مجله میدان آزادی: تصورکنید ساختمانی با نمای زیبا پیش روی شماست اما با وارد شدن به آن، با فضایی تخریب شده و آشفته مواجه شوید. به قطع همان حس خوب و لذتی که از نمای آن بردید از ذهنتان محو خواهد شد. قصه نیز با این تعبیر، روح و محتوایی برای انیمیشن است. در بیست و پنجمین صفحه از پرونده «ماجرای انیمیشن دایرانی» به سراغ یادداشتی مهم و تأثیرگذار با موضوع «نوشتار قصه در انیمیشن» رفتهایم. این یادداشت را به قلم فهیمه کیوان -نویسنده، کارگردان و استاد دانشکده هنر- در ادامه بخوانید:
چرا قصه؟
قصه از ابتدا، حتی از دورهی نقاشیهای غارنشینی با زندگی بشر عجین بوده. قصه محبوب است، چون مردم دوست دارند به تماشای زندگی دیگران بنشینند و به داستانهای متنوع و پرماجرا گوش دهند. پس قصه بدون ماجرا، قصه نیست.
کتابهای آسمانی هم قصه دارند و به همین دلیل، و البته بهدلیل شکل و محتوای اخلاقی آنها که انسان را به تکامل و کمال میرساند، ما کتاب آسمانی را از خود جدا نمیدانیم. وقتی سراغ کتاب آسمانی میرویم، میبینیم قصص قرآن به زیبایی نگاشته شدهاند و حتی در بعضی از آنها، روح انیمیشن را میتوان دید.
ماجرا یعنی فضایی که در آن حتماً یک شخصیت حضور دارد؛ شخصیتی با نقاط قوت و ضعف خاص و هدفی که برای رسیدن به آن، کشمکش و گرهی وجود دارد. ما در مسیری که شخصیت طی میکند، همراه او هستیم تا بدانیم آیا به موفقیت میرسد یا نه. اگر ما نویسنده باشیم، پلهپله ماجرا را پیش میبریم تا به تحول شخصیت نزدیک شویم. در طول این ماجرا، مخاطب باید درسی از درونمایهی اثر و از مشکلی که شخصیت با آن روبهروست، بیاموزد. به این ترتیب، تم یا درونمایهی اصلی داستان در کل اثر نمایان میشود. مثلاً درونمایه یا تم داستان ممکن است شجاعت، استقامت و پایداری، وفاداری به قول و قرار یا حسادت باشد.
بنابراین، داشتن قصهای با ماجرا، گره، موقعیت و زنجیرهی مناسب، از ارکان اصلی یک داستان موفق و از عوامل جذب مخاطب است.

نقاشیهای «غار شووه» در جنوب فرانسه
چرا قصه برای کودک و نوجوان؟
ادبیات با سبکهای مختلف خود طوری طراحی شده که با جامعه در ارتباط باشد. وقتی جهان واقعی و آثار رئال کلاسیک، بازتاب آرزوها و رؤیاهای انسان نبودند و کمکی به لذتبخشی نمیکردند، شاخههای مختلف رمانتیسم شکل گرفتند. یکی از سبکهایی که از درون رمانتیسم تبلور یافت، ادبیات کودک و نوجوان بود؛ همانطور که ادبیات وحشت، مانند «فرانکشتاین» یا «دراکولا» نیز در چنین بستری شکل گرفتند. دنیایی که از بورژوازی خسته شده بود، در رمانتیسم پر از زرق و برق، قدرت و توانایی شخصیتها را پیدا کرد.

کتاب «فرانکنشتاین» اثری از «مری شلی»
اما با وقوع انقلاب صنعتی، ادبیات وارد جهان کارگری و طبقهی کارمندی شد. پیدایش صنعت، این تحول را ضروری کرد. با انقلاب صنعتی، هنر فاخر و جاهطلب به هنر مردمی تبدیل شد و هنر به طبقهی متوسط رسید؛ این تغییر ناشی از پدیدهی رمانتیسم بود. همچنین زنان جهان صنعتی باید وقت خود را به کارخانه و کار صنعتی اختصاص میدادند تا حقوق دریافت کنند، پس لازم بود راهی برای تربیت و سرگرمی کودکان پیدا شود؛ از همین رو، ادبیات کودک و نوجوان قوت بیشتری گرفت.
