شنبه 02 آبان 1405 / خواندن: 6 دقيقه
پرونده جشنواره فیلم کوتاه تهران | صفحه پنجاه‌وچهارم

ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «پیله» ساخته «فاطمه زاهدیان»

ایدۀ «پیله» از دغدغۀ «فاطمه زاهدیان» دربارۀ مواجهۀ انسان با مشکلات و تأثیر آن‌ها بر زندگی شکل گرفته است. جرقۀ اولیۀ فیلم زمانی به ذهن او رسید که تصویر خود را در سقف شیشه‌ای یک اتاق دید؛ تصویری متفاوت از آنچه انتظار داشت. این تصویر به‌تدریج به ایدۀ اصلی فیلم تبدیل شد؛ داستانی دربارۀ تغییر و پذیرش که به‌جای توضیح مستقیم، از طریق تجربۀ شخصیت و زبان تصویر روایت می‌شود

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «پیله» ساخته «فاطمه زاهدیان»

مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «پیله» به کارگردانی «فاطمه زاهدیان» در چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفته‌ایم. ریویوی آن را به قلم سمیه کشوری بخوانید:
 

پیله

ایدۀ «پیله» از دغدغۀ «فاطمه زاهدیان» دربارۀ مواجهۀ انسان با مشکلات و تأثیر آن‌ها بر زندگی شکل گرفته است. جرقۀ اولیۀ فیلم زمانی به ذهن او رسید که تصویر خود را در سقف شیشه‌ای یک اتاق دید؛ تصویری متفاوت از آنچه انتظار داشت. این تصویر به‌تدریج به ایدۀ اصلی فیلم تبدیل شد؛ داستانی دربارۀ تغییر و پذیرش که به‌جای توضیح مستقیم، از طریق تجربۀ شخصیت و زبان تصویر روایت می‌شود.


پوستر انیمیشن کوتاه «پیله» ساختۀ «فاطمه زاهدیان»
پوستر انیمیشن کوتاه «پیله» ساختۀ «فاطمه زاهدیان»

 داستان پیله

[خطر لو رفتن داستان]

«پیله» داستان دختری است که پس از مراجعه به پزشک متوجه می‌شود تومور دارد؛ توموری که تصویر آن در عکس پزشکی به پیله شبیه است. او به خانه بازمی‌گردد و خبر را با پدر و مادرش در میان می‌گذارد. از این لحظه، فضای خانه تغییر می‌کند. مادر اندوهگین می‌شود و دختر نیز به‌تدریج از محیط اطراف فاصله می‌گیرد و بیشتر در خود فرو می‌رود. اتفاقی که در ابتدا به وضعیت جسمانی دختر مربوط است، کم‌کم بر روابط و حال‌ و هوای تمام خانواده سایه می‌اندازد.
فیلم از موقعیتی آشنا آغاز می‌کند: مواجهه با خبری که هیچ ‌کس انتظار شنیدنش را ندارد و نمی‌داند پس از آن باید چه کند. با این ‌حال، تمرکز «پیله» فقط بر بیماری نیست؛ آنچه اهمیت پیدا می‌کند، واکنش شخصیت‌ها به شرایطی است که ناگهان وارد زندگی‌شان شده. هر کدام از اعضای خانواده به شیوۀ خود با این وضعیت روبه‌رو می‌شوند و همین تفاوت در واکنش‌ها، فضای عاطفی فیلم را شکل می‌دهد.

در چنین موقعیتی، بحران فقط به معنای یک مشکل بیرونی نیست؛ می‌تواند تعادل زندگی روزمره را نیز بر هم بزند. آدم‌ها همچنان در یک خانه زندگی می‌کنند و کارهای معمول‌شان را انجام می‌دهند، اما تجربه‌ای که با آن روبه‌رو شده‌اند، رابطۀ آن‌ها با خودشان و اطرافیان‌شان را تغییر می‌دهد. «پیله» از همین موقعیت برای پرداختن به مسئله‌ای فراتر از بیماری استفاده می‌کند: چگونگی مواجهۀ انسان با اتفاقی که نه انتظارش را دارد و نه لزوماً می‌تواند آن‌ را کنترل کند.
 

