یکشنبه 12 بهمن 1404 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدوچهل‌وچهارم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «قایق سواری در تهران» ساخته‌ «رسول صدرعاملی»

در اولین ریویوی مکتوب پرونده فیلم فجر امسال مجله میدان آزادی، «مجید اسطیری» -نویسنده و منتقد- سراغ نقد فیلم سینمایی «قایق‌سواری در تهران» ساختۀ «رسول صدرعاملی» رفته است.  در این فیلم بازیگرانی از جمله «پیمان قاسم‌خانی»، «سحر دولتشاهی»، «محمد بحرانی»، «کاظم نوربخش» و... به ایفای نقش پرداخته‌اند.

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «قایق سواری در تهران» ساخته‌ «رسول صدرعاملی»

مجله میدان آزادی: چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر از دیروز کار خود را آغاز کرد و مجله میدان آزادی نیز در طول برگزاری آن، با پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» با شما و جشنواره همراه خواهد بود. در اولین ریویوی مکتوب پرونده فیلم فجر امسال مجله میدان آزادی، «مجید اسطیری» -نویسنده و منتقد- سراغ نقد فیلم سینمایی «قایق‌سواری در تهران» ساختۀ «رسول صدرعاملی» رفته است. «قایق‌سواری در تهران» تازه‌ترین فیلم سینمایی «رسول صدرعاملی» کارگردان سرشناس ایرانی و محصول سال ۱۴۰۴ است از جمله فیلم‌های راه‌یافته به بخش مسابقهٔ چهل‌وچهارمین جشنوارهٔ فیلم فجر است که به تهیه‌کنندگی «روح‌الله‌ سهرابی» با سرمایه‌گذاری «موسسه تصویر شهر» ساخته شده است. صدرعاملی با برداشتی از نام کتاب شعر «قایق‌سواری در تهران» «محمدعلی سپانلو»، این فیلم را ساخته است. در این فیلم بازیگرانی از جمله «پیمان قاسم‌خانی»، «سحر دولتشاهی»، «محمد بحرانی»، «کاظم نوربخش» و... به ایفای نقش پرداخته‌اند. در خلاصهٔ داستان فیلم «قایق‌سواری در تهران» آمده است: «این فیلم قرار است داستانی عاشقانه را در فضایی طنازانه روایت کند.» ریویو، نقد و بررسی مجید اسطیری را از این فیلم بخوانید:

قایق سواری در دو رود موازی که در تهران به هم می‌رسند.

«قایق سواری در تهران» تازه‌ترین ساخته رسول صدرعاملی یک اثر کمدی موقعیت است که بیش از خنداندن مخاطب، دل‌مشغول انتقال یک حال خوب نسبت به موقعیت‌های مختلف و اغلب دشوار زندگی در شهر بزرگی مثل تهران است.

پیمان قاسم‌خانی در فیلمنامه نسبتا سرراستی که برای این فیلم نوشته ماجرا را با یک قرار دوستانه بین دانشجویان ورودی سال 1375 دانشگاه شهید بهشتی آغاز می‌کند.

تهران منتظرت می‌ماند.

یک دورهمی ساده بین همکلاسی‌های رشته برق با پیشنهاد یکی از آن‌ها تبدیل به قراری ثابت برای دیدار هر ساله‌ی آن‌ها می‌شود. آن هم درست روز 28 اسفند در شلوغ‌ترین روزهای تهران. شهری که به بهانه‌های مختلف می‌شود آن را دوست داشت. شهری که به قول «هدیه» قهرمان زن فیلم، منتظرت می‌ماند. شخصیت هدیه به عنوان یک زن برونگرا با بازی سحر دولتشاهی خوب از کار درآمده و کنتراست خوبی با شخصیت بی‌تفاوت «مازیار» با بازی پیمان قاسم‌خانی پیدا کرده‌است. مازیار در همان قرار ابتدای فیلم می‌گوید «من آدم اون ور موندن نیستم. من دلم تو تهرانه.» این معما که تهران چطور منتظر کسی می‌ماند در آخرین دیالوگ فیلم حل می‌شود. وقتی که بعد از طی کردن یک روز پر کش و قوس مازیار و هدیه با هم در همان محل قرار همیشگی خلوت کرده‌اند. قرار سالانه این جمع دوستانه، قرار فیلم «ضیافت» مسعود کیمیایی را هم در ذهن مخاطب سینمای ایران تداعی میکند. رفاقت می‌تواند سال‌های سال آدمها را فراتر از اختلاف سلیقه ها دور هم جمع کند.

