ﺳﻪشنبه 30 دی 1404 / خواندن: 25 دقیقه
به احترام بانوی عکاس ایرانی

تک‌نگاری: نگاهی به زندگی و آثار مریم زندی

مریم زندی در ۲۰ دی ۱۳۲۵، در خانواده‌ای با اصالت همدانی و در شهر گرگان به دنیا آمد. پدرش ابوالقاسم بود؛ رئیس ادارۀ املاک اختصاصی گرگان و مادرش، خدیجه (فخری) نام داشت. مریم در کاخ آقامحمدخانی گرگان به دنیا آمد. این بیش از آنکه نشانۀ موقعیتی رسمی باشد، از پیوندی معنادار میان زندگی شخصی و تاریخ شهری می‌گوید که سال‌های کودکی‌ او در آن گذشته است.

4.6
تک‌نگاری: نگاهی به زندگی و آثار مریم زندی

مجله میدان آزادی: 20 دی‌ماه سالروز تولد «مریم زندی» یکی از مشهورترین عکاسان زن ایرانی بود. به همین بهانه در این مطلب به زندگی و آثار این هنرمند بزرگ پرداختیم. این مطلب را به قلم نعیمه تسنیمی -عکاس جوان و کارشناس ارشد پژوهش هنر- بخوانید:

از گرگان تا قاب‌هایی از تاریخ؛ تولد و آغاز مسیر

مریم زندی در ۲۰ دی ۱۳۲۵، در خانواده‌ای با اصالت همدانی و در شهر گرگان به دنیا آمد. پدرش ابوالقاسم بود؛ رئیس ادارۀ املاک اختصاصی گرگان و مادرش، خدیجه (فخری) نام داشت. مریم در کاخ آقامحمدخانی گرگان به دنیا آمد. این بیش از آنکه نشانۀ موقعیتی رسمی باشد، از پیوندی معنادار میان زندگی شخصی و تاریخ شهری می‌گوید که سال‌های کودکی‌ او در آن گذشته است. گرگان، شهری در شمال ایران، جایی است که طبیعت در آن صرفاً پس‌زمینه نیست و بخشی از زیست روزمره به ‌شمار می‌آید. باران و مه، رودخانه‌ها و جنگل‌های انبوه، عناصر دائمی محیطی بودند که کودکی و نوجوانی مریم زندی را شکل دادند. خودش در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید: 

«گرگان را همیشه دوست دارم و برای من یادآور کودکی و نوجوانی، روزهای بارانی و بوی بهارنارنج و جنگل‌های سبز است. دیپلم که گرفتم برای تحصیلات دانشگاهی به تهران آمدم، ولی گرگان همچنان در خاطرات من، شهر سبزِ مرطوبِ محبوبِ کودکی‌هایم است...»


«مریم زندی» در کودکی

این پیوند عاطفی با طبیعت، بعدها در نگاه عکاسانۀ زندی به‌روشنی قابل ردگیری است. بی‌دلیل نیست که یکی از نخستین پروژه‌های جدی او عکاسی از ترکمن‌صحراست؛ در اینجا هم طبیعت، جغرافیا و انسان در هم تنیده‌اند. به نظر می‌رسد زادگاه و سال‌های نخستین زندگی برای زندی صرفاً خاطره‌ای گذرا نیستند، بلکه پیش‌درآمدی برای نحوۀ مواجهۀ او با جهان‌اند. در این مواجهه انسان جدا از محیط معنا پیدا نمی‌کند و عکس نه صرفاً ثبت لحظه، بلکه حاصل مشاهده‌ای ژرف و دقیق است.

 

مریم، خانواده و نادر ابراهیمی

رابطۀ مریم زندی با خانواده، به‌ویژه با «نادر ابراهیمی» (نویسنده و پژوهشگر)، از همان ابتدا رابطه‌ای معمولی نبود. نادر، برادر ناتنی و بزرگ‌تر مریم، در شکل‌گیری آغاز مسیر حرفه‌ای زندی نقش مهمی داشت. 

با وجود اختلاف سنی، پیوند آن‌ها عمیق و مبتنی بر اعتماد بود. این رابطه در سال‌های دانشجویی مریم در تهران به اوج رسید؛ زمانی که به گفتۀ خود مریم پس از ترک گرگان، چند سال با برادرش نادر هم‌خانه شد. این دوره با همکاری، گفت‌وگو و هم‌خانگی همراه بود و حتی پس از ازدواج نادر نیز مدتی ادامه یافت. نادر بود که نخستین دوربین را برای مریم تهیه کرد و به‌واسطۀ کار و فعالیت‌هایش زمینۀ آشنایی اولیۀ او با برخی چهره‌های فرهنگی و ادبی را فراهم آورد. رابطۀ آن‌ها با حمایت و همراهی متقابل پیش می‌رفت. علاوه‌بر این رفتن به‌سمت کتاب‌خوانی ازجمله تأثیرات مهم نادر بر مریم است که او در مصاحبه‌ها به آن اشاره کرده است.


«نادر ابراهیمی» در اتاق کار خود

پس از انقلاب، مجموعه‌ای از مسائل و اختلاف‌های فکری، فاصله‌ای جدی میان آن‌ها ایجاد کرد. زندی این گسست را حاصل توقع بالایی می‌داند که از دل همان نزدیکی و همکاری شدید بیرون آمده بود. این جدایی سال‌ها ادامه یافت و رابطه‌شان تا پایان زندگی نادر نیز ترمیم نشد. {قبلا در پرونده قهر مجله میدان آزادی، از قهر مریم زندی و نادر ابراهیمی نوشته‌ایم.}

همین پیوند، سال‌ها بعد، او را به انتشار نامه‌های نادر ترغیب کرد؛ نامه‌هایی که در جوانی نادر و خطاب به خواهر نوجوانش، «ماری مهربان»، نوشته شده‌اند. این نامه‌ها بیش از آنکه صرفاً شخصی باشند، بازتابی از فضای فکری و اجتماعی یک دوره‌اند و زندی آن‌ها را تجربه‌ای قابل‌ توجه برای مخاطب امروز می‌داند. رابطۀ مریم و نادر ابراهیمی، با همۀ نزدیکی‌ها و گسست‌هایش، بخش مهمی از زیست اوست؛ تجربه‌ای که نه در قالب خاطرات و روایت‌های ساده می‌گنجد، نه به قضاوت تن می‌دهد، اما اثر آن را تا حدی می‌توان در نگاه زندی به جهان و تصویر دید.

