پنجشنبه 24 اردیبهشت 1405 / خواندن: 8 دقیقه
در نشست نقد و بررسی «سینمای زندگی» مطرح شد

مینو خانی: «امیلی» بازتابی از جامعۀ انگلستان قرن نوزدهم است | فیلم رویکرد فمنیستی دارد

نشست نقد و بررسی فیلم «امیلی» به میزبانی «مینو رضایی» و نقادی «مینو خانی»، با حضور جمعی از علاقه‌مندان سینما و ادبیات، چهارشنبه 23 اردیبهشت برگزار شد. در این نشست، دربارۀ ابعاد مختلف فیلم «امیلی»، نسبت آن با زندگی «امیلی برونته»، رمان «بلندی‌های بادگیر» و انگلستان قرن نوزدهم میلادی گفت‌وگو شد.

5
مینو خانی: «امیلی» بازتابی از جامعۀ انگلستان قرن نوزدهم است | فیلم رویکرد فمنیستی دارد

مجله میدان آزادی: در اولین اکران از فصل پنجم اکران‌های رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی»، فیلم سینمایی «امیلی» ساختۀ «فرانسس اوکانر» و محصول سال 2022 انگلستان، نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
 

به گزارش مجله میدان آزادی، اولین اکران از فصل پنجم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران، نقد و بررسی فیلم‌هایی با موضوع زندگینامۀ چهره‌های برتر ادبیات جهان در قالب برنامۀ «سینمای زندگی» اختصاص دارد، ساعت 19 در باغ کتاب تهران به میزبانی مینو رضایی –داستان‌نویس- آغاز شد و پس از اکران فیلم سینمایی «امیلی»، دکتر مینو خانی ـ استاد دانشگاه و منتقد سینما ـ به سوالات مطرح شده پاسخ داد.

امکان تماشای فیلم بدون شناخت قبلی

در ابتدای این نشست «مینو رضایی» با تشکر از حاضران دربارۀ فیلم «امیلی» گفت این فیلم با الهام از زندگی «امیلی برونته»، نویسنده رمان «بلندی‌های بادگیر» که تنها اثر نوشته شدۀ این نویسنده است ساخته شده است و به عنوان اولین سوال از دکتر «مینو خانی» پرسید که آیا این رمان را خوانده است؟ و آیا می‌توان فیلم را بدون آشنایی قبلی با «امیلی برونته» یا رمان «بلندی‌های بادگیر» دید و نقد کرد؟

مینو خانی در پاسخ گفت سال‌ها پیش و در دوران مدرسه رمان را مطالعه کرده است و ادامه داد:

«اگر فرض بگیریم که مخاطب این فیلم، امیلی برونته را نمی‌شناسد و کتاب را نخوانده است، فیلم با پرسشی از سوی «شارلوت برونته» بر بالین خواهرش «امیلی» آغاز می‌شود؛ جایی که از امیلی می‌پرسد چگونه کتاب «بلندی‌های بادگیر» را نوشته است؟  فیلم در ادامه با استفاده از فلاش‌بک، تلاش می‌کند تجربه زیسته، روابط و فضای زندگی امیلی را به تصویر بکشد؛ تجربه‌ای که در نهایت به خلق رمان منتهی شده است.
فیلم به‌عنوان اثری مستقل قابل ارزیابی است و ضرورتی ندارد مخاطب حتماً پیش از تماشای آن، کتاب را خوانده باشد؛ امتیازی که برای چنین فیلم‌هایی وجود دارد این است که شنیدن نام «امیلی برونته» یا رمان «بلندی‌های بادگیر» می‌تواند انگیزه‌ای برای تماشای فیلم و سپس مطالعۀ بیشتر دربارۀ نویسنده و آثارش ایجاد کند.»

خانی در ادامه یادآوری کرد:

«فیلم امیلی اقتباسی از رمان «بلندی‌های بادگیر نیست بلکه اقتباسی از زندگی نویسندۀ این رمان پرآوازه است که می‌تواند از دلایل جذب مخاطب به کتاب باشد.»

فرم و فضای فیلم: یک فیلم کاملا انگلیسی!