پیله؛ از نشانۀ بیماری تا استعارۀ تغییر

مهم‌ترین ایدۀ بصری فیلم، پیوند میان تومور و تصویر پیله است. شباهت این دو در عکس پزشکی، نقطۀ شروعی برای شکل‌گیری یک استعاره می‌شود؛ استعاره‌ای که به‌تدریج از سطح تصویر فراتر می‌رود و با وضعیت درونی دختر ارتباط پیدا می‌کند. او پس از مواجهه با خبر بیماری، بیشتر در خود فرو می‌رود و به فضایی بسته پناه می‌برد. به این ترتیب، پیله از یک تصویر اولیه به بخشی از زبان روایت تبدیل می‌شود.

«پیله» در نگاه نخست می‌تواند یادآور انزوا و پناه گرفتن از جهان بیرون باشد؛ فضایی که شخصیت در آن از نگاه‌ها، نگرانی‌ها و واکنش‌های اطرافیان فاصله می‌گیرد. اما این تصویر معنای دیگری نیز دارد. پیله در چرخۀ زندگی، مرحله‌ای از دگرگونی است؛ دوره‌ای که موجود زنده از وضعیتی عبور می‌کند و به‌شکل دیگری از زندگی می‌رسد. همین دو معنای متفاوت، پیله را به تصویری مناسب برای روایت فیلم تبدیل می‌کنند: چیزی که هم می‌تواند نشانۀ کناره‌گیری از جهان باشد و هم امکان تغییر را به ذهن بیاورد.

در اینجا، نکتۀ قابل‌ توجه آن است که فیلم میان وضعیت بیرونی شخصیت و تجربۀ درونی او ارتباط برقرار می‌کند. دختر با مسئله‌ای جسمانی مواجه شده، اما تأثیر این اتفاق به بدن او محدود نمی‌ماند و بر احساسات و ارتباطش با جهان اطراف نیز اثر می‌گذارد. «پیله» این وضعیت را به تصویری قابل ‌درک تبدیل می‌کند؛ تصویری که به‌جای توضیح مستقیم احساسات شخصیت، امکان دیدن و تفسیر آن‌ها را فراهم می‌سازد.

سکانسی از انیمیشن «پیله» به کارگردانی و نویسندگی «فاطمه زاهدیان»
سکانسی از انیمیشن «پیله» به کارگردانی و نویسندگی «فاطمه زاهدیان»

شخصیت‌پردازی در پیله

یکی از جنبه‌های قابل ‌توجه «پیله»، توجه به واکنش‌های متفاوت اعضای خانواده است. مادر اندوهش را با گریه بروز می‌دهد، در حالی‌که دختر بیشتر به درون خود پناه می‌برد. پدر نیز در میان این آشفتگی، به فعالیت‌های روزمره‌اش ادامه می‌دهد. این تفاوت‌ها نشان می‌دهند که مواجهه با یک اتفاق دشوار، الزاماً تجربه‌ای یکسان برای همۀ افراد یک خانواده نیست.

گاهی یک اتفاق، اعضای خانواده را از نظر عاطفی به یکدیگر نزدیک می‌کند و گاهی نیز هر کدام را در دنیای شخصی خودشان گرفتار می‌سازد. ممکن است همه از یک مسئله متأثر باشند، اما نتوانند احساسات‌شان را به یک شکل بیان کنند یا راه مشترکی برای کنار آمدن با آن پیدا کنند. در چنین شرایطی، سکوت و فاصله گرفتن نیز به‌اندازۀ گریه و آشکار کردن احساسات می‌توانند بخشی از واکنش آدم‌ها باشند.

در این میان، توجه پدر به گیاهی که نگهداری می‌کند، در کنار وضعیت دختر قرار می‌گیرد و ارتباطی بصری میان این دو شکل می‌دهد. گیاه و پیله، هر دو ظرفیت تداعی رشد و دگرگونی را دارند؛ یکی در بستر طبیعت و دیگری در جهان نمادین فیلم. قرار گرفتن این عناصر در کنار یکدیگر، باعث می‌شود ایدۀ تغییر فقط در رفتار شخصیت‌ها باقی نماند و در جزئیات بصری جهان فیلم نیز حضور داشته باشد.

خانه در «پیله» صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ فضایی است که بحران در آن به تجربه‌ای مشترک تبدیل می‌شود، هرچند هر شخصیت آن را به شیوۀ خودش از سر می‌گذراند. فیلم از خلال همین تفاوت‌ها، به تأثیر یک اتفاق بر روابط خانوادگی توجه می‌کند و نشان می‌دهد که مواجهه با ناشناخته‌ها فقط مسئلۀ فردی نیست که مستقیماً با آن روبه‌رو شده؛ اطرافیان او نیز ناچارند جایگاه خود را در شرایط تازه پیدا کنند.
 

