مجله میدان آزادی: امروز بیستوسوم فوریه (4 اسفندماه) و سالروز تولد یکی از شاخصترین چهرههای موسیقی جهان و از مشهورترین چهرههای موسیقی عصر باروک؛ «جورج فردریک هندل» آهنگساز آلمانی موسیقیدان دوران کلاسیک است. به همین مناسبت، یادداشت تکنگاری این هنرمند را پیرامون زندگی و آثار او به قلم مجید اسطیری -نویسنده و منتقد- بخوانید:

«جورج فردریک هندل» (23 فوریه 1685-14 آوریل 1759)
شاید وقتی «امپراتور وسپاسیوس» برای کسب محبوبیت در دل مردم روم دستور ساخت بنای کلوسئوم را میداد فکر نمیکرد تا قرنها بعد از خودش این شکل در معماری باقی خواهد ماند.
البته باید خدا را شکر کرد که غربیها با سقوط امپراتوری روم از تفریحات بیمارگون خود اعم از تماشای جدال گلادیاتورها با هم و با حیوانات وحشی دست کشیدند و بازیهای گروهی جانشین آن تفریحات شد. ورزشگاههای بزرگ فوتبال در سراسر جهان قطعاً الگوبرداریشده از آن معماری غربی هستند.
و هر کس کمی سرش برای فوتبال درد کند حتماً رقابتهای جام قهرمانان اروپا را ـ اگر نه همۀ بازیها، لااقل بازیهای نیمهنهایی و نهایی را ـ دیده است. همه چیز در اوج شکوه و هیجان آغاز میشود و یکی از ارکان بر پا کردن این هیجان پخش شدن سرود رسمی رقابتهای جام باشگاههای اروپاست. سرودی که احتمالاً مخاطبان غیرمتخصص در موسیقی متوجه بازتنظیم آن نمیشوند و آن را مطلقاً یک اثر کلاسیک باشکوه تلقی میکنند.
نه فقط تماشاگری که در ورزشگاه یا پای تلویزیون منتظر آغاز بازی است با شنیدن این قطعه مو بر تنش راست میشود، که حتی بزرگترین و باتجربهترین فوتبالیستهای جهان هم هنگام شنیدن آن در رختکن هیجانزده میشوند و خودشان را برای یک رقابت بسیار جدی آماده میکنند.

جام قهرمانان اروپا
«لیونل مسی» گفته است: «وقتی در زمین هستید و به سرود گوش میدهید، میدانید که این یک مسابقۀ مهم و خاص است.» «تیاگو سیلوا» دربارۀ آن گفته است: «وقتی وارد زمین میشوید و صف میکشید و سرود لیگ قهرمانان اروپا شروع میشود مو به تن همه سیخ میشود!» «لوئیز سوارز» احساس لحظۀ شنیدن سرود را اینطور توصیف کرده است: «(شنیدنش) حتی از رختکن هم غیرقابل باور است.» «زینالدین زیدان»، ستارۀ فرانسوی دربارۀ آن میگوید: «شعبدهبازی است! جادویش مهمتر از همه چیز است! شنیدن سرود بلافاصله شما را مجذوب خود میکند. شما فقط میخواهید ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد!»
سرود رسمی جام باشگاهها
سرودی تا این اندازه شورانگیز و انرژیبخش را آهنگساز بزرگ عصر باروک «جورج فردریک هندل» تصنیف کرده است. البته قدرت بینظیری که هنگام شنیدن سرود احساس میکنیم مدیون بازتنظیم آهنگساز انگلیسی «تونی برایتن» است. برایتن برای ساختن سرود رسمی لیگ باشگاههای اروپا سراغ یک قطعۀ شنیدنی از هندل، به نام «کشیش زادوک» یا «زادوک کاهن» رفت و آن را ریمیکس کرد. این موسیقی بهعقیدۀ برایتن بهخوبی منعکسکنندۀ جذابیت اهمیت یک رقابت است. او به آهنگی احتیاج داشت که منعکسکنندۀ حس قدرت و موفقیت باشد و این موسیقی این کیفیت را منعکس میکند. او میدانست موسیقی هندل از پس انعکاس زیبایی یک رقابت برمیآید.
انتخاب برایتن دقیق و درست بود.
کشیش زادوک