ادبیات کودک و نوجوان با این هدف شکل گرفت که از همان دوران کودکی با شخصیت و خلق و خوی خود کودک همراه باشد. این ادبیات به شکل امروزی با هدف رشد و تکوین شخصیت کودک و دور شدن او از خودمحوری و محبت محدود به والدین ایجاد شد، تا کودک یاد بگیرد دیگران را دوست داشته باشد، دقیق باشد، تماشا کند، نتیجه بگیرد و به خاطر بسپارد.
چرا انیمیشن؟
قصهای که ما برای کودک و نوجوان میگوییم، با قصه یا داستانی که برای بزرگسالان میگوییم فرقی ندارد. اما از طرفی محدودیتها و از طرف دیگر آزادیهایی در قصهی کودک و نوجوان بهویژه قصهی انیمیشن وجود دارد. از یک طرف محدود میشویم، چون مخاطب ما کودک و نوجوان است، و از طرف دیگر آزادیم که هر گونه خیالی را به نمایش بگذاریم و به آن جان بدهیم، چون کار ما انیمیشن است. شما بهعنوان نویسنده در انیمیشن فرصت تصویرسازی دارید؛ میتوانید فوراً چوب را به اسب تبدیل کنید! در این حوزه تخیل باورپذیر است.
در تخیل باورپذیر میتوانید کودک را قانع کنید که وقتی طوفان میشود، بگوید: «وای، دریا داره غرق میشه!» این سادگی و زیبایی شعرگونه در نگاه کودک، همان چیزی است که نویسندهی کودک و نوجوان باید ارائه دهد.

با دور شدن از مطلقگرایی عقل و واقعیتهای جهان و نزدیک شدن به تخیل، رؤیا و فانتزی، فرصتی برای ذهن خلاق به دست میآید تا به وسیلهی قالب انیمیشن، فضاها، آدمها و موقعیتهایی خلق کند که در جهان واقعی وجود ندارند. این فرصت به کودک اجازه میدهد از آداب، تشریفات و سنتهای کسلکننده دور شود، جهان خشونتگرا و تلخ را ترک کند و با طنز، ادبیات متفاوت، فکاهی، خنده، شوخی، موسیقی، ریتم و رنگ آشنا شود.
پس نویسنده در انیمیشن هیچ محدودیتی ندارد؛ هر چیزی میتواند نوشته شود. اما مهمترین نکته این است که اثر تخیلی شما باورپذیر باشد. اگر باورپذیری ایجاد نشود، کودک آن را تماشا نخواهد کرد. خیالات شما باید به جهان واقعی نزدیک باشد تا کودک باور کند. شما به اشیا و طبیعت جان میدهید، حیوانات را انسانگونه میکنید و به آنها قدرت تکلم میدهید.
در نمایش روی صحنه، تا جایی امکان تغییر وجود دارد که هر اجرا ممکن است با اجرای قبلی متفاوت باشد، اما در انیمیشن اینطور نیست. یک بار فرصت دارید کاراکترتان را طوری خلق کنید که کودک باورش کند، با او بخندد، شاد شود، دوستش داشته باشد و با او همذاتپنداری کند. مهمترین اصل در داستان کودک و نوجوان، همذاتپنداری است. کودک باید خودش را با قهرمان یکی بداند تا درس قصه را فرابگیرد.
بایدها و نبایدهای قصه نوشتن برای انیمیشن
برای گفتن از قصه در انیمیشن، ابتدا باید بدانیم مخاطب ما چه کسانی هستند. انیمیشن میتواند مخاطب بزرگسال و کودک داشته باشد. با نظر به اینکه مخاطب ما کودک و نوجوان است، چند مورد در نوشتن قصه برای انیمیشن کودک و نوجوان باید رعایت شود:
۱: ردهی سنی
باید نسبت به روان و رشد کودکان در سنین مختلف، آگاهی داشته باشیم و با عادات و رفتارهای آنها آشنا باشیم. مثلاً کودک هفتساله با دهساله بسیار متفاوت است؛ بنابراین در قصهگویی باید این تفاوت سنها در نظر گرفته شود.