 

تحصیل و ورود به تهران: دریچه‌ای نو به جهان

مریم زندی پس از دریافت دیپلم در گرگان، راهی تهران شد تا در دانشگاه تهران به تحصیل در رشتۀ حقوق و علوم سیاسی بپردازد. اگرچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد مسیر تحصیلی او با عکاسی هم‌خوانی ندارد، اما در حقیقت این انتخاب بذر نگاهی انسان‌‌گرایانه و پژوهش‌‌محور را در ذهن او کاشت.
 
مطالعه دربارۀ ساختارهای اجتماعی، حقوق و روابط انسانی، به زندی آموخت که هر جامعه لایه‌هایی دارد که تنها با نگاه دقیق و کنجکاو قابل درک‌اند؛ درسی که بعدها در هر قاب او، چه پرتره و چه طبیعت، خود را آشکار کرد. زندگی دانشجویی در تهران برای مریم فرصتی بود تا با چهره‌ها و جریان‌های ادبی، فرهنگی و سیاسی آشنا شود؛ با نویسندگان، هنرمندان و پژوهشگران هم‌نشین شود و زندگی شهری را با تمام پیچیدگی‌هایش تجربه کند. 

این سال‌ها نه‌تنها زمینۀ حرفه‌ای‌شدن او را فراهم آورد، بلکه آگاهی او را نسبت به مسائل اجتماعی، انسان‌ها و محیط پیرامون عمیق‌تر کرد. مریم در یکی از مصاحبه‌هایش گفته است گرگان، شهر کودکی اوست، اما شاید هرگز برای زندگی به آن برنگردد. این جمله هم گویای پیوند عاطفی او با زادگاهش است، هم نشان می‌دهد که مسیر او، همواره به‌سوی تجربه‌های تازه و فضای گسترده‌تری از جهان متمرکز بوده که از تهران و از روابط و شرایط جدیدش آغاز شده است.

خود زندی در گفت‌وگوها تأکید کرده که زندگی در تهران، فراتر از تحصیل دانشگاهی، نوعی درس زندگی در میانۀ شهر و تاریخ بود. این دوران -شایدمتاثر از وضع خاص تاریخی تهران در آن روزگار- برای مریم دریچه‌ای شد رو به جهانی جدید. قرار بود در آینده دوربین همراه وفادار و همیشگی او در این جهان باشد؛ جهانی پر از چهره‌ها، مکان‌ها و روایت‌های انسانی.

 

مریم زندی و آغاز مسیر حرفه‌ای عکاسی: مریم زندی چگونه عکاس شد؟ 

مسیر حرفه‌ای مریم زندی در عکاسی، نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه در فرآیندی تدریجی و چندلایه شکل گرفت. در این فرآیند تجربه‌های زیسته، زمینۀ خانوادگی، آموزش نظری و حضور میدانی در بطن جامعه، به‌تدریج به هم پیوستند و زبان تصویری مستقلی را برایش پدید آوردند.

پیش از آنکه زندی دوربین را به‌عنوان ابزار اصلی بیان خود برگزیند، زندگی‌اش با تصویر، صحنه و روایت بصری گره خورده بود. حضور کوتاه‌مدت او در برخی برنامه‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی پیش از انقلاب، ازجمله سریال «آتش بدون دود» که برادرش نادر نویسنده و کارگردان آن بود، نخستین مواجهۀ عملی او با نور، قاب و منطق تصویر متحرک بود. این تجربه، هرچند گذرا، حساسیتی بصری در او ایجاد کرد که بعدها در عکاسی‌اش به‌شکلی عمیق‌تر و آگاهانه‌تر تداوم یافت. به‌تدریج، میل به بودن در مقابل دوربین جای خود را به کنجکاوی برای ایستادن پشت آن داد؛ کنجکاوی‌ای که به جست‌وجوی واقعیت در میان انسان‌ها و فضای اجتماعی انجامید. علاوه‌بر این همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد نادر ابراهیمی، به او یک دوربین هدیه داده بود. این دوربین، صرفاً یک هدیۀ شخصی نبود، بلکه آغاز مواجهه‌ای جدی با عکاسی به‌عنوان ابزار ثبت و روایت لحظات و وقایع بود.

فهم مناسبات قدرت، جامعه و انسان، بعدها در انتخاب سوژه‌ها و شیوۀ مواجهۀ او با رخدادهای اجتماعی و تاریخی نمود یافت و بنیانی فکری برای عکاسی مستند او فراهم ساخت.


«مریم زندی»

زندی عکاسی را از مسیر آموزش رسمی و کلاسیک هنر عکاسی آغاز نکرد. تحصیلات دانشگاهی او در رشتۀ حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران، هرچند به‌طور مستقیم به عکاسی مربوط نمی‌شد، اما نقش مهمی در شکل‌گیری نگاه تحلیلی، اجتماعی و ساختارمند او ایفا کرد. یادگیری عکاسی برای زندی عمدتاً ماهیتی تجربی و میدانی داشت. او بارها تأکید کرده که آموزش اصلی‌اش نه در کلاس درس، بلکه در مشاهده، آزمون و حضور مداوم در موقعیت‌های واقعی شکل گرفته است. 

موفقیت زودهنگام در یک مسابقۀ سراسری عکاسی وزارت فرهنگ و هنر در اواخر دهۀ ۱۳۴۰ اعتمادبه‌نفس و انگیزۀ حرفه‌ای او را تقویت کرد و زمینه‌‌ساز ورود جدی‌ترش به این حوزه شد.

نقطۀ عطف مسیر حرفه‌ای زندی، ورود او به سازمان ملی رادیو و تلویزیون ایران و همکاری هم‌زمان با مجلۀ «تماشا» در سال ۱۳۵۰ بود. این تجربه، بیش از اینکه شغلی رسمی باشد، برای او نقشی مشابه یک مدرسۀ عملی عکاسی را ایفا کرد؛ جایی که او با الزامات فنی عکاسی مستند، سرعت عمل، ترکیب‌بندی، نورپردازی و مسئولیت اجتماعی تصویر آشنا شد. حضور مستمر در رسانه‌ها تا سال ۱۳۶۲، او را در مرکز تحولات اجتماعی، فرهنگی و خبری قرار داد و به او امکان داد زبان تصویری شخصی خود را در مواجهه با واقعیت‌های پیچیدۀ جامعه پیدا کند.