پوستر قطعه موسیقی «آب» اثر «جورج فردریک هندل»
جورج فردریک هندل پس از «یوهان سباستین باخ» یکی از مشهورترین چهرههای موسیقی عصر باروک است. عصری که دربارهای اروپا تشنۀ نمایش قدرت و زیبایی بودند و کلیسا برای نمایش جلال و شکوه الهی به ابزار موسیقی اهمیت ویژه میداد. هندل در واقع آخرین آهنگساز بزرگ این دوره است و تنها چهرۀ برجستۀ موسیقی سبک باروک که پس از او میتوان نام برد «جوزف هایدن» است که در سطح هندل نیست.
در حالیکه باخ ـ آلمانی اصیلی که هرگز از وطنش خارج نشد ـ ولایتنشینی اختیار کرده بود، معاصر بزرگ او «گئورگ فردریش هندل» در انگلیس، جایی که بیشتر عمرش در آنجا گذشت، اهل گشت و گذار و سیر و سفر بود؛ اما گئورگ فردریش هندل همان جورج فردریک هندل است که دربارهاش حرف میزنیم، فقط انگلیسیها نامش را اینطور تلفظ میکردند.
هندل اگرچه برای دربار انگلیس قطعات مهمی تصنیف کرد اما دربارۀ او نوشتهاند که مردی بود با چهرهای کاملاً مستقل به لحاظ هنری. او مردی بزرگ و پرشور بود. مردی که به او تابعیت انگلستان اعطا شده بود و انگلیسی را با لهجۀ سنگینی حرف میزد؛ مردی با طبیعتی انفجاری و در عین حال خوبی شیرین؛ حتی انساندوستی گشادهدست، یک کلکسیونر، صاحب یک مجموعه هنری غنی ازجمله چند تابلو از «رامبراند»، یکی از بزرگترین نوازندگان ارگ و هارپسیکورد، مردی با ایمان ساده و بیپیرایه، بدون پیچیدگی و آمیختگی که نگاهش به زندگی نیز به همان سادگی بود.
هندل با اتکا به ذوقش در موسیقی در سال ۱۷۱۰ وارد لندن شد و فوراً توی ذوقش خورد. آن روزها انجام کار، هر کاری بهقصد عرضه کردن خویش، آسان نبود. چراکه لندن روزگار هندل عصری بود ساختهشده با مجموعهای از بذلهگویان، ادیبان متظاهر، آدمهای عجیب، خودنمایان و شیادان. لندن شاعران، نویسندگان، سیاستمداران و درباریان را در خود جمع کرده بود که آن شهر را بهصورت یکی از مراکز بزرگ روشنفکری اروپا درآورده بودند. محصول همۀ اینها شهری عجیب را ساخته بود که میتوان دربارهاش گفت جامعهای بسته و شایعهساز بود.
اما به هر حال هندل توانست هنرش را در دربار انگلیس عرضه کند و مورد توجه قرار بگیرد. یکی از نخستین آثار جالب توجه او که برای اجرا در فضای باز و روی رود تیمز ساخته شده قطعهای به نام «آب» است که همۀ ویژگیهای اصلی دورۀ باروک ازجمله یکنواختی تندا و تکرار تم اصلی را میتوان بهوضوح در آن شنید:
قطعۀ آب

