مجله میدان آزادی: در جیدترین صفحه از پرونده «اردیبهشت کاغذی» و «فهرست کتابهای پیشنهادی برای خرید از نمایشگاه کتاب» فهرستی از کتابهای شاهکار ادبیات آمریکای لاتین با محوریت آثار «گابریل گارسیا مارکز» را برای علاقمندان به ادبیات این حوزه زبانی و فرهنگی تدارک دیدهایم. این فهرست را به قلم «حنانه شکیبا» در ادامه بخوانید:
روزگاری بود که جهان ادبیات در تسخیر غرب بود؛ تمام جایزههای ادبی به اثری تعلق میگرفت که زبان نویسنده و جهان داستانیاش یا آمریکایی بود یا اروپایی. اما نویسندگان دهه ۶۰ آمریکای لاتین این قاعده را عوض کردند و غرب تحت تاثیر داستانهای آنها و سبک غالب این داستانها معروف به «رئالیسم جادویی» قرار گرفت تا جایی که لقب «غولهای ادبیات» را از آنِ خود کردند. یکی از این نویسندگان پیشرو «گابریل گارسیا مارکز» کلمبیایی معروف به «گابو» است. مارکز یکی از پرطرفدارترین نویسندگان آمریکای لاتین در جهان و ایران است و تمامی آثار او به فارسی ترجمه شدهاند. در این فهرست ۵ اثر از مارکز که نه تنها بهترین، که در ایران پرطرفدارترین هم هستند را مرور خواهیم کرد.

رمان «صدسال تنهایی»، نوشته «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه «بهمن فرزانه»
۱. «صد سال تنهایی»
ایرانیان «گابریل کارسیا مارکز» را با «صد سال تنهایی» میشناسند؛ کتابی که اولبار «بهمن فرزانه» آن را در سال ۱۳۵۸ ترجمه و انتشارات امیرکبیر چاپش کرد. شاید برخی این کتاب را بهترین اثر او ندانند اما قطعا ایرانیها غرق در جادوی زندگی مردمان دهکدۀ «ماکوندو»، این رمان را برترین و معروفترین اثر مارکز میدانند.
«صد سال تنهایی» دربارۀ خاندانی به نام بوئندیاست که دهکدهای با نام ماکوندو را تشکیل میدهند و نسل اندر نسل، در آن روزگار میگذرانند. دهکدهای که دچار یک نفرین است! «صدسال تنهایی» اوج سبک رئالیسم جادویی در آثار مارکز است و بسیاری آن را تاریخ کلمبیا میدانند که با جادو روایت شده است.
مارکز برای این کتاب نوبل ادبیات سال ۱۹۷۲ را به خانه برد. او اولین کلمبیایی و چهارمین نویسنده از آمریکای شمالی بود که در زمان خودش نوبل ادبیات را برد.

رمان «عشق در زمان وبا»، نوشته «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه «بهمن فرزانه»
۲. «عشق سالهای وبا» یا «عشق در زمان وبا»
بعد از «صد سال تنهایی» معروفترین کتاب مارکز در ایران «عشق سالهای وبا»ست که در جهان هم طرفداران بسیاری دارد. از عنوانش پیداست که یک رمان عاشقانه به سبک آمریکای جنوبی است و اگرچه نسبتی با رئالیسم جادویی ندارد اما روایتگر عشق، جدایی و روابط پیچیدۀ بشری است. این کتاب اولین داستان از مارکز است که منبع اقتباس سینمایی شده است.
«بهمن فرزانه» این کتاب را با عنوان «عشق در زمان وبا» ترجمه و انتشارات «ققنوس» آن را منتشر کرده است.

رمان «زندهام که روایت کنم»، نوشته «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه «کاوه میرعباسی»
۳. «زندهام که روایت کنم»
من معتقدم بعد از این دو کتاب بهترین کتاب مارکز «زندهام که روایت کنم» است. شما در دو کتاب اول شیفتۀ نویسندهای میشوید که حالا دوست دارید از خودش بیشتر بدانید؛ از زندگیاش، کودکی و جوانیاش؛ از کشورش و اعتقادات سیاسیاش و از عشقها، بیمها و امیدهایش.
در «زندهام که روایت کنم» مارکز به زبان خودش در سنوسال یک پدربزرگ ۷۶ ساله، ۲۳ سال از دوران کودکی تا جوانیاش را با صداقت پیرمردی که چیزی برای از دست دادن ندارد، برای شما روایت میکند.
«زندهام که روایت کنم» را «کاوه میرعباسی» ترجمه و «نشر نی» آن را چاپ کرده است.

رمان «خزان خودکامه»، نوشته «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه «اسدالله امرایی»
۴. «پاییز پدرسالار» یا «خزان پیشوا»
گابو در تمام سالهای زندگی علاوه بر اینکه نویسنده و روزنامهنگار بود، یک شخصیت سیاسی هم بود. او سالها از نزدیکان و وفاداران «فیدل کاسترو» رهبر کوبا بود و اصلا چیز بعیدی نیست که یک نویسندۀ تمام عیارِ اهل سیاست، دربارۀ قدرت بنویسد.
مارکز «پاییز پدرسالار» را دربارۀ سیاستمداری نوشت که فریب قدرت او را به یک دیکتاتور خونخوار تبدیل میکند.
گابو هشت سال بعد از «صد سال تنهایی»، «پاییز پدرسالار» را به همان سبک رئالیسم جادویی نوشت و همچنان منتقدان ادبی دربارۀ برتری یکی از این دو رمان بر دیگری، سر منازعه دارند. بسیاری معتقدند «پاییز پدرسالار» بهترین رمان مارکز است.
بیایید قبول کنیم که ترجمۀ «پاییز پدرسالار» عنوان بهتری است از «خزان پیشوا» و این را هم قبول کنیم که ایرانیها هرگز از برتری «صدسال تنهایی» بر هر کتاب دیگری از مارکز، عقبنشینی نمیکنند.
«اسدالله امرایی» این کتاب را با عنوان «خزان خودکامه» ترجمه و نشر «ثالث» ترجمه کرده است.

رمان «گزارش یک مرگ»، نوشته «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه «لیلی گلستان»
۵. «گزارش یک مرگ»
از تاریخ و عشق و قدرت در آثار «گابریل گارسیا مارکز» گفتیم. اما جای یک قتل خالی است تا پازل رنگارنگ کتابهای مارکز کامل شود.
«گزارش یک مرگ» دربارۀ دو برادری است که برای شرافت خانوادگیشان دست به قتلی میزنند که همه از وقوع آن خبر دارند اما تلاشی برای جلوگیری از آن نمیکنند. مارکز در رمان «گزارش یک قتل» بیش از هر اثر دیگری نشان میدهد که یک روزنامهنگار است و تبحر خاصی در گزارشنویسی دارد.
یکی از ترجمههای خوب این رمان به زبان فارسی، ترجمۀ «لیلی گلستان» است که نشر «مرکز» آن را چاپ کرده است.