مجله میدان آزادی: به مناسبت فرارسیدن چهلم شهادت شهید دکتر علی لاریجانی و در تازهترین صفحه از پرونده «روزی روزگاری تلویزیون»، به سراغ یادداشت تحلیلی راجع به سریالهای پرمخاطب دوران ریاست شهید دکتر علی لاریجانی بر سازمان صدا و سیما رفتهایم. این یادداشت خواندنی را به قلم مینو خانی -منتقد و مدرس سینما- بخوانید:
مقدمه؛ وقتی یک اهل فلسفه بر مسند ریاست سازمان صداوسیما مینشیند
انقلاب اسلامی ۵۷ که رخ داد، یکی از مهمترین مکانهایی که در اختیار انقلابیون قرار گرفت، سازمان صداوسیما بود. این نهاد فرهنگیهنری ابتدا بهصورت شورایی و تعیین سرپرست اداره میشد و بعد از بازنگری در قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ با تعیین رئیس از سوی مقام معظم رهبری اداره میشود و تا امروز همین روند ادامه دارد. اولین کسی که بهعنوان رئیس سازمان منصوب شد، «محمد هاشمی رفسنجانی» بود که طی سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مسئولیت ادارۀ سازمان صداوسیما را بر عهده داشت. از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۸۳ علی لاریجانی بر مسند ریاست سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی نشست.
در آن زمان فقط دو شبکۀ یک و دوی سیما وجود داشت. پخش برنامهها از ساعت ۱۷ آغاز میشد و تا ۲۲ ادامه داشت. شبکۀ سه در همان سال ۱۳۷۲ افتتاح شد که ابتدا به موضوعات ورزشی میپرداخت و مخاطبش، جوانان بودند. بهمرور شبکههای مختلف ملی، استانی و فرامرزی تأسیس شدند و ساعات پخش برنامهها هم افزایش یافت و تا پخش بیست و چهارساعته هم رسید. اتفاقهای مهمی در این دهه رخ داد که چون این مطلب قرار است دربارۀ سریالهای تلویزیونی، آن هم در دورۀ مدیریت شهید دکتر علی لاریجانی باشد، از کنار آنها میگذریم و پرداختن به اوج و فرود این سازمان مهم فرهنگیهنری را به وقت دیگری موکول میکنیم. در این یادداشت فقط به سریالهای پرمخاطب ده سال مدیریت این مدیر فرهنگیهنری نیمنگاهی میاندازیم.
سالهای طلایی تلویزیون که خیابانها خلوت میشد
فقط این اندازه بگوییم که حکایت این سالهای تلویزیون، حکایت ظرف و مظروف است یا حکایت از کوزه همان تراود که در اوست. وقتی ریاست یک سازمان فرهنگیهنری بر عهدۀ کسی گذاشته میشود که نگاه عمیقی به زندگی، جهان و هستی دارد، آثار آن سازمان هم طبعاً از همان نگاه عمیق متأثر میشود. براساس نگاهها و نظرات افراد مختلف سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۳ که ریاست سازمان صداوسیما بر عهدۀ لاریجانی بود، آثار ساختهشده در حوزهها و موضوعهای مختلف توانسته بودند وظیفۀ سازمان صداوسیما را که به قول امام (ره) دانشگاه است، بهخوبی ایفا کنند؛ از طرح موضوعات اجتماعی تا فلسفی و تاریخی و مذهبی، تلویزیون توانسته بود مخاطبان با هر سلیقهای را جذب کند. برای همین این سالها معروف است به سالهایی طلایی تلویزیون؛ وقتی پخش سریال شبانه شروع میشد، خیابانها دلتنگ ترافیک میشدند.
