مجله میدان آزادی: در سومین اکران از فصل پنجم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی»، فیلم سینمایی «درخت گلابی»، ساختۀ «داریوش مهرجویی» و محصول سال 1376 ایران، نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، سومین شب اکران از فصل پنجم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران، نقد و بررسی فیلمهایی با موضوع زندگینامۀ چهرههای برتر ادبیات جهان در قالب برنامۀ «سینمای زندگی» اختصاص دارد، ساعت 19 در باغ کتاب تهران به میزبانی «مینو رضایی» –داستاننویس- آغاز شد و پس از اکران فیلم سینمایی «درخت گلابی»، «محمد صابری» - منتقد، نویسنده و ژورنالیست سینما و تلویزیون- به سوالات مطرح شده پاسخ داد.

در ابتدای این نشست «مینو رضایی» با تشکر از حاضران و توضیح فصل پنجم رویداد «نقد وتماشا» در قالب برنامۀ «سینما زندگی» دربارۀ فیلم «درخت گلابی» گفت:
«درخت گلابی را نمیتوانیم دقیقاً بیوگرافی یک نویسنده بدانیم. «گلی ترقی» نویسندۀ این اثر بیشتر دربارۀ زیست یک نویسنده صحبت کرده است و مسائلی که یک نویسنده با آن درگیر میشود.»
او در ادامه برای صحبت پیرامون این اثر، از آقای محمد صابری -منتقد و نویسنده و ژورنالیست سینما و تلویزیون- دعوت کرد تا با تشویق حضار به روی سن بیایند و سومین نشست «نقد و تماشا» پیرامون فیلم «درخت گلابی» آغاز شود.
محمد صابری با ابراز خوشحالی از حضور در این نشست گفت:
«چقدر تماشای مجدد «درخت گلابی» طعم و مزۀ متفاوتی برایم داشت و امیدوارم که نکاتی که امشب با هم به اشتراک میگذاریم به اندازهای که برای من لذتبخش است برای شما هم لذتبخش باشد و من هم در قالب گفتوگویی که شکل میگیرد از سوی شما بتوانم چیزهایی را یاد بگیرم و دست پر برگردم.»
مینو رضایی در مقدمهای برای آشنایی بیشتر با کتاب «درخت گلابی» گفت:
«نویسندۀ داستان درخت گلابی، «گلی ترقی» متولد ۱۳۱۸ است. او یکی از زنان مطرح داستاننویس ایرانی است که نمیتوانیم او را فقط یک داستاننویس بدانیم. پدر ایشان از نامداران مطبوعات در زمان خودشان بودند. خانم ترقی در خارج از کشور همچون داریوش مهرجویی، فلسفه خواندند و داستاننویسی یکی از کارهایی است که نام خانم ترقی را میان مردم پرآوازه کرده است. یکی از داستانهای خانم ترقی در مجموعهداستانی «جای دیگر»، داستانی به نام «درخت گلابی» است که موضوع بحث امشب ماست. یکی دیگر از مجموعه داستانهای خانم ترقی، «اتوبوس شمیران» است که بعدها به اسم «خاطرات پراکنده» منتشر شد. «اتوبوس شمیران» شش، هفت داستان است که از کودکی تا زمان مهاجرت خانم ترقی را روایت میکند و وقتی این داستان را میخوانید به نوعی با بیوگرافی ایشان آشنا میشوید.»
رضایی با اشاره به اینکه «ترقی» تایید کرده است که داستانهایش به نوعی زندگینامۀ خودش در روزگار تهران قدیم است، در رابطه با آخرین خبری که از ایشان در دسترس است ادامه داد:
«گلی ترقی از حوالی سال 1403 در خانۀ سالمندان پاریس زندگی میکند و با فرزندانشان مرتبط هستند و سالهای زیادی است که ایران نیامدند و کار جدیدی هم منتشر نکردهاند.»
