مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «فریز» ساخته «زهرا ترکمنلو» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم ایمان سرمدی بخوانید:

پوستر فیلم کوتاه «فریز» ساختۀ «زهرا ترکمنلو»
درباره فیلم کوتاه «فریز»
فیلم کوتاه «فریز» به کارگردانی و نویسندگی «زهرا ترکمنلو» و تهیهکنندگی «حسین نمازی» از آثار راه یافته به چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران است. داستان فیلم «فریز» دربارۀ تصمیم و تلاش زنی تنهاست برای رها شدن از این تنهایی. زنی که تا قهرمانی یک رشتۀ ورزشی هم بالا رفته. قبل از این در سینمای بلند داستانی هم فیلم «سهیلا» با همین ایده ساخته شده و شباهتهایی هم در برخی وقایعشان وجود دارد. اما اینجا حرفم دربارۀ داستان فیلم و شباهتها و تفاوتهای داستانی نیست، بلکه دربارۀ تمایزِ ویژۀ فیلم «فریز» است؛ «زبان».
«فریز» فیلمی بیادعا و داستانگوست و خیلی زنانه. «فریز» زنانه است نه به این علت که شخصیتهای فیلم اغلب زن هستند و یا موضوع فیلم در ارتباط با مسئلۀ زنان است. زنانگیِ «فریز» در لایههایی بهمراتب عمیقتر جریان دارد: در زاویهدید، در نوع مواجهۀ شخصیتها با مسائلشان در خلوت و جلوت و مهمتر از همه، در «زبان و بیانِ» شخصیتها که در «دیالوگها» تجلی پیدا میکند. و در این ادعا «زبان» به معنای عام و «زبان ترکی» به طور اخص نقش ویژهای را بازی میکند.

سکانسی از فیلم کوتاه «فریز» ساختۀ «زهرا ترکمنلو»
از زبانِ زیسته تا زبانِ دراماتیک
ترکمنلو آگاهی کاملی نسبت به ظرفیت نمایشیِ لحن و کلام دارد. در «فریز»، زبان ابزاری مکانیکی برای انتقال اطلاعات یا پیشبردن پلات نیست، بلکه خود به مثابۀ یکی از شخصیتهای اصلی فیلم عمل میکند. ریتم کلمات، طنازیهای کنایی، ایماژهای بومی و فراز و فرودهای حسی در گفتوگوها، بستری را فراهم میکنند که در آن پیوند میان خلوت درونی زن با دنیای بیرون تنیده میشود. در اینجا زنانگی اثر نه از تصاویرِ در خلوت، بلکه مستقیماً از دل همین زبان و بافت کلامی متولد میگردد؛ زبانی زنده، طناز و پالوده.
این درام نه با هیاهو و فریادهای بیرونی، بلکه در اتمسفرِ ریزبافت موقعیتها، مکثها، تماسها و کلماتی شکل میگیرد که میان زن و جهان پیرامونش ردوبدل میشود.

فیلم کوتاه «فریز» با بازی «سمانه بابازاده» از آثار راه یافته به چهلسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران
مسئلۀ ترجمهناپذیری و تماشای فیلم در دو ساحت ادراکی
یکی از تأملبرانگیزترین تجربههای پس از تماشای «فریز»، مقایسۀ درک دو گروه از مخاطبان در سالن سینما بود: کسانی که زبان ترکی میدانستند، و آنان که با وساطتِ «زیرنویس فارسی» به تماشای اثر نشستند.
در اغلبِ تجربههای پیشین از تماشای فیلمهای ترکزبان سینمای ایران، غالباً فاصلۀ ترجمه زیرنویس با جوهرۀ زبان اصلیِ کاراکترها آسیب زیادی به دریافت کلی داستان نمیزد؛ چرا که اغلب آن آثار متکی بر کنشهای فیزیکی، فضاسازی بصری یا دیالوگهای خطی و کارکردی برپایۀ دادن اطلاعاتِ داستانی بودند. اما در «فریز» با پدیدۀ متفاوتی روبهرو هستیم: غنای بافت کلامی، اصطلاحات اصیل، تموج احساسی و طنز ظریفی که در لحن ترکی کلمات خفته است، فرسنگها با چارچوب محدود، خشک و قراردادیِ زیرنویس فاصله دارد.
برای مخاطبی که بر ظرائف و حسآمیزی زبان ترکی مسلط است، «فریز» تجربهای عمیقاً زنده، چندلایه، شوخطبع و پر از نبض زندگی است؛ حالآنکه زیرنویس تنها قادر است سایهای خنثی از معنا را منتقل کند و ناگزیر، بار عاطفی و آهنگِ درونی کلمات را جا میگذارد. این شکاف نشان میدهد که فیلمساز تا چه اندازه در خلق زبانی ارگانیک و تنیده با روح فرهنگ و جغرافیا موفق عمل کرده است؛ زبانی که چنان با جوهرۀ اثر آمیخته که ترجمه (زیرنویس) همچون گنگی خوابدیده است برای تعریف خوابش به مخاطب.
«فریز» اثری محترم، دلنشین و واجد ارزشی انسانی در سینمای کوتاه امروز است. فیلمی است که ادعای جریانسازی ندارد، و فقط داستانش را تعریف میکند؛ زیرا تماشاگرش را به خلوتی دعوت میکند که حاصل شناخت درست فیلمساز از روانشناسی زن، نبض زندگی روزمره و جادوی کلمات است.