مجله میدان آزادی: فصل جدید رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلمهای اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار میشود. در اولین نشست از دور جدید نشستهای هفتگی «نقد و تماشا»، با عنوان چهارشنبههای اقتباسی، چهارشنبه 28 مرداد ماه از ساعت 17، فیلم سینمایی «آمریکایی آرام» (The Quiet American)، محصول مشترک سینمای آلمان و آمریکا در سال 2002، نمایش داده شد. مشروح گزارش اولین اکران از دور جدید رویداد «نقد و تماشا» را در ادامه و به قلم «حنانه شکیبا» بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقد و بررسی فیلم «آمریکایی آرام» به کارگردانی «فیلیپ نویس» در پردیس سینمایی باغ کتاب، به میزبانی «مجید اسطیری» -نویسنده و منتقد ادبی- و با حضور «مینو خانی» -منتقد سینما، پژوهشگر و استاد دانشگاه- نقدوبررسی شد.
فیلم «آمریکایی آرام» ساخته فیلیپ نویس، اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته گراهام گرین است؛ نویسندهای که آثارش طیف متنوعی از داستانهای پلیسی و معمایی تا رمانهای اندیشهمحور و سیاسی را دربرمیگیرد. در این نشست، پیش از آغاز بحث، مجید اسطیری با اشاره به جایگاه گراهام گرین در ادبیات، درباره دو وجه مهم آثار او سخن گفت: آثاری که در قالب داستانهای معمایی و پلیسی نوشته شدهاند و در عین حال از لایههای فکری و اجتماعی عمیقی برخوردارند و دستهای دیگر که مستقیماً به مسائل فکری، سیاسی و انسانی میپردازند.
اسطیری با اشاره به آثاری چون «جان کلام»، «عالیجناب کیشوت»، «مامور معتمد» و «اسلحه برای فروش»، تأکید کرد:
«نمیتوان گراهام گرین را صرفاً نویسندهای در حوزه ادبیات پلیسی دانست. حتی در آثار معمایی او نیز نوعی نگاه عمیق به انسان، سیاست و جامعه دیده میشود؛ ویژگیای که در «آمریکایی آرام» به شکلی آشکارتر خود را نشان میدهد.»
هیچ اثر هنری از «هیچ» آغاز نمیشود
در ادامۀ این نشست مینو خانی در آغاز سخن، فیلم «آمریکایی آرام» را از منظر موضوع و محتوای دارای اهمیت بسیار زیادی دانست که از نظر فرمی نیز قابل قبول است اما ارزش اصلی فیلم را در مسئلهای جستوجو کرد که فیلم برای مخاطب مطرح میکند.
خانی با طرح مفهوم بینامتنیت و با اشاره به دیدگاه میخائیل باختین، توضیح داد که هیچ اثر هنری را نمیتوان کاملاً جدا از آنچه پیش از آن وجود داشته است بررسی کرد.
از نگاه خانی، هر اثر هنری بر بستری از آثار، وقایع، ایدهها و تجربههای پیشین شکل میگیرد. او برای توضیح این موضوع، به نمونه عاشورا اشاره کرد و گفت که آثار بسیار زیادی در حوزههای مختلف درباره این واقعه تاریخی خلق شدهاند، اما هیچیک از این آثار نمیتوانند ادعا کنند که خودشان «ایده اولیه» واقعه را ایجاد کردهاند؛ بلکه همگی بر یک واقعیت تاریخی پیشین تکیه دارند.
خانی «آمریکایی آرام» را نیز از همین منظر بررسی کرد. به گفته او:
«پشت داستان فیلم، تاریخ واقعی ویتنام و مجموعهای از تحولات سیاسی، اجتماعی و نظامی این کشور قرار دارد؛ بنابراین، مخاطب هنگام تماشای فیلم تنها با یک داستان عاشقانه، سیاسی یا جنایی مواجه نیست، بلکه با روایتی روبهرو است که ریشه در یک واقعیت تاریخی گسترده دارد.»
ویتنام در «آمریکایی آرام»: تاریخ دخالت قدرتهای خارجی
خانی یادآور شد که تاریخ مداخلات خارجی در ویتنام بسیار قدیمیتر است؛ ویتنام در طول تاریخ خود بارها با حضور و نفوذ قدرتهای خارجی مواجه بوده است. فرانسه پس از جنگ جهانی دوم بار دیگر تلاش کرد حضور خود را در این منطقه تثبیت کند و همین مسئله بخشی از زمینه تاریخیای را شکل میدهد که «آمریکایی آرام» در آن اتفاق میافتد.
از این منظر، فیلم فقط داستان حضور آمریکا در ویتنام نیست؛ بلکه بخشی از یک تاریخ طولانیتر از دخالت قدرتهای خارجی در سرنوشت این کشور را روایت میکند.
