مجله میدان آزادی: در ششمین اکران از فصل پنجم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی»، فیلم سینمایی «کلاغ»، ساختۀ «جیمز مک تیگو»، محصول سال 2012 سینمای آمریکا، نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، در ابتدای نشست، مجید اسطیری، به زندگی دشوار «ادگار آلنپو» اشاره کرد؛ نویسندهای که در کودکی والدینش را از دست داد و تا پایان عمر با مشکلات مالی و اعتیاد دستوپنجه نرم کرد. همچنین جایگاه او در تاریخ داستان کوتاه و نقشش در شکلگیری ادبیات پلیسی بررسی شد.
گوگول در روسیه، آلنپو در آمریکا
اسطیری برای فهم جایگاه آلنپو درتاریخ داستاننویسی کتاب «یک درخت یک صخره یک ابر» را معرفی کرد و گفت:
«این کتاب مجموعهای است از داستانهای دو قرن اخیر با این ویژگی که داستانها به ترتیب زمانی در کتاب آورده شدند. اولین داستاننویس که در این کتاب داستانش آمده است «نیکلای گوگول» نویسنده روسی است که جمله معروف داستایوفسکی درباره او را همه شنیدهایم: «همه ما از زیر شنل گوگل بیرون آمدهایم» و دقیقا داستان اول این مجموعه «شنل» است. پس از گوگول داستان «ادگار آلنپو» آورده شده است. هر دو نویسنده متولد ۱۸۰۹ و نویسنده یک عصر هستند. آلنپو، همعصر «ژول ورن» محسوب میشود و با داستانهای کوتاهش شناخته میشود. فیلم عنوانش را از شعر بسیار معروف آلنپو گرفته است اما در ادبیات ما، به دلیل ترجمه داستانهای کوتاهش، با اقبال مواجه شده است.»
اسطیری دربارۀ شخصیت و جهان داستانی آلنپو میگوید:
«موتیفهایی مثل حیوانات شوم و عجیب در کارهای آلنپو بسیار پررنگ است و آنچه که ما امروزه به عنوان ژانر پلیسی میشناسیم با چهرههای درخشانی مثل «آگاتا کریستی» هنوز متولد نشدهاند. در داستانهای آلنپو دستمایههای پلیسی و جنایی بسیار پررنگی وجود دارد و براساس زندگینامههایی که دربارۀ او نوشته شده است آلنپو، شخصیت به شدت خود ویرانگری دارد.»
از ادگار آلنپو تا جهان سینمایی «کلاغ»
مجید اسطیری با دعوت از مینو خانی، اولین سوال خود را از این منتقد سینما و مدرس دانشگاه، چنین مطرح کرد:
«کارگردان فیلم «جیمز مک تیگو» در کارنامۀ کاری خود فیلم «وی برای انتقام» را دارد که آن هم یک کار اقتباسی است. نگاه کلی خود را دربارۀ فیلم «کلاغ» بفرمایید.»
مینو خانی در این نشست توضیح داد که فیلم بیش از آنکه زندگینامهای مستقیم باشد، تلاش میکند مخاطب را با جهان ذهنی و نشانههای آثارآلنپو آشنا کند و نقد خود دربارۀ «ادگار آلنپو» و فیلم «کلاغ» را چنین آغاز کرد:
«از دو منظر میتوان به این فیلم پرداخت؛ یکی از منظر شعر روایی «کلاغ» که از مشهورترین اشعار آلنپو است و اسم این فیلم از روی آن برداشته شده است و یکی از منظر پرندهای به نام کلاغ. من میخواهم از منظر پرندهای به نام کلاغ به این فیلم بپردازم. کلاغ پرندهای است که به دلایل سیاه بودن و صدای ناخوشایندی که نسبت به دیگر پرندگان دارد در بسیاری از فرهنگها نگاه مثبتی به او ندارند و این پرنده را شوم میدانند؛ اما در اسطورهها و نمادها کارکردش پیدا کردن راه حلهاست و نماد خردمندی و تحول و تغییر است.»
خانی نقد خود را چنین ادامه داد:
«فیلم با یک فرضیۀ ساده شروع میشود: مردی با خواندن کتابهای آلنپو تحت تاثیر قرار میگیرد و قتلهای زنجیرهای را رقم میزند.
سیر داستان و رسیدن به این قاتل ما را به خردمندی و راهکار پیدا کردن توسط آلنپو میرساند که از ویژگیهای کلاغ است و در این مسیر داستانهای جدید خلق میشود.»