۲: پیام قصه
پیام قصه میگوید که ما بهعنوان نویسنده چه میخواهیم بگوییم. اگر با کودک و نوجوان حرف میزنیم، قصه باید بر اساس الگوی کلاسیک قصهها باشد؛ یعنی مقدمه، اوج، فرود، گرهگشایی، پیام و درونمایه (تم) داشته باشد. برای کودک و نوجوان پیرنگ جذاب و کشمکش میخواهیم، نه ضدپیرنگ. هدف باید مشخص باشد، تحول شخصیت اتفاق بیفتد، گره و گرهگشایی داشته باشد، قهرمان و ضدقهرمان داشته باشد. شما نمیتوانید برای کودکان داستانی بسازید که دو شخصیت فقط با هم حرف بزنند و پایان مشخصی نداشته باشد. داستان باید حول محور مشخصی مثل شجاعت، دوستی یا وفاداری به قول و قرار باشد و در نهایت پیامی منتقل کند.
2-1: برای کودک، دربارهی کودک، به بهانهی کودک
سه نوع داستانگویی برای کودک و نوجوان وجود دارد: برای کودک، دربارهی کودک و به بهانهی کودک. باید مراقب باشیم که داستان راه خود را گم نکند.
داستان برای کودک: مخاطب مشخص است و داستان مستقیم برای او تعریف میشود.
داستان دربارهی کودک: مناسب آموزش بزرگسالان مانند والدین و مربیان است.
داستان به بهانهی کودک: بدترین نوع داستان کودک است؛ یعنی از کودک بهعنوان وسیلهای برای بیان عقاید بزرگسالان استفاده میشود. این نوع داستان معمولاً در دورههای اختناق و فشار سیاسی رواج دارد. نمونهای از این نوع، «ماهی سیاه کوچولو» است که بهظاهر داستان کودک است، اما مخاطب اصلی آن بزرگسالاناند و تم سیاسی دارد.

«ماهی سیاه کوچولو» نوشتهی «صمد بهرنگی»
۳: شخصیت
شخصیتی که برای انیمیشن نوشته میشود، باید به گونهای باشد که مخاطب با او همذاتپنداری کند.
اساساً هدف از قصههای انیمیشن و قهرمانها این است که کودک، غیر از مادرش، بتواند افراد دیگری را هم دوست داشته باشد. این یک فرصت طلایی است که خودمحوری کودک را کاهش میدهد و پیامهای اخلاقی به او منتقل میشود. شخصیت چندبعدی قهرمان در رشد و تکوین شخصیت کودک نقش مؤثری دارد.
۴: زبان قصه، زبان بدن
زبان اصلی قصه در انیمیشن، زبان تصویر است. در داستانهای نوشتاری شما اجازه دارید با کلمات بازی کنید، اما قصهی انیمیشنی باید ساده، قابل فهم و برای کودک و نوجوان آموزنده باشد. علاوهبر این، لغات و کلماتی که استفاده میکنید باید بسیار ساده، قابل فهم و متناسب با دانش و گنجینهی لغات مخاطب باشند. مثلاً کلمهی «گنج» معنای متفاوتی برای کودک دارد. کلمات باید طوری انتخاب شوند که کودک وسط داستان نپرسد: «این یعنی چی؟» و داستان را از دست ندهد.
از زبان گذشته، گویش قصه در انیمیشن از طریق رفتار بدنی شخصیتها و میم چهرهی آنها منتقل میشود. شما خشم، نفرت، رنج، شک، تردید و دیگر حالات و صفات شخصیت را باید از طریق زبان بدن و میمیک نشان دهید، نه صرفاً با کلمات. مثلاً وقتی کسی با شانههای افتاده بهطرف قبرستان میرود، کودک میفهمد که او غمگین است و دیگر به شنیدن جملهی «من غمگینم» نیاز نیست. یا شخصیت بهجای گفتن «به من چه!» فقط میتواند شانهها را بالا بیندازد.