پیشینۀ سریالسازی در دهۀ شصت
دهۀ شصت سریالهای پربازدید تلویزیون عبارت بودند از: «سربداران» (محمدعلی نجفی، ۱۳۶۲)، «افسانۀ سلطان و شبان» (داریوش فرهنگ، ۱۳۶۳)، «بوعلی سینا» (کیهان رهگذار، ۱۳۶۴)، «امیرکبیر» (سعید نیکپور، ۱۳۶۴)، «کوچک جنگلی» (بهروز افخمی، ۱۳۶۶)، «هزاردستان» (علی حاتمی، ۱۳۶۷) و «روزی روزگاری» (امرالله احمدجو، ۱۳۷۰) که همگی تاریخی بودند و به بازخوانی گذشتۀ پرطمطراق و پرحماسۀ ایران میپرداختند. خصوصاً که عمدۀ این سالها اولین دفاع مقدس ایرانیان (هیچ گاه فکر نمیکردیم برای دفاع مقدس هشتساله مجبور باشیم اعداد ترتیبی به کار ببریم) در جبههها رقم میخورد. پس محتوای تلویزیون مطابق با نیاز روحی جامعه و شرایط زمانۀ جنگ بود، البته به زبان غیرمستقیم. سریالهای اجتماعی «آینۀ عبرت» (محسن شاهمحمدی، ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰) و «آوای فاخته» (بهمن زرینپور، ۱۳۷۳) هم جزو پرمخاطبهای آن دهۀ تلویزیون بودند.
الف. ژانر خانوادگی-اجتماعی
همسران (۱۳۷۳)
«همسران» یکی از محبوبترین سریالهای نیمۀ اول دهۀ هفتاد و از مهمترین همکاریهای «بیژن بیرنگ» و «مسعود رسام» بهعنوان کارگردان بود. این سریال خانوادگی طنز، داستان دو زوج همسایه است که یکی جوان و یکی میانسال است و داستان هر قسمت حول محور مسائل خود زوجها یا ورود یک مهمان به زندگی آنها میگذرد.
«همسران» از جهت طنز سیتکام، بازی طنز بازیگران زن و نمایش زندگی آپارتماننشینی در ایران پیشگام است. این سریال به یکی از مهمترین آثار کارنامۀ بازیگرانش یعنی «مهرانه مهینترابی»، «فردوس کاویانی»، «الهام پاوهنژاد» و «فرهاد جم» تبدیل شد. سریالی که علاوهبر بازیگران ثابت، بازیگران مهمان متعددی داشت.
«بیژن بیرنگ» و «مسعود رسام» هم پس از این، سریالهای «خانه سبز» (۱۳۷۵)، «دنیای شیرین» (۱۳۷۶)، «دنیای شیرین دریا» (۱۳۷۷) (دو سریال آخر به کارگردانی «بهروز بقایی» و برای مخاطب کودک و نوجوان) و چند سریال موفق دیگر را تهیه و کارگردانی کردند.
در تیتراژ پایانیِ این سریال، عبارتِ «با تشکر از خانوادۀ محترم رجبی» به چشم میخورَد که تا مدتها کنجکاوی مخاطبان را جلب میکرد. این عبارت بعدها در پایان بسیاری از سریالهای دیگر نیز آورده شد. تا جایی که عبارتِ «با تشکر از خانوادۀ محترم رجبی» بهشکل طنز وارد گفتوگوهای مردم شد.
خانۀ سبز (۱۳۷۵)
سریال «خانۀ سبز» به نوعی ادامۀ سریال «همسران» است؛ ادامهای که از موفقیت «همسران» الهام گرفته است. در این سریال که سال ۱۳۷۵ تولید شده، سه نسل از خانوادۀ «صبوری» نمایش داده میشود که در یک آپارتمان خانوادگی زندگی میکنند. ماجراهای طنز و جدی، نمایش احساسات رمانتیک به دور از سیاهنمایی و راضی نگه داشتن مخاطب در همۀ ردههای سنی از وجوه مثبت «خانۀ سبز» است. سبک بازی بازیگران این سریال هنوز که هنوز است مورد توجه است؛ چه «خسرو شکیبایی» در نقش علی صبوری، چه «رامبد جوان» در نقش فرید و «جد بزرگوار»، چه «آتنه فقیهنصیری» در نقش لیلی و... .
