مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «ترمینال» به کارگردانی «علیرضا خانی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم امیر یغمایی بخوانید:
ترمینال
سالهای پایانی دهه ۶۰ میلادی «چینو آچهبه» نویسنده آفریقایی، طی سخنرانی پیرامون قتلعام بیافرا، دربارۀ وظیفۀ نویسندگان و هنرمندان گفت:
«اگر هنرمند ویژگی متمایزی داشته باشد، آن ویژگی حساسیتهای فزونییافته انسانی او است؛ او باید حتی ظریفترین نشانههای بیعدالتی در روابط انسانی را تشخیص دهد و به نمایش بگذارد».
اگر قرار باشد فیلم «ترمینال» و نگاه کارگردانش «علیرضا خانی» را توصیف کنیم، میتوانیم آن را عینیت همین جمله آچهبه بدانیم.
«ترمینال» به تهیهکنندگی «مهدیه کاظمی» راوی داستان دختری بلوچ است که قصد بازگشت از تهران به زاهدان را دارد؛ اما به دلیل نداشتن مدارک هویتی، امکان خرید بلیت اتوبوس را نمییابد و همین مسئله به مرور به بحرانی فزاینده و پایانی هراسناک بدل میشود.

پوستر فیلم کوتاه «ترمینال» ساخته «علیرضا خانی»
این ایده از همان ابتدا به دلیل تعارض با مفروضات عادی زندگی، واجد کیفیتی سؤالانگیز است؛ قلابی که مخاطب را با خود همراه میکند و با ترسیم التهابی که در بستر موقعیت جریان دارد (دستگیری مهاجران غیرقانونی)، تعلیق قدرتمندی میسازد. این تعلیق میتواند توجه مخاطب را تا لحظه آخر برای فهم سرنوشت شخصیت اصلی حفظ کند؛ هرچند برای مخاطب هشیار، پلان چشمگیر افتتاحیه، سرنخ پایانی محتومی است که سرانجام از راه خواهد رسید.
فیلمنامه مبتنی بر ساختار کلاسیک، با رعایت زمانبندی درست در استفاده از عناصر دراماتیک و بی آنکه دچار پرگویی یا لکنت شود، داستان را روایت میکند و نشان میدهد خانی درک درستی از ساختار فیلمنامه کوتاه موقعیتمحور دارد. علاوه بر این، احتراز هوشمندانۀ خانی از اغراق و عدم تلاش برای ایجاد تأثیر عاطفی کاذب ـ بهرغم مهیا بودن چنین امکانی ـ امتیاز دیگر فیلمنامه است.
علیرضا خانی در کارگردانی نیز هیچ قصدی برای خودنمایی ندارد؛ و جز همان نمای افتتاحیه، شیوۀ قاببندی، حرکت دوربین و طراحی میزانسن بهگونهای نیست که حضور دوربین به چشم بیاید. این در حالی است که جغرافیای ترمینال و شرایط سخت شخصیت، کاملاً این امکان را به کارگردان میداد تا با حرکت سیال دوربین، میزانسن آشوبناک، تدوین پرشتاب و اغتشاش صوتی، تنش را به سطح تصویر بیاورد؛ رویکردی که شاید سبب جلبتوجه به شیوه کارگردانی میشد، اما قطعاً از تمرکز بر فشار دراماتیک موقعیت میکاست. در نتیجه، باید به خانی تبریک گفت که کلیت اثر را قربانی به رخ کشیدن قدرت کارگردانی نکرده است.
ضلع سوم موفقیت فیلم «ترمینال»، بازی درخشان، تأثیرگذار و باورپذیر «بنفشه ریاضی» است که سخت میتوان فیلم را با نقشآفرینی بازیگری جز او تصور کرد.
«ترمینال» در فرم، به معنای دقیق کلمه، یک فیلم کوتاه کامل است؛ اما فراتر از فرم، در ساحت معنا، اثری افشاگر است که صراحتاً برای تماشاگر عیان میسازد چگونه سازوکار بوروکراتیک، رسمیت هویت انسانی را به چند برگ کاغذ تقلیل میدهد و شیوۀ صلب اعمال قدرت، موجب بیگانگی افراد از مفهوم انسانیت میشود. انسانیتی که دیگران هنگام مشاهدۀ ظلم آشکار و آگاهی از حقیقت، برای اجتناب از دردسر بدان پشت میکنند. در چنین جامعهای، آنکس که نسبت به دیگری احساس مسئولیت و محبت دارد، لاجرم قربانی خواهد شد؛ همانگونه که شخصیت اصلی فیلم «ترمینال» با انتخاب کمک به پیرزن افغانستانی و عمل به وظیفهای که برای مراقبت از کیفش پذیرفته است، قربانی نظام ناشنوای بوروکراسی میشود.
فیلم «ترمینال» جزو آن دسته از آثاری است که ارزش خود را از لوح و تندیس کسب نمیکند؛ بلکه دغدغه و شرافت فیلمساز و گروهش در به نمایش گذاشتن بیپردۀ رنج ستمدیدگان، ارزش غایی این اثر است.