نشست بر نقش رمزها، نشانهها و ارجاعات داستانی در روند کشف حقیقت در فیلم تمرکز داشت؛ موضوعی که به سبک نوشتاری ادگار آلنپو نزدیک است.
خانی گفت:
«از ویژگیهای دیگر آثار آلنپو که در زندگینامهاش هم آمده این است که با زبان نماد و رمز آشناست و در بسیاری از بخشهای داستان، آلنپو معماها را رمزگشایی میکند و فیلم در لایۀ زیرینش ما را با یکی از مهمترین ویژگیهای این نویسنده آشنا میکند از اسم کلاغ تا رمزگشاییها.»
خانی ادامه داد:
«آلنپو اولین نویسندۀ داستان کوتاه با رویکرد جنایت شناخته میشود و هیچکس قبل از او داستان کوتاه با چنین ویژگیهایی ننوشته است و تاثیر عمیقی که آلنپو بر نویسندگان بعد از خود گذاشت در پایان این فیلم نمایش داده میشود.»
مینو خانی سپس دربارۀ اقتباس از آثار آلنپو و کارنامه کاری کارگردان فیلم کلاغ گفت:
«از بسیاری از آثار آلنپو اقتباس سینمایی ساخته شده است؛ زندگینامۀ خودش در سال 1990، «فروپاشی خاندان آشر در سال 1929، 1950، بعد 1980 و بعد همینطور ادامه پیدا کرده است. دربارۀ کارگردان اثر «جیمز مک تیگو» هم همینطور است؛ فیلمهایی که قبل از کلاغ ساخته است هر دو اقتباسی هستند، در سال ۲۰۱۲ کلاغ را ساخت که این هم یک فیلم اقتباسی است و در سال ۲۰۱۵ فیلم «بازمانده» را ساخت که دیالوگها و موسیقی متن فیلم «کلاغ»، همگی زیرصدای فیلم بازمانده است که نشان از علاقۀ این فیلمساز به این اثر اقتباسی دارد.»
«کلاغ» متعلق به کدام ژانر است؟
اسطیری در ادامۀ این نشست وارد بحث ژانر میشود و این سوال را مطرح میکند که جدا از اینکه ما با یک فیلم جنایی معمایی و پلیسی روبهرو هستیم، حضور شخصیت «ادگار آلنپو» در این فیلم ما را با چه ژانری روبهرو میکند؟
مینو خانی پاسخ میدهد:
«ژانر اساساً به مشخصهها و مولفههای مشترکی که تعدادی از هنرمندان ذیل این مشخصهها اثری را خلق میکنند گفته میشود. ژانر از سال 1960 به بعد به معنای گذشتهاش دیگر وجود ندارد به دو دلیل: اول اینکه جمع بودن هنرمندان زیر یک چتر دیگر وجود ندارد به آن معنا و دوم اینکه در دهههای اخیر هیچ هنرمندی ذیل یک ژانر نمیماند و هنرمندان دوست دارند ژانرهای مختلف را تجربه کنند.»
خانی در پایان این نشست و در ادامۀ پاسخ خود میگوید:
«یکی از جالبترین و مهمترین نکتهها در فیلم این ایده بود که قرار است نویسنده ای بر اساس داستانهای خودش وارد بازی شود. فضای فیلم فضای نوآر یا کمی نئونوآر است؛ تیره و تار، بدیها، خشونت بیش از حد در قتلها، تصویر خون، همه از ویژگیهای ژانر نوآر است. مولفههای بصری، طراحی لباس، طراحی دکور و... همه مختص سده نوزدهم است اما فضای اثرکاملا داستانی است و آنچه که در فیلم نمایش داده میشود تماما در اختیار فیلمنامۀ نویسنده است. «کلاغ»، جنایی است چون قتل دارد، معمایی است چون به دنبال قاتل هستند و با آمدن آلنپو این فیلم مثل مطالعات میانرشتهای، میان ژانری محسوب می شود و حضور خود نویسنده این فیلم را جذاب کرده است.»
در پایان برنامه، مجید اسطیری ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم«یاغی دشت» نمایش داده و نقد و بررسی خواهد شد. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجلۀ میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خود را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین با هماهنگیهای انجامشده، اکرانهای این فصل از رویداد رایگان خواهد بود. علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی میتوانند به صفحۀ اکران فیلمهای «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی @AzadiEBot مراجعه کنند.