احساس «شادی» و «شگفتی» در میمیک چهره کاراکتر «پسر دلفینی»
۵: در نظر گرفتن موانع تولید
در کارهای تولیدی باید در نظر داشت که چقدر بودجه برای تهیهکننده تعیین شده است. پاسخ به این سؤال به شما کمک میکند هنگام نوشتن تعداد کاراکترها، محدودیت زمانی، هزینهی طراحی فضا، انیمیت و صداگذاری و... را در نظر بگیرید. بهطور مثال، طراحی هر کاراکتر هزینهی بالایی دارد و اگر بودجه کم باشد، نمیتوان قصهای مثلاً با ده کاراکتر و پنج لوکیشن نوشت. بنابراین، در نظر گرفتن بودجه به شما کمک میکند «تولیدی» بنویسید.
۶: در نظر گرفتن تکنیک تولید
کات اوت، انیمیشن دوبعدی یا سهبعدی، هر کدام محدودیتهای خود را دارند. شیوههای مختلف بازی با رنگ، روی نفت یا روغن و سایر تکنیکهای انیمیشنسازی، برای نویسنده محدودیت ایجاد میکنند. بهعنوان نویسنده باید این محدودیتها را تا مرز کارگردانی در نظر بگیرید.
۷: دوز حداقلی از خشونت، وحشت و مسائل منفی
برای مخاطب کودک باید نسبی و خاکستری عمل کرد، اما خاکستری روشن؛ یعنی خشونت و فجایع به غلظت واقعی خود ارائه نشوند، زیرا کودک صدمه میبیند.
ممکن است ادبیات وحشت را با ادبیات کودک و نوجوان ترکیب کنید و کاری بسازید مانند «ارباب حلقهها» یا «هری پاتر»، اما باز هم باید مراقب بود که هراس واقعی به کودک منتقل نشود. گرچه در سبکهای مدرن هراس و خشونت بخشی از ذات اثر است، اما چنین مؤلفههایی برای مخاطب کودک باید با شدت بسیار کم مطرح شود، وگرنه آیندهی کودک پر از خشونت و بیرحمی خواهد شد! هدف انیمیشن کودک، بیدار کردن عطوفت و کمال انسانی است. اساساً برای کودک انیمیشن میسازیم تا کودک علاوهبر خودمحوری و دوست داشتن والدین، بتواند قهرمان داستان را هم دوست داشته باشد، با او همذاتپنداری کند و از او الگو بگیرد.

رمان «هری پاتر» اثر « جی.کی. رولینگ»
جنبشهای ادبی و وقایع جهان در خلق اثر برای ادبیات کودک و نوجوان تأثیرگذارند، اما باید توجه داشت که تحولات اجتماعی و فلسفههای پیچیده برای کودک مناسب نیستند. کودک نباید با جهانی پر از رنج و غم از دست دادن مواجه شود. او باید زندگیاش را با امید آغاز کند. بنابراین نباید کودک را ابزار یا وجهالمصالحهی فلسفهها و شرایط اجتماعی کرد.
۸: استفاده از واسطهها و طنز در قصه
طنز از ملزومات اولیهی هر اثر انیمیشنی است. طنز، مایهی توفیق یک اثر است. اساساً طنز در اثر، اگر درست به کار رود، موفقیت ایجاد میکند. طنزی که برای کودک استفاده میکنیم با طنز بزرگسال تفاوت دارد. طنز بزرگسال ممکن است مخاطب را به تفکر وادارد، اما طنز کودک باید دستمایهی خنده باشد و در عین حال سطحی هم نباشد. باید پیام کوچکی در زیر پوست طنز نهفته باشد.