مینو خانی در ادامه، در پاسخ به این پرسش که فرم و فضای فیلم به عنوان یک اثر اقتباسی چگونه بود گفت:

«فیلم را اثری کاملاً انگلیسی متعلق به فضای قرن نوزدهم می‌دانم. طراحی صحنه، معماری، لباس‌ها و فضای بصری فیلم که همگی فرم فیلم را می‌سازند به‌خوبی حال‌وهوای آن دوره را بازآفرینی کرده‌اند.
«فرانسس اوکانر»، کارگردان اثر، با اینکه اولین فیلمش بود چون سابقۀ بازیگری داشته است -با توصیفاتی که مطرح شد- به خوبی فرم کار را در آورده است. اما دوبله نتوانست به‌خوبی بخشی از احساسات و ظرافت بازی بازیگران را منتقل کند و تماشای نسخۀ زبان اصلی همراه با زیرنویس، تجربۀ کامل‌تری از فیلم ارائه می‌دهد.»
 

سایۀ فضای اجتماعی زمانۀ ساخت فیلم بر روایت زندگی خواهران برونته

در ادامه جلسه، با سوال مینو رضایی که این فیلم را، علاوه بر ترسیم زندگی امیلی، در ترسیم خانوادۀ برونته -که در ادبیات کلاسیک جهان آثار برجسته‌ای دارند- چطور تحلیل می‌کنید، بحث به زندگی خانوادۀ برونته و شرایط اجتماعی دوران آن‌ها کشیده شد. مینو خانی توضیح داد:

«فیلم تنها دربارۀ زندگی «امیلی برونته» نیست؛ بلکه دربارۀ خواهران برونته -امیلی، شارلوت و آن- و برادرشان برانوِل است که همگی مابه‌ازای حقیقی دارند. خانوادۀ برونته همگی سودای نویسندگی داشتند، اما همگی در سنین جوانی، حوالی 30 سالگی، بر اثر بیماری درگذشتند.»

او اشاره کرد:

«خواهران برونته، مثل تمام زنان در طول تاریخ، در پی به دست آوردن جایگاهشان هستند؛ بر همین اساس خواهران برونته در ابتدا آثار خود را با نام‌های مردانه در انگلستان منتشر می‌کردند و به فاصلۀ کوتاهی به شهرت می‌رسند و بعدها به تدریج با نام واقعی خود شناخته می‌شوند.»

به گفتۀ خانی، در آثار این نویسندگان، مسئلۀ جایگاه زنان و محدودیت‌های اجتماعی آن دوران به‌وضوح دیده می‌شود و با اشاره به اعضای خانوادۀ برونته دلایل خود را چنین توضیح داد:

«در میان این خانواده، «شارلوت برونته» به عنوان خواهر بزرگتر، بر آثار خواهران دیگر نظارت می‌کرد. همانطور که در فیلم می‌بینیم، شارلوت جلوی انتشار برخی از کتاب‌های «آن» را می‌گیرد چون معتقد بود زنان آثار «آن» زنان خیلی جسوری هستند؛ مواد مخدر مصرف می‌کردند، در روابط خارج از خانواده آدم‌های بی‌پروایی بودند و... با این وصف می‌خواهم به اینجا برسم که در هر دورۀ زمانی، در هر قرنی، برداشت‌هایی از زندگی خواهران برونته می‌شود که به همان زمانه مربوط است نه به دوران زندگی برونته‌ها.»

خانی رویکرد فیلم را چنین نقد کرد:

«فیلم امیلی رویکردی فمینیستی دارد و تبعیض‌های جنسیتی، محدودیت‌های اجتماعی زنان و فضای بستۀ جامعه انگلیس در قرن نوزدهم را برجسته کرده است.»