نقاشی «جورج فردریک هندل» و «جرج لوئیز» در کنار رودخانه تیمز، ۱۷ ژوئیه ۱۷۱۷؛ تکنیک رنگ روغن روی بوم اثر «ادوارد هامان»
قطعه موسیقی «ساراباند» اثر «جورج فردریک هندل»
گویا هیچ گریزی از مقایسۀ مدام بین باخ و هندل نیست! با اینکه «هندل» و «باخ» فقط با یک ماه تفاوت هر دو در ناحیهای ساکسونی به دنیا آمدهاند (آن زمان کشوری به نام آلمان وجود خارجی نداشت) بین آنها هیچ نوع وجه مشترکی نیست، جز اینکه هر دو نفر در کارشان نابغه بودهاند. باخ موسیقیدان یک شهر کوچک بود و قریحة فوقالعادۀ خود را بیشتر در راه خدمت به کلیسا به کار میبرد. در صورتی که هندل آثار خود را برای اهالی یکی از پایتختهای بزرگ مینوشت و قسمت اعظم عمر خود را در بزرگترین شهر آن روزگار اروپا گذراند. صرف نظر از موسیقیدانهای حرفهای کسی باخ را نمیشناخت و شهرتش منحصر به آلمان بود، در صورتی که هندل چندین سال نامورترین مصنف جهان به حساب میآمد ولی بازی ایام سرنوشت آن دو را تغییر داده است. نسخههای تصانیف باخ هرچه بیشتر و بیشتر منتشر و اجرا شد و محبوبیت بیشتری کسب کرد.
یکی دیگر از ساختههای معروف هندل «ساراباند» نام دارد. ساراباند اسم یک فرم موسیقایی مخصوص نوعی رقص سنگین و باوقار بوده است که این وقار کاملاً در ضرباهنگهای سنگین این فرم سهضربی خودنمایی میکند.
ساراباند
شاید اصل این قطعه را در تیتراژ ابتدایی فیلم «بری لیندون» از «استنلی کوبریک» شنیده باشید و اساساً میدانید که کوبریک به استفاده از موسیقی کلاسیک در ساختههایش معروف بود. مثلاً تیتراژ ابتدای فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسۀ فضایی» هم با موسیقی «چنین گفت زردشت» اثر «ریشارد اشتراوس» همراه است یا در فیلم «پرتقال کوکی» بارها بخشهایی از سمفونی نهم «بتهوون» پخش میشود و اساساً این قطعه با مضمون فیلم ارتباط محکمی دارد.
ساراباند باز هم در عالم سینما حضور داشته و این بار در یکی از انیمههای «هایائو میازاکی» کارگردان انیمههای پرآوازۀ ژاپنی. آهنگساز اکثر انیمههای میازاکی «جو هیسایاشی» است که کارهایش واقعاً شنیدنیاند. هیسایاشی در آهنگسازی انیمۀ «نائوشیکا از درۀ باد» قطعهای ساخته که بهطور واضح و البته کوتاه به ساراباندِ هندل ادای دین کرده است.
نائوشیکا از درۀ باد- جو هیسایاشی
.jpeg)
قطعه موسیقی «آتشبازی سلطنتی» اثر «جورج فردریک هندل»
همانطور که ذکر شد مهمترین اتفاق زندگی هندل مهاجرتش از آلمان به انگلستان بود. به این نکته دقت کنید که تا این دوره انگلستان هیچ آهنگساز بزرگی به اروپا معرفی نکرده بود و شاید جای خالی چنین آهنگسازی بود که زمینه را برای هندل به وجود آورد تا به انگلستان مهاجرت کند و بیشتر قطعاتی را که از او به شهرت رسیده اولین بار در مراسمهای دربار انگلیس اجرا کند. ازجمله قطعاتی که برای مراسم آتشبازی ساخته.
پیشدرآمد موسیقی آتشبازی سلطنتی
همانطور که میدانیم در دورۀ باروک موسیقی تحت تأثیر کلیسا هم هست و بنابراین در کارهای اکثر آهنگسازان این دوره قطعات مذهبی بسیار دیده میشود. هندل هم آثار مذهبی مختلفی دارد که شاید مشهورترینشان سرودی باشد به نام «مسیحا» که بخشی از آن به نام «هاله لویا» شهرت بیشتری دارد. در کتاب «مردان موسیقی» اشاره شده که این قطعه مربوط به سالهای پایانی عمر هندل است و عواید اجرایش نصیب خیریهای میشده که هندل نهایتاً تمام درآمد اجرای این قطعه را وقف آنجا کرد.
هاله لویا
سالهای پایانی زندگی هندل
بینایی هندل در سالهای پایانی عمر شدیداً کاهش پیدا کرد. در سال ۱۷۵۱ عمل جراحی بر روی چشمش انجام شد که ناموفق بود و به نابینایی او در سالهای پایانی عمرش منجر شد. از عجایب روزگار این است که همین جراح روی چشم یوهان سباستین باخ نیز عمل جراحی ناموفق دیگری انجام داد. جورج فردریک هندل در ۱۴ آوریل ۱۷۵۹ در لندن درگذشت و در همین شهر که بیشتر عمرش را در آن سپری کرده بود به خاک سپرده شد.

نقاشی «جورج فردریک هندل»؛ تکنیک رنگ روغن روی بوم
در پایان شما را به شنیدن پنجمین اپیزود پادکست «کلاسیکست» دعوت میکنیم با موضوع بهترین و جذابترین ریمیکسها بر اساس ساختههای جورج فردریک هندل: