چهارشنبه 12 فروردین 1405 / خواندن: 2 دقیقه
پرونده «ای ایران» | صفحه پنجاهم

فهرست: بهترین تک‌بیت‌ها درباره شهید و شهادت از شاعران کهن ادبیات فارسی

«متنبّى»، شاعر معروف عرب شعر خوبى دارد، می گويد:«وَ اذا كانَتِ النُّفوسُ كِباراً تَعِبَتْ فى مُرادِهَا الْأجْسامُ» می‌گوید وقتى كه روح بزرگ شد جسم و تن چاره‌اى ندارد جز آنكه به دنبال روح بيايد و به زحمت بيفتد. اما روح كوچک به دنبال خواهش‌هاى تن می رود، جاذبۀ خاک، تن را به پایین می‌کشد و جاذبۀ  آسمان روح را به بالا، و انسان در حیرت میان این دو جاذبه، و شهید راه خود را به سوی حق باز می‌شناسد و دیگر غیبی بر او پوشیده نیست.

4.2
فهرست: بهترین تک‌بیت‌ها درباره شهید و شهادت از شاعران کهن ادبیات فارسی

‌مجله میدان آزادی: در پنجاهمین صفحه از پرونده «ای ایران» به سراغ فهرستی از 22 تک‌بیت درباره «شهید و شهادت» از 10 شاعر بزرگ کهن ادبیات فارسی رفته‌ایم. در ادامه از شما دعوت می‌کنیم تا این فهرست را به انتخاب و مقدمه علیرضا شعبانیان -دکترای ادبیات فارسی- در ادامه بخوانید:


«شَهید» کشته شده در راه خدا؛ آنکه به شهادت دست یافته بود در راه خدا؛ کشته شده بی قصاص و دیَت؛ نامی از نام‌های خدای تعالی که هیچ غیبی بر او پوشیده نیست.

«متنبّى»، شاعر معروف عرب شعر خوبى دارد، می گويد: «وَ اذا كانَتِ النُّفوسُ كِباراً تَعِبَتْ فى مُرادِهَا الْأجْسامُ» می‌گويد وقتى كه روح بزرگ شد جسم و تن چاره‌اى ندارد جز آنكه به دنبال روح بيايد و به زحمت بيفتد. اما روح كوچك به دنبال خواهش‌هاى تن می رود، جاذبه خاک، تن را به پایین می‌کشد و جاذبه  آسمان روح را به بالا، و انسان در حیرت میان این دو جاذبه، و شهید راه خود را به سوی حق باز می‌شناسد و دیگر غیبی بر او پوشیده نیست.

و به قول آن شهید این است رسم جهان:

روز به شب می‌رسد و شب به روز. آه از سرخیِ شفقی که روز را به شب می‌رساند!


1. رودکی

کاروان شهید رفت از پیش
وآن ما رفته گیر و می‌اندیش
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش

 

2. حافظ

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین‌کفنان؟
 

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

 

3. سعدی

اگر جنازۀ سعدی به کوی دوست برآرند
زهی حیات نکونام و رفتنی به شهادت
 

بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست 

 

4. مولوی

من شهید عشقم و پرخون کفن
خون‌بها اندر کفن می‌آیدم
 

5. صائب تبریزی

درین بساط، به جز شربت شهادت نیست
میی که تلخی مرگ از گلو تواند شست
 

چون شهادت، دولتی در عالم ایجاد نیست
عاشقان بال هما دانند بر سر تیغ را
 

کشتۀ تیغ شهادت در دو عالم زنده است
محو آب زندگی، مردن نمی‌‌داند که چیست
 

گر من از شُکرِ شهادت لب ز حیرت بسته‌ام
می‌کند صائب دهانِ زخم، تحسین تیغ را
 

نیست در آب حیات و دم جان بخش مسیح
این گشایش که دم تیغ شهادت دارد
 

اگرچه تیغ شهادت بلند پروازست 
ز روی عجز شما گردنی دراز کنید
 

گلگونه شفق رخ خورشید را بس است
حاجت به شمع نیست مزار شهید را
 

دامن از خون شفق، صبح قیامت پاک کرد
می تراود از سر خاک شهیدان خون هنوز
 

6. طالب آملی

عریان به حشر رفت شهید غمت، بلی
ناموس عشق داشت به گردن، کفن نداشت


7. بیدل

زین چمن خون شهید که قیامت انگیخت
که به هرگل اثر دستی و دامانی هست
 

هرجا رسد نوید شهیدان تیغ عشق
آغوش سر ز زخم حمایل برآورد
 

بی‌تأمل‌، از مزار ما شهیدان نگذری
خاک دامن‌گیر ما بیش از حنا زنجیر پاست

 

8. سیف فرغانی

گر زندگی خواهی چو شهیدان پس از حیات
بر بستر مجاهده پیش از اجل بمیر


9. کلیم کاشانی

پیداست که احوال شهید‌انش چه باشد
جایی که به شمشیر ببرّند کفن را

میخانه‌نشینی‌م نه از باده پرستی‌ست
از دل نتوان کرد برون حب وطن را

 

10. ناصرخسرو

آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع
پیش شهدا، دست من و دامن زهرا




سید علی
14 فروردین 1405

بشکاف خاک را و ببین آنگه
بی مهری زمانهٔ رسوا را

این دشت، خوابگاه شهیدانست
فرصت شمار وقت تماشا را

✏ «پروین اعتصامی»

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
و به قول آن شهید این است رسم جهان:

روز به شب می‌رسد و شب به روز. آه از سرخیِ شفقی که روز را به شب می‌رساند!

درین بساط، به جز شربت شهادت نیست
میی که تلخی مرگ از گلو تواند شست

چون شهادت، دولتی در عالم ایجاد نیست
عاشقان بال هما دانند بر سر تیغ را

کشته تیغ شهادت در دو عالم زنده است
محو آب زندگی، مردن نمی‌‌داند که چیست

گر من از شُکرِ شهادت لب ز حیرت بسته‌ام
می‌کند صائب دهانِ زخم، تحسین تیغ را

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00