چهارشنبه 23 اردیبهشت 1405 / خواندن: 6 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه دویست‌ونوزدهم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» ساختۀ «محمد پایدار»

فیلم‌های اول و دوم کارگردان‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته آن‌هایی که در جشنوارۀ فجر به نمایش درمی‌آیند و حتی گاه رنگ پرده را هم می‌بینند، اما خروجی چنان خام‌دستانه و ابتدایی ا‌ست که پس از آن نمایش اول، خودشان و کارگردان‌شان برای همیشه به باد فراموشی سپرده می‌شوند؛ اما دستۀ دوم که معمولاً تعدادشان هم بیشتر است پس از گرفتن بازخوردهای عموماً مثبت از جشنواره یا اکران عمومی، نوید حضور و ظهور یک فیلمساز قابل اعتنا را می‌دهند که احتمالاً می‌توان منتظر کارهای بعدی‌اش ماند.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» ساختۀ «محمد پایدار»

مجله میدان آزادی: در تازه‌ترین صفحه از پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» رفته‌ایم. تاکسیدرمی به نویسندگی «محسن ملکی» و «محمد پایدار» از جمله آثار راه یافته به چهل و سومین جشنواره فجر بود و به مناسبت شروع اکران عمومی آن از تاریخ ۲ اردیبهشت ماه در سراسر سینماهای کشور به سراغ نقد و بررسی آن رفته‌ایم. در ادامه ریویوی نقد و بررسی این فیلم را به قلم «معید داستان» بخوانید:
 

از دستۀ دوم

فیلم‌های اول و دوم کارگردان‌ها را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته آن‌هایی که در جشنوارۀ فجر به نمایش درمی‌آیند و حتی گاه رنگ پرده را هم می‌بینند و به اکران عمومی هم می‌رسند، اما خروجی چنان خام‌دستانه و ابتدایی ا‌ست که پس از آن نمایش اول، خودشان و کارگردان‌شان برای همیشه به باد فراموشی سپرده می‌شوند؛ گویی چنان فیلمی هرگز وجود خارجی نداشته است (به یاد بیاورید فیلم «شیفتگی» اثر «علی زمانی عصمتی» را که حتی توقیف شدنش هم در خاطر کسی نمانده یا مثلاً «از تهران تا بهشت» اثر «ابوالفضل صفاری» را که البته در این مورد صفاری توانست با «گوزن‌های اتوبان» دوباره خودش را به میادین برگرداند). اما دستۀ دوم که معمولاً تعدادشان هم بیشتر است پس از گرفتن بازخوردهای عموماً مثبت از جشنواره یا اکران عمومی، نوید حضور و ظهور یک فیلمساز قابل اعتنا را می‌دهند که احتمالاً می‌توان منتظر کارهای بعدی‌اش ماند. «تاکسیدرمی» محصولی از باشگاه فیلم سوره، یک فیلم‌اولی است از دستۀ دوم. ساختۀ «محمد پایدار» و به تهیه‌کنندگی «محمدجواد موحد» که پیش‌تر «باغ کیانوش»، یک اقتباس نوجوانانۀ موفق را تهیه کرده بود. 

پوستر فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» ساخته «محمد پایدار»
پوستر فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» ساخته «محمد پایدار» 

به نظر می‌رسد «تاکسیدرمی» ساخته نشده برای اینکه صرفاً به بهانۀ قصه‌ای از تاریخِ گذشتۀ ایران بیانیه‌هایی سیاسی‌اجتماعی صادر کرده باشد. ترکیب بازیگران، حرفه‌ای چیده شده است؛ از «مجید صالحیِ» نقش یک گرفته تا «حسن معجونی» و «هادی کاظمی» و «آناهیتا درگاهی». همین گواه این است که گیشه برای سازندگان اهمیت داشته، هرچند در عمل این مقصود حاصل نشده است. چراکه بیش از یک سال میان نمایش در جشنواره و اکران عمومی فاصله افتاد و فیلم در بازۀ آتش‌بس پس از جنگ رمضان و در شرایطی که هنوز هیچ چیز وضعیت طبیعی خودش را پیدا نکرده اکران شده است. البته از منظری دیگر شاید مناسب‌ترین زمان برای اکران چنین فیلمی همین شرایط امروز باشد که فیلم هم اسرائیل و موساد دارد، هم پهلوی، هم قرار است لحنی شوخ داشته باشد که شاید بتواند کمی از تلخی این روزها بکاهد.
 

این متن را نخوانید!

