دوشنبه 16 مهر 1403 / خواندن: 12 دقیقه
به بهانه‌ی روز ملی کودک

یادداشت: ادبیات کودکان کار در انگلستان

در طول قرن هجده و نوزده، مشکل کار کودکان در شعر و داستان به‌عنوان یکی از موضوعات اصلی اجتماعی بازتاب یافت. به‌طور کلی، در این دوره، کار کودکان به‌طور رسمی مجاز بود و به‌شکل گسترده در طبقات بالا و در تولید از آن‌ها بهره می‌بردند. طبیعتاً نیروی کار ارزان، برای موقعیت رقابتی بریتانیا ضروری بود و کودکان ارزان‌ترین نیروی کار بودند. در این شرایط ادبیات پنجر‌ه‌ای شد به دنیا و قلب‌های رنج‌دیده‌ی کودکانی که در پس صورت‌های کوچک دودزده‌شان صدایی برای اعتراض نمی‌یافتند.

5
یادداشت: ادبیات کودکان کار در انگلستان

مجله میدان آزادی: به بهانه‌ی روز ملی کودک، خانم مهشاد حمزه‌لو، در یادداشت زیر از زاویه‌ای جدید به ادبیات کودکان کار انگلستان پرداخته است: 
 

«صورت‌های کوچک دودزده»
 

«و پدرم مرا فروخت در حالی که هنوز زبانم به‌سختی می‌توانست گریه کند! پس دودکش‌های ‌شما را جارو می‌کنم و در دوده می‌خوابم.» (بلیک) 

ادبیات انگلستان از عصر دود و تکنولوژی خاستگاه موضوعاتی شد که به صورتک‌های کوچک و دودزده‌ی کودکان کار می‌پرداخت. این که کودکان چگونه از گهواره و زمین بازی به کارخانه‌ها راه پیدا کردند قصه‌ای در دل تاریخ دارد که تنها به عصر تکنولوژی ختم نمی‌شود. این قصه در قرن‌قرن نگاه انسان‌ها به موجود کوچکی به نام کودک ریشه دارد. پس پیش از آنکه بخواهیم برگ‌برگ ادبیات کار کودکان در انگلستان را ورق بزنیم و زخم‌هایش را تیمار کنیم، لازم است اول به تاریخ سری بزنیم.
 

سفری در دل تاریخ

عصر ویکتوریا آغاز شده بود. عصری مقارن با پیشرفت‌ها و اکتشافات متعدد در حوزه‌ی تکنولوژی و صنعت؛ یعنی اوج انقلاب صنعتی و امپراتوری بریتانیا. این عنوان‌ها اگرچه در نگاه اول باشکوه به نظر می‌آیند، اما پشت پرده‌ای دلخراش دارند. پشت ‌پرده‌ای که با عنوان فریبنده‌ی پیشرفت و نظریات چارلز داروین، بهره‌وری از نیروی کار ارزان‌قیمتی همچون کودکان را توجیه و برده‌داری را حق مسلم اعلام کرده بود. اینجا بود که بار دیگر معنا و مفهوم کودکی زیر بار چرخ‌دنده‌های زمانه در حال تغییر و تحول بود؛ اما برای تبیین جایگاه کودکی در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم لازم است ابتدا در زمان و قرون گذشته سفری کنیم و نگاه مردم به کودک را از زبان خودشان بشنویم تا بدانیم چه شد که کودکان عصر ویکتوریا از دود و دودکش‌ها سر درآوردند.
 

رنج‌نامه‌ی ساکنان قرون وسطی

اینجا قرون وسطی است! در این روزگار، کودک موجودی از گناه برخاسته است که برای رشد و تعالی و تربیتش از هیچ ‌گونه تنبیه و مجازاتی دریغ نمی‌شود. اصلاً کودک یعنی چه؟! او فقط بزرگسالی کوچک است و به‌اندازه‌ی یک بزرگسال مسئولیت نان‌آوری دارد. اسباب‌بازی؟ کتاب قصه؟ به چه زبانی سخن می‌گویید؟ اگر باشد هم فقط برای طبقه‌ی اشراف است.
 

وجدان‌درد به زبان مردم قرن هفدهم تا هجدهم میلادی

چند نسل جنگ‌های صلیبی، طاعون و مرگ سیاه در قرون گذشته نرخ مرگ و میر را آن‌چنان بالا برد که دانستیم قدر آنچه را داشتیم نشناخته‌ایم. کودک موجودی مقدس است که باید جایگاهش را والا شمرد. ما حالا او را به رسمیت می‌شناسیم؛ او دیگر در نگاه ما مردمان اروپا، بزرگسال کوچک نیست. نظریات روان‌شناسی جدید مفهوم کودکی را به ما شناسانده‌اند. از این رو آموزشگاه‌های کودکان را تأسیس کردیم، کتاب‌های آموزشی، مخصوص کودکان نوشتیم و هنرمندان‌مان کودکان را همچون فرشتگان ترسیم می‌کنند که البته جز حقیقت نیست؛ چراکه آن‌ها ناجی ما هستند!
 