در این مسیر، زندی استاد مشخصی به معنای سنتی نداشت. البته یک دورۀ کوتاه‌مدت در دانشکدۀ هنرهای تزیینی گذرانده بود که بیشتر از آنکه فضای حرفه‌ای رسانه و تعامل روزمره با عکاسان، خبرنگاران و فیلم‌سازان هم‌دوره باشد، نوعی آموزش جمعی و غیررسمی برای او بود. هم‌نشینی با نسل فعال فرهنگی و هنری آن دوره، به تبادل تجربه، شکل‌گیری حساسیت حرفه‌ای و اعتمادبه‌نفس حضور در موقعیت‌های دشوار اجتماعی انجامید. به این معنا، محیط کاری و هم‌دوره‌ای‌ها، جایگزین نظام کلاسیک استاد–شاگردی شدند.

در نهایت، آنچه این مجموعه عوامل بیرونی را به مسیری پایدار و متمایز تبدیل کرد، انتخاب درونی و آگاهانۀ زندی برای زیستن با عکاسی بود. او به عکاسی صرفاً به‌عنوان یک شغل یا حرفه نمی‌نگریست، بلکه او عکاسی را شیوه‌ای برای مواجهه با جهان و ثبت آنچه در حال گذر است می‌دانست؛ ابزاری برای حفظ حافظۀ جمعی و روایت تجربۀ انسانی. همین پیوند ژرف میان تجربۀ شخصی، مسئولیت اجتماعی و زبان تصویر، مریم زندی را به یکی از چهره‌های شاخص و ماندگار عکاسی مستند و پرتره در ایران بدل کرده است.


حلقه‌های حرفه‌ای و شبکۀ ارتباطات فرهنگی مریم زندی

مسیر حرفه‌ای مریم زندی، هرچند بر استقلال نگاه و خوداتکایی استوار است، در بستر شبکه‌ای از ارتباطات فرهنگی، هنری و نهادی شکل گرفته که نقش مهمی در تثبیت و تداوم فعالیت او داشته‌اند. این شبکه فضایی حرفه‌ای بود که امکان گفت‌وگو، همکاری و هم‌افزایی میان رشته‌های مختلف را فراهم کرد. در سطح فرهنگی حضور در تهرانِ فعال دهه‌های چهل، پنجاه و شصت، باعث شد زندی از سال‌های نخست دانشجویی با فضای ادبی و هنری معاصر و شیوۀ زیست حرفه‌ای هنرمند آشنا شود و ارتباط مستقیم با چهره‌های شاخص فرهنگی پیدا کند؛ تجربه‌ای که بعدها در پروژه‌های پرتره‌محور او بازتاب یافت.

در حوزۀ همکاری‌های میان‌رشته‌ای، ارتباط بلندمدت با «ابراهیم حقیقی» (طراح گرافیک) نمونه‌ای شاخص است. این همکاری در قالب انتشار ده‌ها تقویم هنری، پروژه‌های چاپی و تجربه‌های تلفیقی «عکاشی» (ترکیب عکس و نقاشی) تداوم یافت و نشان‌دهندۀ ظرفیت آثار زندی برای گفت‌وگو با طراحی گرافیک و زبان بصری چاپ است.

در سطح اجتماعی، زندی از اعضای هیئت مؤسس انجمن ملی عکاسان ایران بود و در سال 1388 به‌عنوان نخستین رئیس هیئت‌مدیرۀ آن انتخاب شد. این موقعیت، باعث تعامل مستقیم او با نسل‌های مختلف عکاسان مستند و هنری شد و نقش او را از عکاس فردی به کنشگر حرفه‌ای در ساختار عکاسی ایران گسترش داد.

در حوزۀ نشر و تثبیت آرشیو تصویری، همکاری با «محمودرضا بهمن‌پور» و نشر «نظر» جایگاهی کلیدی دارد. بهمن‌پور در مقام ناشر و همراه فکری، در شکل‌گیری، انتخاب، تدوین و انتشار کتاب‌های زندی، ازجمله پروژه‌های طبیعت و کتاب مستقل دربارۀ مسیر حرفه‌ای او، نقش مؤثر داشته است. همچنین این همکاری، امکان تبدیل آرشیو شخصی او به منبعی پژوهشی و مرجع در عکاسی معاصر ایران را فراهم کرده است.

افزون بر این، تعامل حرفه‌ای زندی با طیفی از هنرمندان، نویسندگان و فیلم‌سازان، ازجمله «فرشید مثقالی»، «احمد عالی»، «بهرام بیضایی» و دیگر چهره‌هایی که در پرتره‌ها یا پروژه‌های فرهنگی او حضور دارند، بخشی از شبکه‌ای گسترده‌تر است که عکاسی او در دل آن معنا می‌یابد؛ شبکه‌ای مبتنی بر اعتماد، تعامل و گفت‌وگوی فرهنگی.

در مجموع، شبکۀ حرفه‌ای مریم زندی را می‌توان ترکیبی از پیوندهای خانوادگی-فرهنگی، همکاری‌های خلاق، نقش‌آفرینی نهادی و مشارکت‌های حوزۀ نشر دانست؛ ساختاری که نه به‌صورت آشکار، بلکه در امتداد زمان، به شکل‌گیری و تثبیت یکی از مهم‌ترین مسیرهای مستقل عکاسی در ایران انجامیده است.


پرتره‌های مریم زندی: ثبت هویت و شخصیت مشاهیر

پرتره‌های مریم زندی شناخته‌شده و بی‌همتا هستند. پرتره‌هایی که طی حدود سی و پنج سال عکاسی و در پنج جلد منتشر شده‌اند. او تنها زن عکاس در ایران است که در مسیر ثبت هویت و شخصیت مشاهیر از طریق عکاسی پرتره بسیار جدی و مستمر قدم گذاشته است. برای زندی، هر عکس پرتره آینه‌ای از تجربه، شخصیت و جهان درونی فرد است. نخستین پرتره‌هایی که مریم عکاسی کرده از کارگران فصلی پنبه‌چین در گرگان است؛ از زنان و بچه‌ها و کارگرانی که از زابل کوچ کرده بودند، در کنار مزارع زندگی می‌کردند و در مزرعۀ پنبۀ پدرش مشعول کار بودند. مریم خودش معتقد است که احتمالاً آن عکس‌های اولیه در پختگی نگاه عکاسانۀ او تأثیرگذار بوده و مسیرش را جدی‌تر به‌سمت عکاسی پرتره سوق داده‌اند.


