دوشنبه 14 اردیبهشت 1405 / خواندن: 7 دقیقه
به همت مجله میدان آزادی

نشست نقد و بررسی اپیزود «چادر مسافرتی» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» برگزار شد

اولین هفته از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، یکی از اپیزودهای منتخب سریال «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «چادر مسافرتی» به کارگردانی «فرزاد رنجبر» به نمایش درآمد؛ نشست نقد و بررسی این فیلم نیز پس از به پایان رسیدن اکران با حضور «محمد صابری» منتقد سینما، «فرزاد رنجبر» کارگردان، «بهار نوحیان» بازیگر و جمعی از دوست‌داران سینما و مخاطبان، در باغ کتاب برگزار شد.

نشست نقد و بررسی اپیزود «چادر مسافرتی» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» برگزار شد

مجله میدان آزادی: در هفتۀ آغازین از فصل چهارم اکران‌های رویداد «نقد و تماشا»، اپیزود «چادر مسافرتی» ساختۀ «فرزاد رنجبر»، عصر یکشنبه سیزدهم اردیبهشت‌ماه در پردیس سینمایی باغ کتاب با حضور کارگردان و بازیگران این اثر، توسط محمد صابری -منتقد هنری- نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:

به گزارش مجله میدان آزادی، فصل چهارم رویداد «نقد و تماشا» با همکاری باغ کتاب تهران از روز یکشنبه سیزدهم اردیبهشت‌ماه آغاز شد. در اولین هفته از این رویداد که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، فیلم «چادر مسافرتی» به کارگردانی «فرزاد رنجبر» که یکی از اپیزودهای منتخب سریال «سرو سپید سرخ» بود به نمایش درآمد؛ نشست نقد و بررسی این فیلم نیز پس از به پایان رسیدن اکران با حضور «محمد صابری» منتقد سینما، «فرزاد رنجبر» کارگردان، «بهار نوحیان» بازیگر و جمعی از دوست‌داران سینما و مخاطبان، در سالن شماره 4 پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد.

این مراسم رأس ساعت 17:30 آغاز شد و پس از اکران اپیزود «چادر مسافرتی»، در ابتدای این مراسم، محمد صابری، منتقد سینما ضمن ابراز دلتنگی برای گفت‌وگوی فرهنگی چهره‌به‌چهره با مخاطبان در طول جنگ و ابراز خشنودی از برگزاری این رویداد سینمایی، در پاسخ به اولین پرسش راجع به کلیت اثر گفت: 

«قبل از پرداختن به اصل مطلب باید به این نکته اشاره کنم که دربارۀ دو سریال «سرو، سپید، سرخ« و «اهل ایران» که در طول جنگ ساخته شد، بی‌انصافی اتفاق افتاد و با کلیدواژۀ «شتاب‌زدگی» مورد نقد قرار گرفتند. اگرچه نقد بیراهی نیست، چراکه واکنش سریع موجب کم شدن کیفیت اثر می‌شود اما سینما باید کنش‌گر باشد.»

او ادامه داد:

«من با کارگردانی صحبت کردم که در سخت‌ترین شرایط مشغول ضبط کردن فیلم بودند. درحالی‌که در کنار شما هموطنانتان شهید می‌شدند شرایط خاصی برای فیلمبرداری وجود داشت؛ زیر بمباران تهران کارگردان باید بازیگران کودک را برای بازی مدیریت می‌کردند و...»

صابری تأکید کرد:

«پرچمداران سینمای جنگ، ابراهیم حاتمی‌کیا، رسول ملاقلی‌پور و... در زمان جنگ شروع به فیلم‌سازی کردند. فیلم «بلمی به سوی ساحلِ» آقای ملاقلی‌پور، شاید کیفیت خوبی نداشته باشد اما ارزشش در این است که در زمان وقوع جنگ ساخته شده است. ضمن اینکه بسیاری از این مجموعه‌ها برخلاف برخی از آثار، از حمایت مالی چندانی برخوردار نبودند.»

محمد صابری اظهار کرد:

«به دلایلی که توضیح دادم، این آثار را نه از نظر مالی و نه از نظر شتابزدگی نقد نمی‌کنم و ضمن تشکر از عوامل ساخت این مجموعه، اپیزود «چادر مسافرتی» را در قالب فیلم کوتاه نقد می‌کنم و نه فیلم بلند.»

