چهارشنبه 15 بهمن 1404 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدوشصت‌وسوم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «گیس» ساختۀ «محسن جسور»

«خیانت، مرگ و عشقی که بهای سنگینی دارد». اما داستان به این واژه‌ها ختم نمی‌شود. موضوع محوری فیلم «گیس»، انفجار پتروشیمی ماهشهر در سال 1401، سنگ‌اندازی در تولید داخلی، و به خطر انداختن معیشت کارگران این کارخانه بود. 

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «گیس» ساختۀ «محسن جسور»

مجله میدان آزادی: در سومین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «گیس» ساختۀ «محسن جسور» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «مینو خانی» بخوانید:


«گیس» به کارگردانی «محسن جسور» و تهیه‌کنندگی «سید مهدی جوادی» در چهارمین روز چهل و چهارمین جشنواره ملی فجر در خانه رسانه، پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمد. در این فیلم «حامد بهداد»، «عرفان طهماسبی»، «بهنوش طباطبایی»، «الهه حصاری»، «علیرضا آرا» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

پوستر فیلم سینمایی «گیس»، ساختۀ «محسن جسور»
پوستر فیلم سینمایی «گیس»، ساختۀ «محسن جسور»

خلاصه داستان فیلم گیس

«خیانت، مرگ و عشقی که بهای سنگینی دارد». اما داستان به این واژه‌ها ختم نمی‌شود. موضوع محوری فیلم «گیس»، انفجار پتروشیمی ماهشهر در سال 1401، سنگ‌اندازی در تولید داخلی، و به خطر انداختن معیشت کارگران این کارخانه بود. 
 

محتوای فیلم گیس

محسن جسور پیش از این با فیلم «شکار حلزون» (1402) در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر با اولین فیلم بلندش حضور پیدا کرده بود. فیلم قبلی جسور درباره زنی تنها با فرزندش بود که چرخه اقتصادی زندگیش نمی‌چرخید و مجبور به مراقبت از یک پیرمرد بیمار شد و داستان‌هایی به دنبال آن آمد. این بار جسور، پا را از یک مساله فردی (هر چند که مصداق زندگی بسیاری از افراد باشد) بسیار فراتر گذاشته و به یک مساله ملی ورود پیدا کرده است. هر چقدر فیلم قبلی کم شخصیت و کم لوکیشن بود، این فیلم در همه وجوه آن وسیع‌تر است و این نشان از حرکت‌های جدی و رو به جلو برای سینماگران جوان دارد؛ چنانچه درباره یوسف حاتمی‌کیا دیدیم. 

فیلم سیمایی «شکار حلزون»، ساختۀ «محسن جسور»
فیلم سیمایی «شکار حلزون»، ساختۀ «محسن جسور»

اما مساله انفجار کارخانه پتروشیمی مارون در ماهشهر که در سال 1401 رخ داد، یکی از رخدادهای صنعتی فاجعه‌بار سال‌های اخیر در ایران بود. رخدادی که اگر به سایر کارخانه‌ها کشیده می‌شد بخش مهمی از کشور را فلج می‌کرد. اما این اتفاق با بازسازی آن طی 77 روز نشان از عزم جدی داشت. مهندسان و کارگران این کارخانه تمام تلاش خود را به کار بستند تا دوباره کارخانه را سرپا کنند، آن هم بدون دست دراز کردن به سوی کشورهای بیگانه و خرید محصولات آن‌ها. عزمی که طی سال‌ها بارها و بارها دیده شده و در داستان‌های بسیاری روایت شده است مانند فیلم «منصور» کاری از «سیاوش سرمدی» و«گل‌های باوارده» کاری از «مهرداد خوشبخت». 
 

اهمیت فیلم

اهمیت این فیلم در اقتباس آن از یک رویداد واقعی است. رویدادی که قطعا و حتما در اخبار بسیار از آن گفته شده اما ساخت آن در یک اثر سینمایی باعث ماندگارتر شدن آن می‌شود. فیلمی که می‌تواند مخاطب امروز و سال‌های بعد را با وقایع مختلف کشور آشنا کند، بدون اینکه نیاز به جست‌وجو در اخبار و احیانا مطالعه تاریخی که شاید هنوز مدون نشده، باشد.

 اقتباس از چنین موضوعاتی خصوصا وقتی عزم ملی در آن مطرح است باعث تقویت روحیه و غرور ملی می‌شود. در عین حال که نشان می‌دهد ایران همیشه و از همه سو مورد تهدید واقع شده، اما سر پا و قدرتمند مانده است. 