فیلسوفان قدیم میگفتند اگر هفت مرتبه به مصادیق مختلف یک مسئله بپردازید و آن را طنزآمیز ارائه کنید، مخاطب تکان خواهد خورد و با خود فکر میکند: «حالا باید این کار را انجام بدهم.» این روش باعث میشود پیام، درونی و ملکهی ذهن شود. آیا کسی بهتر از چاپلین میتوانست نشان دهد چگونه انسان میتواند ابزار شود؟ فیلمهای او که دربارهی عصر ماشینی ساخته شدند، نمونهای از این طنز تلخ اما مؤثر هستند.
برای حفظ جذابیت طنز در کنار سفر قهرمان، باید شخصیتی همراه قهرمان داشته باشید. کسی که کنار شخصیت داستانی حضور دارد و به ایجاد خنده و موقعیتهای طنز کمک میکند.
در داستان «پینوکیو»، اردک همراه او، بسیار تأثیرگذار است. این اردک، شخصیت واسطه است؛ کسی که به بازنگری خطاهای قهرمان کمک میکند تا کودک متوجه اشتباهات او شود. انگار این جوجهاردک نقش مادری را دارد که همراه کودک است و با جذابیت، خنده و حرکتهای زیبا، تلنگر میزند، پند اخلاقی دارد و راه درست را به پینوکیو نشان میدهد. در «افسانهی مولان»، نیمچه اژدهای خندهداری همراه مولان است و بار طنز اثر را به دوش میکشد. بنابراین، هیچ اثر کودک و نوجوانی بدون طنز به موفقیت نمیرسد.

انیمیشن «مولان»
چه کسی اجازه دارد برای کودک قصهی انیمیشنی بنویسد؟
دربارهی شرایط یک نویسندهی انیمیشن، موارد زیر اهمیت دارد:
۱. آشنایی با روانشناسی رشد
نویسندهی کودک و نوجوان قبل از هر چیز باید با روانشناسی رشد کودک آشنا باشد. رفتار کودک پنجساله با هفتساله و نهساله متفاوت است و با نوجوان دوازدهساله نیز تفاوت دارد؛ نوجوانی که گاه بسیار کودک است و گاه مانند یک جوان صحبت میکند. شناخت روانشناسی کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، از الزامات نویسندهی موفق است. یعنی نویسنده باید بداند چه ماجراها و داستانهایی برای هر سن مناسب است.
۲. آشنایی با قواعد نوشتن برای قالببندیهای مختلف انیمیشن
نویسنده باید بداند اثرش برای چه رسانهای است: تلویزیون، فیلم سینمایی، جشنوارهی داخلی یا بینالمللی، یا برای ارگان خاص با پیام مثلاً سلامت و محافظت از کودک. هر قالب و سبک، نوع و سبک نگارش را تغییر میدهد.
نوشتن انیمیشن برای ارگانها و فرهنگسازی، مانند نوشتن تبلیغ باید جذاب باشد؛ اگر جذاب نباشد و مخاطب را نگیرد، بیتأثیر خواهد بود. مثلاً اگر انیمیشن کوتاهی دربارهی رعایت حال اقتصادی خانواده میسازید، میتوانید کودکی را نشان دهید که آشپزی میکند؛ این ایده جذابیت انیمیشن را دارد و در عین حال مراحل پخت غذا را به کودک میآموزد. در غیر این صورت به کودکی که پدر و مادرش تنهایش میگذارند و میگویند که «ما امروز اضافهکاری داریم خودتان برای خودتان غذا بپزید!» کمکی نکردهاید. پس میتوانیم با انیمیشن بهنحو نامحسوس کمک کنیم کودکان بهتر زندگی کنند و مهارتهای زندگی را یاد بگیرند. در غیر این صورت، کودکان ممکن است آموزش لازم را از جایی دریافت نکنند و در دنیای واقعی با خطا و آشفتگی مواجه شوند.