صابری در ادامه گفت:

«خلاقیتی که در ایده اتفاق می‌افتد، می‌تواند یک فیلم کوتاه را نجات دهد. فرزاد رنجبر از پیشکسوتان فیلم کوتاه است و از نظرگاه دغدغه‌مندی سراغ داستان و ساختن فیلم می‌رود. برخی اپیزودهای مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ» تاریخ مصرف دارند و فقط در اتمسفر جنگ قابلیت رونمایی دارند اما چادر مسافرتی زمانمند نیست. فقدان گفت‌و‌گو در خانواده، موضوعی است که تاریخ مصرف ندارد و همیشه وجود دارد و این بی‌نسبت با تجربۀ شخصی کارگردان نیست و نشان از دغدغه‌مندی ریشه‌دار رنجبر دارد.»

این منتقد سینمای ایران افزود:

«در فلسفۀ هنر، هر اثری باید ۴ ویژگی داشته باشد تا در دستۀ آثار هنری قرار بگیرد: متریال (از منظر نقاشی بوم و..)، تکنیک و پیام؛ اکثر آثار این سه ویژگی را دارد. ویژگی چهارم سخت‌ترین و مهم‌ترین عنصر در ترکیب موارد بالاست. سبک، مورد آخر هست که به شدت ممزوج با تجربۀ زیستۀ هنرمند و مهم است. در واقع بخشی از جهان‌بینی فیلم‌ساز که تبدیل به روایت شده است، سبک را می‌سازد و این فرصت را به مخاطب می‌دهد که بتواند خودش را در جهان‌بینی فیلم پیدا کند و با آن اتصال برقرار کند. سبک جهان‌بینی شخصی فیلم‌ساز است که تبدیل به روایت می‌شود و مخاطب را به هیجان می‌آورد و با آن ارتباط برقرار می‌کند. عنصر سبک اکتسابی و قابل آموزش نیست و نمی‌توانید از روی دست کارگردان دیگری یاد بگیرید.» 

صابری در پاسخ به این سوال که فیلم چقدر در بازنمایی فضای درست جنگ ایران موفق بوده است، گفت:

«مهم مأموریتی است که برای این دست از آثار قائلیم. بعضی از آثار فقط حس را ثبت می‌کنند مثل سریال اهل ایران که می‌خواستند در مواجهه با فاجعۀ میناب یک لحظۀ احساسی را ثبت کنند یا اپیزود «9:40» همین مجموعۀ سرو، سپید، سرخ که ساعت شهادت رهبر را به تصویر کشید. اما وقتی می‌آییم سمت آثاری که جنبۀ هنری بالاتر و تاریخ مصرف بالاتری دارد، دیگر صرف ثبت ماوقع نیست و جنگ بستری برای روایت داستان خود کارگردان می‌شود مثل «چادر مسافرتی» که واکنش هیجانی به شرایط جنگی نیست.»

صابری ادامه داد:

«در فیلم‌نامه‌نویسی کنشگری سه سطح دارد: کنش درونی که مسائل شخصی و بحران‌های درونی است؛ کنش فردی مثل چالش شخص با خانواده و دوستان و کنش فرافردی است که متأثر از جامعه بیرونی تحمیل می‌شود به زندگی فرد. این سه دسته کنش به شدت در کنش‌های فیلم‌نامه استفاده می‌شوند. طبیعی است که جنگ در دستۀ کنش‌های فرافردی قرار بگیرد. انتخاب فرزاد رنجبر در این فیلمنامه بیشتر توجه به دو کنش اول است تا کنش سوم؛ یعنی کنش درونی و فردی چراکه کارگردان بسیاری از مسائل درون خانواده را پررنگ نمی‌کند مثل مشکلات مالی و... و این انتخاب فرزاد رنجبر بوده است در صورتی‌که کنش فرافردی در بستر جنگ بیشتر می‌تواند ماندگار شود و بعدها برای شناخت جنگ 40 روزه نمی‌توان بعدها به چادر مسافرتی مراجعه کرد و این کارکرد را ندارد اگرچه وجه تمایز و برگ برندۀ آن هم هست چون نسبتش را با جهان خودش مشخص کرده است.»

صابری در پایان نقد خود گفت:

«مواردی مثل کیفیت تصویر، صدابرداری، تصویربرداری، تدوین جای بهتر شدن داشت اما بهتر است نیمۀ پر لیوان را نگاه کنیم.»

«بهار نوحیان»، بازیگر نقش معصومه در اپیزود چادر مسافرتی نیز در این نشست گفت:

«پدر و مادر من بالای 85 سال هستند و عوامل فیلم شرایطی را فراهم کردند تا آن‌ها هم همراه من در لوکیشن فیلمبرداری که شهر قائمشهر بود حضور داشته باشند و اضطراب من خیلی کم شد و بابت این موضوع از تهیه‌کننده و کارگردان تشکر می‌کنم.»

