مجله میدان آزادی: به بهانهی گرامیداشت روز جهانی توانیابها، پنج فیلم دیدنی از کارگردانان ایرانی با انتخاب و مقدمهی خانم فاطمه پالیزوان را بخوانید:
«جهانِ قلبهای زلال»
چشمهای خود را ببندید و زمانی را تصور کنید که در فضای سبز و زیبایی در حالی که به زیر سایهی درختی پناه گرفتهاید و رودخانهای کنار شما آهسته و آرام در حال گذر است، صدای دلنشینش، لذتِ بیوصفی را به قلب شما جاری میکند. خوب که نگاه میکنید، همه چیز از زیر آب رودخانه واضح است و مشخص. سنگها، حیوانات و حتی دستی که خودتان داخل آب شناور کردهاید. دهخدا، هر مایع صاف بیدُرد و روشن را «زلال» میخواند. ردّ زلالی آب رودخانه را که بگیریم و به زندگی انسانها برسیم، در اطراف ما آدمهایی در حال نفس کشیدن هستند که قلبهایشان همانند این رودخانه، پاک است و زلال. درس محبت را نه تنها یاد گرفتهاند بلکه سالیان دراز است که آموزش هم میدهند، سادهاند و درگیر پیچیدگیهای دنیای امروز نمیشوند. به دنبال منفعتی نمیگردند و خواستار ضرر رساندن به کسی هم نیستند. در جهان آنها نه جنگ مفهومی دارد و نه تحقیر و توهین و هر آن چه که زلالی قلبهایشان را به خطر بیندازد. درحالیکه خودشان به اتهام متفاوت بودن، اولین قربانی این تحقیرها هستند، اما به طرز شگفتآوری همیشه جاریاند و بخشنده. ما انسانها در هر جمعی که به ما شبیهاند و خو گرفتهایم، همانند اعضای یک پیکر، در برابر موجود ناشناخته و متفاوتی که از بیرون وارد میشود، شبیه گلبولهای سفید از خودمان واکنش نشان میدهیم و شروع به مقابله میکنیم. چراکه تا آن موجود متفاوت را نشناسیم و درک نکنیم، نه درکی از ضرر آن داریم و نه منفعتهای آن.
فیلمهایی که در دنیا با موضوع توانیابهای عزیز، ساخته شده است در زمینههای مختلف جسمی، ذهنی، روانی و... دستهبندی میشوند؛ اما از بالا که نگاه میکنیم همه سعی در زدن حرفی واحد دارند:
انسانهای متفاوتِ ساده و پاک هم، حقی برای زیستن دارند، حقی برای داشتن خانواده، حقی برای دریافت محبت و... . آنها مانند همه، استعدادهای خفتهای دارند که گاهی یک معلم، یک مادر، یک پدر و یا حتی یک رفیق و دوست همراه میتواند با صرف اندکی زمان بیشتر در زندگیشان، آنها را کشف و شکوفا کند و از آنها قهرمانی برای داستان زندگی خودشان و حتی دیگران بسازد. آن وقت است که درسی تمامقد به همهی اطرافیانی میدهند که با وجود سلامت کامل، به گَردِ پای آنها هم نرسیدهاند!
به مناسبت هفتهی توانیابهای عزیز، ما در این مطلب سعی داریم، به معرفی بهترین آثاری که توانستهاند آینهی نماینگر این قلبها باشند بپردازیم. باشد که بتوانیم به قلبهای مهربانشان نزدیکتر شویم. در ایران «پوران درخشنده»، یکی از سردمداران ساخت فیلم با موضوع توانیابی است. برای آشنایی با پنج فیلم برتر ایرانی با ما همراه شوید:

پوستر فیلم سینمایی «زمانی برای دوست داشتن»
1. زمانی برای دوست داشتن
پوستر فیلم را که خوب نگاه کنید، بر خلاف پوسترهای معمول، شخصیت اصلی داستان در حاشیهی مادرش فقط بخشی از بدنش مشخص شده است. این انتخاب هوشمندانه، نشان از اصل حرف داستان دارد. ماجرا از آن جا شروع میشود که پدری به نام محسن با شرایط کاری خوبی که در جنوب دارد، ناگهان به خاطر غیبتهای طولانی خود از سر کار اخراج میشود و به اجبار باید برگردد به سر خانه و زندگیاش. محسن که این ماجرا را تقصیر پسر کوچک خودش به اسم بابک میداند، با بازگشت به خانه و دیدن تنشهایی که بابک با برادر خود افشین دارد و سختیهایی که به خاطر ناتوانی بابک به خانواده متحمل شده است، تصمیم میگیرد بابک را به آسایشگاه معلولین کهریزک تحویل بدهد. اما مادر بابک مانع این کار میشود. بعد از این اتفاق، بابک به خاطر تمسخرهای دیگران و شرمندگی خانوادهاش از وضعیت او، سعی میکند در زمان برگزاری جمعهای خانوادگی و مهمانیها به اتاق خود برود تا حس بدی به پدر و برادرش منتقل نشود. زندگی بابک با دیدن مجید که زمان تولد برادرش افشین به صورت اتفاقی بابک را دیده و با او رفاقتی را شروع میکند، عوض میشود.