عکاسی پرتره «مریم زندی» از «عباس کیارستمی»

نگاه او به پرتره، ترکیبی از دقت فنی و حساسیت انسانی است. در طول سال‌ها، زندی پرتره‌های شاعران، نویسندگان، نقاشان، فیلم‌سازان، هنرپیشه‌ها و موسیقی‌دانان را ثبت کرده است. آنچه این تصاویر را از یک عکس معمولی متمایز می‌کند، علاوه‌بر نمایش موقعیت اجتماعی مشاهیر، تلاش ستودنی او برای بازنمایی هویت واقعی، دغدغه‌ها، اندیشه و احوالات درونی آن‌هاست.

او از سوژه‌های خود در محیط‌های آشنا و طبیعی‌شان عکس می‌گرفت: شاعر پشت میز کار، نقاش در کارگاه و موسیقی‌دان در استودیو. این رویکرد باعث می‌شود که هر قاب، نمایی صادقانه و انسانی از فرد ارائه دهد. زندی در مصاحبه‌هایش بارها تأکید کرده که حتی وقتی با چهره‌های مشهور کار می‌کند، هدفش صرفاً ثبت چهره نیست، بلکه کشف و نمایش شخصیت و عمق انسانی آن‌هاست. پرتره‌های او اسنادی زنده از فرهنگ، هنر و زمانه هستند که نسل‌های بعد می‌توانند از طریق آن‌ها، لحظه‌هایی از زندگی و روح یک دورۀ فرهنگی را ببینند و آن را حس کنند. هر عکس پرترۀ زندی، پنجره‌ای است به جهان درونی سوژه و بازتابی از روح و هویت تاریخی، اجتماعی و انسانی که پشت شهرت یا نام و مقام پنهان مانده است.


عکاسی پرتره «مریم زندی» از «آیت الله طالقانی»


مریم زندی و انقلاب ۵۷

عکاسی مریم زندی از انقلاب ۵۷ را نمی‌توان صرفاً در چارچوب ثبت رویدادهای سیاسی بررسی کرد؛ این مجموعه حاصل تلاقی تجربۀ حرفه‌ای، زیست زنانه و حضوری آگاهانه در متن تاریخ است. 

کتاب «انقلاب ۵۷» او، که سال‌ها بعد با دقت و وسواس منتشر شد، نوعی بازخوانی بصری یک رخداد اجتماعی پیچیده است که از دل حضور عکاس در آن رخداد شکل گرفته. او جزو معدود زنان عکاس حرفه‌ای ایران است که جریانات انقلاب ۵۷ ‌را حدود دو سال عکاسی کرده است.

فعالیت حرفه‌ای زندی در تلویزیون ملی ایران که از سال ۱۳۵۱ آغاز شد، نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت و انسجام این مجموعه داشت. سال‌ها کار در محیط رسانه‌ای، به او آموخته بود چگونه در شرایط پرتنش، میان سرعت رخداد و دقت نگاه، تعادل برقرار کند. همین تجربه سبب شد که در جریان انقلاب، عکاسی برای او نه واکنشی هیجانی، بلکه کنشی آگاهانه و مبتنی بر مسئولیت حرفه‌ای باشد.


عکاسی «مریم زندی» از جریانات انقلاب 1357

خود زندی در گفت‌وگویی با خبرگزاری ایسنا تصریح می‌کند که در زمان عکاسی از انقلاب، آگاهی روشنی از «تاریخی شدن» آن لحظات وجود نداشت و انگیزۀ اصلی او، ثبت آن چیزی بود که در برابر چشمش رخ می‌داد، با این احساس درونی که اتفاقی مهم در جریان است؛ احساسی که میان وظیفۀ حرفه‌ای و نوعی عدالت‌خواهی شخصی در نوسان بود. این نگاه، به‌خوبی در تصاویر او قابل ردیابی است: عکس‌هایی که نه ادعای پیش‌بینی تاریخ دارند، نه تلاش می‌کنند معنایی تحمیلی بر رویداد سوار کنند.

از منظر بصری، عکس‌های انقلاب زندی ترکیب‌بندی‌هایی سنجیده و کنترل‌شده‌ دارند. استفاده از نقاط مرتفع، میدان دید گسترده و توجه به حرکت جمعیت، به تصاویر او کیفیتی تحلیلی می‌بخشد. در بسیاری از قاب‌ها، بدن‌ها نه به‌صورت توده‌ای بی‌شکل، بلکه به‌عنوان واحدهای معنادار در یک ساختار اجتماعی دیده می‌شوند. به این ترتیب، عکس‌ها امکان خوانش جامعه‌شناختی از رابطۀ فرد و جمع را فراهم می‌کنند.

کتاب «انقلاب ۵۷» (نشر نظر) از این حیث نیز اهمیت دارد که زنان در آن، حضوری فعال و غیرنمادین دارند. این ویژگی را نمی‌توان جدا از جایگاه خود عکاس تحلیل کرد. زندی به‌عنوان زنی که هم‌زمان تجربۀ مادرانه و فعالیت حرفه‌ای را در متن یک رویداد پرخطر از سر می‌گذراند، نگاه متفاوتی به مشارکت اجتماعی زنان دارد. خودش در این باره می‌گوید:

«همسرم که پادگان بود و هنوز آزادش نکرده بودند. بعدها خیلی هم به این ماجرا مثل فیلم‌نامه فکر کردم که مثلاً سربازها می‌آمدند بیرون. همسرم من را می‌دید که با بچه‌اش در میان انقلابیون هستم. بعد فرمانده‌اش می‌گفت: بزنید. او هم هی با خودش فکر می‌کرد بزند یا نه؟ بالاخره تصمیم می‌گیرد من را بزند و در حالی‌که من غرق در خون شده‌ام، بچه‌ام را می‌دهم دست همسرم و می‌گویم: او را با آزادی و عدالت بزرگ کن.»

هرچند این تجربۀ شخصی به‌صورت مستقیم در قاب‌ها بازنمایی نمی‌شود، اما در انتخاب لحظات، فاصلۀ عاطفی کنترل‌شده و پرهیز از اغراق قابل تشخیص است. به‌دلیل اعتصابات در آن دوران تعدادی از عکس‌های انقلاب او برای نخستین‌بار در مجلۀ سروش چاپ شد و پرتره‌ای از آیت‌الله طالقانی که در منزل دکتر مصدق عکاسی شده بود به‌سرعت دیده و معروف شد.