روزگار جوانی (۱۳۷۷)
پنج جوان دانشجو که چهار نفرشان شهرستانی هستند، پس از اجارۀ خانهای مشترک با هم زندگی میکنند. هر یک از این جوانان، شخصیت متفاوتی دارند و در هر قسمت با ماجرای تازهای روبهرو میشوند، اما در نهایت با کمک هم بر مشکلات غلبه میکنند. داستان سریال حول مسائل اجتماعی و روابط شخصیتهاست و اشاراتی به زندگی هر یک از آنها دارد.
«روزگار جوانی» در سه فصل و طی سالهای ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸ از شبکۀ تهران پخش شد. کارگردانی فصل اول را «شاپور قریب» و فصلهای دوم و سوم را «اصغر توسلی» بر عهده داشتند. فیلمنامه را نیز «اصغر فرهادی»، «علیاکبر محلوجیان» و «فرهاد نقدعلی» نوشتند. «امین حیایی»، «نصرالله رادش»، «کیهان ملکی»، «مهدی صبایی»، «بیوک میرزایی» و «بهزاد خداویسی» بازیگران این سریال بودند.
آژانس دوستی (۱۳۷۸)
یک آژانس اتومبیل با تعدادی راننده که مسافران را در شهر تهران جابهجا میکنند، موضوع سریال «آژانس دوستی» است. «آژانس دوستی» از عنوان سریال که مستقیم مخاطب را به مهر و دوستی فرامیخواند تا ماجرای هر مسافر، موضوعهای متفاوتی را در هر قسمت طرح میکند؛ از فرزندآوری گرفته تا مهاجرت و برگشت به وطن و سرزمین. همین تنوع موضوعی با محوریت شخصیتهای اصلی یک آژانس مخاطب گستردهای را جذب سریال کرد. «آژانس دوستی» با هدایت برادران «جعفری جوزانی» و همکاری تعدادی نویسنده و کارگردان تولید شد. البته «احمد رمضانزاده» نسبت به بقیه حضور پررنگتری در کارگردانی داشت و از پنجاه و سه قسمت، چهل قسمت آن را ساخت. حضور «حسین پناهی» با نگاه فیلسوفانهاش در میان نویسندهها نیز از نکاتی است که باعث شد فیلمنامۀ «آژانس دوستی» از عمق لازم در طرح موضوع و شخصیتپردازی بهرهمند باشد. «فردوس کاویانی»، «اسماعیل داورفر»، «حسین پناهی»، «اصغر همت» و... از بازیگران اصلی این سریال بودند.
داستان یک شهر (۱۳۷۸)
«داستان یک شهر» را «اصغر فرهادی» نوشته و تهیه و کارگردانی کرده است. این سریال در دو فصل طی سالهای ۱۳۷۸ و ۸۰-۱۳۷۹ ساخته شد و روی آنتن شبکۀ پنج سیما رفت. «داستان یک شهر» دربارۀ گروه جدید برنامهساز شامل چند جوان با روحیات مختلف بود که تولید برنامۀ «در شهر» (از برنامههای اجتماعی شبکه تهران) را بر عهده داشتند. آنها در هر برنامه با پرداختن به موضوعی اجتماعی، گزارش تهیه میکردند؛ موضوعاتی که هر کدام داستانی در دل خود داشت و انگار پیوستار همان گزارش اجتماعی «در شهر» بود. هیجان دیدن سریال، علاقه به پیگیری اتفاقات در «در شهر» را زیادتر کرده بود و پایبندی مخاطب به جعبۀ جادویی را بیشتر. خصوصاً که جوانان بازیگر اعم از «آتنه فقیهنصیری»، «رامبد شکرآبی»، «علی قربانزاده»، «امیرحسین صدیق» و «علی سلیمانی» هیجانات جوانان در آن سن و سال و هیجان کار خبرنگاری را خوب نشان دادند.