و نقد خود را چنین ادامه داد:

«جامعۀ انگلستان هنوز هم در میان جوامع اروپایی فضای بسته‌تر و سنتی‌تری دارد و در زمان روایت داستان که زمانۀ زیست نویسنده هم هست، در جامعۀ انگلستان به لحاظ اقتصادی به دلیل وقوع انقلاب صنعتی که اواخر سده ۱۸ رخ می‌دهد، به شدت تبعیض وجود دارد و مردم تحت فشارهای مختلف هستند. کلیسا نقش خیلی مهمی را در این جامعه ایفا می‌کند. در تاریخ هنر مثلاً در دورۀ ایران باستان، هخامنشیان و بعد از آن، هنر در خدمت پادشاه است یعنی ما هنر پادشاهی داریم. در تاریخ هنر غرب هم تا سدۀ ۱۷ همچنان هنر کاملا در خدمت مسیحیت است و آن فضای قرون وسطایی که در غرب به لحاظ کلیسا وجود داشت امتداد پیدا می‌کند و حتی در سدۀ نوزدهم نیز این فضای غلبۀ مذهب بر زندگی مردم کاملاً حس می‌شود؛ در فیلم هم ما می‌بینیم وقتی که امیلی با ویلیام گفتگو می‌کند در صحنۀ ارزیابی زبان فرانسه، امیلی خیلی راحت می‌پرسد: «تو همه چیز را همینطور راحت می‌پذیری؟» و ویلیام می‌گوید: «بله من ایمان کورکورانه را قبول دارم» و امیلی ویلیام را مورد هجمه قرار می‌دهد که من می‌خواهم آزادانه بیاندیشم. وقتی برادرش روی دستش خالکوبی می‌کند ما همان خالکوبی را روی دست امیلی می‌بینیم. تمام این صحنه‌ها، نماد آن چیزی است که امیلی قصد داشت در زمانۀ خودش از بین ببرد و برای همین شروع به نوشتن می‌کند.»

در این بخش از نقد فیلم «امیلی»، رضایی به این پرسش می‌رسد که آیا در فیلم به انگیزه اصلی نوشتن رمان بلندی‌های بادگیر اشاره می‌شود؟  و خانی چنین پاسخ می‌دهد:

«یک جمله، دوبار در طول فیلم تکرار می‌شود و این دقیقاً همان چیزی است که انگیزۀ اصلی نوشتن رمان بلندی‌های بادگیر می‌شود. جایی که برادر امیلی به او می‌گوید: «دعا می‌کنم عاشق شوی؛ زندگی عاشق بودن و عاشق شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن است.» و امیلی همین جمله را در نامه‌ای که ویلیام برایش نوشته در آخرین سکانس‌ها می‌خواند. در واقع این حس دوست داشتن و دوست داشته شدن باعث می‌شود امیلی به سراغ نوشتن برود.» 

و خانی دربارۀ مصادیق انگیزۀ نوشتن رمان در فیلم گفت: 

«صحنه‌هایی که امیلی پشت میز نشسته است و شروع به نوشتن می‌کند و دوربین فضاهای بیرونی خالی را نشان می‌دهد، هیچکس نیست؛ بعد دوربین داخل خانه و مکان‌های مختلف خانه را نشان می‌دهد که باز هم هیچکس نیست. انگار همۀ این تصاویر، منظره‌ها و لوکیشن‌ها از ذهن امیلی می‌گذرد و در رمان «بلندی‌های بادگیر» بازتاب پیدا می‌کند و شخصیت‌ها جایگزین می‌شوند. وقتی کتاب را بخوانیم، به این نتیجه می‌رسیم که اشتراکات و شباهت‌هایی بین شخصیت‌های فیلم با شخصیت‌های کتاب «بلندی‌های بادگیر» وجود دارد و امیلی تمام فضاهای زندگی خودش را خالی می‌بیند و حالا شخصیت‌های داستانش را به جای آن‌ها می‌گذارد.»

رضایی: در واقع شما معتقدید فیلم می‌خواهد بگوید «امیلی برونته» برای نوشتن کتاب از زندگی خودش الهام گرفته است؟
خانی در پاسخ به این پرسش گفت:

«داستان بلندی‌های بادگیر به نوعی تجربۀ زیستۀ «امیلی برونته» و فیلم «امیلی» به نوعی تجربۀ زیستۀ «فرانسس اکانر» است. اوکانر در مصاحبه‌هایش گفته که او هم در چنین فضایی زیست کرده است. او در یک گفت‌وگو تعریف می‌کند: «وقتی که ما بچه بودیم مادرم به ما می‌گفت بروید بیرون تا ظهر نمی‌خواهم ببینمتان و در فضایی که شبیه یورکشایر -جایی که امیلی زندگی می‌کرد- بود تا ظهر در گشت و گذار بودیم» و دلیل انتخاب ساخت فیلم امیلی برای فرانسس اوکانر شباهت و نسبتی بود که با زندگی خود کارگردان داشت.»
 