عکاسی «مریم زندی» از جریانات انقلاب 1357

آثار انقلاب زندی بر سادگی و حذف عناصر زائد استوارند. انتخاب سیاه‌ و سفید، کنترل کنتراست و پرهیز از جلوه‌های نمایشی، باعث شده تصاویر از سطح عکس خبری فراتر بروند و به اسناد بصری قابل تحلیل تبدیل شوند. این عکس‌ها علاوه‌بر اینکه یک رخداد بزرگ تاریخی را ثبت‌ کرده‌اند، حامل شیوه‌ای از دیدن‌اند؛ شیوه‌ای که در آن تصویر، به ابزاری برای فهم جامعه و شرایط آن تبدیل می‌شود.

در نهایت، کتاب «انقلاب ۵۷» را می‌توان نقطۀ تلاقی سه ساحت در کار مریم زندی دانست: کار حرفه‌ای در رسانه، رویکرد انسانی و تجربۀ زنانه. 

این کتاب، بیش از هر چیز، کوششی است برای حفظ حافظۀ جمعی؛ حافظه‌ای که به‌واسطۀ نگاه دقیق، صبور و تحلیلی، همچنان قابل خوانش و بازاندیشی است. مریم زندی می‌گوید:

«من همیشه طرفدار عدالت و آزادی و عکاسی بوده‌ام. فارغ از ایدئولوژی و نگاه سیاسی، عکاسی کرده‌ام و به هیچ دلیلی حاضر نبودم فرصت عکاسی از موضوعی را از دست بدهم.»


ترکمن‌صحرا از نگاه مریم زندی: عکاسی مستند به‌مثابه مطالعۀ فرهنگی

مجموعۀ عکس‌های مریم زندی از ترکمن‌صحرا را می‌توان یکی از نمونه‌های شاخص عکاسی مستند فرهنگی در کارنامۀ او دانست؛ مجموعه‌ای که در آن، نگاه عکاس از ثبت رویدادهای تاریخی و لحظه‌های بحرانی، به‌سوی مطالعۀ آرام و نظام‌مند یک زیست‌‌بوم خاص حرکت کرده است. 

این گذار، گسترش دامنۀ نگاه مستند زندی است؛ نگاهی که همواره بر مشاهدۀ دقیق، فاصلۀ سنجیده و پرهیز از قضاوت استوار بوده است. کتاب عکس «ترکمن و صحرا» مجموعه عکس‌های مریم زندی از اقوام ترکمن ایران است که در سال ۱۳۶۱ منتشر شده.

زنده‌یاد نادر ابراهیمی هم در مقدمه‌ای بر این کتاب نوشته:

«کتاب ترکمن و صحرا سندی است از دگردیسی و دگرگونی ترکمن‎ها و افسوس که کتاب فاقد شرح و توضیح و زیرنویس است. هرچند به محل و تاریخ عکاسی اشاره شده است.»


عکاسی «مریم زندی» از روزمرگی مردم ترکمن‌صحرا

از منظر روش‌شناسی عکاسی، زندی در مواجهه با ترکمن‌صحرا به الگوی مستند بلندمدت و غیرروایی نزدیک می‌شود. تصاویر او در پی ساخت داستان‌های خطی‌ نیستند، بلکه بر تداوم، تکرار و ریتم زندگی روزمره تأکید می‌کنند. این رویکرد، عکس‌ها را به داده‌های بصری و یک متن قابل تحلیل بدل می‌کند که امکان خوانش مردم‌نگارانه و فرهنگی دارند. 

در سطح بصری، ترکیب‌بندی‌های آثار ترکمن‌صحرا، بر اساس تعادل میان فضا، بدن و افق شکل گرفته‌اند. استفاده از خطوط افقی گسترده، حضور پررنگ آسمان و زمین و جای‌گذاری انسان در نسبت با این عناصر، نشان می‌دهد که زندی به رابطۀ ساختاری میان انسان و جغرافیا توجه دارد. انسان در این تصاویر نه سوژه‌ای منفصل و برجسته، بلکه عنصری درون یک کل منسجم است. 

از نظر نور و کنتراست، عکس‌های ترکمن‌صحرا غالباً بر نور طبیعی و شرایط واقعی محیط متکی‌اند. پرهیز از نورپردازی مصنوعی و کنترل‌شده، به تصاویر کیفیتی تجربی و غیرتحمیلی می‌دهد. نور در این آثار، نقش توصیفی دارد، نه نمایشی؛ عاملی برای آشکارسازی بافت‌ها، چهره‌ها و فضا، نه ایجاد درام بصری. این انتخاب، با رویکرد اخلاقی زندی در عکاسی مستند هم‌راستاست؛ رویکردی که بر احترام به سوژه و پرهیز از اغراق تأکید دارد.


عکاسی «مریم زندی» از روزمرگی مردم ترکمن‌صحرا

زندی در این مجموعه نه در جایگاه ناظر بیرونیِ شگفت‌زده می‌ایستد، نه خود را در مقام روایت‌گرِ دانای کل قرار می‌دهد. فاصلۀ فیزیکی و روانی او با سوژه‌ها، امکان مشاهدۀ دقیق رفتارها، پوشش، حالت‌های بدنی و روابط اجتماعی‌شان را فراهم می‌کند، بی‌آنکه به بازنمایی کلیشه‌ای یا رمانتیک از یک قوم منجر شود.


مریم زندی و عکاسی طبیعت

در کنار ثبت رخدادهای اجتماعی و پرتره‌های فرهنگی، مریم زندی همواره توجه ویژه‌ای به طبیعت ایران داشته است. نگاه او به طبیعت فراتر از صرف زیبایی‌شناسی است. او در عکس‌های خود، ریتم‌ها و فرم‌های ارگانیک را می‌کاود و ارتباط انسان با محیط طبیعی را ثبت می‌کند.


عکاسی «مریم زندی» از طبیعت ایران

کتاب «ایران گل محبوب من» یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های این نگرش است. مجموعه‌ای از اشعار و عکس‌های مریم زندی که نشر نظر در سال ۱۳۸۵ منتشر کرد.

خود او تأکید کرده که نگاهش به طبیعت نوعی گفت‌وگو با جهان و تمرینی برای صبر و مشاهدۀ دقیق است؛ همان مهارتی که در پرتره‌ها و مستندهای اجتماعی نیز به کار می‌گیرد.

