پنجشنبه 31 اردیبهشت 1405 / خواندن: 5 دقیقه
در نشست نقد و بررسی «سینمای زندگی» مطرح شد

مینو خانی: فیلم، نمایش عرق‌ریزان روح یک نویسنده | از رمانتیسم به رئالیسم؛ دیکنز و جامعه‌ای در حال صنعتی شدن

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «مردی که سرود کریسمس را اختراع کرد»، به میزبانی «مجید اسطیری» و نقادی «مینو خانی»، با حضور جمعی از علاقه‌مندان سینما و ادبیات، چهارشنبه 30 اردیبهشت برگزار شد. در این نشست، دربارۀ تجربۀ زیستۀ «چارلز دیکنز» و تاثیر آن در به تحریر در آوردن کتاب «سرود کریسمس»، آثار اجتماعی این اثر در اروپای در حال گذار از رمانتیسیسم به رئالیسم و نقش هنر و ادبیات با چاشنی خلاقیت در درمان تروما و التیام تجربه‌های تلخ انسان گفت‌وگو شد.

مینو خانی: فیلم، نمایش عرق‌ریزان روح یک نویسنده | از رمانتیسم به رئالیسم؛ دیکنز و جامعه‌ای در حال صنعتی شدن

مجله میدان آزادی: در هشتمین اکران از فصل پنجم اکران‌های رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی»، فیلم سینمایی «مردی که سرود کریسمس را اختراع کرد» (The Man Who Invented Christmas)، ساختۀ «بهارات نالوری» و محصول مشترک سینمای ایرلند و کانادا در سال 2017، نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:

«سرود کریسمس» در کارنامۀ دیکنز، اثری فراتر از یک رمان

رویداد «نقدوتماشا»، در هشتمین شب از فصل پنجم اکران‌های خود با عنوان «سینمای زندگی»، به سراغ نمایش فیلمی اقتباسی از یکی از آثار مشهور «چارلز دیکنز» یعنی «سرود سال نو» رفت. فیلم سینمایی «مردی که سرود سال نو را اختراع کرد»  به کارگردانی «بهارات نالوری» و محصول مشترک سینمای ایرلند و کانادا در سال 2017، شب گذشته میهمان چشم مخاطبان شد و با میزبانی مجید اسطیری و کارشناسی مینو خانی از وجوه مختلف اجتماعی، روانشناختی و اخلاقی مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

اسطیری با ذکر نکته‌ای در خصوص جایگاه اثر «سرود سال نو» در کارنامۀ کاری چارلز دیکنز، باب سخن را اینگونه باز کرد:

«من یادآوری می‌کنم از شاهکارهای چارلز دیکنز، تقریبا،ً فقط «الیور توییست» قبل از این کتاب نوشته شده است و «آرزوهای بزرگ» و «دیوید کاپرفیلد» حدودا یک دهه بعد از«سرود کریسمس» خلق شدند.»

داستانی برای احیای آداب و سنت‌های جامعه

سپس، مینو خانی، با بیان اینکه شاهد یک فیلم کمدی و رمانتیک بوده که «عرق‌ریزان روحیِ نویسنده» را به خوبی به تصویر کشیده است، از منظری اجتماعی به اهمیت این کتاب و تاثیر آن در احیای آداب و سنت‌های مغفول مانده در سطح جامعه اشاره کرد:

«فیلم اگرچه در بیشتر سایت‌های سینمایی رتبۀ خوبی نگرفته اما فیلم مهمی است چون دربارۀ یک اثر بسیار مهم ساخته شده است. کتاب «سرود کریسمس»ی که «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۴۳ خلق می کند، حتی باعث یک اتفاق مهم می شود و آن یادآوری و بزرگداشت جدی کریسمس برای مسیحیان است که تا قبل از آن این اتفاق نمی‌افتاد و اگر می‌افتاد خیلی کمرنگ بود. اینجا ادبیات خیلی نقش مهمی را ایفا می‌کند، با توجه به نکتۀ آخر فیلم، تا شب کریسمس همۀ نسخه‌های کتاب فروش می‌رود و جامعۀ صنعتی شدۀ در حال گذار از رمانتیسیسم به رئالیسم، همراه با شکاف طبقاتی عمیق و فقر حاکم، به سمت خیرخواهی و مهربانی بیشتر سوق پیدا کرد.»
 

