌ها» از همان دقایق ابتدایی تکلیف مخاطب را مشخص می‌کند که قرار است دربارۀ میناب روایت کند و هیچ ایرادی هم ندارد اما روایت باز هم از یک دختر دانش‌آموز مینابی و همکلاسانش است. به نظر این اپیزود فرصت خوبی بود تا کلیشه‌ها را شکست و به بیش از هفتاد پسر دانش‌آموز مینابی شجرۀ طیبه هم پرداخت که فرصتش از دست رفت.

«محمد اسفندیاری» کارگردان اپیزود شانه‌هاست که اگر تشابه اسمی نباشد او در جشنواره فجر 1404 با فیلم سینمایی «کوچ» حاضر شد. تهیه‌کننده این قسمت نیز «محمدرضا منصوری» است. بازیگران اپیزود شانه‌ها هیچکدام چهره و معروف نیستند و اتفاقا این موضوع کمک کرده تا آنها در حاشیه باشند و نبض سوژه فقط میناب باشد و بس.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00