در این فیلم که در سال ۱۳۸۶ توسط «ابراهیم فروزش» ساخته شده است، بازیگرانی همچون «محسن تنابنده»، «نگین صدقگویا» و «بهناز جعفری» نقشآفرینی کردهاند. «علی شادمان» نیز در این فیلم با بازی فوقالعادهی خود توانسته است همانند تجربهی موفق دیگرش در «میم مثل مادر»، خوش بدرخشد و در سکانسهای مختلف فیلم، آنچنان در جان مخاطب نفوذ کند که باعث جاری شدن اشکهایشان به صورت ناخودآگاه شود. این فیلم در ژانر خانوادگی و درام ساخته شده است و مناسب تماشای افرادی با سن بالای ۱۵ سال است.
فیلم «زمانی برای دوست داشتن» در عرصههای بینالمللی هم جوایز متعددی کسب نموده است؛ به طور مثال دو جایزه از جشنوارهی بینالمللی فیلم کودک و نوجوان المپیا دریافت کرده است. (هیئت داوران این جشنواره، جایزهی بهترین فیلم را به دلیل نمایش داستانی دربارهی تبعیض، به این فیلم اهدا کرد. همچنین جایزهی بهترین بازیگر نوجوان به دلیل بازی درخشان علی شادمان که بیشترین مشارکت را در انتقال پیام قدرتمند فیلم داشته به این بازیگر اهدا شده است.) جایزهی ویژهی جشنوارهی بینالمللی فیلم «پیونگ یانگ»، جایزهی بهترین فیلم جشنوارهی آرت آمفورا در بلغارستان، جایزهی بخش بالای ۱۰ سال در سی و نهمین جشنوارهی بینالمللی فیلم جیفونی، جایزهی بهترین فیلم بلند در ششمین جشنوارهی بینالمللی فیلم بنیاد ارتقای محصولات سینمایی و تلویزیونی کودکان و نوجوانان رولان باکوف ارمنستان از دیگر عناوین جوایز اهدائی اثر ابراهیم فروزش است.
توصیه میکنیم اگر شما هم آوازهی این فیلم به تازگی به گوشتان رسیده است، تماشایش را از دست ندهید و مدت کوتاهی نگاهتان را به زندگی بابک و ماجراهایش بیندازید.

پوستر فیلم سینمایی «بچههای ابدی»
2. بچههای ابدی
فیلم با دستنوشتهای از پوران درخشنده کارگردان فیلم، شروع میشود:« تقدیم به همهی آنهایی که کفشهای کودکیشان، هنوز اندازهی پاهایشان است.» داستان از آن جایی شروع میشود که الهام حمیدی در نقش نگار، درست زمانی که تصمیم به ازدواج با شهاب حسینی در نقش ایمان را گرفتهاست، متوجه حضور برادری به اسم علی در خانوادهی ایمان میشود که شرایط ازدواج آنها را تحتالشعاع قرار میدهد. علی که «سندرم دان» دارد، با آشنا شدن با خانوادهی نگار، موضوع یکی از شرطهای ازدواج نگار و ایمان قرار میگیرد. یکی از مهمترین سکانسهای فیلم زمانی است که مادر ایمان در بیمارستان بستری شده و پدر نگار در یک شب بارانی که از جهت نورپردازی هم یکی از تاریکترین سکانسهای این فیلم است، برای خوشبختی دخترش شرط میگذارد که ایمان، علی را به آسایشگاه ببرد. بعد از این، ایمان میان دو راهی نگهداری برادر خود و ازدواجش با نگار گیر میکند و تصمیمی میگیرد که تا پایان داستان مخاطب را به تماشای تبعات آن تصمیم مینشاند. توصیه میکنیم به خاطر تماشای انتهای داستان و بازی زیبا و واقعی «علی احمدیفر» که در سال ۱۳۸۶ برندهی پرندهی زرین بهترین بازیگری در بیست و یکمین دورهی جشنوارهی فیلمهای کودکان و نوجوانان شد، دیدن این فیلم را از دست ندهید.
