مجله میدان آزادی: امروز 26 مردادماه سالروز درگذشت «آقای بازیگر» ایران «عزتالله انتظامی» است. هنرمندی که بسیاری ارمرزهای سینمای ایران را جابجا کرد. به همین مناسبت در این یادداشت به سراغ زندگی هنری و آثار او رفتهایم. تکنگاری این هنرمند برجسته سینما را، به قلم مریم رضایی بخوانید:

عزتالله انتظامی (1397-1303)
تولد و ریشهها؛ بچۀ سنگلج
«عزتالله انتظامی» در ۳۱ خرداد ۱۳۰۳ در محلۀ سنگلج تهران به دنیا آمد. او خودش همیشه با غرور و محبت از سنگلج یاد میکرد و جملۀ معروفش ـ «من عزتم، بچۀ سنگلج.» ـ در ذهنها به یادگار مانده است. او با دقت در زبان، لحن، شيوۀ راه رفتن و نگاه تیپهای مختلف مردم در تهران قدیم، گنجینهای برای خود ساخت که پایۀ شخصیتپردازیهای ماندگارش شد.
عزتالله انتظامی پس از پایان تحصیلات مقدماتی، راهی هنرستان صنعتی تهران شد و در رشتۀ برق تحصیل کرد.
از لالهزار تا تئاتر نوین ایران
ورود انتظامی به دنیای هنر، نه از دروازۀ رسمی و آکادمیک، بلکه از دلِ ریشهدارترین و پرطرفدارترین هنر تئاتر اولیۀ ایران رقم خورد: هنر «پیشپردهخوانی» در تماشاخانههای لالهزار. او از حدود سیزدهسالگی پا به دنیای این هنر گذاشت؛ هنر عامیانهای که در آن، هنرمندان با آمیزهای از شعر، طنز و بداههگویی، تماشاگر را سرگرم میکردند تا نمایش اصلی آغاز شود.
این تجربۀ پیشپردهخوانی، به او جرئت رفتن روی صحنه و آشنایی با زبان مردم را داد؛ همان دو عنصری که در کارنامۀ بزرگش همیشه میدرخشید.

عکسی از «عزتالله انتظامی» در دوران نوجوانی
در سال ۱۳۲۰، نخستین نمایش حرفهای خود را با عنوان «التیماتوم»، نوشتۀ «پرویز خطیبی» و به کارگردانی «اصغر تفکری»، در تئاتر پاریس لالهزار اجرا کرد. او تا سال ۱۳۲۶ در بیش از ده نمایش نقشآفرینی کرد و نامش کمکم در میان اهالی تئاتر شناخته شد. نقطهعطف این دوره، پیوستن به حلقۀ «عبدالحسین نوشین»، بنیانگذار تئاتر نوین ایران بود. نوشین با آموزههای نوین نمایش اروپایی، قصد داشت تئاتر ایران را از تفنن و سرگرمی صرف به هنری جدی، اندیشهمحور و متعهد تبدیل کند؛ و انتظامی یکی از شاگردان برجستۀ گروه او در تئاتر سعدی شد.
رابطۀ انتظامی با نوشین فراتر از یک رابطۀ استاد و شاگردی بود. سالهایی که نوشین بهدلایل سیاسی ناگزیر به زندگی مخفیانه شد، مدتی در خانۀ عزتالله انتظامی پناه گرفت.
سفر به آلمان؛ درسِ تئاتر مدرن
عزتالله انتظامی در سال ۱۳۲۶ برای ادامۀ تحصیل راهی آلمان شد. او در شهر هانوفر آلمان، به یک مدرسۀ شبانۀ آموزش سینما و تئاتر پیوست و در آنجا مبانی بازیگری مدرن، تکنیک صحنه و نگاه علمی به هنر نمایش را آموخت و از مهمترین بازیگران موج نوی سینمای ایران شد.
«گاو» نوید ظهور یک پدیده در سینمای ایران
اگر بپرسند کدام فیلم، عزتالله انتظامی را جاودانه کرد، پاسخ بیتردید «گاو» است. این فیلم در سال ۱۳۴۸ و به کارگردانی «داریوش مهرجویی»، بر پایۀ داستان «عزاداران بیل» از «غلامحسین ساعدی» ساخته شد. داستان دربارۀ «مشحسن»، دهقانِ فقیری است که گاو خود را تنها داراییاش میداند و پس از مرگِ گاو، آنچنان در غم و انکار فرو میرود که خود را گاو میپندارد.

