مجله میدان آز ادی: امسال هفتۀ ملی کودک از ۱۵ تا ۲۱ مهر با شعار «لبخند کودکان، الفبای وطن» است. به همین مناسبت، فاطمه پالیزوان گزارشی از «خانهموزۀ اسباببازی و عروسک کاشان» تهیه کرده است که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم:
شهر معطر کاشان
کاشان برای من همیشه رنگوبوی گل محمدی دارد و مراسم گلابگیری و آداب فرش مشهد اردهال و مزار سهراب سپهری و کلی عطر خوش دیگر که وقتی با بهار طبیعت هماهنگ میشود، اوج شکوفایی خود را در اردیبهشت به نمایش میگذارد.
امسال اولین سالی بود که پایم به این شهر جادویی و معطر باز شد و در اولین سفر یک روزهام سعی کردم مکانهای مختلفی را مورد رصد چشمانم قرار دهم. از «آبشار نیاسر» گرفته تا مراسم گلابگیری زیبای کنارش و «حمام فین» و محل قتل وزیر بزرگ تاریخی کشورمان، امیرکبیر و خانههای تاریخی عباسیان، بروجردیها و طباطباییها. همهوهمه برای من یادآور دیالوگی از سریال شهرزاد ساختۀ حسن فتحی بود که:
«آدم باورش نمیشه این شهر واقعی باشه، انگار افتادی در یک حجم بیپایانی از نقشونگار فیروزهایرنگ که توی هر گوشهاش، توی هر زاویهاش یک تیکه از بهشت رو جا گذاشتند.»
و گویی دیدنشان ما را وصل میکند به همزادشان در گذشتهای دور؛ جایی که مردمان زیادی با سازههای کاهگلیاش بزرگ شدند و زندگی کردند و به خاک سپرده شدند.
در میان همهٔ این زیباییها، خیابان علویها در کاشان معروف است به این که بوی نای تاریخ گرفته است و اکثر موزهها در آن خیابان منتظر دیده شدن توسط چشمان گردشگران خود هستند. میان تمام موزهها، خانهموزۀ عروسک و اسباببازی سوژۀ امروز گزارش ماست.

موزه عروسک و اسباببازی کاشان
درِ ورودیاش با گُلکاریهای زیبایی مزیّن شده و در سردرش با رنگ پسزمینهٔ آبی فیروزهای آرامشبخشی نوشته شده: «خانهموزهٔ عروسک و اسباببازی». همهچیز از ابتدا جوری طراحی شده که به جهان کودکیها سفر کنی. داخل که میروی پله میخورد و مثل اکثر ساختمانها با معماری قدیمی، اتاقها بهم راه دارند. البته طبقهٔ دومش بومگردی است برای اسکان گردشگرانی که خواب در تاریخ به مزاجشان خوش میآید. اما در طبقهٔ اول و زیرزمینش محلی تشکیل دادهاند برای نشان دادن تاریخ شکلگیری عروسک در ایران.

ساختمانش خنک است و بوی نای آجر میدهد، پلهها را که پایین میروی حیاطی دارد که طبق معماری خانههای تاریخی حوضی همانند نگین انگشتری، وسط حیاط آن را پوشانده است و صدای آب دلنشینی را به گوشهایتان میرساند. کنار حوض صندلیهای چوبی رنگارنگی برای نشستن کودکان قرار گرفته که خبر از مراسمی دارد. مراسمی که در قدیم آن را به «خیمهشببازی» میشناختند. نمایشی کهن برای کودکان که خیلی وقتها همراه بداههگویی میشد و ساختاری طنزگونه داشت. خیمهشببازی را شبها در دو خیمهای که دو طرفش چراغ روشن بود اجرا میکردند و عروسکهایی مانند «مبارک» را به نخ وصل کرده و با حرکت نخها، به عروسک جان میبخشیدند. «صفیر» هم نام سوتی بود که در دهان عروسکگردان میذاشتند و با صدای زیر، نازک و نامفهوم به جای عروسک صحبت میکرد و این صدا در ذهن کودکان آن زمان ماندگار میماند و باعث میشد ناهمسانی بین عروسکها و نقشها احساس نشود. این مراسم هر هفته جمعهها در این موزه به نمایش در میآید. «الاغسوار»،« آهو بره» و «کوسه گلین» از نمونههای دیگر نمایشهایی است که در این موزهٔ دوستداشتنی اجرا میشود.