مریم زندی در ابتدای کتاب «دربارۀ این پروژۀ عکاسی» می‌نویسد:

«پروژۀ عکاسی از گل‌ها در آتلیه، کار مشترک من و ابراهیم حقیقی است. این پروژه از سال ۱۳۷۳ شروع شد. در سال‌های اول به‌طور مرتب و در سال‌های بعد هرازگاهی آن را انجام داده‌ایم و حاصل آن آرشیوی است شامل عکس‌هایی گوناگون از گل‌هایی متنوع که همه در آتلیه طراحی، نورپردازی و عکاسی شده‌اند. از ابراهیم حقیقی سپاسگزارم که در تمام مراحل کار (از خرید گل از بازار گل تا عکاسی آن) همراه و همکارم بود و از راهنمایی‌های او سود بردم و هر روز آتلیه‌ام غرق در گل بود. از محمودرضا بهمن‌پور متشکرم که با پیشنهاد و چاپ این کتاب، تصویر من و گل‌هایم را کنار هم نشاند و شادی تازه‌ای به ما بخشید و در شادی ما سهیم شد.»

این مجموعه، ضمن ارائۀ تجربه‌ای آرام و شاعرانه از طبیعت، بخشی از زبان بصری پیوستۀ زندی را نشان می‌دهد؛ زبانی که از ترکمن‌صحرا تا شهر و پرتره‌های فرهنگی امتداد دارد و توجه او به هماهنگی میان انسان، محیط و تصویر را بازتاب می‌دهد.


عکسی از «مریم زندی» از طبیعت ایران


کتاب مریم: سامان‌دهی حافظۀ تصویری

کتابی که اخیراً نشر نظر دربارۀ مریم زندی منتشر کرده، بیش از آنکه یک مرور زندگی‌نامه‌ای یا مجموعه‌ای از تصاویر منتخب باشد، تلاشی است برای سامان‌دهی یک حافظۀ بصری بلندمدت. 

خود زندی در گفت‌وگوهای اخیرش تأکید می‌کند که این کتاب نه حاصل یک تصمیم مقطعی، بلکه نتیجۀ سال‌ها فاصله‌گذاری آگاهانه با عکس‌ها و بازنگری مکرر در آرشیوی است که برای او همواره زنده و مسئله‌مند بوده است. در این کتاب، عکس‌ها به‌عنوان واحدهای مستقل یا صرفاً «آثار شاخص» ارائه نمی‌شوند، بلکه در قالب یک مسیر پیوستۀ تصویری کنار هم نشسته‌اند. این چینش، امکان دنبال‌ کردن تحول تدریجی نگاه زندی را فراهم می‌کند: از مواجهۀ نزدیک با چهره‌های فرهنگی، تا ثبت جمعیِ انقلاب، و سپس حرکت به‌سوی پروژه‌های تأملی‌تر در طبیعت. آنچه برجسته می‌شود، نه تغییر ناگهانی سبک، بلکه پایداری یک شیوۀ دیدن در موقعیت‌های متفاوت است.

زندی در گفت‌وگوهای مربوط به این کتاب، بارها به دشواری انتخاب عکس‌ها اشاره می‌کند؛ دشواری‌ای که از نگاه او، بیشتر اخلاقی و فکری است. انتخاب تصویر برای کتاب، به‌معنای حذف بسیاری از عکس‌هایی بوده که خودشان بخشی از تجربۀ زیستۀ او محسوب می‌شوند. از همین رو، کتاب نه به قصد نمایش همه‌ چیز، بلکه با هدف تعریف یک روایت قابل دفاع از مسیر حرفه‌ای شکل گرفته است.

متن‌های همراه کتاب نیز در امتداد همین رویکرد قرار دارند. گفت‌وگوها و یادداشت‌ها، نه در پی اسطوره‌سازی از عکاس‌اند، نه گذشته را به‌صورت نوستالژیک بازنمایی می‌کنند. در عوض، بر نسبت میان زمان تولید عکس‌ها، شرایط اجتماعی و موقعیت شخصی عکاس تمرکز دارند؛ نسبتی که به خواننده اجازه می‌دهد عکس‌ها را در بستر تاریخی و زیستی‌شان تحلیل کند.

آنچه این کتاب را از یک آلبوم تصویری صرف متمایز می‌کند، خودآگاهی عکاس نسبت به جایگاه آرشیو است برای تفکر دوباره دربارۀ آثارش. در مجموع، کتاب نشر نظر دربارۀ مریم زندی را می‌توان تلاشی موفق در تبدیل یک کارنامۀ پراکنده به روایتی منسجم و قابل مطالعه دانست؛ روایتی که عکاسی را به‌عنوان شکلی از اندیشیدن در زمان نشان می‌دهد.


جوایز، تقدیرها و دستاوردهای حرفه‌ای مریم زندی

کارنامۀ حرفه‌ای مریم زندی، افزون بر تأثیرگذاری عمیق در عکاسی مستند و پرتره‌، با مجموعه‌ای از جوایز، تقدیرهای صنفی و مسئولیت‌های حرفه‌ای همراه بوده است که جایگاه او را به‌عنوان چهره‌ای مستقل، جریان‌ساز و مرجع در عکاسی معاصر ایران تثبیت می‌کند. این دستاوردها بازتابی از اعتماد جامعۀ حرفه‌ای عکاسی به نگاه، منش و تعهد اجتماعی اوست.

نخستین موفقیت رسمی زندی به سال ۱۳۴۸ خورشیدی بازمی‌گردد؛ زمانی که یکی از نخستین عکس‌هایش ـ تصویری از شخصیتی مردمی با عنوان «علیِ دوست‌دار سگ‌ها» ـ موفق به دریافت جایزۀ اول مسابقۀ سراسری عکاسی وزارت فرهنگ و هنر شد. این جایزه، در آغاز راه، نقش مهمی در تثبیت و جدی‌تر شدن مسیر عکاسی‌اش ایفا کرد.

او ازجمله عکاسانی بود که در شکل‌گیری انجمن ملی عکاسان ایران نقش مؤسس داشت و در سال ۱۳۸۸ شمسی (۲۰۰۹ میلادی)، در نخستین جلسۀ رسمی هیئت‌مدیره، با رأی اعضا به‌عنوان اولین رئیس هیئت‌مدیرۀ انجمن انتخاب شد. این مسئولیت، نوعی تقدیر صنفی از اعتبار حرفه‌ای، تجربۀ میدانی و نگاه مستقل او به عکاسی محسوب می‌شود.

در حوزۀ جوایز مستقل، زندی در سال ۱۳۸۹ موفق به دریافت «جایزۀ شید» به‌عنوان عکاس تأثیرگذار و جریان‌ساز سال شد. این جایزه‌ را به‌دلیل نقشش در عکاسی مستند اجتماعی و دفاع از حقوق حرفه‌ای عکاسان دریافت کرد. او بار دیگر در سال ۱۳۹۳، به‌واسطۀ انتشار و بازخوانی مجموعۀ «انقلاب ۵۷»، همین جایزه را دریافت کرد که نشان‌دهندۀ اهمیت تاریخی و قدرت روایت‌گری آثار او در ثبت حافظۀ جمعی جامعۀ ایرانی است.