۳. آشنایی با قواعد نوشتن برای تکنیکهای مختلف ساخت انیمیشن
نویسندهی انیمیشن باید بتواند تکنیک مناسب را برای قصهاش پیشنهاد دهد یا برعکس، براساس تکنیک پیشنهادی کارگردان پیش برود. اگر میخواهید انیمیشنی رئال، مستند، تاریخی، در معرفی شخصیتهای علمی، هنری، فرهنگی یا قهرمان سرزمینتان بسازید، باید سراغ انیمیشن سهبعدی بروید.
در تکنیک دوبعدی تمرکز روی قصهگویی کودکانه است؛ این یعنی قواعد داستانگویی اغراقآمیزتر میشوند، از زندگی واقعی فاصله میگیرند و فضا برای ورود تخیلات باز است.
حالا اگر تکنیک کاتاوت را انتخاب کنید که خلاصهای از خلاصه است، شما پیشنهاد حرکتی برای تصاویر ارائه نمیدهید و نقاشیها ثابت هستند. با نقاشی و رنگها فقط کمک میکنید دوربین بهنحوی حرکت کند که قصهی ساده و اثر شما با روش کاتاوت به نمایش درآید. در کاتاوت، دوربین عامل اصلی ایجاد حرکت است.
۴. ذهن تصویری و موسیقایی قوی (نوشتن تا لحظه کارگردانی)
نویسندهی قصهی انیمیشن فقط نویسنده نیست؛ او عکاس هم هست. نویسنده باید تمام جزئیات ریز داستان و خیال خود را تا مرحلهی اجرا در نظر داشته باشد و تا مرحلهی کارگردانی آنها را ارائه کند. نمیتواند فقط متن بنویسد و تصور کند عین آن اجرا خواهد شد.
گاهی نویسندگان وقتی کار انیمیشنشان را میبینند، آن را نمیشناسند و میگویند: «این چیزی است که من نوشتم؟» زیرا به ابعاد مهمی ازجمله ریتم، موسیقی، پردازش فیزیک شخصیت، روح و روان شخصیت، مکانها و فضای داستان، زمان وقوع حادثه، وضعیت هوا (طوفانی، آرام، آفتابی یا مهتابی) و سایر جزئیات توجه نکردهاند و نپرداختهاند. بنابراین کارگردان همهی این موارد را با سلیقه و تصویرگری ذهنی خود اجرا میکند و نتیجه ممکن است خارج از تصور نویسنده باشد.
ضمن اینکه شما هزاران نوع افکت در انیمیشن دارید. افکتها شامل صداهای طبیعت مانند باران، فصلها، پرندگان، سرما، طوفان، گردباد و غیره میشوند که باید بر اساس نیاز داستان و لوکیشن کار کودک از این تنوع بصری در فیلمنامه استفاده کنید و آنها را بهصورت دقیق ذکر کنید.
علاوهبر این، کارآواها هم وجود دارد. هر شغل و فعالیت، یک آوا دارد. وقتی یک آهنگر پتک میزند، یک موزیسین موسیقی خلق میکند یا یک آشپز سبزیجات را خرد میکند و زیر لب چیزی زمزمه میکند، اینها کارآوا هستند. مجموعهای از موسیقی، صدا، گویش شخصیت، لوکیشن، فضا و ضربآهنگ، همه در خدمت موضوعی هستند که برای شخصیت انیمیشنی شما اتفاق میافتد و همهی اینها باید در فیلمنامه نوشته شوند تا در لحظهی کارگردانی آماده باشند.
۵. آشنایی با بوم و نمادهای تصویری
نمادها در فرهنگ ما بسیار هستند و میتوانند به زیبایی و تکمیل ترکیببندی تصویری (کمپوزیسیون) انیمیشن کمک کنند. البته استفاده از نمادها برای چندلایه کردن متن و دیالوگها شاید چندان برای انیمیشن کودک و نوجوان مناسب نباشد. در انیمیشن کودک و نوجوان نمادها بیشتر برای ایجاد ترکیببندی بصری و انتقال حس به کار میروند.
مثلاً برای نشان دادن شادی، غم یا خشونت میتوان از نمادهای تصویری کمک گرفت. اگر ماه نماد زیبایی زن باشد، برای نشان دادن یک دختر زیبا میتوان در شب مهتابی، ماه را روی صورت او قرار داد. یا مثلاً وقتی شخصیت داستان نگران دسیسههای یک پیرزن جادوگر است، میتوان پیرزن را از فضایی عبور داد که پر از مار است. بنابراین استفاده از نمادها بیشتر بصری است تا گفتاری، چون کودک قادر نیست پیچش نمادین و چندلایه بودن دیالوگها را درک کند.

پیرزن جادورگر در مسیر تاریک نمونهای از نماد دسیسه و حیله
بومشناسی و شناخت جغرافیای شخصیت نیز اهمیت زیادی دارد. مثلاً در کارهای خارجی، شخصیتهای منفی اغلب با ویژگیهای کلیشهای مثل سر سیاه نمایش داده میشوند، در حالی که در کار ایرانی، شخصیت باید مشخصههایی داشته باشد که هویت ایرانی او را نشان دهد؛ موسیقی، صدا، ظاهر، لهجه و گویش شخصیت باید بر اساس جغرافیای منطقهی او مشخص شود. تفاوت رفتار و واکنش شخصیتها در محیطهای مختلف طبیعی نیز اهمیت دارد؛ مثلاً شخصیتی که در کویر زندگی میکند، برای به دست آوردن آب یا غذا باید تلاش بیشتری کند تا شخصیت دیگری که در محیطی سرسبز زندگی میکند. همین عامل محیطی شخصیت کویری را با پرتلاش بودن از شخصیت دیگر مناطق جدا میکند.
چه داستانهایی برای انیمیشن مناسب هستند؟
مسلماً داستانی برای انیمیشن مناسب است که مقدمه، اوج و فرود داشته باشد، شخصیت مثبتی داشته باشد که هدفی را دنبال میکند و در مسیر رسیدن به آن هدف با موانع، مشکلات و گرهها مواجه میشود. از طریق این ماجرا، ضمن سرگرم کردن کودک و ایجاد تفریح و جذابیت، شادی و امید منتقل میشود. کودک میتواند با چنین قهرمانی همذاتپنداری کند.
تم یا درونمایهی داستان هم اهمیت دارد. درونمایهی داستان، نکات اخلاقی و منش شخصیت را نشان میدهد؛ مثلاً اگر شخصیت قلدری کند یا کودکان دیگر را مسخره کند، ممکن است نتواند در زندگی اجتماعی محبوب شود یا راه درست را پیدا کند.
سبکهای مدرن یا پستمدرن برای کودک که هنوز تجربیات اولیه را ندارد، مناسب نیستند. نوشتههای تکواره که فقط یک موقعیت کوتاه برای یک یا دو شخصیت دارند و ماجرا ندارند، مناسب انیمیشن نیستند.
پایانبندی قصه در انیمیشن
داستان انیمیشن باید حتماً ماجرا داشته باشد، اوج و فرود داشته باشد و پایان مشخص داشته باشد. داستان باید کوتاه و ساده باشد. نویسنده باید مانند یک عکاس به جزئیات توجه کند. طنز و کوتاهی جملات از قوانین مهم انیمیشن کودک هستند.
تخیل اصل اولیهی داستاننویسی برای کودکان و نوجوانان است، زیرا کودک قادر است یک چوب را اسب بداند و ساعتها با آن بازی کند. پس نویسندهی انیمیشن این فرصت را دارد که تخیلات خود را به مخاطب کودک و نوجوان ارائه دهد.
و آخرین نکته اینکه از ضربالمثلهای فارسی که مهمترین زبان کلاسیک زنده دنیاست میتوان حداکثر استفاده را در انیمیشن برد، به دو دلیل:
1. ضربالمثلها به حفظ و ماندگاری زبان شیرین فارسی و درک بهتر کودک از لغات کمک میکنند.
2. ضربالمثلها قابلیت تصویری شدن دارند، میتوانند در پیشبرد داستان و ریتم و آهنگین شدن دیالوگها نقش داشته باشند و معنا را بهشکلی جذاب منتقل کنند.