.jpg?ver=L-X_gC__HUhD7kGo9AHz2Q%3d%3d)
او همچنین با اشاره به رفتوآمد خانوادگی گلی ترقی با «داریوش مهرجویی» گفت این رابطه در نهایت به همکاری مشترک این دو در نوشتن فیلمنامۀ «درخت گلابی» منجر شد. رضایی در ادامه از محمد صابری خواست تا صحبت خود را راجع به درخت گلابی با موضوع زیست نویسنده صحبت آغاز کند و نظرش را نسبت به اقتباس بسیار وفادارنۀ فیلم به داستان مطرح نماید.
داستانی دربارۀ «تنهایی انسان»
محمد صابری ضمن تشکر در پاسخ به رضایی گفت:
«نکتۀ خیلی مهمی که در مورد فیلم «درخت گلابی» وجود دارد این است که گلی ترقی در شکلگیری فیلمنامۀ «درخت گلابی» حضور بسیار پررنگی دارد. اگر خاطرتان باشد پیشتر که به بهانۀ فیلم اقتباسی اینجا بودیم گفتیم اقتباس در نگاه خیلی سادهاش مثل یک زایش دوباره و یا یک بازآفرینی مجدد است. داستان «درخت گلابی» داستان تکاندهنده و به لحاظ ادبی ماندگار و اصیل است که به خاطر نزدیکی خانم ترقی به داریوش مهرجویی فیلمنامهای نزدیک به روایت داستان تولید شده است. اما خوب است قبل از هرچیزی دربارۀ بستر تولید فیم «درخت گلابی» صحبت کنیم. «درخت گلابی» در کارنامۀ داریوش مهرجویی جایگاه کلیدی دارد؛ یعنی حتی برای تحلیل سینمایی داریوش مهرجویی میشود به سراغ این فیلم رفت. فیلم ایدۀ محوری و کانونیاش دربارۀ نویسندهای هست که علیالظاهر تا مرزهای استاد دانشگاه، فیلسوف و تعابیری که خودش مطرح میکند، پیش رفته است؛ اما به سترونی در خلق دوباره رسیده و تولید اثر جدید برایش سخت است.»
دهۀ 70، دهۀ تنفس سینمای ایران
صابری دربارۀ پیرنگ داستان درخت گلابی و دیگر داستانهای ترقی در مجموعۀ «جای دیگر» چنین گفت:
«در مجموعهداستان «جای دیگر» خانم ترقی، تم مشترکی بین قصهها وجود دارد و آن هم تنهایی انسان است؛ یعنی خانم ترقی در مجموعۀ ایدههایی که داشته و احساس میکرده با محوریت تنهایی انسان میتواند روایت کند، یکی از داستانهایش را به نویسندهای که به این مرحله میرسد اختصاص داده است؛ منتها در تعامل با داریوش مهرجویی و شکلگیری فیلم، تم کانونی فیلم «درخت گلابی» و فیلمنامۀ «درخت گلابی» دیگر تنهایی نیست و تمرکزش روی بحث سترگ بودن خلق است.»
او دربارۀ شرایط سینمای دهۀ 70 ادامه میدهد:
«کتاب «جای دیگر» اگر اشتباه نکنم اولینبار در سال ۷۵ منتشر میشود و فیلم «درخت گلابی» نیز محصول سال ۷۶ است که اولین نمایشش در جشنوارۀ فجر سال ۷۶ رقم خورد. جشنوارۀ فجر سال 76 به لحاظ جریانشناسی سینمایی بسیار مهمی است چراکه در این مقطع در سینمای ایران تحولی رقم میخورد. ما در سال ۷۶ اساساً وضعیت سیاسی و اجتماعی متفاوتی را تجربه کردیم که با یک تحول روایتی در سینما همراه میشود. از «فریدون جیرانی» -استاد بزرگم- شنیدم که در تحلیل این جریان میگفت اساساً سینمای ایران و خیلی از فیلمنامهنویسان سینمای ایران، در این مقطع احساس کردند که فضای تنفس تازهای پیدا کردند برای ارائۀ روایتهای جسورانه. برای همین «فریدون جیرانی» در همین مقطع است که فیلم متفاوت و جریانساز «قرمز» را میسازد. «مسعود کیمیایی» در همین دورۀ جشنواره، فیلم «مرسدس» را که فیلم اعتراضی است که جنس متفاوتی را از سینمای مسعود کیمیایی به نمایش میگذارد، اکران میکند. خانم «رخشان بنیاعتماد»، فیلم «بانوی اردیبهشت» را میسازد. اما شاخصترین فیلمی که در آن دوره و در جشنوارۀ فیلم فجر آن سال ثبت و ضبط میشود فیلم «آژانس شیشهای» ابراهیم حاتمیکیاست. فیلم «درخت گلابی» در چنین اتمسفری توسط داریوش مهرجویی به جشنوارۀ فجر میرسد که در واقع نوعی محاکات شخصی خودش به عنوان یک روشنفکر است که به یک سترونی در تولید آثار رسیده و دیگر توان زایایی خود را از دست داده و در واقع یک حدیث نفس برای فیلمساز است و دارد از دغدغۀ درونی خودش صحبت میکند.»