فیلمنامه «قایق سواری در تهران» با یک گره افکنی ساده پس از سکانس دیدار تازه دانشجوهای همکلاسی آغاز می‌شود: موقع گرفتن عکس دسته‌جمعی در رستوران، گوشی مازیار و هدیه جابجا می‌شود و هر دو بعد از ترک رستوران متوجه ماجرا می‌شوند. قاسمخانی با این حادثه اولیه دومینوی حوادث بعدی را در فیلم به راه می‌اندازد: «آیدا» دختر هدیه در خانه از روی صندلی افتاده و دستش مو برداشته، مازیار که گوشی هدیه همراهش است خودش را به آیدا می‌ساند و او را به بیمارستان می‌برد، هدیه اشتباهی به بیمارستانی با اسم مشابه می‌رود، مازیار آیدا را با دست گچ گرفته به خانه یکی از دوستان مشترک می‌برد تا بتواند سراغ شناسنامه المثنی برود چون شناسنامه اش را دیروز در جیب شلوارش توی ماشین لباسشویی انداخته، دوست مشترک هدیه و مازیار باردار است و درد زایمانش از راه می‌رسد، مازیار و آیدا مجبور می‌شوند او را به بیمارستان ببرند و … این هنوز بخش کوچکی از روز پر ماجرای مازیار و هدیه و آیدا در تهران است. موقعیت‌هایی که با ضرباهنگ تند از پی هم می‌آیند و بهانه هایی برای لحظات طنز ایجاد می‌کنند. بار زیادی از این لحظات طنز بر دوش رابطه نامتقارن ولی صمیمی مازیار و آیداست. یک دختر کلاس دوم ابتدایی خوش سر زبان که مازیار به خاطر تکلیف اخلاقی نمی‌تواند او را رها کند.

شوخی با رویاهای جوانان عاشق مهاجرت

در مسیری موازی با مسیر مازیار و آیدا، هدیه باید غیر از گرفتاری‌های کاری خودش ساعاتی را با «پارمیس» دختر بیست و پنج ساله‌ای سر کند که خیلی زود اعتراف می‌کند به خاطر پول و مهاجرت دارد همسر مردی که خیلی از خودش بزرگتر است می‌شود. هدیه هم مثل مازیار با تلاطم این روز پر تنش، در کنار دختری که رویاهای پوچی دارد، مثل قایق رانی که تلاطم رود را تحمل میکند، کنار می آید. در این مسیر داستان هم شوخی‌های زنانه گیرایی طراحی شده که تمرکز ویژه آنها روی فهم ناقص و غیرواقعی نسل جدید از زندگی و سست بودن پیوندهایشان با همه تعلقات انسانی، از عشق و خانواده گرفته تا وطن است.

این دو مسیر موازی مثل دو رود موازی نهایتا در پرده پایانی داستان، در مزون عروسی که پارمیس باید در آن لباس عروسی اش را امتحان کند به هم می‌رسد. بی‌نمک ترین شوخی های فیلمنامه و غیرواقعی‌ترین موقعیت‌های طنز مربوط به همین سکانس‌های پایانی است که با ورود «امیرسام» سرباز تهی دستی که میفهمیم سه سال رابطه عاشقانه‌ای با پارمیس داشته، رشته‌های سست عاطفه و تعهد بین پارمیس و مازیار به سادگی، ساده‌تر از آنچه که کمترین باورپذیری را در مخاطب ایجاد کند، گسسته ‌میشود. این مقدمه‌ای برای پیوستن مازیار با هدیه و شاید ماندن در تهران است.

نمی‌شود قایق سواری در تهران را دید و تهران را دوست نداشت. رسول صدرعاملی که پارسال با فیلم «زیبا صدایم کن» سراغ اقتباس از یک رمان نوجوان معروف و محبوب از فرهاد حس‌زاده رفته‌بود، این بار هم عنوان فیلمش را از یک مجموعه شعر محمد سپانلو که در ادبیات ما با لقب «شاعر تهران» شناخته میشود وام گرفته است. این دو فیلم هر دو ادای احترام به شهری هستند که علیرغم شلوغی‌ها و ناهنجاری‌هایش ارزش دوست داشتن دارد و نمی‌شود به راحتی از آن دل کند. شهری که میشود با موسیقی والس فیلم صدرعاملی به آن علاقمند شد.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«قایق سواری در تهران» تازه‌ترین ساخته رسول صدرعاملی یک اثر کمدی موقعیت است که بیش از خنداندن مخاطب، دل‌مشغول انتقال یک حال خوب نسبت به موقعیت‌های مختلف و اغلب دشوار زندگی در شهر بزرگی مثل تهران است.

پیمان قاسم‌خانی در فیلمنامه نسبتا سرراستی که برای این فیلم نوشته ماجرا را با یک قرار دوستانه بین دانشجویان ورودی سال 1375 دانشگاه شهید بهشتی آغاز می‌کند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00