در همین سال‌ها، زندی پیشنهادی رسمی برای دریافت «نشان درجۀ یک هنری» از سوی نهادهای دولتی دریافت کرد، اما با موضعی انتقادی از پذیرش آن امتناع ورزید. او در نامه‌ای رسمی اعلام کرد در شرایطی که آزادی حرفه‌ای و امنیت شغلی عکاسان با چالش‌های جدی روبه‌روست، دریافت چنین نشانی را شایسته نمی‌داند.  

افزون بر این‌ها، مریم زندی در سال‌های مختلف به‌عنوان داور جشنواره‌ها و جوایز معتبر عکاسی حضور داشته است. ازجمله می‌توان به داوری بخش عکس «جایزۀ فرشته» اشاره کرد که او در کنار چهره‌های شاخص سینما و عکاسی ایران در آن حضور داشته است. این حضور مستمر در جایگاه داور، نشان‌دهندۀ مرجعیت حرفه‌ای و اعتماد جامعۀ هنری به قضاوت بصری و نگاه تحلیلی اوست.

در مجموع، جوایز و افتخارات مریم زندی صرفاً مجموعه‌ای از عناوین رسمی نیستند، بلکه بخش مهمی از مسیر حرفه‌ای او به شمار می‌آیند؛ مسیری که در آن تعهد اجتماعی، استقلال فکری و وفاداری به اخلاق عکاسی، هم‌سنگِ مهارت و خلاقیت هنری قرار می‌گیرد.


جمع‌بندی: جایگاه مریم زندی در عکاسی ایران

مریم زندی را می‌توان از معدود عکاسان ایرانی دانست که مسیر حرفه‌ای‌اش بر پایۀ استمرار و تداوم، استقلال و وفاداری به نگاه شخصی شکل گرفته است. او نه به جریان‌های زودگذر تن داده، نه عکاسی را صرفاً ابزار ثبت یا نمایش دانسته است. در آثار او، عکاسی هم‌زمان نقش سند تاریخی، مطالعۀ فرهنگی‌-اجتماعی و بیان هنری را ایفا می‌کند. ویژگی متمایز زندی، به‌ویژه در مقام یک زن عکاس با تمام محدودیت‌هایی که زنان دارند، پایداری او در یک مسیر دشوار کم‌سابقه است؛ ثبت چهره‌های فرهنگی در زمانی که پرتره جدی گرفته نمی‌شد، حضور فعال در ثبت انقلاب و سپس حرکت به‌سوی پروژه‌های تأملی‌تر، بدون گسست از اصول مستند. 

آنگونه که از ظواهر ماجرا به نظر می‌رسد زندی در مسیر حرفه‌ای خود هرگز عکاسی را ابزاری برای کسب شهرت یا رقابت با دیگران ندانسته. تمرکز اصلی او همواره بر ارتقای کیفیت نگاه و مهارت عکاسانه بوده؛ مسیری که از دلبستگی عمیق و مداوم او به عکاسی سرچشمه می‌گیرد. این پیوند نه‌تنها در سال‌های آغازین فعالیت او وجود داشته، بلکه تا امروز نیز تداوم یافته است، به‌گونه‌ای که فرآیند آماده ‌شدن برای عکاسی یا برنامه‌ریزی سفرهای عکاسانه همچنان برای او با شور، اشتیاق و انگیزه همراه است. در نهایت، کارنامۀ مریم زندی نشان می‌دهد که عکاسی می‌تواند شکلی از اندیشیدن باشد؛ اندیشیدن با تصویر. آثار او به‌عنوان بخشی از حافظۀ بصری و فرهنگی ایران معاصر همچنان قابل خوانش، تحلیل‌پذیر و زنده‌اند. 

 


 «مریم زندی»


کتاب‌ها، نمایشگاه‌ها و آثار مریم زندی

کارنامۀ مریم زندی در عکاسی معاصر ایران، ترکیبی کم‌نظیر از ثبت تاریخ، پرتره‌نگاری فرهنگی و مستندسازی طبیعت است. آثار او، چه در قالب کتاب و چه نمایشگاه، به‌‌عنوان آرشیوی تصویری از حافظۀ اجتماعی و فرهنگی ایران، قابل مطالعه‌اند.

•    ترکمن و صحرا، مجموعه عکس سیاه و سفید، تهران، ۱۳۶۲، ناشر: مؤلف
•    تک‌چهرۀ نویسندگان در کتاب آنتولوژی داستان‌نویسی در ایران از ۱۹۲۱ تا ۱۹۹۱، انتشارات میج، واشینگتن، ۱۹۹۱
•    چهره‌ها (۱)، سیمایی از ادبیات معاصر ایران، مجموعه عکس (پرترۀ سیاه و سفید)، ۱۳۷۲، تهران و چاپ دوم ۱۳۷۷، ناشر: مؤلف
•    چهره‌ها (۲)، سیمایی از نقاشان معاصر ایران، مجموعه عکس (پرترۀ سیاه و سفید)، ۱۳۷۳، تهران، ناشر: مؤلف
•    چهره‌ها (۳)، سیمایی از هنرمندان سینما و تئاتر معاصر ایران، مجموعه عکس (پرترۀ سیاه و سفید)، ۱۳۷۶ تهران، ناشر: مؤلف
•    عکاشی (نقاشی روی عکس)، کار مشترک با ابراهیم حقیقی، رنگی، ۱۳۸۰، تهران، ناشر: نشر هفت رنگ
•    چهره‌ها (۴)، سیمایی از ادبیات معاصر ایران، جلد دوم، مجموعه عکس (پرترۀ سیاه و سفید)، ۱۳۸۳، تهران، ناشر: مؤلف و هفت رنگ
•    ایران! گل محبوب من!، مجموعه عکس گل و طبیعت ایران، رنگی، ۱۳۸۵، تهران، ناشر: نشر نظر
•    چهره‌های معماران ایران (جلد اول)، جلد اول، سیاه و سفید، ۱۳۸۶، تهران، ناشر: نشر نظر و انجمن مفاخر معماری ایران
•    آبی با خط قرمز، مجموعه عکس رنگی، ۱۳۸۷، تهران، ناشر: نشر نظر
•    انقلاب ۵۷، مجموعه عکس سیاه و سفید ۱۳۹۳، تهران، ناشر: نشر نظر
•    چهره‌ها (۵)، سیمایی از هنرمندان موسیقی معاصر ایران، مجموعه عکس، سیاه و سفید، ۱۳۹۶ تهران، ناشر: مؤلف
•    دلم برای آقای داگر می‌سوزد، مجموعه شعر، ۱۳۹۷تهران، ناشر: مؤلف
•    گیسوانم در باد، مجموعه عکس، سیاه و سفید ۱۳۹۷تهران، ناشر: نظر
•    حکومت ۵۸، مجموعه عکس، سیاه و سفید ۱۳۹۸ تهران، ناشر: نظر و مریم زندی
•    چاپ و نشر انواع کارت پستال و تقویم در زمینه‌های گوناگون از سال ۱۳۷۹