ترومای دیکنز؛ آیا دیکنز با نوشتن، زخم‌های گذشته را درمان کرد؟

در ادامه، مجید اسطیری با اشاره به چالش عمیق میان دیکنز و پدرش، زمینه را برای بررسی فیلم از نگاه روانشناسانه با این سوال مهیا می‌کند که آیا یک کمپلکس روانشناختی یا یک عقدۀ شکل گرفته دارد شکل می گیرد؟ در واقع شما چه نگاهی به این قضیه دارید که رابطۀ میان دیکنز و پدرش عمیقا شکراب است و  تا این حل نشود،گره داستان در فصل آخر باز نمی‌شود؟

مینو خانی به این سوال چنین پاسخ می‌دهد:

«من از اساس معتقدم که هنرمندان در هر عرصه‌ای تجربۀ زیسته خودشان را می‌سازند. مثلاً اگر کسی دربارۀطلاق اثری خلق کند به این معنی نیست که حتما خودش طلاق گرفته است ولی حتماً تحت تاثیر یک طلاق بوده، درکش کرده، تلخی‌هایش را چشیده و حالا توانسته است  آن را به یک زبان دیگر در بیاورد. من می‌خواهم بگویم که چون دیکنز تمام شرایط زندگی سخت و رنج آور را تجربه کرده است در آثارش هم این را نشان می‌دهد و می‌توانیم اسمش را  امر روانشناسانه بگذاریم. فروید معتقد است که 90 درصد ذهن ما را سرکوب‌هایمان ساخته است. به زبان فروید، سرکوب‌هایی که در آن مقطع زمانی برای دیکنز حاصل شده باید بر اثر اتفاقاتی آزاد شوند. دیکنز با خلق اثر، سرکوب‌های سخت دوران کودکیش را آزاد می کند. در این فیلم، او خودش و سرکوب‌هایش را از بیرون در وجود «اسکروچ» می بیند، بعد از آن، گویی که سرکوبش آزاد می شود، گذشته را فراموش می‌کند، به دنبال پدرش می رود و او را برمی گرداند.»

خانی، در این میان، به نقش موثر هنر در آزادسازی سرکوب‌ها می‌پردازد و ادامه می‌دهد:

«بنابراین، هنر و ادبیات نقش مهمی در آزادسازی سرکوب‌ها و آزارهای گذشتۀ‌ ما دارند و از طرفی، این سرکوب‌ها به دلیل اینکه در وجود یک نویسنده ظهور و بروز پیدا کرده است و این فرد عنصر خلاقیت را در درون خود دارد می‌تواند سرانجام خوبی را برای خودش و شخصیتش رقم بزند.»

واقع‌گرایی: بازنمایی اعتراض اجتماعی هنرمندان قرن نوزدهم

سومین منظری که فیلم از دریچۀ آن نقد شد، منظر اخلاقی بود و اسطیری با اشاره به سکانس مکالمۀ میان دیکنز و زوج سالخوردۀ ثروتمند در دقایق ابتدایی فیلم، بحث را به آن سمت هدایت کرد:

«لندن یک شهر صنعتی شده است و کودکان بسیاری در کارخانجات آن مشغول به  کار هستند، جدای از اینکه برای ما این سوال ایجاد می شود که آیا به کارگیری کودکان در محیط‌های اینچنینی امر اخلاقی است یا نه، در سکانسی که دیکنز با آن آقا و خانم سرمایه‌دار وارد گفت‌وگو می شود و او  ادعا می‌کند که چه بهتر که این بچه‌ها (کودکان کار) بمیرند، به مخاطب تلنگر اخلاقی وارد می شود که اگر نگاه اخلاقی وجود نداشته باشد، صنعتی شدن و نظام سرمایه‌داری به تنهایی می‌تواند ویران کننده باشد.»

مینو خانی:

«مسئلۀ اخلاقی از اساس در آثار دیکنز وجود دارد. او، علیرغم اینکه فقر، رنج و درد را مطرح می کند، هدفش عدالت در جامعه است. بازنمایی این مسئله در فیلم از همان سکانسی که به آن اشاره کردید، کلید می خورد. 
جامعۀ دچار فقر، باعث ایجاد سبک واقع‌گرایی در هنر و ادبیات شد. هنرمندان فکر ‌کردند که چرا جامعه باید آنقدر دچار فقر باشد؟ پس به سهم خود واکنش و اعتراض خود را در آثارشان نشان دادند و آن را بازنمایی کردند. به عنوان مثال، در تابلوی «واگن شماره 3» اثر «اونوره دومیه» - نقاش واقع‌گرای فرانسوی قرن نوزدهم- با ترسیم ارزان‌ترین واگن در قطار،  افراد فقیری که پول زیادی برای خرید بلیط ندارند، در این نقاشی بازنمایی شده‌اند. بهارات، کارگردان دو رگۀ هندی-بریتانیایی فیلم هم که در انگلیس بزرگ شده و از نزدیک با جامعۀ انگلستان آشناست، این شکاف طبقاتی را در این اثر بازنمایی می‌کند و از دهان شخصیت‌هایش بازگو می‌کند.»