نقشآفرینی «عزتالله انتظامی» در نقش «مشحسن» در فیلم «گاو» ساختۀ «داریوش مهرجویی» سال 1348
انتظامی در نقش مشحسن بهقدری عمیق و بیپیرایه بازی کرد که تماشاگر نه بازیگر، بلکه دهقانی واقعی با قلبِ شکسته را میدید. «گاو» در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) به جشنوارۀ ونیز راه یافت و در حالیکه حتی زیرنویس قابل درکی برای تماشاگران خارجی نداشت، جایزۀ فیپرشی، جایزۀ فدراسیون بینالمللی منتقدان فیلم را از آن خود کرد. در همان سال، انتظامی برای همین نقش، نخستین جایزۀ بینالمللی یک بازیگر ایرانی را رقم زد: «هوگوی نقرهای» بهترین بازیگر مرد از جشنوارۀ بینالمللی فیلم شیکاگو. و چون اولین بازیگر ایرانی بود که موفق به دریافت جایزۀ بینالمللی شد، لقب «آقای بازیگر» را از آن خود کرد.
همکاری انتظامی و مهرجویی به «گاو» ختم نشد و به یکی از عمیقترین و کمنظیرترین رابطههای کارگردان و بازیگر تاریخ سینمای ایران تبدیل شد: «آقای هالو» (۱۳۴۹)، «پستچی» (۱۳۵۰)، «دایرۀ مینا» (۱۳۵۳)، «اجارهنشینها» (۱۳۶۵)، «هامون» (۱۳۶۸) و «بانو» (۱۳۷۰) حاصل این همکاری پربار بود.
«هزاردستان» و همکاری با علی حاتمی
مهمترین همکاری این دو، مجموعۀ سینمایی-تلویزیونی «هزاردستان» بود؛ اثری ماندگار دربارۀ اوضاع ایران در آستانۀ مشروطه. اثری که بهنوعی ضیافت ستارگان سینمای ایران بود. انتظامی در این اثر در کنار بزرگانی چون «علی نصیریان»، «محمدعلی کشاورز»، «جمشید مشایخی»، «داوود رشیدی»، «پرویز پورحسینی» و دیگران نقشآفرینی کرد. او نقش «خان مظفر» را بازی کرد؛ تیمسارِ مرموز، قدرتمند و زیرک دوران قاجار که با نگاه نافذ، دستورهای آهسته و وقار توأمان، یکی از ماندگارترین شخصیتهای تاریخ سریالسازی ایران شد. علاوهبر آن در فیلمهای «ستارخان»، «حاجی واشنگتن» و «کمالالملک» نیز به زیبایی و کمال نقشآفرینی کرد.