به این سادگی‌ها نمی‌شود پیش‌فرض‌ها را قبل از تماشای یک فیلم کنار گذاشت. در عصر حاضر و در زمانۀ انفجار اطلاعات حتی اگر عامدانه دنبال پیگیری اخبار نباشیم بالاخره چیزهایی از این ‌ور و آن ‌ور، از این و آن و این گروه و آن گروه به گوش آدم می‌رسد یا می‌خواند و درنهایت پیش‌فرض‌ها شکل می‌گیرند. من البته همیشه تلاش می‌کنم با پیش‌فرض‌هایی که براساس نظر دیگران شکل می‌گیرد، مواجه نشوم یا نادیده‌شان بگیرم. دیدن پوستر فیلم‌ها و خواندن قصه‌های یک‌خطی‌شان تنها دیتایی هستند که در مقابل‌شان مقاومت نمی‌کنم؛ که اصولاً این دو، بخشی از مسیر رسیدن به یک فیلم و آغاز کردن آن است. همان موقع جشنواره در قصۀ یک‌خطی «تاکسیدرمی» ذکر شده بود: «هیچ‌ وقت فکر نمی‌کردم سرنوشتم به سرنوشت یک گوزن گره بخوره»! در پوستر هم سرِ تاکسیدرمی‌شدۀ مجید صالحی با یک تاج و شاخ گوزن به چشم می‌خورد. «تاکسیدرمی» را البته در جشنوارۀ چهل‌ و سوم فجر نتوانستم ببینم و حالا در یکی از غریب‌ترین تجربه‌های زمانی اکران فیلم در تاریخ سینمای ایران آن را روی پرده تماشا کردم. 

پیش‌فرض دیگر از ترکیب پایدار و موحد (کارگردان و تهیه‌کننده) این بود که چندی پیش قسمت «تماس» را در سریال «سرو، سپید، سرخ» تماشا کردیم. یک قسمت جمع‌ و جور با ایده‌ای جذاب و اجرایی درجه‌یک از نقش اولِ آن «امیر نوروزی» در نقش «فرهاد» که خروجی قابل قبول کار را می‌توان مدیون کارگردانی استاندارد محمد پایدار هم دانست. این‌ها را گفتم که بگویم مواجهۀ اول با یک فیلم یا به‌خاطر تأثیر پیش‌فرض‌ها عادی و خالی از هیجان خواهد بود یا شبیه «تاکسیدرمی» به تجربه‌ای غیرمنتظره تبدیل می‌شود. پس اگر شما هم می‌خواهید با چیزی بیشتر و متفاوت‌تر از قصۀ یک‌خطی و پوسترِ فیلم روبه‌رو شوید همین الان متن را نیمه‌تمام رها کنید. بالاخره از لو رفتن قصه گریزی نیست. انتخاب با خودتان.

به ترتیب از راست به چپ: «حسن معجونی»، «مجید صالحی» و «هادی کاظمی» از بازیگران فیلم سینمایی «تاکسیدرمی»
به ترتیب از راست به چپ: «حسن معجونی»، «مجید صالحی» و «هادی کاظمی» از بازیگران فیلم سینمایی «تاکسیدرمی»

داستان فیلم تاکسیدرمی

[خطر لو رفتن داستان]
«تاکسیدرمی» از همان ابتدا اعلام می‌کند داستانش برداشتی آزاد از ماجرایی واقعی ا‌ست که سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاده. قصۀ «عبدالرضا پهلوی» برادر ناتنی محمدرضاشاه پهلوی که به شکار و تاکسیدرمی کردن حیوانات نیز علاقه‌مند است و در روزهای منتهی به انقلاب ۵۷ درصدد است با فرار از ایران خودش را نجات دهد. تلاش‌های او همه به درِ بسته می‌خورد و درنهایت درگیر ماجرایی می‌شود که بتواند با توسل به آن راه خروجی از ایران پیدا کند و به تل‌آویو پناهنده شود. ناگفته نماند که این خط اصلی با گوزن زرد ایرانی هم گره خورده است!

مسئلۀ اصلی «تاکسیدرمی» ژانر است. من ترجیح می‌دهم تاکسیدرمی را در دستۀ کمتر شناخته‌شدۀ فیلم‌های مفرح و سبک و راحت قرار بدهم و نه الزاماً کمدی. که فیلم کمدی گیشه‌دار فارغ از عوامل حرفه‌ای و ستارۀ سینما، نیاز دارد به‌قدر کفایت مخاطب را بخنداند. بله دقیقاً بتواند از ضمیر جمعی مخاطب در سالن تاریک سینما خنده بگیرد. خوشبختانه یا متأسفانه مخاطب اگر قهقهه نزند، تماشای فیلم را ـ در تأثیرگذارترین فرم تبلیغ سینما که توصیۀ شفاهی مخاطبان به یکدیگر است ـ به دیگران توصیه نخواهد کرد. کمدی-فانتزی یا کمدی-تاریخی، شاید هیچ ‌کدام نتواند تعریف دقیقی از ژانر «تاکسیدرمی» به حساب بیاید، هرچند فیلم احتمالاً قرار است «کمدی» باشد که در آمارها نیز دو فیلم «آنتیک» و «تاکسیدرمی» دو اکران کمدی هم‌زمان معرفی شده‌اند و البته که «تاکسیدرمی» با فاصله از «آنتیک» که خندۀ بلندتری می‌گیرد، تا این لحظه کمتر فروخته است! با این حال این توضیح صرفاً به فروش در گیشه ربط دارد و نسبت مستقیمی با ارزش سینمایی کار نخواهد داشت، چنان‌که «تاکسیدرمی» در نسبت با «آنتیک» هم خوش‌ساخت‌تر است، هم سر و شکل بهتری دارد.