فرزاد رنجبر کارگردان اثر نیز در پاسخ به این سوال که ایدۀ فیلم چه بود گفت:

«من سال 87 ازدواج کردم و با همسرم مثل شب و روز بودیم. ما در زندگی گسل‌های اجتماعی بسیاری را تجربه کردیم و زندگی کردن روی گسل اجتماعی خیلی سخت است؛ چرا که احساس می‌کنی دائم از عزیزانت دورتر می‌شوی. ما در تمام سال‌های زندگی مشترک به یک درکی از یکدیگر رسیدیم؛ تا لبۀ پرتگاه رفتیم و برگشتیم و با وجود تفاوت‌ها و لایه‌های فراوان یاد گرفتیم به هم احترام بگذاریم.»

رنجبر در ادامه توضیح داد:

«احترام یادگرفتنی است و نیازمند یک بلوغ هست؛ بلوغ اینکه با همۀ تفاوت‌ها به هم احترام بگذاریم. اگر من و همسرم با تمام تفاوت‌ها توانستیم زیر یک سقف زندگی کنیم پس 90 میلیون ایرانی هم می‌توانند در ایران کنار یکدیگر زندگی کنند.»

محمد صابری با اشاره به صحبت‌های فرزدا رنجبر گفت:

«تحلیلی که ارائه می‌دهد این است که ما در وطن با وجود تمام تکثرها می‌توانیم کنار هم زندگی کنیم و هنرمندی فرزاد رنجبر در این است که این نگاه را به فیلم تحمیل نکرده است و نشانه‌های ظریفی از این تفکر در فیلم گنجانده است که از فیلم بیرون نمی‌زند و آگاهی خودش را به مخاطب تحمیل نمی‌کند.»

رنجبر در پاسخ به آخرین سوال که بزرگترین چالش کار در شرایط جنگی چیست گفت:

«سراسر چالش است. من یک طرح ناقص داشتم و باید بازنویسی می‌شد و من کارهایم را با وسواس زیادی بازنویسی می‌کنم. روزی که کار را شروع کردیم به خودم گفتم جهانی از سوالات بی‌جوابم! چرا دارم این کار را می‌کنم؟ دارم قمار می‌کنم، که در آن لحظه از تاریخ بتوانم مسئولیت خودم را انجام دهم؛ به خاطر کشورت و تمام چیزهایی که برایت مهم است و به خاطر کسانی که می‌ترسند همه چیز تمام شود و ما با فیلم‌سازی می‌گوییم که ما وجود و حضور داریم و در لحظه‌ای که باید در تاریخ حضور می‌داشتم، بودم و اثر گذاشتم.»

این مراسم رأس ساعت 20 به پایان رسید. دومین اکران از اکران‌های این نشست امروز 14 اردیبهشت راس ساعت 17:30 با اکران اپیزود «تماس» برگزار خواهد شد.
 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
خلاقیتی که در ایده اتفاق می‌افتد، می‌تواند یک فیلم کوتاه را نجات دهد. فرزاد رنجبر از پیشکسوتان فیلم کوتاه است و از نظرگاه دغدغه‌مندی سراغ داستان و ساختن فیلم می‌رود. برخی اپیزودهای مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ» تاریخ مصرف دارند و فقط در اتمسفر جنگ قابلیت رونمایی دارند اما چادر مسافرتی زمانمند نیست. فقدان گفت‌و‌گو در خانواده، موضوعی است که تاریخ مصرف ندارد و همیشه وجود دارد و این بی‌نسبت با تجربۀ شخصی کارگردان نیست و نشان از دغدغه‌مندی ریشه‌دار رنجبر دارد.

فرزاد رنجبر، کارگردان گفت: «روزی که کار را شروع کردیم به خودم گفتم جهانی از سوالات بی‌جوابم! چرا دارم این کار را می‌کنم؟ دارم قمار می‌کنم، که در آن لحظه از تاریخ بتوانم مسئولیت خودم را انجام دهم؛ به خاطر کشورت و تمام چیزهایی که برایت مهم است و به خاطر کسانی که می‌ترسند همه چیز تمام شود و ما با فیلم‌سازی می‌گوییم که ما وجود و حضور داریم و در لحظه‌ای که باید در تاریخ حضور می‌داشتم، بودم و اثر گذاشتم.»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00