اقتباس؛ زنجیره فرهنگی ادبیات و سینما
در ادامه، خانی وارد بحث اهمیت اقتباس ادبی شد و تأکید کرد که اقتباس میتواند میان مخاطبانی که ابتدا با فیلم مواجه میشوند و متن ادبی ارتباط ایجاد کند. این منتقد سینما گفت:
«بسیاری از مخاطبان ممکن است ابتدا فیلم را ببینند و بعد متوجه شوند که فیلم بر اساس یک رمان ساخته شده است. همین موضوع میتواند آنها را به سمت کتاب سوق دهد و در نتیجه، میان سینما و ادبیات یک زنجیره فرهنگی شکل بگیرد.»
اما در مورد «آمریکایی آرام»، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که رمان گراهام گرین خود بر اساس مشاهدات و تجربههای نویسنده از جهان واقعی شکل گرفته است؛ بنابراین، مسیر ارتباطی میان واقعیت تاریخی، تجربه نویسنده، رمان و فیلم، یک زنجیره چندلایه ایجاد میکند. خانی تأکید کرد که چنین اثری میتواند یک سؤال ساده اما مهم برای مخاطب ایجاد کند: در ویتنام واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟
«نیروی سوم»؛ نجات یا کنترل یک کشور؟
خانی با اشاره به برخی دیالوگهای فیلم، مفهوم «نیروی سوم» را به یکی از الگوهای شناختهشدۀ مداخله قدرتهای بزرگ در کشورهای دیگر مرتبط دانست؛ الگویی که در آن یک قدرت خارجی با ادعای نجات یک جامعه یا ایجاد ثبات، وارد مناسبات داخلی یک کشور میشود.
خانی گفت:
«فیلم نشان میدهد که پشت این ادعای نجات، میتواند منافع سیاسی و اقتصادی دیگری وجود داشته باشد.»
او حتی به شباهت برخی جملات و استدلالهای مطرحشده در فیلم با ادبیات سیاسیای اشاره کرد که مخاطب ایرانی در شرایط امروز نیز ممکن است نمونههایی از آن را بشنود و چمیم ادامه داد:
« با توجه به شرایط اجتماعی سیاسی که ما امروز در ایران مواجه هستیم، فیلم اطلاعات خیلی خوبی رو به ما میدهد. جملات عین جنلاتی است که ما امروز میشنویم که آمریکا برای ایجاد امکانات می آید اما بعد میبینیم که حضورش چه پیامدهایی دارد و چه اتفاقهایی را در کشور رقم میزند.»
خانی در ادامه با توجه به دلایلی که به آن اشاره کرد دربارۀ امتیازدهی به این فیلم گفت:
«با توجه به آنچه گفتم، به لحاظ محتوایی، اگر به این فیلم ۵ ندهم حتما بالاتر از ۵ میدهم؛ «آمریکایی آرام» فارغ از اینکه یک اثر ادبی ارزشمند است، برای به فکر واداشتن مخاطب و تامل کردن بیشتر در واقعیت امروزش، امتیاز بسیار بالایی دارد و انتخاب بسیار خوبی برای این روزهاست.»
شخصیتهای فیلم، نماینده و نماد بخشی از جهان
بخش مهم دیگری از نشست به بررسی شخصیتهای اصلی فیلم اختصاص داشت. این متقد سینما درباره این موضوع گفت:
«هر کدام از شخصیتهای این فیلم جدا از اینکه نماینده بخشی از جهان هستند نماد یک بخش از جهان هم هستند.»
از نگاه خانی، انتخاب سن، ویژگیهای ظاهری و رفتار این شخصیتها تصادفی نیست. توماس فاولر، روزنامهنگار انگلیسی، مردی جاافتاده و محتاط است. او معمولاً با فاصله و تأمل به اتفاقات نگاه میکند و هیجان خود را بهسادگی بروز نمیدهد.
در مقابل، آلدن پایل جوانتر، پرانرژیتر و ظاهراً خوشبینتر است. او نماینده نسلی تازه از قدرت است؛ قدرتی که بهجای چهره سنتی استعمار، با ادبیاتی مدرنتر و با شعار توسعه، نجات و ایجاد شرایط بهتر وارد میدان میشود.
در میان این دو، فونگ قرار دارد؛ زنی که در موقعیتی شکننده گرفتار شده و در سطحی نمادینتر، میتواند نماینده کشوری باشد که میان قدرتهای بزرگ دستبهدست میشود.
خانی تأکید کرد:
«رابطه میان این سه شخصیت را میتوان فراتر از یک مثلث عاطفی دید. فونگ در این مناسبات، گاهی شبیه سرزمینی است که قدرتهای مختلف درباره آینده آن تصمیم میگیرند و خود امکان تعیین سرنوشتش را ندارد. این وضعیت را میتوان استعارهای از رابطه میان کشورهای قدرتمند و جوامع ضعیفتر دانست؛ جوامعی که گاهی قدرتهای مختلف ادعا میکنند قصد دارند از آنها محافظت کنند، اما در نهایت خودشان در موقعیتی قرار میگیرند که دیگران درباره سرنوشتشان تصمیم میگیرند.»
گراهام گرین و مسئله ایمان
در ادامه بحث، نگاه گراهام گرین به مذهب نیز مطرح شد. خانی با اشاره به زندگی و آثار نویسنده توضیح داد که گرین در عین ارتباط عمیق با مذهب کاتولیک، در آثار خود شخصیتهایی پیچیده و گاه متناقض از نظر اعتقادی خلق میکند.