فیلم با صحنه اعتراض کارگران پتروشیمی که حاکی از شرایط بد اقتصادی آن‌هاست آغاز می‌شود، آن هم در زمان ورود نمایندگان وزارت نفت به ماهشهر. جسور با تمهیداتی که در فیلمنامه چیده صدای آن‌ها را بازتاب می‌دهد، نه فقط در سکانس آغازین که یکی از مسئولان توضیح می‌دهد که افراد بومی به خاطر ورود افراد از شهرهای دیگر شغل‌شان را از دست داده‌اند، بلکه وقتی انفجار در کارخانه رخ می‌دهد و تعطیلی اجباری آن را باعث می‌شود نگرانی مدیران و کارگران از بیکاری اجباری آن‌ها به تصویر کشیده می‌شود، یا همتی که در بازسازی کارخانه از خود نشان می‌دهند تا زودتر به سر کار برگردند، ناشی از نگرانی شرایط سخت اقتصادی آن‌ها دارد. 

جسور در عین حال وقتی بازسازی هم با مشکلاتی مواجه می‌شود به دل داستان می‌رود و واقعیت را از زبان همسر مهندس روایت می‌کند، روایتی که نشان از عزم جدی بیگانه در ایجاد انواع و اقسام مشکلات و معضلات در کشور دارد تا ایران و ایرانی سر پا نماند و مثل بسیاری از موارد می‌بینیم اصولا با تمهید پول اهداف خود را پیش می‌برد. 
 

ضعف‌های فیلم

اما ضعف فیلم در بازنمایی چهره نیروی امنیتی است. سینما هر چقدر که می‌تواند در اقتباس از وقایع و ثبت رخدادهای واقعی بهره ببرد و به گنجینه‌ای از منابع تصویری‌ تاریخی درآید، می‌تواند به بازسازی برخی باورهای خطا نیز کمک کند. در شرایط فعلی یکی از مهمترین ضروریات کشور، بازسازی چهره نیروی امنیتی است که اصولا در سینما خشن، بی‌منطق و سخت بازنمایی شده است. در حالی که سینما می‌تواند به بازسازی این چهره کمک شایانی کند، مثل اتفاقی که در فیلم «قمارباز» رخ داد. نیروی امنیتی فیلم «گیس» خیلی دقیق است، اما در نهایت در برخورد با مهندس خائن واکنش خوبی ندارد خصوصا وقتی رو به کارگران صحبت می‌کند یا وقتی در آخر از دستگیری خائن اصلی باز می‌ماند و خائن خودش را معرفی می‌کند، انگار نیروی امنیتی آنقدر کارآمد نبوده که او موفق به دستگیری شود، هر چند در صحنه‌ای دیدیم که همه مسئولانی که برای تعطیلی کارخانه از تهران آمده بودند را از همان فرودگاه برگرداند، اما آن جا هم باز رفتار او خیلی منطبق بر منطق نبود. 
 

معنای نام فیلم گیس

اول درباره عنوان فیلم بگویم که خوانش آن باید با کسره «گ» باید باشد: «گِیس»؛ تا معنی گاز در زبان جنوبی را بدهد، اما ظاهرا تلفظ آن با سکون هم می‌تواند درباره فیلم و یکی از دیالوگ‌های آن باشد: «یه کار نکن از گیس آویزونت کنم» (نقل به مضمون). 
 

نقد فرم فیلم گیس

بازی‌ها و بقیه وجوه فیلم متوسط و خوب بود، اما مشکل مهم موسیقی آن است. موسیقی در صحنه‌هایی که مهندسان و کارگران مشغول بازسازی کارخانه بودند بسیار خنثی و الکن بود در حالی که باید ریتمی پر تپش برای آن انتخاب می‌شد تا حس همراهی کارگران و توانایی مهندسان را تقویت کند تا به تقویت غرور ملی بینجامد؛ ریتمی که در تیتراژ پایانی بر اسامی آمد. با این حال «گیس» به خاطر موضوع آن فیلم قابل توجهی در کارنامه سینمای ایران و ویترین چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است. 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«گیس» به کارگردانی «محسن جسور» و تهیه‌کنندگی «سید مهدی جوادی» در چهارمین روز چهل و چهارمین جشنواره ملی فجر در خانه رسانه، پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمد. در این فیلم «حامد بهداد»، «عرفان طهماسبی»، «بهنوش طباطبایی»، «الهه حصاری»، «علیرضا آرا» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

فیلم با صحنه اعتراض کارگران پتروشیمی که حاکی از شرایط بد اقتصادی آن‌هاست آغاز می‌شود، آن هم در زمان ورود نمایندگان وزارت نفت به ماهشهر. جسور با تمهیداتی که در فیلمنامه چیده صدای آن‌ها را بازتاب می‌دهد، نه فقط در سکانس آغازین که یکی از مسئولان توضیح می‌دهد که افراد بومی به خاطر ورود افراد از شهرهای دیگر شغل‌شان را از دست داده‌اند، بلکه وقتی انفجار در کارخانه رخ می‌دهد و تعطیلی اجباری آن را باعث می‌شود نگرانی مدیران و کارگران از بیکاری اجباری آن‌ها به تصویر کشیده می‌شود، یا همتی که در بازسازی کارخانه از خود نشان می‌دهند تا زودتر به سر کار برگردند، ناشی از نگرانی شرایط سخت اقتصادی آن‌ها دارد. 

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00