نقشآفرینی «عزتالله انتظامی» در نقش «خان مظفر» در فیلم «هزار دستان» ساختۀ «علی حاتمی» سال 1358
انتظامی در آخرین اثر «علی حاتمی»، یعنی «جهانپهلوان تختی» نیز با او همکاری کرد که این پروژه با مرگ نابهنگام بزرگترین کارگردان ملی ایران ناتمام ماند. نتيجۀ سالها همکاری انتظامی با استاد مسلم سینمای ایران، علی حاتمی، یک دوستی و محبت عمیق بود. بهطوری که در پروژۀ آخر علی حاتمی یعنی «جهانپهلوان تختی»، عزتالله انتظامی که نقش پدر تختی را بازی میکرد، در صحنۀ به دنیا آمدن تختی که جان مادر و کودک در خطر بود، باید از خدا میخواست که خانوادهاش را از او نگیرد، ولی استاد انتظامی که نگران سلامتی دوست عزیز خود بود، با گریۀ زیاد گفت: «خدایا علی را از ما نگیر.»
شکارِ نقشهای تاریخی و تلویزیونی
عزتالله انتظامی در کنار حاتمی و مهرجویی، با تقریباً همۀ کارگردانهای صاحبنام ایران چون «ناصر تقوایی»، «محسن مخملباف»، «رخشان بنیاعتماد»، «بهروز افخمی»، «بهمن فرمانآرا»، «سید ضیاءالدین دری»، «مسعود جعفری جوزانی»، «مسعود کیمیایی» و... کار کرد و هر بار برگ تازهای از تواناییاش را نشان داد.
حاصل این همکاریها بازیهای ماندگار او در فیلمهای «ناصرالدینشاه آکتور سینما» ، «حکم»، «روسری آبی»، «دیوانه از قفس پرید»، «خانهای روی آب»، «شیر سنگی»، «روز فرشته»، «دایرۀ مینا»، «محاکمه»، «زادبوم»، «گاوخونی»، «خانۀ خلوت» و... است. او همچنین در مستند «عشقپرداز» در کنار استاد «محمود فرشچیان» حضور داشت.
بازی در نقشهای ماندگار و همکاری با کارگردانهای بزرگ سینمای ایران، جوایز متعددی برای او بههمراه داشت، ازجمله یازده بار نامزدی دریافت سیمرغ بلورین بهترين بازیگر مرد جشنوارۀ فیلم فجر که در نهایت شش سیمرغ را از آن خود کرد. او که از بانیان موزۀ سینما بود، همۀ جوایز داخلی و خارجی خود را به این موزه اهدا کرد.
عشق به آموختن؛ ورود به دانشگاه در میانسالی
شاید کمتر داستانی در تاریخ هنر ایران، بهاندازۀ ورود عزتالله انتظامی به دانشگاه، هم شگفتانگیز و هم الهامبخش باشد. او در سال ۱۳۴۸ در حالیکه چهل و پنج سال داشت و بهدلیل سالها فعالیت در تئاتر و درخشش در فیلم «گاو» بین مردم و اهالی هنر نامدار بود، تصمیم گرفت تحصیلات آکادمیک خود را در زمینۀ تئاتر آغاز کند. او به پاسِ سوابق هنری، بدون آزمون به دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و به تحصیل در رشتۀ تئاتر پرداخت.

عکسی از «عزتالله انتظامی» در دوران نوجوانی
این حرکت، در جامعۀ هنری هم شگفتی برانگیخت و هم احترام. ستارهای که در اوج شهرت بود، با کمال فروتنی، پشت میز دانشگاه نشست و دانشجوی معمولی شد. او سرانجام در سال ۱۳۵۱ با کسب «امتیاز بسیار خوب» و همراه با تشویق کتبی از استادانش من جمله «بهرام بیضایی» در رشتۀ تئاتر فارغالتحصيل شد.
اخلاق حرفهای او نیز زبانزدِ همه بود؛ وقتشناس، منظم، منضبط و مهربان با تازهکارها. او هرگز خودش را «استاد مطلق» قلمداد نمیکرد و با تمام بزرگیاش، همواره خود را «شاگرد صحنه» میخواند.
عزتالله انتظامی از محبوبیتش در میان اهالی هنر و مردم، در جهت کارهای خیر بهره میبرد. او همیشه با دعوت از بزرگان بازار برای گلریزان، بارها به مردم گرفتار، ازجمله مردم جنگزدۀ افغانستان کمک کرد. زمانی که استاد انتظامی ریاست خانۀ تئاتر را بر عهده داشت تمام تلاش خود را برای گرهگشایی از کار هنرمندان بهخصوص پیشکسوتان به کار گرفت.
سبک بازیگری؛ سکوت نافذ و جسم صادق
بازیگری عزتالله انتظامی را نمیتوان در یک مکتب خلاصه کرد. او ترکیبی بدیع از سه جریان بود: شیوۀ کلاسیک و اصولی که از مدرسۀ نوشین آموخته بود، دانش مدرنِ بازیگری که از تئاتر آلمان فرا گرفته بود و اصالتِ تیپهای اصیلِ ایرانی که از بازار و کوچههای تهران قدیم به ارث برده بود.