پایان نشست: یک اقتباس موفق؛ ترکیب واقعیت و خیال

در پایان این نشست مینوخانی به عنوان آخرین سوال به این پرسش که آیا این اقتباس، اقتباس موفقی بوده است یا نه، گفت:

«بله موفق بوده است. چرا نباید باشد؟ منتقدان فرانسوی نیز که به منابع بیشتری دربارۀ زندگی برونته‌ها دسترسی دارند به نسبت مخاطب ایرانی، در نقدهایشان به این مسئله اذعان کردند که اگرچه اوکانر بارها گفته است که تنها، ایدۀ اصلی را از زندگی امیلی برونته گرفته و به دنبال ساخت یک فیلم جذاب بوده و فیلم نعل‌به‌نعل از زندگی «امیلی برونته» نیست اما توانسته است شخصیت و تجربۀ زیستۀ امیلی را در فیلم بازتاب دهد. ضمن اینکه انواع مختلفی از اقتباس بر اساس زندگی وجود دارد و ایرادی از این منظر به فیلم و کارگردان وارد نمی‌شود که با ترکیب واقعیت و خیال، داستان جذابی را ساخته است و اقتباس موفقی بوده است.»

در پایان برنامه، مینو رضایی ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم «همنت» نمایش داده می‌شود و نقد و بررسی خواهد شد؛ فیلمی که برداشتی آزاد از زندگی «ویلیام شکسپیر» است. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجله میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خودشان را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.

رویداد «سینمای زندگی» که از 23 اردیبهشت با نمایش فیلم امیلی آغاز شد به مدت دوازده شب پیاپی برنامه‌ریزی شده و علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی برای دیگر شب‌های این فصل می‌توانند به صفحۀ اکران فیلم‌های «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیام‌رسان بله به نشانی @AzadiEBot  مراجعه کنند.


مطالب مرتبط:

1. گزارش تصویری: اکران «امیلی» با حضور «مینو خانی» در شب اول اکران «سینمای زندگی» رویداد «نقد و تماشا»




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
فیلم به‌عنوان اثری مستقل قابل ارزیابی است و ضرورتی ندارد مخاطب حتماً پیش از تماشای آن، کتاب را خوانده باشد؛ امتیازی که برای چنین فیلم‌هایی وجود دارد این است که شنیدن نام «امیلی برونته» یا رمان «بلندی‌های بادگیر» می‌تواند انگیزه‌ای برای تماشای فیلم و سپس مطالعۀ بیشتر دربارۀ نویسنده و آثارش ایجاد کند.

جامعۀ انگلستان هنوز هم در میان جوامع اروپایی فضای بسته‌تر و سنتی‌تری دارد و در زمان روایت داستان که زمانۀ زیست نویسنده هم هست، در جامعۀ انگلستان به لحاظ اقتصادی به دلیل وقوع انقلاب صنعتی که اواخر سده ۱۸ رخ می‌دهد، به شدت تبعیض وجود دارد و مردم تحت فشارهای مختلف هستند. کلیسا نقش خیلی مهمی را در این جامعه ایفا می‌کند. در تاریخ هنر مثلاً در دورۀ ایران باستان، هخامنشیان و بعد از آن، هنر در خدمت پادشاه است یعنی ما هنر پادشاهی داریم. در تاریخ هنر غرب هم تا سدۀ ۱۷ همچنان هنر کاملا در خدمت مسیحیت است و آن فضای قرون وسطایی که در غرب به لحاظ کلیسا وجود داشت امتداد پیدا می‌کند و حتی در سدۀ نوزدهم نیز این فضای غلبۀ مذهب بر زندگی مردم کاملاً حس می‌شود.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00