مجله میدان آزادی: در این صفحه از پروندۀ «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ گزارشی از نمایش گنجینه فیلمخانۀ ملی ایران در حاشیۀ جشنوارۀ فیلم کوتاه تهران رفتهایم. این گزارش را به قلم امیر یغمایی بخوانید:
در میانه هیجان و شور مخاطبان جشنواره برای تماشای جدیدترین آثار کوتاه سینمای ایران و جهان، چند نوبت اکران محدود به نمایش آثاری اختصاص یافته که به شایستگی عنوان «گنجینه فیلمخانه ملی ایران» را به خود اختصاص دادهاند. این آثار ارزشمند و میراثدار تاریخ سینمای ایران، گسترهای از سینمای پیشرو و تجربی را روایت میکنند؛ از نخستین نماینده ایران در جشنواره فیلم کن یعنی «طلوع فجر» ساخته «احمد فاروقی قاجار» تا «جلد مار» اثر آوانگارد «هژیر داریوش»، مستند تجربی و ساختارشکن «ریتم» ساخته «منوچهر طیاب»، و البته «خواستگاری» اثر «ابراهیم گلستان» که تصویرگر نخستین تجربه بازیگری «فروغ فرخزاد» در مقابل دوربین است.

نمایش این آثار گرانسنگ، فراتر از جنبه ادای دین به گذشته، واجد اهمیت دوگانهای است:
الف) اهمیت تاریخی و سندیت بصری: هر یک از این فیلمها، آجری است از بنای رفیع تاریخ فیلم کوتاه و مستند در ایران. خوانش تاریخی این آثار، مسیر تکوین نگاه سینمایی، دغدغههای اجتماعی و تحولات فرمال سینمای ایران را به تصویر میکشد.
ب) کیفیت هنری والا: این آثار علیرغم گذشت دههها از زمان تولید، همچنان از استانداردهای زیباییشناختی و هنری بالایی برخوردارند و نشاندهنده نبوغ و ژرفاندیشی سازندگان پیشگام خود هستند.
نمایش این آثار تاریخی در کنار فیلمهای کوتاه امسالِ جشنواره، موقعیتی عجیب و کنایهآمیز خلق میکند؛ وضعیتی که ذهن هر مخاطب ریزبینی را به چالش میکشد:
«آیا فیلم کوتاه ایرانی توانسته است آنگونه که شایسته تاریخ درخشان و ریشهدار خود است، به بلوغ و استقلال ساختاری برسد؟»
پاسخ به این پرسش امری تکبعدی نیست و ابعاد مختلفی دارد؛ عدهای با تکیه بر امکانات فنی مدرن، تنوع موضوعی و نوآوریهای فرمی نسل امروز، روند رشد را مثبت ارزیابی میکنند و برخی دیگر با نگاه به عمق و اصالت آثار کلاسیک، معتقدند راه درازی تا تکرار آن پختگی در پیش است. با این حال، هرگونه قضاوت دقیق در این زمینه نیازمند واکاوی کارشناسانه است؛ اما آنچه در این میان قطعی به نظر میرسد، ضرورت دو اقدام اساسی برای پویایی بیشتر نسل امروز است:
یک. گسترش امکان تماشای آثار گذشتگان برای نسل جوان، دانشجویان و هنرجویان سینما.
دو. تشویق و ترغیب سینماگران جوان به مطالعه عمیق تاریخ سینما، شناخت ریشهها و آموختن تکنیک و نگاه از اساتید گذشته.
بهجز ارزشهای ذاتی آثار، نمایش نسخههای مرمتشده توسط فیلمخانه ملی ایران، بهانهای مغتنم است برای یادآوری و ادای احترام به مردان و زنان گمنامی که عاشقانه، عمر، جوانی و توان خود را صرف یافتن فیلمها، نگاتیوها و اسناد فراموششده در کنج انبارها، زیرزمینها و بایگانیها کردند. آنها در تاریکی لابراتوارها، فریمبهفریم آثار در آستانه نابودی را ترمیم کردند تا به حیات نمایش بازگردند؛ آثاری که گاه حتی سازندگانشان نیز از یافتن دوبارهشان ناامید شده بودند.

در صدر این فهرست بلندبالا، نام زندهیاد «فرخ غفاری» میدرخشد؛ کسی که بیش از هفتاد سال پیش، با درک عمیق از فرهنگ سینمای اروپا و با آگاهی از اهمیت حیاتی جمعآوری، ترمیم و نگهداری اسناد و نگاتیوها، اقدام به بنیانگذاری آرشیو فیلم ایران کرد. او نهالی در خاک سینمای ایران نشاند که امروز به درخت تناور «فیلمخانه ملی ایران» مبدل شده است.
پس از او، چهرههای برجستهای همچون: «محمدحسین خوشنویس»، «عباس بهارلو»، «فریدون خامنهپور»، «اکبر عالمی»، «شهریار عدل» و «لادن طاهری» (که به حق فرزند معنوی فیلمخانه محسوب میشود) و بسیاری دیگر از متخصصان و دلسوزان، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در رشد، صیانت و بالندگی فیلمخانه ملی ایران نقشآفرینی کرده و میراثدار حافظه تصویری این مرزوبوم بودهاند.
اگرچه وجود برنامههای نمایش گنجینه در دل جشنوارههای مختلف، حرکتی ارزشمند و رو به جلوست، اما شایسته است مسئولان و مدیران سازمان سینمایی کشور گامهای بلندتری بردارند.
الف) الگوبرداری از استانداردهای جهانی: در بسیاری از کشورهای جهان، آرشیوهای ملی فیلم بسترهایی را فراهم میکنند تا میراث سینمایی کشور به عنوان ثروتی عمومی در اختیار پژوهشگران، فیلمسازان و عموم علاقهمندان قرار گیرد.
ب) دسترسی فراتر از پایتخت: ایجاد سازوکاری منظم، فراگیر و فراتر از انحصار تهران، امری ضروری است تا در تمام طول سال، علاقهمندان سینما در سراسر کشور امکان تماشای این آثار گرانبها را داشته باشند.
بیشک فراهم شدن امکان دسترسی آزاد و آسان به گنجینه ملی، فرآیندی تزئینی نیست، بلکه محرکی قدرتمند برای ارتقای سطح سواد بصری، غنای فرهنگی و رشد کیفیت فیلمسازی در سراسر کشور خواهد بود.