دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 / خواندن: 3 دقیقه
پرونده روزی روزگاری تلویزیون | صفحه هشتاد و سوم

ریویو: نقد و نظری به سریال «کلینیک رویا» ساختۀ «سجاد مهرگان»

سریال «کلینیک رؤیا» به کارگردانی «سجاد مهرگان» و تهیه‌کنندگی «علی‌اکبر تحویلیان» این شب‌ها مهمان شبکۀ سۀ سیماست. سریالی که در شرایط پساجنگی، قطعی اینترنت و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، تلاش می‌کند با لحنی طنز، ساعت طلایی ۲۰:۴۵ را برای مخاطبان پر کند. در روزهایی که شاید ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین تفریح بسیاری از مردم تماشای تلویزیون باشد، حالا باید دید «کلینیک رؤیا» تا چه اندازه توانسته در این مسیر موفق عمل کند.

ریویو: نقد و نظری به سریال «کلینیک رویا» ساختۀ «سجاد مهرگان»

مجله میدان آزادی: در تازه‌ترین صفحه از پرونده «روزی روزگاری تلویزیون» به سراغ سریال «کلینیک رویا» ساختۀ «سجاد مهرگان» رفته‌ایم؛ سریالی که در این شب‌های اردیبهشت ماه، هفده  قسمت آن مهمان شبکۀ سه تلویزیون شده است. نقد، تحلیل و بررسی این سریال را به قلم «زهرا فرنیا» در ادامه بخوانید:

 

از آقای قاضی تا کلینیک رؤیا؛ 
شلوغی این کلینیک چه حرفی برای گفتن دارد؟

سریال «کلینیک رؤیا» به کارگردانی «سجاد مهرگان» و تهیه‌کنندگی «علی‌اکبر تحویلیان» این شب‌ها مهمان شبکۀ سۀ سیماست. سریالی که در شرایط پساجنگی، قطعی اینترنت و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، تلاش می‌کند با لحنی طنز، ساعت طلایی ۲۰:۴۵ را برای مخاطبان پر کند. در روزهایی که شاید ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین تفریح بسیاری از مردم تماشای تلویزیون باشد، حالا باید دید «کلینیک رؤیا» تا چه اندازه توانسته در این مسیر موفق عمل کند.

تا زمان نگارش این متن، هفده قسمت از سریال پخش شده است. داستان در فضای یک کلینیک، از دهۀ پنجاه شمسی تا سال‌های اخیر، زندگی چند پزشک و بیماران‌شان را در بستری از شرایط روایت می‌کند. نام سجاد مهرگان که پیش‌تر با سریال نسبتاً موفق «آقای قاضی» توانمندی‌اش را نشان داده بود، باعث می‌شود با انتظار و کنجکاوی بیشتری سراغ «کلینیک رؤیا» برویم. از سوی دیگر، حضور علی‌اکبر تحویلیان در مقام تهیه‌کننده نیز دلیلی است تا این سریال را جدی‌تر دنبال کنیم.

«کلینیک رؤیا» را شاید بتوان یک سریال الفِ پربازیگر و پرستاره دانست. حتی با توجه به لوگوی سیمافیلم در ابتدای آن، احتمالاً رسماً هم در همین دسته قرار می‌گیرد. اما آن‌طور که از یک سریال الف انتظار می‌رود، مخاطب را درگیر نمی‌کند. سریال انگار می‌خواهد مجموعه‌ای از تجربه‌های موفق تلویزیون در سال‌های اخیر باشد؛ کمی حال‌ و هوای تاریخی و شوخی با دهۀ پنجاه، رگه‌هایی از «زیرخاکی»، اندکی «نون خ» و حتی لحظاتی شبیه «ساختمان پزشکان».
 

این همه سر و صدا برای چه؟

آنچه اول از همه توی ذوق می‌زند، شلوغی بیش از حد همه ‌چیز است. چرا همه مدام در حال سر و صدا کردن‌اند؟ چرا هر شخصیت باید دائم مشغول شوخی، ادا و واکنش اغراق‌شده باشد؟ فضای سریال گاهی بیشتر یادآور تئاترهای کمدی دهۀ هشتاد است؛ همان نمایش‌هایی که هر بازیگر در گوشه‌ای از صحنه مشغول شکلک درآوردن بود و قرار بود مخاطب صرفاً با همین شلوغ‌بازی‌ها بخندد.

در «کلینیک رؤیا» نه‌تنها نشانی از پیشرفت در قصه‌گویی دیده نمی‌شود، بلکه گاهی حتی انگار عقب‌گرد هم داشته‌ایم. سریال می‌خواهد روایت را گسترش بدهد و دست برتر باشد، اما متاسفانه نمی‌تواند. فلش‌بک می‌زند، می‌رود جلو، با گریم و صدا و تصویر شوخی می‌کند، اما می‌دانی قرار نیست هیچ لحظه‌ای خاطره‌انگیز شود، هیچ تکیه‌کلامی استخراج شود و دو سال دیگر یادت باشد چنین سریالی وجود داشته است.
 