از امتیازات این فیلم آن است که «پوران درخشنده»، سعی کرده از طریق یک ماجرای درام عاشقانه، مشاورهای به مخاطب بدهد که دنیای این کودکان را بهتر درک کرده و به رشد آنها کمکی بکنند. این فیلم در سال ۱۳۸۵، با مدت زمان ۱۱۰ دقیقه و در ژانر درام و خانوادگی ساخته شده است.
از جوایزی که این فیلم کسب کرده است، میتوان به این عناوین اشاره کرد: بهترین فیلم منتخب تماشاگران، پروانهی زرین بهترین دستاورد هنری و فنی و بهترین کارگردانی (پوران درخشنده) در جشنوارهی فیلمهای کودکان و نوجوانان (دورهی بیست و یکم). دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن (کامبیز روشنروان) و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (پانتهآ بهرام) در جشنوارهی فیلم فجر (دورهی بیست و پنجم).

پوستر فیلم سینمایی «رابطه»
3. رابطه
از پوستر فیلم پیداست که نوجوانی در حال تلاش برای سخن گفتن است. این فیلم که به عنوان اولین اثر پوران درخشنده شناخته میشود و در سال 1365 ساخته شده است، داستان نوجوانی به نام ناصر را روایت میکند که به دلیل ناشنوایی و ناتوانی در صحبت کردن، توسط خانواده و محیط اجتماعی (راننده تاکسی، گلفروش، همسایه و...) مورد بیتوجهی و تمسخر قرار میگیرد و به خاطر بحران روحیای که درگیر آن میشود منزوی شده و شروع به نقاشی چهرهای از خود میکند که همه را تحت تاثیر آن نقاشی قرار میدهد. در بعضی از سکانسهای این فیلم، داستان به نوعی جلو میرود که گاهی مخاطب برخی رفتارهای اطرافیان ناصر را درک نمیکند و برایش عجیب به نظر میرسد! در حالی که کارگردان اصرار دارد، به مخاطب نشان دهد که این شخصیتها واقعی هستند و شاید ما تا به حال با آنها برخوردی نداشتهایم. در ادامه ناصر با کمک معلمش نسبت به توانائیهای خود شناخت پیدا میکند و به کمک خانواده و معلمش سعی مینماید بر مشکلات خود غلبه یافته و بحران روحیاش را رفع کند. در فیلم سینمایی «رابطه»، بازیگرانی چون پرویز پورحسینی، خسرو شکیبایی، پوراندخت مهیمن، منیژه آقایی، شهرام شمس، علیرضا رضاییان و مهری ودادیان به ایفای نقش و بازیگری پرداختهاند.

پوستر فیلم سینمایی «پرنده کوچک خوشبختی»
۴. پرندهی کوچک خوشبختی
عنوان این اثر مانند دیگر آثار «پوران درخشنده»، یک لطافت خاصِ معماگونهای دارد که ذهن مخاطب را برای کشف اصل داستان با خود همراه میکند. این اثر که در سال ۱۳۶۶ در ژانر درام و خانوادگی ساخته شده است و مناسب تماشای سن بالای ۱۵ سال است، داستانش از مدرسه شروع میشود. آن جا که معلم و متخصص امور تربیتی (خانم شفیق)، برای اولین بار پایش را در مدرسهی ناشنوایان گذاشته و با صحنهی خودکشی ناموفق یک دختر از بالکن مدرسه مواجه میشود. نام این دختر ملیحه است که بر اثر ضربهی روحیای که زمان از دست دادن مادرش خورده است، قدرت تكلمش را از دست میدهد و با یادآوری گذشته دچار تشنج عصبی شده و پرخاشگریش تشدید میشود. تا آن جا که مسئولان آموزشگاه ناشنوایان به خاطر رفوزه شدن در امتحانات و آزار دیگر کودکان مدرسه، تصمیم به اخراج او میگیرند. از این جا به بعدِ داستان، شما با دغدغههای یک معلم برای نجات شاگردش همراه میشوید. این فیلم در سال 1366 در مدت زمان 118 دقیقه ساخته شده است و دومین فیلم بلند پوران درخشنده محسوب میشود. در این فیلم، «عطیه معصومی» در نقش ملیحه، «امین تارخ» در نقش پدر ملیحه، «هما روستا» در نقش معلم، «جمیله شیخی» در نقش ناظم مدرسه و... نقشآفرینی کردهاند. فیلم «پرنده کوچک خوشخبتی»، از جهت تاثیراتی که معلمان در شکوفایی استعدادهای افراد توانیاب دارند، شبیه فیلم مشهور هندی «ستارهها روی زمین» است که در سال 1386 ساخته شده است. با این تفاوت که ملیحه از ابتدا سالم بوده و در اثر یک حادثه، دچار معلولیت موقتی میشود.