فتوکال فیلم سینمایی «تاکسیدرمی»، ساخته «محمد پایدار» در چهل و سومین جشنواره فجر
فتوکال فیلم سینمایی «تاکسیدرمی»، ساخته «محمد پایدار» در چهل و سومین جشنواره فجر

«بنیامینِ بی‌ناموس»!

«تاکسیدرمی» با روایت اول‌شخص و گاه مونولوگ‌های مجید صالحی و پس‌ و پیش کردن زمان روایت در نیمۀ ابتدایی فیلم سعی می‌کند خیلی معمولی به نظر نرسد و ریتمش را بهتر حفظ کند. حجم جلوه‌های ویژه زیاد است و با وجود اینکه جاهایی از کار بیرون می‌زند، اما در کل قابل قبول است. اصلاً می‌شود بخشی از ضعف‌ها را به احترام تعدد لوکیشن‌های طبیعی و بیرونی که در کارهای کمدی سری‌دوزی‌شده چندان معمول نیست، بخشید. کارگردانی هم قابل قبول است. نگاهی بیندازید به بخش رد شدن درخواست ویزای عبدالرضا در سفارت‌خانه‌های کشورهای مختلف یا یکی از سکانس‌های خوب ابتدایی فیلم جایی که عبدالرضا با حیوانات تاکسیدرمی‌شده صحبت می‌کند. 

«تاکسیدرمی» فیلم پیچیده‌ای نیست. در سکانس‌ سقوط در رودخانه همراه با دیالوگ‌های «بنیامینِ بی‌ناموس» و «لعنتی من هنوز زنده‌ام» بالاخره از مخاطبش خنده هم می‌گیرد. هادی کاظمی جایی از فیلم به مجید صالحی می‌گوید: «آخرش هم تاکسیدرمی شدی؛ هم روح نداری هم خشکت زده... .» این را بگذارید کنار سکانسی که مأموران موساد گوزن زرد را به عبدالرضا ترجیح می‌دهند و بعد هم نگاه خشک‌شده و خیرۀ عبدالرضا که بدون گوش و انگشت! پای هواپیما ایستاده است. این‌ها خلاصه‌ای‌ است از پیام علنی «تاکسیدرمی». ما بچه‌دارها که تلویزیون‌مان هر روز روی شبکۀ پویا روشن می‌شود و شب هم با شبکۀ نهال به پایان می‌رسد، این روزها زیاد این پویانمایی آهنگین را دربارۀ وطن می‌بینیم و می‌شنویم که تهش می‌خواند: 

«هر کی وطن داره همه چی داره، هر کی وطن نداره چی؟ بیچاره...». 

قصۀ «تاکسیدرمی» همین قصۀ آشنای بیچارگی و دو سر باختن است.


لینک‌های مرتبط:

ویدئو: نقد و بررسی فیلم «تاکسیدرمی» ساخته «محمد پایدار»

ریویو: نقد و نظری به اپیزود «تماس» از سریال «سرو، سپید، سرخ» ساختۀ «محمد پایدار»




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«تاکسیدرمی» از همان ابتدا اعلام می‌کند داستانش برداشتی آزاد از ماجرایی واقعی ا‌ست که سال ۱۳۵۷ اتفاق افتاده. قصۀ «عبدالرضا پهلوی» برادر ناتنی محمدرضاشاه پهلوی که به شکار و تاکسیدرمی کردن حیوانات نیز علاقه‌مند است و در روزهای منتهی به انقلاب ۵۷ درصدد است با فرار از ایران خودش را نجات دهد. تلاش‌های او همه به درِ بسته می‌خورد و درنهایت درگیر ماجرایی می‌شود که بتواند با توسل به آن راه خروجی از ایران پیدا کند و به تل‌آویو پناهنده شود. ناگفته نماند که این خط اصلی با گوزن زرد ایرانی هم گره خورده است!

به نظر می‌رسد «تاکسیدرمی» ساخته نشده برای اینکه صرفاً به بهانۀ قصه‌ای از تاریخِ گذشتۀ ایران بیانیه‌هایی سیاسی‌اجتماعی صادر کرده باشد. ترکیب بازیگران، حرفه‌ای چیده شده است؛ از «مجید صالحیِ» نقش یک گرفته تا «حسن معجونی» و «هادی کاظمی» و «آناهیتا درگاهی». همین گواه این است که گیشه برای سازندگان اهمیت داشته، هرچند در عمل این مقصود حاصل نشده است. چراکه بیش از یک سال میان نمایش در جشنواره و اکران عمومی فاصله افتاد و فیلم در بازۀ آتش‌بس پس از جنگ رمضان و در شرایطی که هنوز هیچ چیز وضعیت طبیعی خودش را پیدا نکرده اکران شده است. البته از منظری دیگر شاید مناسب‌ترین زمان برای اکران چنین فیلمی همین شرایط امروز باشد که فیلم هم اسرائیل و موساد دارد، هم پهلوی، هم قرار است لحنی شوخ داشته باشد که شاید بتواند کمی از تلخی این روزها بکاهد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00