خانۀ ما (۱۳۷۹)
سریال «خانۀ ما» را که چهار نویسنده ازجمله «پیمان قاسمخانی» نوشتهاند، «مسعود کرامتی» کارگردانی کرده است. این سریال داستان خانوادۀ «تهرانی» را روایت میکند که دو دختر و دو پسر دارند. پدر استاد دانشگاه و مادر خانهدار است. چیدمان شخصیتها و موقعیتهای جذاب بهخصوص در رابطۀ فرزندان و والدین باعث پرطرفدار شدن سریال شد. انگار آینهای از روابط اعضای هر خانواده به قاب تلویزیون رفته بود و مخاطب خودش را در آن میدید، با همان بگومگوهای خانوادگی و طنز جاری در روابط خواهر و برادرها. «رضا بابک»، «گوهر خیراندیش» و «وحید رهبانی» از بازیگران این سریال بودند.
دوران سرکشی (۱۳۸۰)
«دوران سرکشی» به کارگردانی «کمال تبریزی» و نویسندگی «علیرضا طالبزاده»، به بررسی مشکلات اجتماعی و رفتاری بلوغ در دختران میپردازد. این سریال، داستان دختری فراری به نام روناک (با بازی عاطفه نوری) است که با کمک بهزیستی قصد دارد به زندگی عادی بازگردد. خانم دکتر حنانه (با بازی لادن مستوفی)، رئیس پناهگاه ریحانه، خود نیز سرراهی بوده است.
«دوران سرکشی» از معدود آثار تلویزیونی است که شمایلی منسجم و پرقدرت از ابعاد مختلف ساختاری (فیلمنامه، کارگردانی، بازی و...) را در یک موضوع بسیار حساس (معضلات سن نوجوانی و بحث دختران فراری) خلق کرده است. از همین رو تا سالهای سال از آن بهعنوان یک نقطهعطف و شاخص یاد میشد. این سریال در هفتمین جشن حافظ در بخشهای مختلف جوایزی کسب کرد که تأییدی بر موفقیت آن است: «رضا جودی» (بهترین تهیهکننده)، «کمال تبریزی» (بهترین کارگردان)، «علیرضا طالبزاده» (بهترین فیلمنامهنویس)، «رضا کیانیان» (بهترین بازیگر مرد درام تلویزیونی) و «لادن مستوفی» (بهترین بازیگر زن درام تلویزیونی).
بدون شرح (۱۳۸۱)
«بدون شرح» مجموعهتلویزیونی طنز به کارگردانی «مهدی مظلومی» بود که در سال ۱۳۸۱ از شبکۀ سۀ سیما پخش شد و خیلی زود محبوبیت پیدا کرد. این سریال قصۀ افرادی بود که در نشریهای به نام «شهر قشنگ» فعالیت میکردند. نشریه در حال ورشکستگی بود اما سردبیر، آقای کاووسی (با بازی فتحعلی اویسی) و کارکنان در تلاش بودند آن را حفظ کنند و همین، ماجراهای جالبی را به وجود آورده بود.
از دلایل محبوبیت «بدون شرح» علاوهبر متن جذاب و سرگرمکننده و البته انتقادی آن، کارگردانی و بازیگری خوب آن هم بود.
«سروش صحت»، «پیمان قاسمخانی»، «خشایار الوند» و «مهراب قاسمخانی» نویسندگی این سریال را بر عهده داشتند و «فتحعلی اویسی»، «امیر جعفری»، «مریم سعادت»، «فلامک جنیدی»، «لیلی رشیدی» و... از بازیگران این طنز اجتماعی بودند.
خانه به دوش (۱۳۸۳)
آقاماشالله، بیپول و فقیر، با کلی مشکلات مالی برای تأمین زندگی، با وانتش هندوانه میفروشد. تا اینکه یک روز با آقای بیات آشنا میشود و قرار همکاری میگذارند. آقاماشالله راهی مالزی میشود، اما... .
سریال «خانه به دوش» بازتاب یک خانوادۀ معمولی کمدرآمد است و عوامل سازنده تلاش کردند مسائل و مشکلات اجتماعی همچون زیادهخواهی، جهل، رقابتهای بیهوده و عاقبتِ کارهای خلاف را به زبان تصویر بیان کنند.