سکانسی از فیلم «روسری آبی» با نقش آفرینی «عزتالله انتظامی» و «فاطمه معتمدآریا»
آنچه او را از همعصرانش متمایز میکرد، تسلط فوقالعاده بر زبان بدن و چشم بود. او حتی در سکوتها نیز داستان را روایت میکرد؛ نگاه عمیق، شیوۀ تنفس و تُنِ صدای او، امضای شخصیاش بود و در هر نقش، لحنش را با ظرافت تغییر میداد؛ مثل همان تفاوتِ ظریف میان مشحسنِ دهقانِ ساده و خان مظفرِ مقتدر.
او هنرِ «خدمت به نقش» را بلد بود و هرگز شخصیت را فدای خودنمایی خود نمیکرد. برای همین کارگردانهای بزرگ دوستش داشتند.
کتابها و مستندهای ساختهشده دربارۀ عزتالله انتظامی
شخصیتِ پرمؤلفه و کارنامۀ عظیم عزتالله انتظامی، الهامبخش پژوهشگران و مستندسازان بسیاری شد:
«آقای بازیگر؛ زندگی و آثار عزتالله انتظامی» (هوشنگ گلمکانی): کتابی مشهور که منتقد و سردبیر نشریۀ «فیلم» گردآوری کرده و شامل گفتوگوهای مفصل با اوست؛ از زندگی شخصی تا تحلیل موشکافانۀ تکتک نقشهایش.
«من عزتم، بچۀ سنگلج» (نشر سخن، ۱۳۹۲): شناختنامهای که براساس خاطرات و گفتههای خود او شکل گرفته و روایتی صمیمی از محلۀ کودکی و مسیر هنریاش ارائه میدهد.
«جادوی صحنه؛ زندگی تئاتری عزتالله انتظامی» (اعظم کیانافراز): اثری تخصصی که به بررسی دقیق فعالیتهای نمایشی او از پیشپردهخوانی تا تئاترهای مدرن او میپردازد.

«… و آسمان آبی» (غزاله سلطانی): از مهمترین مستندهای پرتره دربارۀ او که در آن خودِ انتظامی با آرامش همیشگیاش به روایت خاطرات، دغدغهها و نگاهش به زندگی پرداخته است.
همچنین، جایزههای نفیس او، ازجمله هوگوی نقرهای شیکاگو، در موزۀ سینمای ایران نگهداری میشود و منزل مسکونیاش در بلوار اندرزگو بهعنوان «خانهموزۀ انتظامی» ثبت شده تا یادش برای نسلهای آینده پایدار بماند.
تقدیر یونسکو از او؛ هنرمندی در تراز جهانی
یکی از والاترین افتخارات زندگی انتظامی، سالها پیش از مرگش رقم خورد. در سال ۱۳۸۵ (سپتامبر ۲۰۰۶)، سازمان یونسکو در مقر اصلی خود در پاریس، مراسم بزرگداشتی برای او برگزار کرد و نمایشگاهی از پوستر فیلمها و عکسهای آرشیویاش برپا شد. او نخستین بازیگر ایرانی بود که از سوی این سازمان جهانی مورد تقدیر قرار گرفت.
درگذشت و وداعِ ملی
عزتالله انتظامی در ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، در نود و چهارسالگی در تهران درگذشت. پیکر او دو روز بعد، از مقابل تالار وحدت، همانجایی که سالها با تئاترش خاطره آفریده بود، تشییع شد و خیلِ عظیمی از مردم، هنرمندان و مسئولان، او را با اشک، احترام و نهایتِ قدردانی بدرقه کردند تا «آقای بازیگر» برای همیشه در خاطرۀ جمعی ایرانیان ماندگار بماند.

«مجید انتظامی» موسیقیدان و آهنگساز برجسته ایران در کنار پدرش «عزتالله انتظامی»
استاد انتظامی، علاوهبر نقشهای ماندگار خود، یادگار ارزشمند دیگری را هم برای هنر این سرزمین به جا گذاشته؛ استاد «مجید انتظامی»، فرزند بزرگ ایشان، موسیقیدان و آهنگساز برجستۀ ایرانی که ملودیهای ماندگارش در «بوی پیراهن یوسف»، «از کرخه تا راین» و «سمفونی ایثار» و «سمفونی خرمشهر» تا همیشه در ذهن هر ایرانی میماند.