از داستان‌های کریسمسی تا جای خالی نوروز در سینما

اسطیری، در ادامه، از پیدایش گونه‌ای داستان به نام «داستان‌های کریسمسی» در داستان‌نویسی صحبت به میان آورد و گفت که به لحاظ سینمایی هم آثاری وجود دارند که برای شب کریسمس ساخته شده‌اند. خانی با استقبال از این نکته، به جای خالی بازنمایی آیین‌های نوروزی در سینما و فرهنگ ما اشاره کرد و گفت:

«در سینما و تلویزیون ما چند فیلم یا سریال خوب که به آیین مهمی به اسم «نوروز» پرداخته باشد، وجود دارد؟ جز یک اثر ساخته آقای سهیل بیرقی که به اسطورۀ نوروز پرداخته بود. این حلقۀ مفقودۀ سینمای ما در غرب اصلاً حلقۀ مفقوده نیست. ما ایرانی‌ها بعد از تحویل سال به هم تبریک می‌گوییم و جشن‌هایمان تازه از اول نوروز شروع می‌شوند. برعکس، در غرب، جشن‌ها و تعطیلات از دو هفته قبل شروع می‌شوند، یعنی همه انگار به پیشواز تولد حضرت مسیح می‌روند و این پیشواز با کلی اتفاقات در سطح جامعه و رسانه رخ می‌دهد؛ مثلا سریال‌هایی که حول موضوعاتی چون غذاهای سنتی شب سال نو ساخته می‌شوند.»

مینو خانی در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان، گریزی دوباره به آراء فروید زد و بر اساس آن، هنر را وسیله‌ای برای تعالی روح فرد و درمان زخم‌های جمعی دانست:

«در آراء فروید، تعبیری وجود دارد به نام «من ایده‌آل» که فرد می‌خواهد خودش را بسازد و من ایده‌آلش را بروز دهد. اینجا، دیگر ممکن است خودش برای خودش سرکوب ایجاد کند که باعث تعالی روحش شود. به عنوان مثال، شب امتحان به جای رفتن به میهمانی یا گشت‌و گذار همراه خانواه یا دوستان، در خانه می‌ماند و درس می‌خواند. آرام آرام، سرکوب‌ها به واسطۀ موفقیت‌هایی که به دست می‌آورند، آزاد می‌شوند و فرد دیگر به یک آدم روان‌رنجور تبدیل نمی‌شود؛ بدین ترتیب، هنر برای هنرمند بستری برای آزاد شدن سرکوب‌ها فراهم می‌کند. جایی که می‌گوییم این هنر از نهاد یا درون هنرمند برآمده است. همچنین، هنر برای مخاطب هم، زمینۀ آزادسازی سرکوب‌ها را ایجاد می‌کند. زمانی که مخاطب با شخصیت‌ها همزادپنداری و با آن‌ها همدلی می‌کند. فروید معتقد است آثار ادبی و هنری سبب درمان «روان زخم‌های جمعی» یعنی اتفاقات جمعی مانند جنگ، سیل، زلزله که یک جامعه را درگیر می‌کند، می‌شوند.»

 

گشودن باب گفت‌وگوهای عمیق با فیلمی فراتر از انتظار

نشست با این جمع‌بندی به پایان رسید که فیلم، باوجود ظاهر ساده و لحن گرم خود، ظرفیت طرح پرسش‌های مهمی درباره ادبیات، روان‌شناسی، اخلاق، تاریخ و جامعه را دارد.
مجید اسطیری در پایان اظهار کرد:

«شاید تصور نمی‌کردیم فیلمی با این مضمون، تا این اندازه امکان بحث‌های عمیق را فراهم کند؛ اما وقتی با دقت به اثر نزدیک می‌شویم، لایه‌های پنهان بیشتری از آن آشکار می‌شود.»
 

در پایان برنامه، مجید اسطیری ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم «میس پاتر» نمایش داده و نقد و بررسی خواهد شد؛ او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجلۀ میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خود را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.

علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از مشروح این نشست‌ها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین با هماهنگی‌های انجام‌شده، اکران‌های این فصل از رویداد رایگان خواهد بود. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی می‌توانند به صفحۀ اکران فیلم‌های «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیام‌رسان بله به نشانی @AzadiEBot  مراجعه کنند.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
مجید اسطیری: «شاهکارهای چارلز دیکنز، تقریبا،ً فقط «الیور توییست» قبل از این کتاب نوشته شده است و «آرزوهای بزرگ» و «دیوید کاپرفیلد» حدودا یک دهه بعد از«سرود کریسمس» خلق شدند.»

مینو خانی: «کتاب «سرود کریسمس»ی که «چارلز دیکنز» در سال ۱۸۴۳ خلق می کند، باعث یک اتفاق مهم می شود و آن یادآوری و بزرگداشت جدی کریسمس برای مسیحیان است که تا قبل از آن این اتفاق نمی‌افتاد و اگر می‌افتاد خیلی کمرنگ بود. اینجا ادبیات خیلی نقش مهمی را ایفا می‌کند، با توجه به نکتۀ آخر فیلم، تا شب کریسمس همۀ نسخه‌های کتاب فروش می‌رود و جامعۀ صنعتی شدۀ در حال گذار از رمانتیسیسم به رئالیسم، همراه با شکاف طبقاتی عمیق و فقر حاکم، به سمت خیرخواهی و مهربانی بیشتر سوق پیدا کرد.»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00