او در تحلیل کارنامۀ مهرجویی اینطور ادامه میدهد:
«در نیمۀ اول دهۀ ۷۰ اساساً سینمای داریوش مهرجویی یک سینمای زنانه میشود؛ از فیلم «بانو» در اواخر سال ۶۹ شروع میشود و به «پری»، «سارا» و «لیلا» میرسد. در این سالها شخصیتها و پرسوناژهای زن در نقطۀ کانونی سینمای داریوش مهرجویی قرار میگیرند. جالب این است که در «لیلا» هم که قبلتر از «درخت گلابی» ساخته شده است، یک سترونی را روایت میکند و دربارۀ زنی که مسئلهاش نازایی است صحبت میکند. بعد از آن به سراغ ساخت فیلم مهجور «دختر دایی گمشده» میرود و در نهایت فیلم به شدت تلخ و تکاندهندهای که توقیف هم شد، فیلم «بمانی» را میسازد.»

هر فیلم دریچهای به جهان ذهنی خالق آن است
محمد صابری با اشاره به این موضوع که فیلم دریچهای است برای ورود به جهان ذهنی خالقش ادامه داد:
«آنهایی که به دنبال شناخت بیشتر داریوش مهرجویی هستند، حتماً باید به فیلم «درخت گلابی» از این منظر توجه داشته باشند که این فیلم جایگاه خیلی مهمی در کارنامۀ این فیلمساز دارد. فیلمی که در همان دورۀ جشنوارۀ فجر نامزد دریافت جوایز مختلفی میشود و نقطۀ تولد یکی از ستارههای سینمای ایران یعنی «گلشیفته فراهانی» است. فراهانی در این فیلم در سن 14 سالگی برای اولینبار جلوی دوربین میآید و این حضور، سیمرغ بلورین جشنوارۀ فجر را برایش به ارمغان میآورد و تا همین الان که قریب به ۳۰ سال از ساخت این فیلم گذشته است، گلشیفته فراهانی هنوز جوانترین دارندۀ سیمرغ بلورین سینمای ایران در سن ۱۴ سالگی است.»
صابری دربارۀ دیگر عوامل موفقیت این فیلم گفت:
«همچنین نقش درخشان «محمود کلاری» در فیلمبرداری و روایت بصری فیلم را نیز نباید نادیده گرفت. متاسفانه دیگر خیلی از عوامل فیلم در قید حیات نیستند؛ از جمله «همایون ارشادی» نازنین که این فیلم نسبت زیادی با زیست خودش هم داشت.»
«درخت گلابی» روایت وجه مشترک زندگی هنرمندان
محمد صابری در پاسخ به پرسش مینو رضایی در رابطه با موضوع زیست نویسنده در اثر «درخت گلابی» گفت:
« در میان چهار ویژگی اثر هنری، اساساً وجه تمایز فیلم هنری یا اثر هنری نسبت به باقی آثار، مسئلۀ «سبک» آن اثر است. یعنی آن بخشی که به جهان زیستۀ فیلمساز گره میخورد و بسیار مهم است که یک فیلم رنگوبو و طعم فیلمساز را بگیرد. فیلم «درخت گلابی» همۀ ویژگیهایی لازم برای آنکه جزئی از جهان زیستۀ داریوش مهرجویی باشد را دارد. داریوش مهرجویی چگونه جهان را نگاه میکند؟ این میزان از مسائل فلسفی و نکاتی که هم در آثارش جاری است و هم در رمانهایی که نوشته، کتابهایی که ترجمه کرده، فیلمهایی که ساخته است، نشان از روح ناآرام و پرسشگر اوست.»