این مسئله در «آمریکایی آرام» نیز قابل توجه است؛ زیرا شخصیتها صرفاً در دوگانه ساده خیر و شر قرار نمیگیرند. هرکدام مجموعهای از باورها، تناقضها و منافع شخصی را با خود حمل میکنند.
وقتی استعمار نسخهای برای جهان مینویسد
در بخش دیگری از نشست، بحث به مسئله نسخهپیچی استعمار برای جوامع دیگر رسید. خانی با اشاره به نمونههای تاریخی و اقتصادی مختلف، این پرسش را مطرح کرد:
«آیا میتوان یک مدل سیاسی یا اقتصادی را بدون شناخت زمینه فرهنگی و اجتماعی، در نقطهای دیگر از جهان اجرا کرد؟»
او با اشاره به رویکردهای انسانشناسانه توضیح داد:
«شناخت یک جامعه نیازمند حضور واقعی در آن جامعه است؛ شناخت زبان، فرهنگ، رفتارها، مناسبات اجتماعی و حتی شیوه زندگی مردم؛ از این منظر، یکی از طعنههای مهم «آمریکایی آرام» میتواند متوجه کسانی باشد که بدون شناخت جامعه ویتنام، برای آینده آن تصمیم میگیرند.»
استعمار در جهان امروز
در ادامه بحث نشست از استعمار کلاسیک به اشکال جدیدتر آن رسید. خانی تأکید کرد که استعمار الزاماً به معنای حضور مستقیم سربازان خارجی در یک کشور نیست. حتی اگر کشوری مثل ایران نفت و گاز نداشته باشد، ساختارهای اقتصادی نیز میتوانند روابطی ایجاد کنند که کشورهای قدرتمند از نیروی کار ارزان، منابع و ظرفیتهای اقتصادی کشورهای دیگر بهره ببرند.
او به نمونههایی از کارخانههای کشورهای آسیایی و تولید کالا برای شرکتهای بزرگ اشاره کرد و توضیح داد:
«اگرچه ویتنام منابع انرژی نداشت و نشانی از حضور نظامی یا سیاسی مستقیم یک قدرت خارجی وجود ندارد اما به دلیل ارزان بودن زمین و دستمزد، میتوان روابط نابرابر اقتصادی را همچنان مشاهده کرد.»
خانی اشاره کرد که از این منظر، «آمریکایی آرام» تنها درباره ویتنام دهه ۱۹۵۰ نیست؛ بلکه میتواند مخاطب را به فکر کردن درباره شکلهای جدیدتر قدرت، وابستگی و استعمار در جهان امروز نیز وادار کند.
فیلمی که مخاطب را به تاریخ برمیگرداند
یکی از نکات مهمی که در طول نشست بارها مورد تأکید قرار گرفت، ظرفیت «آمریکایی آرام» برای ایجاد سؤال بود.
خانی معتقد بود ارزش یک اثر تنها در ارائه پاسخ خلاصه نمیشود؛ گاهی اهمیت یک فیلم در این است که مخاطب را به سمت پرسشهای تازه هدایت کند. این استاد دانشگاه گفت:
«فیلم «آمریکایی آرام» میتواند مخاطب را به پرسشهایی درباره تاریخ ویتنام، استعمار فرانسه، حضور آمریکا، جنگ سرد، کمونیسم، سیاستهای مداخلهگرانه و حتی ساختارهای اقتصادی جهان معاصر برساند. در این نگاه، فیلم نقطه پایان بحث نیست؛ بلکه نقطه آغاز مطالعه و جستوجوست.»
نتیجه شعار «نجات ویتنام»: خشونت، مرگ و بیثباتی
در پایان گفتوگو، خانی تأکید کرد که مفهوم «نیروی سوم» در این فیلم، نیرویی بیطرف و خیرخواه نیست؛ بلکه نیرویی مخرب، نیابتی، استعماری و میلیتاریستی است که با ادعای نجات وارد میدان میشود.
قدرتهای خارجی در فیلم مدعیاند که قصد دارند شرایط بهتری برای مردم ویتنام ایجاد کنند و آنها را از خطرات موجود نجات دهند؛ اما نتیجه این سیاستها، خشونت، مرگ و بیثباتی بیشتر است.
از این منظر، فیلم یک پرسش اساسی مطرح میکند: چه کسی حق دارد درباره اینکه چه چیزی برای یک ملت «بهتر» است تصمیم بگیرد؟
این رویداد با مشارکت حاضران در بحث به پایان رسید. مجید اسطیری، نویسنده، منتقد ادبی و مجری-کارشناس این رویداد، از مخاطبان دعوت کرد سایت مجلۀ میدان آزادی را دنبال کنند و در بخش تعاملی دربارۀ آثاری که از سینمای ایران و جهان دیدهاند نظر بنویسند و مطالب و پروندههای دیگر را مطالعه و دنبال کنند.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشستها به صفحۀ اکران فیلمها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی AzadiEBot@ مراجعه کنید.