کارگردان این سریال «رضا عطاران» است که با همکاری «اصغر فرهادی» فیلمنامۀ آن را نوشتند. «ایرج محمدی» و «مهران مهام» هم آن را تهیه کردند. «حمید لولایی»، «رضا عطاران»، «مریم امیرجلالی»، «آناهیتا نعمتی»، «علی صادقی» و... بازیگران این سریال طنز اجتماعی بودند. «خانه به دوش» که در سال ۱۳۸۳ از شبکۀ سه پخش شد، توانست در مرجع ارزشگذاری سینما و تلویزیون، منظوم نمرۀ ۷٫۹ را کسب کند.
ب. ژانر مذهبی
امام علی (۱۳۷۵)
سال ۱۳۷۰، در زمان ریاست «محمد هاشمی رفسنجانی» بر سازمان صداوسیما، «داوود میرباقری» فیلمنامۀ سریالی با عنوان «خاری در گلو» را براساس زندگی حضرت علی (ع) به صداوسیما ارائه داد. بازنویسی و اعمال اصلاحیهها تا زمان ریاست دکتر «علی لاریجانی» طول کشید و اولین سریال مهم تاریخی-مذهبی صداوسیما در ابعاد عظیم و یکی از گرانترین سریالها کلید خورد و بعد از نوزده ماه فیلمبرداری و پست پرودکاشن، پخش آن از سال ۱۳۷۵ از شبکۀ یک سیما آغاز شد. موضوع این مجموعه پنج سال پایانی زندگی حضرت امیرالمومنین علی(ع) بود.
«امام علی» یکی از پربینندهترین آثار تلویزیونی ایران در دهۀ هفتاد بود. چراکه هم داستانپردازی و شخصیتپردازی درستی داشت، هم دیالوگها قوی و بهیادماندنی بودند، هم همۀ اجزای ساخت یک اثر تصویری همچون طراحی لباس و چهره و صحنه با روایت تاریخی-مذهبی همخوانی داشت، هم اغلب بازیگران که البته از پیشکسوتان بازیگری بودند، نقشهای بهیادماندنی خلق کردند تا جایی که انگار بازیگری آنها را به قبل و بعد این سریال تقسیم کرد. «مهدی فتحی» در نقش عمروعاص خاطرهانگیز شد و «داریوش ارجمند» در نقش عموی پیغمبر. و البته بقیۀ بازیگران هم درخشیدند: «جمشید مشایخی»، «محمدرضا شریفینیا»، «سعید نیکپور» و جمع زیاد دیگری آن را به یکی از پربازیگرترین سریالها تبدیل کردند. یکی دیگر از وجوه ممتاز سریال، موسیقی آن ساختۀ «فرهاد فخرالدینی» است. موسیقی تیتراژ را نیز «صدیق تعریف» اجرا کرد. ساخت موسیقی برای سکانسهای خاص، این اثر را به سریالی با موسیقیهای متنوع تبدیل کرد. آلبوم موسیقی سریال هم در سال ۱۳۷۶ از سوی انتشارات سروش منتشر شد و همین باعث ماندگاری بیشتر آن شد.
ساخت اثر نمایشی تاریخی-مذهبی خصوصاً دربارۀ زندگی ائمۀ اطهار علیهم السلام، مثل راه رفتن بر لبۀ تیغ است. چون مورخان مذهبی انتظار دارند که داستان مبتنی بر تمام واقعیات و مستندات تاریخی باشد و متخصصان هنری خصوصاً در هنرهای نمایشی انتظار دارند درام داستان لحاظ شود. شاید هر دو هم حق داشته باشند ولی اثر نمایشی صرفاً تاریخی، دیگر اثر نمایشی نیست و باید آن را مستند به حساب آورد و اگر درام و تخیل نویسنده و کارگردان از ایجاد لحظات دراماتیک فراتر رود، وهن تاریخ خواهد شد. «داوود میرباقری» علیرغم برخی اعتراضات آن هم از سوی بزرگان اهل سنت، توانست داستانی خلق کند که مخاطب را به شناخت اولین امام شیعیان برساند.