از جوایزی که این فیلم کسب کرده است میتوان به این موارد اشاره کرد: لوح زرین بهترین بازیگر خردسال از ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶، كاندیدای بهترین كارگردانی از ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶، كاندیدای بهترین تدوین از ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶، كاندیدای بهترین صدا برداری از ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶، كاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن از ششمین جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۶، برنده مشعل طلایی بهترین فیلم در دومین جشنواره فیلم پیونگ یانگ، كره شمالی ۱۹۹۰.
اگر به تماشای این فیلم علاقهمند هستید، حواستان باشد که فیلمبرداری، نورپردازی و کیفیت فیلم اگرچه با فیلمهای امروزی متفاوت است، اما با کمی حوصله شما را به انتهای داستان و دیدن تیتراژ نهایی میرساند.

پوستر فیلم سینمایی «رنگ خدا»
۵. رنگ خدا
تیتراژ ابتدایی فیلم با چشمان بستهی یک نابینا تفاوتی نمیکند. کارگردان قرار نیست به مخاطبان صحنهای را نشان دهد. همه چیز سیاه است و تنها چیزی که باعث میشود شناخت مخاطب از شخصیتهای فیلم بالا برود، تنها صدای نوار صوتهایی است که در یک مدرسه در حال پخش است. نوبت به صوت یک مادربزرگ که میرسد، محمد را صدا میکنند و از این جا داستان محمد و عزیز و پدرش شروع میشود. این انتخاب هوشمندانه برای شروع یک فیلم نشان از کارگردانی باتجربه دارد به اسم «مجید مجیدی». این فیلم در ژانر خانوادگی و درام در سال 1376 در 90 دقیقه ساخته شده است و مناسب است افراد بالای 15 سال آن را ببینند. حسین محجوب، محسن رمضانی، سلمه فیضی و... از بازیگرانی هستند که در این فیلم نقشآفرینی کردهاند. محمد داستان آقای مجیدی، کودکی را به تصویر میکشد که علیرغم نابینایی، با قدرت شنوایی خود در حال کشف و شهودی در جهان پیرامونش است. جایزهی بهترین فیلم انجمن منتقدان فیلم اروگوئه در سال ۲۰۰۲، جایزهی بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنوارهی بینالمللی فیلم سینه مانیلا در سال ۲۰۰۰، جایزهی بهترین کارگردانی جشنوارهی بینالمللی فیلم سینه مانیلا در سال ۲۰۰۰، برندهی جایزهی بزرگ جشنواره بینالمللی فیلم مونترال در سال ۱۹۹۹، فیلم سوم دایرهی منتقدان فیلم بوستون در سال ۲۰۰۰، جایزهی بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم سن دیگو در سال ۲۰۰۰، جایزهی ویژهی داوران جوان جشنواره بینالمللی فیلم خیخون در سال ۱۹۹۹ و جایزهی سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر 1377؛ تنها بخشی از جوایزی است که این فیلم با خود به خانه برده است. توصیه میکنیم لذت تماشای این فیلم را از دست ندهید.
از آن جا که بعضی از موضوعاتی که بشر با آن رو به روست قدمتش به اول تاریخ برمیگردد و تا آخرین روزی که در این دنیا حضور دارد هم ادامه دارد، و از آن جایی که قبلترها این موضوع بیشتر سوژهی کارگردانها قرار میگرفته است، امید داریم در سالهای آینده دوباره، شاهد ساخت چنین فیلمهایی در سینمای ایران باشیم تا منجر به آگاهی بیشتر مردم نسبت به شرایط زندگی توانیابها شود.
مطالب مرتبط
یادداشت: معلمهای بهیادماندنی سینمای ایران: خانم شفیق در «پرنده کوچک خوشبختی» ساخته پوران درخشنده
یادداشت: معلمهای بهیادماندنی سینمای ایران: آقای معلم در «رابطه» ساخته پوران درخشنده