تصویرسازی در پیله؛
گویای حال درونی شخصیت‌ها

در «پیله»، بعضی از عناصر بصری فراتر از نقش معمول خود در داستان عمل می‌کنند. پیله و گیاهی که پدر از آن مراقبت می‌کند، دو تصویر متفاوت‌اند که می‌توان آن‌ها را در ارتباط با وضعیت دختر و فضای عاطفی خانواده در نظر گرفت. یکی با فاصله گرفتن از محیط و پناه بردن به فضایی بسته ارتباط پیدا می‌کند و دیگری یادآور ادامۀ حیات و امکان رشد است. قرار گرفتن این تصاویر در کنار یکدیگر، بدون آنکه لازم باشد معنای مشخصی برای‌شان تعیین کنیم، زمینه‌ای برای برداشت‌های مختلف فراهم می‌کند.

نکتۀ جالب این است که فیلم برای نزدیک شدن به تجربۀ دختر، از یک موقعیت ملموس شروع کرده و سپس آن را به تصویری گسترده‌تر تبدیل می‌کند. «پیله» ابتدا با تشخیص پزشکی ارتباط دارد، اما با تغییر رفتار دختر، معنای آن نیز گسترش پیدا می‌کند. به این ترتیب، یک شکل ساده به بخشی از روایت تبدیل شده و میان

اتفاق بیرونی و وضعیت درونی شخصیت ارتباط برقرار می‌شود.
این شیوه باعث می‌شود مخاطب فقط دنبال اتفاق بعدی داستان نباشد، بلکه به رابطۀ میان جزئیات نیز توجه کند. ارزش چنین انتخابی در آن است که تصویرها را به نشانه‌هایی قابل ‌تفسیر تبدیل می‌کند، بی‌آنکه لزوماً همۀ معنا را به مخاطب تحمیل کند.
 

تکنیک انیمیشن پیله

«پیله» با ترکیب کات‌اوت زیر دوربین و انیمیشن دوبعدی ساخته شده است. هماهنگ کردن این دو تکنیک، چالش‌هایی به‌همراه دارد، اما در این فیلم به گسترش زبان بصری و انتقال احساسات شخصیت کمک می‌کند. در «پیله» که بخشی از روایت آن بر تصویرهای نمادین و تجربه‌های درونی شخصیت استوار است، هماهنگی میان شیوۀ ساخت و فضای داستان اهمیت پیدا می‌کند. تلاش برای کنار هم قرار دادن دو زبان تصویری متفاوت، از جنبه‌های قابل ‌توجه این تجربه است.

«پیله» در بخش پویانمایی مسابقۀ ملی چهل‌ و سومین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، بخش مسابقۀ فیلم‌های کوتاه دهمین جشنوارۀ بین‌المللی انیمیشن و کمیک چانیارتون یونان راه یافته است.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
ایدۀ «پیله» از دغدغۀ «فاطمه زاهدیان» دربارۀ مواجهۀ انسان با مشکلات و تأثیر آن‌ها بر زندگی شکل گرفته است. جرقۀ اولیۀ فیلم زمانی به ذهن او رسید که تصویر خود را در سقف شیشه‌ای یک اتاق دید؛ تصویری متفاوت از آنچه انتظار داشت. این تصویر به‌تدریج به ایدۀ اصلی فیلم تبدیل شد؛ داستانی دربارۀ تغییر و پذیرش که به‌جای توضیح مستقیم، از طریق تجربۀ شخصیت و زبان تصویر روایت می‌شود.

مهم‌ترین ایدۀ بصری فیلم، پیوند میان تومور و تصویر پیله است. شباهت این دو در عکس پزشکی، نقطۀ شروعی برای شکل‌گیری یک استعاره می‌شود؛ استعاره‌ای که به‌تدریج از سطح تصویر فراتر می‌رود و با وضعیت درونی دختر ارتباط پیدا می‌کند. او پس از مواجهه با خبر بیماری، بیشتر در خود فرو می‌رود و به فضایی بسته پناه می‌برد. به این ترتیب، پیله از یک تصویر اولیه به بخشی از زبان روایت تبدیل می‌شود.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00