تنهاترین سردار (۱۳۷۵)
تنهاترین سردار به کارگردانی «مهدی فخیمزاده»، دومین سریال تاریخی-مذهبی صداوسیما بود که پخش آن از سال ۱۳۷۵ از شبکۀ یک سیما آغاز شد. داستان سریال مربوط به صلح امام حسن مجتبی (ع) با معاویه و شرایط جامعۀ اسلامی است. سریال از زخمی شدن معاویه به دست خوارج آغاز میشود، با وقایع پس از شهادت حضرت علی (ع) و آغاز خلافت حسن بی علی (ع) و صلح او با معاویه ادامه مییابد و در نهایت با شهادت حضرت به دست همسرش به پایان میرسد. نویسندۀ سریال «مهدی فخیمزاده» است و این اثر هم یکی از پربازیگرترین سریالهای صداوسیما شد. «اکبر زنجانپور»، «داوود رشیدی»، «ابوالفضل پورعرب»، «اسماعیل محرابی» و... در «تنهاترین سردار» به ایفای نقش پرداختهاند.
ولایت عشق (۱۳۷۹)
«ولایت عشق» سومین مجموعۀ تلویزیونی ایرانی تاریخی-مذهبی همچنان به کارگردانی و نویسندگی «مهدی فخیمزاده» است که در سال ۱۳۷۹ از شبکۀ یک سیما به روی آنتن رفت. موضوع این مجموعه بخشی از زندگی هشتمین امام شیعیان، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) از رفتن به مرو و دوران نیابت و شهادت ایشان است. «فرخ نعمتی»، «محمد صادقی»، «اکبر زنجانپور»، «دانیال حکیمی»، «بیژن امکانیان»، «فریماه فرجامی»، «بیتا فرهی» و... از بازیگران این سریال هستند. موسیقی ماندگار سریال «ولایت عشق» را «بابک بیات» ساخت و خوانندگی آن را «محمد اصفهانی» بر عهده داشت. بهطور طبیعی ساخت دو سریال تاریخی-مذهبی توسط یک کارگردان، در سالهای متوالی سخت و جانفرساست و شاید همین خستگی باعث شد که علیرغم جذابیتها و نقاط قوتی که در این دو سریال هست، خاطرۀ خوش سریال «امام علی» (ع) تکرار نشود.
شب دهم (۱۳۸۱)
سال 1381 با دو مناسبت ملی و مذهبی شروع شد: نوروز و محرم و همین دستاندرکاران سیما را در ساخت سریال مناسبتی با مسئلۀ مهمی مواجه کرده بود. «شب دهم» به کارگردانی «حسن فتحی» و تهیهکنندگی «حسن بشکوفه» حاصل جمع مبارک جشن سال نو و حال و هوای محرم است. داستانی که از عشق زمینی به عشق به سید و سالار شهیدان و برگزاری تعزیه در روزگار ممنوعیت آن در زمان رضاخان میرپنج میرسد و سیر تحول شخصیتی را نشان میدهد که بر جان دل مخاطب خوب مینشیند. دیالوگهای محکم و پرقدرت آن یک بار دیگر بعد از سریال «پهلوانان نمیمیرند» (۱۳۷۶)، تأکیدی بر قدرت «فتحی» در داستانسرایی و دیالوگنویسی بود. علاوهبر داستان دراماتیک-آئینی «شب دهم»، بازی «ثریا قاسمی»، «حسین یاری»، «کتایون ریاحی»، «رؤیا تیموریان»، «پرویز فلاحیپور» و دیگران درخشان بود. موسیقی بهیادماندنی آن، همچون دیگر سریالهای تاریخی-مذهبی پیشگفته، آنقدر تأثیرگذار و جذاب بود که هویتی مستقل از سریال پیدا کرد.
ج. ژانر تاریخی
کیف انگلیسی (۱۳۷۸)
سریال «کیف انگلیسی» به کارگردانی «سید ضیاءالدین درّی» (۱۳۹۷-۱۳۳۲) و تهیهکنندگی «حسن بشکوفه» در سال ۱۳۷۸ ساخته و سال بعد روانۀ قاب جادویی شبکۀ یک شد. درّی طرح اولیۀ سریال را از پدرش ایده گرفت و فیلمنامه را در سال ۱۳۷۲ نوشت. منصور ادیبانِ روزنامهنگار از سفر فرنگ برگشته؛ سفری برای ادامۀ تحصیل. صداهایی برای ورود به انتخابات مجلس شنیده میشود. ادیبان به پیشنهاد بزرگان شهر و با هدف ارتقای وضعیت همشهریان خود تصمیم میگیرد وارد عرصۀ رقابت برای ورود به مجلس شود. اما قضایا آنطور که پیشبینی میشد رخ نداد. ادیبان هم دل باخت و هم ایمان؛ مستانه و کیفهای انگلیسی در دست نمایندگان گواه این ادعا هستند.