آغاز داستان موزه عروسک و اسباببازی کاشان
اما خوب است اشاره کنیم که آغاز داستان این موزه از کجاست؟
ساختمان این خانه از بناهایی است که از دورهٔ قاجار به یادگار به دست ما رسیده و متعلق به فردی به نام «جعفر فیضی» شاعر و روحانی اواخر دورهٔ قاجار است که قدمتی ۱۵۰ ساله دارد. اما ماجرا از جایی جالب میشود که بدانیم نام این موزه در فهرست آثار ملی کشور به نام «خانهٔ سهرابی» ثبت شده است. بیشتر که کنجکاو شویم و علت این نام را بررسی بکنیم بهعنوان شخصی به نام «امیر سهرابی» میرسیم. امیر سهرابی دانشجوی تئاتر بوده که در دههٔ ۸۰ رفتهرفته به موسیقی و نمایشهای بومی ایران علاقهمند میشود و در همان دوران شروع به پژوهش و نوشتن مقاله دربارهٔ عروسکها میکند و رفتهرفته این انگیزهٔ پژوهشی فکری را در ذهنش روشن میکند که خانهای را خریداری کرده و شروع به جمعآوری عروسکهای قدیمی بکند و خلاصه موزهای بسازد که امروزه از سرتاسر دنیا، بیننده دارد. عروسکهای نمایشی دورهٔ قاجار، عروسکهای بومی نواحی مختلف ایران، عروسک ملل مختلف، اسباببازیهای کهن و دستساز و اسباببازیهای معاصر؛ بخشی از عروسکهایی است که در این موزه از آنها نگهداری میشود.
در میان عروسکهایی که هر کدام حس جالبی برایم داشت، دو عروسک توجهم را بیشتر از بقیه به خود جلب کرد. عروسکی که میگفتند تمثال عروس و داماد است. اما عروسش را اگر با اغماض بگوییم که شبیه بود، دامادش اصلا شبیه به داماد نبود!! راوی موزه ابتدا سرخوش از این که هیچ کداممان پاسخ سوالش را نمیتوانیم بدانیم گفت این عروسک شبیه چیست؟ و وقتی خوشحال شد از پیشگوییای که کرده، گفت در گذشته تا میتوانستند برای عروسک عروس زحمت میکشیدند و زمان میگذاشتند که خوب از آب در بیاید؛ ولی برای داماد همان یک نخ دراز بدون سر کافی به نظر میرسیده! همین که فقط نشان دهیم این هم بوده!

و عروسک دیگری که توجهم را نسبت به خلاقیت سازندگان آن زمان جلب کرد، عروسک دستیای مثل عروسک «وروره جادو» بود که وقتی از دست بچهاش ناراحت میشده، آن رویش هم بالا میآمده. شاید خوب باشد به همین تعداد از عروسکها اشاره بکنیم تا باقیاش را خودتان در سفری که به شهر زیبای کاشان دارید تماشا کنید.

برویم بهسراغ جذابیتهای دیگر موزه. این موزه یکی از فعالترین موزههای کشور است که به تناسب کارکرد اصلی خودش، کارگاههای مختلفی را برگزار میکند. کارگاههایی که در آن عروسکهای قدیمی را دوباره میسازند، جشنهای ملی مهرگان، آبانگان و... را برگزار میکنند، در بخش سینمای موزه، انیمشین اکران میکنند، بادبادک میسازند و بادبادکبازی برای کودکان دارند، با کودکانشان آیینهای قدیمی مثل «هوم بابا» و شب چله و یلدا را برگزار میکنند، گاهی خودشان عروسک میشوند و با کودکان نمایش بازی میکنند و گاهی هم به قصهگویی و سرککشی در قصههای گذشتگان مشغولند. توجه دادن کودکان به معماری و مراسم بارانخواهی هم باز از آن مواردی است که بین عناوین کارگاههای آموزشی این موزه، ثابت میکند قرار است اتفاق جدیدی را برای کودکان رقم بزند و خلاصه کلی فعالیت اثرگذار دیگر که نشان از داشتن کادر خوشفکر و خلاق آن دارد. گویی همۀ آنها برای آشنایی کودکان با فرهنگ و تاریخ این سرزمین طراحی شده باشند.

وقتی از تمام این فضاها دیدن کردید، در انتها هم میتوانید از بخش فروشگاه موزه، عروسک مورد نظرتان را تهیه بکنید و یا برای خودتان یا برای کودکان اطرافتان به سوغات ببرید و آنها را هم با تاریخ و فرهنگ اسباببازیهای ایرانی آشنا کنید.
دیدن این موزه در شهر زیبای کاشان، از آن دست کارهای لذتبخشیست که بوی خوش پرسه زدن در تاریخ بازیهای کودکانه را دارد. طعم چشیدن تجربهاش را از دست ندهید.
مطالب مرتبط
گزارش: «موزه اسباببازی»؛ خانهی اسباببازیهای ایران و جهان در کوچه لولاگر