نمایشگاه های انفرادی

•    سیاه و سفید، گالری قندریز، تهران ۱۳۵۲
•    بازی‌های آسیایی، عکس‌های رنگی، گالری قندریز، تهران ۱۳۵۳
•    زن همگام انقلاب، دانشکدۀ هنرهای زیبا، تهران ۱۳۵۷
•    صورت و سنت در ترکمن‌صحرا، عکس‌های رنگی موزۀ نگارستان، تهران ۱۳۵۸
•    چهره‌هایی از ادبیات معاصر ایران ۱۳۶۸
•    چهره‌های ادبیات معاصر ایران، دانشگاه جرج واشینگتن، واشینگتن ۱۳۷۱
•    چهره‌های نقاشان معاصر ایران، نگارخانۀ برگ، تهران ۱۳۷۲
•    چهرۀ تازه‌ای از ایران، گالری عکس سنت‌اتین ۱۳۷۴
•    نقاشی روی عکس، کار مشترک با ابراهیم حقیقی، گالری گلستان، تهران ۱۳۷۴
•    منتخب پرتره‌ها، گالری گلستان، تهران ۱۳۷۷
•    نگاهی تازه به طبیعت، گالری هفت ثمر، تهران ۱۳۷۷
•    شیشه و رنگ، آثار شیشه‌ای گالری گلستان، تهران ۱۳۸۱
•    شیشه و رنگ، آثار شیشه‌ای گالری گلستان، تهران ۱۳۸۲


نمایشگاه‌های گروهی

•    سیاه و سفید، پنتاکس گالری، لندن ۱۳۵۵
•    گزارشی از انقلاب، باغ فردوس - وزارت کار، تهران ۱۳۵۷
•    کودک، ایمان، رهایی، نمایشگاه جهانی عکس موزۀ هنرهای معاصر، تهران ۱۳۶۰
•    چهره‌پردازی، موزۀ هنرهای معاصر، تهران ۱۳۶۹
•    چهارمین نمایشگاه سالانۀ عکاسی ایران، موزۀ هنرهای معاصر، تهران۱۳۷۰


مطالب مرتبط


یادداشت پیشخوان عکاسی فرشید مثقالی دانشگاه تهران انقلاب 57 مریم زندی ابراهیم حقیقی عکاسی ایران سریال آتش بدون دود عکاسی مستند ترکمن صحرا نعیمه تسنیمی مجله تماشا عکاس زن ایرانی ترکمن و صحرا ایران گل محبوب من علی دوست دار سگ ها چهارمین نمایشگاه سالانه عکاسی ایران چهره پردازی کودک ایمان رهایی نمایشگاه جهانی عکس موزه هنرهای معاصر گزارشی از انقلاب سیاه و سفید شیشه و رنگ نگاهی تازه به طبیعت منتخب پرتره ها نقاشی روی عکس چهره ی تازه ای از ایران چهره های نقاشان معاصر ایران چهره های ادبیات معاصر ایران صورت و سنت در ترکمن صحرا زن همگام انقلاب بازی های آسیایی چهره های معماران ایران آبی با خط قرمز دلم برای آقای داگر می سوزد گیسوانم در باد حکومت 58 عکاشی نشر نظر محمودرضا بهمن‌پور احمد عالی عکاسی پرتره کتاب انقلاب 57 تلویزیون ملی کتاب مریم جایزه شید نشان درجه یک هنری جایزه فرشته عکس سیاه و سفید ایران گل محبوب من چهر های معماران ایران عکس رنگی گیسوانم در باد چهره پردازی سیمایی از هنرمندان سینما و تئاتر معاصر ایران سیمایی از ادبیات معاصر ایران سیمایی از نقاشان معاصر ایران سیمایی از ادبیات معاصر ایران کتاب آنتولوژی داستان‌نویسی در ایران سیمایی از هنرمندان موسیقی معاصر ایران مجموعه عکس گل و طبیعت ایران


  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
پیوند عاطفی با طبیعت، بعدها در نگاه عکاسانۀ زندی به‌روشنی قابل ردگیری است. بی‌دلیل نیست که یکی از نخستین پروژه‌های جدی او عکاسی از ترکمن‌صحراست؛ در اینجا هم طبیعت، جغرافیا و انسان در هم تنیده‌اند. به نظر می‌رسد زادگاه و سال‌های نخستین زندگی برای زندی صرفاً خاطره‌ای گذرا نیستند، بلکه پیش‌درآمدی برای نحوۀ مواجهۀ او با جهان‌اند. در این مواجهه انسان جدا از محیط معنا پیدا نمی‌کند و عکس نه صرفاً ثبت لحظه، بلکه حاصل مشاهده‌ای ژرف و دقیق است.

مریم زندی در مسیر حرفه‌ای خود هرگز عکاسی را ابزاری برای کسب شهرت یا رقابت با دیگران ندانسته است. تمرکز اصلی او همواره بر ارتقای کیفیت نگاه و مهارت عکاسانه بوده؛ مسیری که از دلبستگی عمیق و مداوم او به عکاسی سرچشمه می‌گیرد. این پیوند نه‌تنها در سال‌های آغازین فعالیت وجود داشته، بلکه تا امروز نیز تداوم یافته است، به‌گونه‌ای که فرآیند آماده ‌شدن برای عکاسی یا برنامه‌ریزی سفرهای عکاسانه همچنان برای او با شور، اشتیاق و انگیزه همراه است. در نهایت، کارنامۀ مریم زندی نشان می‌دهد که عکاسی می‌تواند شکلی از اندیشیدن باشد؛ اندیشیدن با تصویر. آثار او به‌عنوان بخشی از حافظۀ بصری و فرهنگی ایران معاصر همچنان قابل خوانش، تحلیل‌پذیر و زنده‌اند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00