روشنتر از خاموشی (۱۳۷۸)
داستان سریال «روشنتر از خاموشی» از کودکی فیلسوف سرشناس، صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به «ملاصدرا» یا «صدرالمتالهین» آغاز میشود و از بدخواهیهای حوزۀ اصفهان و علمای قشری که به تبعید او منجر شد تا رفع تبعید و بازگشت او به شیراز، تماشاگر را با ماجراهای فلسفی، عرفانی و اجتماعی آن روزگار همراه میکند. این سریال تاریخی در بستر دوران صفویه و اوج ارج نهادن دربار پادشاهی به دانشمندان و چهرههای ادبی و علمی و فرهنگی روایت میشود. بنابراین دانشمندانی چون «شیخ بهایی» و «میرداماد» و «میرفندرسکی» نیز در سریال ملاصدرا حضور پررنگی دارند. سریال «روشنتر از خاموشی» تلاشی است در جهت نشان دادن روزگاری که باعث شکلگیری «حکمت صدرایی» شد.
«روشنتر از خاموشی» را «حسن فتحی» در سال ۱۳۷۸ نوشت و کارگردانی کرد و از سال ۱۳۸۲ از شبکۀ یک سیما پخش شد. زمانی که این سریال ساخته و پخش شد هنوز دورۀ اصلاحات و دوران ریاست جمهوری «محمد خاتمی» بود. زمانی که مفاهیمی چون هویت ایرانی-اسلامی، نسبت دین و سیاست و بازخوانی سنت فکری، در فضای عمومی کشور موضوعیت داشتند. «روشنتر از خاموشی» بهنوعی تلاشی بود برای بازگشت به ریشههای تفکر ایرانی با زبانی قابل انتقال برای مخاطب امروز. این سریال در زمان ریاست «علی لاریجانی» بر سازمان صداوسیما ساخته شد، مدیری که خود دانشآموخته و مدرس فلسفه بود. در آن دوره تنوع ژانر سریالهای تلویزیونی بسیار بالا بود و از این رو یک سریال تاریخی جدی باید میتوانست با سریالهای عامهپسند و ملودرامهای خانوادگی که نبض آنتن را در دست داشتند رقابت کند.
د. ژانر دفاع مقدس
خاک سرخ (۱۳۸۱)
«ابراهیم حاتمیکیا» کارگردان نامآشنای حوزۀ دفاع مقدس، برای اولین بار از سینما به تلویزیون رفت و ساخت سریالی با موضوع جنگ هشتساله را آغاز کرد. قصۀ «خاک سرخ»، قصۀ دختری به نام لیلاست که در کودکی و در سالهای قبل از انقلاب از خانوادهاش جدا شده. او که در روز ازدواجش میفهمد پدر و مادر واقعیاش کسان دیگری هستند سراغ آنها را میگیرد و برای پیدا کردنشان تا خرمشهر جنگزده میرود. از طرف دیگر پدر واقعی لیلا هم بهطور موازی بهدنبال او میگردد. جستوجوی لیلا برای پیدا کردن والدین اصلیاش مسئلۀ مهم «هویت» را مطرح میکند، آن هم هویتی که به بستر جنگ هشتساله کشیده میشود و انگار بر هویت ایرانی در دل بحرانها دست میگذارد. از درگیری زنان و کودکان در جنگ تا اسارت مردان به تصویر کشیده میشود تا یک بار دیگر شاهد یک درام جانانه مبتنی بر رویدادهای واقعی از جنس همان مردمی که مخاطبش بودند بر صفحۀ تلویزیون ببینیم. تجربۀ جنگی که زخمهایش بعد از گذشت سالها هنوز بر تن شهرهای جنگزده و بر دل مردمانش بود.