صابری چنین ادامه داد:
«المانها و ویژگیهای بصری و جزئی در فیلمهای داریوش مهرجویی تبدیل شدهاند به نشانههای مشترک آثارش که کاملاً مربوط به زیست و معیشت زمینیاند؛ یکی از نمونههایش بحث غذا، خوراک و شمایل سفره است. فصل مشترک بصری فیلمهای داریوش مهرجویی این است که آشپزی در آن به عنوان یک زنجیرۀ حسی موضوعیت دارد؛ دور سفره نشستن، دور سفره غذا خوردن و... کاملاً به عنوان یک عکس زمینهای وجود دارد و امروز در بازبینی مجدد درخت گلابی آنجا که استاد، کدخدا را میشناسد و پرت میشود به جهان مبهم کودکی خودش و دوربین با آن حرکت درخشانش از درخت گلابی شروع میکند و میرود داخل عمارت و آرام آرام بناست خاطرات شفاف بشود، جزئیات سفره دارد روایت میشود.»
این منتقد سینما در ادامۀ نقد فیلم «درخت گلابی» و سبک داریوش مهرجویی در آثارش گفت:
«این میزان از علاقهمندی داریوش مهرجویی در توجه به جزئیات زیست روزمره از کجا میآید؟ این مسئله سبک فیلمسازی و در درجۀ بالاتر روح فیلمسازی یک فیلمساز را شکل میدهد. اساساً خوردن و سفره و... در داستان فیلم موضوعیتی ندارد؛ اما وقتی میخواهد تبدیل به یک روایت بصری شود، حتی کاراکتر قبل از اینکه در خاطرات دوران بچگی بخواهد معشوق خودش را پیدا کند، ابتدا جزئیات سفره را پیدا میکند و دوربین روی سفره حرکت میکند و بعد میرسد به چهرۀ «میم». یقینا فیلم «درخت گلابی»، فیلم داریوش مهرجویی است و همۀ جزئیاتش این را به ما میگوید که ما با فیلمی از جهان شخصی یک فیلمساز مواجهیم.»
محمد صابری در تکمیل توضیحاتش دربارۀ زیست نویسنده اینطور ادامه داد:
«نکتۀ دیگر این است که فیلم پرترۀ یک نویسندۀ خیالی است، برخلاف نمونههای خارجی و داخلی دیگری که احتمالاً در شبهای قبل دیدید و شبهای بعد خواهید دید؛ اما یک ویژگی مهم دارد و آن روایت وجه مشترکی از زیست یک نویسنده است که خیلی از نویسندگان و هنرمندان در زندگی شخصی خودشان، این جنس از محاکات و کشمکشهای شخصی را تجربه کرده و میکنند. فیلم از این منظر میتواند ضمیمۀ شناخت ما نسبت به خیلی از نویسندگان، فیلمنامهنویسان، فلاسفه و حتی هنرمندان شود و کمک کند یک گام به دنیای شخصی این جنس آدمها که طبیعتاً آثارشان همتراز نیست و در مقاطع مختلف شاید اثرگذاریها و طبیعتاً جریانسازیهای مختلفی را رقم بزند، نزدیک کند.»
در پایان برنامه، مینو رضایی ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم «نرودا» نمایش داده و نقد و بررسی خواهد شد؛ فیلمی که برشی کوتاه از زندگی «پابلو نرودا»، شاعر مشهور شیلیایی است. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجله میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خودشان را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.
رویداد «سینمای زندگی» که از 23 اردیبهشت با نمایش فیلم امیلی آغاز شد به مدت دوازده شب پیاپی برنامهریزی شده و علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی برای دیگر شبهای این فصل میتوانند به صفحۀ اکران فیلمهای «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی @AzadiEBot مراجعه کنند.