قرن هجدهم و نوزدهم به روایت ساکنان قلب سیاه لندن

اینجا کودک و حقوق او محلی در اذهان و جایگاهی در قانون ندارد. اگرچه اوضاع این زمان به بدی دوره‌های قبل نیست، اما هنوز کودک موجودی مستقل به حساب نیامده و جامعه به این نتیجه نرسیده است که باید برای رشد جسمی و ذهنی او از تمامی منابع خود استفاده کند. شرایط زندگی او به جایگاه خانوادگی‌اش وابسته است و اگر از خانواده‌ی مرفهی نباشد، روانه‌ی بازار نابهنگام کار می‌شود! کودک، مخصوصاً کودک طبقه‌ی ضعیف، هنوز آن‌طور که باید حق زندگی ندارد و هر کاری بر او تحمیل می‌شود، حتی اگر خارج از توانش باشد.

مصداق بارز این مسئله، کودکان دودکش‌پاک‌کن هستند؛ جنایتی در حق کودکان طبقه‌ی ضعیف. پدیده‌ای که از سپتامبر ۱۶۶۶ آغاز شد و تاکنون (قرن نوزدهم) ادامه پیدا کرده است. ریشه‌ی آن؟ پس از آنکه آتش‌سوزی بزرگ لندن اتفاق افتاد، قانون پاک‌سازی دودکش‌ها وضع شد تا ایمنی ساختمان‌ها و دودکش‌ها را تضمین کند. و چه کسی ارزان‌تر و مطیع‌تر از کودکی که به‌راحتی در دودکش جا می‌شود؟! کودکی که بعید است از شدت گرد و غبار و بیماری‌های ریوی، رنگ میانسالی را به خود ببیند! و چه کودکان سه تا شش‌ساله‌ای که در این دودکش‌ها جان خود را از دست ندادند. این است وضعیت کودک طبقه‌ی ضعیف که اگر شانس (!) به او رو کند از نوانخانه یا مدرسه‌ای سر در بیاورد که بزرگ‌ترین منبع رنجش، معلمان و مسئولانی باشند که تفاوت کودک و بزرگسال را نمی‌دانند و از روش‌های تربیتی و نیازهای کودک سر در نمی‌آورند.
 
حالا که سفری در زمان کرده‌ایم و از وضع کودکان در انگلستان و در طول تاریخ آگاه شده‌ایم، می‌خواهیم بدانیم ادبیات به‌عنوان یک سفیر اجتماعی و بستر اعتراضی در این دوران سخت برای کودکان چه کرده است؟ همان‌طور که گفته شد قرن هجدهم و نوزدهم نقطه‌ی آغاز ادبیات کار کودکان بود. نویسندگان و شاعران رمانتیک و سپس عصر ویکتوریا سخن گفتن از وضع کودکان را آغار کردند و رنج‌های‌شان را به رشته‌ی تحریر درآوردند تا صفحات تاریخ ادبیات بخشی از این زخم‌ها را بر تن حمل کند. در این یادداشت قصد داریم ادبیات کار کودکان انگلستان را بررسی کنیم و تفاوت‌ نگرش بین شاعران و نویسندگان رمانتیک و عصر ویکتوریا را دریابیم.


دردنامه‌ی کودکان انگلستان به زبان ادبیات

در طول قرن هجده و نوزده، مشکل کار کودکان در شعر و داستان به‌عنوان یکی از موضوعات اصلی اجتماعی بازتاب یافت. به‌طور کلی، در این دوره، کار کودکان به‌طور رسمی مجاز بود و به‌شکل گسترده در طبقات بالا و در تولید از آن‌ها بهره می‌بردند. طبیعتاً نیروی کار ارزان، برای موقعیت رقابتی بریتانیا ضروری بود و کودکان ارزان‌ترین نیروی کار بودند. کارخانه‌های نساجی، سفال‌سازی، کارخانجات روبان‌سازی، آجرپزی‌ها و هر صنعتی که کار سختی برای ارائه داشت، آن را به کودکان عرضه می‌کرد. نویسندگان رمانتیک و ویکتوریا به این معضل اجتماعی به‌طور مشابه نگاه می‌کردند و براساس ارزش‌ها و سنت‌های عمیق اجتماعی آن را شر اصلی جامعه می‌دانستند.