اولین حضور «حاتمیکیا» در تلویزیون مبارک بود و در ادامه به ساخت سریال «سفر سبز» رسید و باعث شد پای سینماگران دیگر هم کمکم به تلویزیون باز شود. البته این حضور به حاتمیکیا محدود نبود. «منوچهر محمدی»، تهیهکنندۀ سینما، تهیۀ «خاک سرخ» را بر عهده داشت. «پرویز پرستویی»، «مهتاب کرامتی»، «لاله اسکندری»، «حبیب رضایی»، «امیر آقایی» و «بهناز جعفری» بازیهای احساسی و گرمی ارائه دادند و همراه داستان تأثیرگذار، عاملی بودند تا مخاطب را پاگیر جعبۀ جادویی کنند.
خوشرکاب (۱۳۸۲)
«خوشرکاب» اسم کامیون آقاتقی بود که با کمکرانندهاش باید طبق سهمیه، مدتی به جبهه میرفت. البته که آقاتقی اینقدر عاشق کامیونش بود که این مأموریت را خوش نداشت ولی رفت و آمدش به جبهه حال و هوای او و شخصیتش را عوض کرد. «محمد کاسبی» که نقش آقاتقی را بازی میکرد شخصیت راننده کامیون را آنقدر واقعی ایفا کرد که انگار سالها در تجربهزیستهاش بوده است و همین مخاطب را پاگیر میکرد. البته فراتر از بازی، داستان جذاب و مفرح آن بود که هم به یکی از مهمترین اتفاقهای تاریخ معاصر، جنگ هشتساله اشاره داشت، هم طنز نرمی در آن جاری بود که مخاطب جوان را جذب میکرد و همین بستر آشنایی با پایداری ملی میشد.
«خوشرکاب» را که نوروز ۱۳۸۲ از شبکۀ یک سیما پخش شد، «علی شاهحاتمی» کارگردانی کرد و «محمد کاسبی»، «مجید صالحی»، «مونا فرجاد» و «مریم سعادت» در آن به ایفای نقش پرداختند.
ه. ژانر کودک و نوجوان
قصههای تابهتا یا زی زی گولو (۱۳۷۳)
زی زی گولو عروسکی بود که از یک سیارۀ ناشناخته به زمین آمده بود و مهمترین تواناییاش خواندن ورد «زی زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابهتا» بود که بعد از آن اتفاقات خارقالعادهای رخ میداد. او علاقۀ زیادی به نوشیدنی گارنیش داشت. سریال «زی زی گولو» ازجمله سریالهای متفاوت تلویزیون در طراحی عروسک بود. عروسکی که نام، قیافه و نوع حرف زدندش برای کودکان جذاب و حتی الگو بود. بچهها دوست داشتند شبیه او حرف بزنند و شیرینکاریهای او را تقلید کنند. «زی زی گولو» به فرهنگ گفتاری مردم راه پیدا کرد.
کارگردانی این مجموعه را که در سی قسمت و صبحهای جمعه از شبکۀ دوی سیما پخش شد، «مرضیه برومند» بر عهده داشت. «لیلی رشیدی» (مادرخانومی)، «امیرحسین صدیق» (آقای پدر) و «آزاده پورمختار» (صداپیشۀ زی زی گولو) بازیگران اصلی آن بودند. «رضا فیاضی» و «مریم سعادت» نیز از دیگر بازیگران این مجموعهتلویزیونی بودند.
دنیای شیرین دریا (۱۳۷۷)
«بهروز بقایی» بعد از موفقیت «دنیای شیرین»، سراغ ساخت سریال دیگری با نام «دنیای شیرین دریا» رفت که در واقع ادامۀ همان دنیای شیرین بود و در هر قسمت بچههای خانواده مشکلی ایجاد میکردند و والدین با هدایت و تدبیر، آن را حل میکردند. در واقع سریال بهصورت غیرمستقیم آموزهای برای کودک و نوجوان مخاطب داشت.