آقای قاضی یا کلینیک رؤیا؟

برای قضاوت دربارۀ کارگردانی سجاد مهرگان، بد نیست او را با تجربۀ قبلی‌اش بسنجیم. «آقای قاضی» اثری بود با خط داستانی مشخص، میزانسن ثابت و تغییرات محدود در جای بازیگران. دوربین در چند نقطۀ مشخص قرار می‌گرفت و بازیگران تا حدی تئاترگونه ایفای نقش می‌کردند. حالا اما با اثری روبه‌رو هستیم که به شهرک سینمایی رفته، لوکیشن‌های متعدد دارد و تعداد نامحدود بازیگر!

مشکل اینجاست که به نظر می‌رسد مهرگان هنوز برای چنین صحنه‌های پیچیده‌ای آماده نیست. سرگیجۀ دوربین و زوم‌های بی‌جا، کات‌های سه‌ثانیه‌ای که بیشتر یادآور محدودیت‌های تولید ویدئوهای هوش مصنوعی یا کلیپ‌های اینستاگرامی است و تدوین شلختۀ خط زمانی که نه بامزه است، نه ارزش افزوده‌ای به اثر می‌دهد، همگی نشان می‌دهند «کلینیک رؤیا» برای سجاد مهرگان تجربه‌ای تازه و شاید هیجان‌انگیز است؛ برای مخاطب؟ نه‌چندان!
 

رأی نهایی؛ کلینیک رؤیا آری یا خیر؟

در سال‌های اخیر در هالیوود بحث تنوع (diversity) باعث شده تیم‌های تولید در انتخاب بازیگران و داستان‌ها به تنوع جنسیتی و قومیتی توجه بیشتری داشته باشند. به نظر می‌رسد تلویزیون ما هم این روزها به‌نوعی درگیر نسخه‌ای بی‌صداتر از همین روند است. بازیگران با لهجه‌های مختلف مدام در سریال‌ها ظاهر می‌شوند؛ نه که بد باشند اما گل‌درشت و کلیشه‌ای. موضوعاتی مانند فرزندآوری به‌شکل پررنگ وارد روایت‌ها شده (نمونه‌اش «رؤیای ریحانه») و درمجموع رد پای سفارشی شدن در بسیاری از آثار دیده می‌شود.

در چنین شرایطی رقابت با محتوای خارجی دشوار است؛ در زمانی که سریال « The Pitt » دربارۀ اورژانسی در پیتزبورگ آمریکا، با جزئیات قصه و نکات پزشکی میخکوب‌تان می‌کند. جالب است که در سریال‌های تلویزیونی اصلاً سراغ ژانر درام پزشکی نمی‌روند! انگار که سخت باشد و تمام کارگردان‌ها بی‌حوصله برای تعریف یک قصۀ علمی‌پزشکی. در شرایطی که دسترسی بیننده به سریال خارجی سخت‌تر از قبل شده، او باز هم سراغ «کلینیک رؤیا» نمی‌رود، چون این‌ها حتی در مقایسه با سریال‌های پلتفرم‌های VOD داخلی هم از رقابت جا می‌مانند. «کلینیک رؤیا» را می‌توان در کنار خانواده و هنگام صرف شام تماشا کرد، اما پرسش اصلی این است: در همین زمان، چه چیزهای دیگری ممکن است با چنین محتوایی رقابت کنند؟




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«کلینیک رؤیا» را شاید بتوان یک سریال الفِ پربازیگر و پرستاره دانست. حتی با توجه به لوگوی سیمافیلم در ابتدای آن، احتمالاً رسماً هم در همین دسته قرار می‌گیرد. اما آن‌طور که از یک سریال الف انتظار می‌رود، مخاطب را درگیر نمی‌کند. سریال انگار می‌خواهد مجموعه‌ای از تجربه‌های موفق تلویزیون در سال‌های اخیر باشد؛ کمی حال‌ و هوای تاریخی و شوخی با دهۀ پنجاه، رگه‌هایی از «زیرخاکی»، اندکی «نون خ» و حتی لحظاتی شبیه «ساختمان پزشکان».

آنچه اول از همه توی ذوق می‌زند، شلوغی بیش از حد همه ‌چیز است. چرا همه مدام در حال سر و صدا کردن‌اند؟ چرا هر شخصیت باید دائم مشغول شوخی، ادا و واکنش اغراق‌شده باشد؟ فضای سریال گاهی بیشتر یادآور تئاترهای کمدی دهۀ هشتاد است؛ همان نمایش‌هایی که هر بازیگر در گوشه‌ای از صحنه مشغول شکلک درآوردن بود و قرار بود مخاطب صرفاً با همین شلوغ‌بازی‌ها بخندد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00