شاعران رمانتیک در مقایسه با شاعران و نویسندگان عصر ویکتوریا تنها به کودکان ترحم می‌کردند و احساس خشم و اضطراب مرتبط با این پدیده‌ی اجتماعی را ابراز می‌کردند، اما به شرایط غیرانسانی و استثمار کودکان اعتراضی نداشتند. به‌طور کلی، رمانتیک‌ها کودکان را موجودات بی‌گناهی می‌دانستند که از طبقه‌ی حاکم و ستم رنج می‌بردند. شاعران رمانتیک صدای کودکان را به‌عنوان رنجدیدگان خاموشی به تصویر می‌کشیدند که جز بیگاری زیر بار ظلم کاری از دست‌شان برنمی‌آمد. و در این راستا از جذابیت عاطفی به‌عنوان نمادی برای توصیف احساسات عمیق شخصی و تجربیات زندگی استفاده می‌کردند. این نویسندگان از دریچه‌ی چشم کودکان، شرایط وحشتناک زندگی و گرسنگی را به تصویر کشیدند. ساعت‌های طولانی کار سخت، اتاق‌های شلوغ پر سر و صدا با بزرگسالان و کودکان در حال نزاع، نور ناکافی و بینایی ضعیف که تا حدی به‌دلیل کمبودهای تغذیه‌ای و خستگی چشم در محل کار ایجاد می‌شد، بی‌علاقگی به مطالعه و کسب سواد را به دنبال داشت.

اما شاعران و نویسندگان ویکتوریایی برخلاف رمانتیک‌ها، با استفاده از صداها و راویان کودک، به ظلم اعتراض کردند. آن‌ها کار کودکان را به‌عنوان یک معضل اجتماعی ترسیم کرده و به استثمار اعتراض می‌کردند. «فریاد کودکان» (۱۸۴۴) اثر الیزابت بارت برجسته‌ترین اعتراض شاعرانه به کار کودکان بود. نویسندگان عصر ویکتوریا سعی کردند وجدان ملت را بیدار کنند و از مشکلات بگویند؛ از کار سخت گرفته تا مدارس که به‌عنوان بذر فرهنگ انسانی وضعیت اسفناک‌شان کم از کار سخت در کارخانه‌ها نداشت؛ اینجا روح‌شان فشرده می‌شد و آنجا جسم‌شان زیر چرخ‌دهنده‌ها در هم می‌شکست. در عصر ویکتوریا مجموعه‌ای از رمان‌ها تألیف شدند که به هزینه‌های انسانی صنعت‌گرایی اعتراض می‌کردند و گاهی راه‌هایی را پیشنهاد می‌کردند که از طریق آن‌ها می‌شد منافع کارفرما و کارگر را با هم تطبیق داد؛ ازجمله «سیبیل» (۱۸۴۵) اثر بنجامین دیزرائیلی، «مری بارتون» (۱۸۴۸) و «شمال و جنوب» (۱۸۵۴-۱۸۵۵) اثر الیزابت گاسکل، «شرلی» (۱۸۴۹) اثر شارلوت برونته و «روزگار سخت» (۱۸۵۴) اثر چارلز دیکنز.
 
در نهایت ادبیات پنجر‌ه‌ای شد به دنیا و قلب‌های رنج‌دیده‌ی کودکانی که در پس صورت‌های کوچک دودزده‌شان صدایی برای اعتراض نمی‌یافتند و عاقبت این ادبیات بود که نقش بزرگی را در وضع قوانین حمایتی و تغییر نگاه به کودکان ایفا کرد‌.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
عصر ویکتوریا آغاز شده بود. عصری مقارن با پیشرفت‌ها و اکتشافات متعدد در حوزه‌ی تکنولوژی و صنعت؛ یعنی اوج انقلاب صنعتی و امپراتوری بریتانیا. این عنوان‌ها اگرچه در نگاه اول باشکوه به نظر می‌آیند، اما پشت پرده‌ای دلخراش دارند. پشت ‌پرده‌ای که با عنوان فریبنده‌ی پیشرفت و نظریات چارلز داروین، بهره‌وری از نیروی کار ارزان‌قیمتی همچون کودکان را توجیه و برده‌داری را حق مسلم اعلام کرده بود.

همان‌طور که گفته شد قرن هجدهم و نوزدهم نقطه‌ی آغاز ادبیات کار کودکان بود. نویسندگان و شاعران رمانتیک و سپس عصر ویکتوریا سخن گفتن از وضع کودکان را آغار کردند و رنج‌های‌شان را به رشته‌ی تحریر درآوردند تا صفحات تاریخ ادبیات بخشی از این زخم‌ها را بر تن حمل کند. در این یادداشت قصد داریم ادبیات کار کودکان انگلستان را بررسی کنیم و تفاوت‌ نگرش بین شاعران و نویسندگان رمانتیک و عصر ویکتوریا را دریابیم.

مطالب مرتبط