مجله میدان آزادی: «یان پیر تیرسن» آهنگساز، نوازنده و موسیقیدان فرانسوی است که با تلفیق موسیقی کلاسیک، مینیمال، فولک و الکترونیک، جهان صوتی منحصربهفردی خلق کرده است. او که بیش از همه با ساخت موسیقی فیلم تحسینشدۀ «سرنوشت شگفتانگیز اَمِلی پولن» شناخته میشود، در کارنامۀ هنری خود آثاری شاخص چون آلبومهای «Le Phare»، «EUSA» و «Kerber» را دارد. موسیقی تیرسن با ملودیهای ظریف پیانو، آکاردئون و ویولن، تجربهای میان خاطره، خیال و احساس میسازد. تکنگاری این هنرمند فرانسوی را در ادامه بخوانید:
خلاصۀ ماجرا
«یان پیر تیرسن» امروز شخصیتی خاص، منحصر به فرد و محبوب در سراسر جهان است؛ آهنگسازی که اصیلبودن کارهایش به معنای ملالانگیزبودن آنها نیست.
یان تیرسن با موسیقیِ شگفتآورش برای فیلم «امیلی» («سرنوشت شگفتآور آمیلی پولن») به شهرت جهانی رسید؛ اما هیچگاه خودش را تکرار نکرد.
تیرسن در طول بیش از سه دهه فعالیت، بارها جهان صوتی خود را تغییر داده؛ از موسیقی آکوستیک و مینیاتوری به قلمرو راک، پستپانک، موسیقی الکترونیک، امبینت و تجربههای صوتی صنعتی عجیبغریب و منحصربهفرد خودش. در کنار این جستوخیزهای زیباییشناختی، دغدغهها و انگیزههای اجتماعی، انسانی و سیاسی نیز در زندگی او حضوری دائم داشته؛ دغدغههایی که از حمایت از حقوق مهاجران و مقابله با افراطیگریهای جریان راست فرانسه آغاز شده و در سالهای بعد به حمایت از فلسطین، مخالفت با جنگ و استعمار غربی، اعتراض به سرمایهداری افسارگسیخته و دفاع از محیط زیست گسترش پیدا کرده. امروز هم در شلوغیهای فرانسه، تیرسن در کنار دانشآموزان فرانسوی ایستاده.
۱۹۷۰؛ یک شروع سنتی و یک شورش پانکی
یان پیر تیرسن (Yann Pierre Tiersen) در ۲۳ ژوئن ۱۹۷۰ در شهر برست، در منطقه بریتانی در شمالغربی فرانسه، متولد شد. دوران کودکیاش را در شهر رن گذراند؛ منطقهای با هویت زبانی و فرهنگی مستقل که موسیقی محلی، آوازهای دریایی، سنتهای فولکلور و پیوند عمیق مردم با طبیعت، بخشی از میراث فرهنگی تهنشینشده در ذهن یانِ کودک شد. پدر و مادر تیرسن هردو فرهیخته و معلم ادبیات بودند، هردو فقیر، و هردو با تحصیلات مکاتبهای توانسته بودند درس خودشان را ادامه بدهند. یان پیر، پدرش را در هفتسالگی از دست میدهد و او را در جزیره اوسان به خاک میسپارند؛ جزیرهای که پدرش او را برای پیادهروی و کوهنوردی با خود به آنجا میبرد.
«پدرم خیلی زود از دنیا رفت و این جزیره تقریباً تنها خاطرهای است که از او دارم.»
یان از چهارسالگی آموزش پیانو را آغاز کرده بود و در ششسالگی سراغ یادگیری ویولن رفت. او در آکادمیهای موسیقی رن، نانت و بولونی-سور-مر آموزش دید و با موسیقی کلاسیک و سازهای متعارفش آشنا شد. اما در سیزدهسالگی، مسیرش بهطور جدی تغییر کرد: علیرغم مخالفت مادرش شورش کرد و ویولنش را شکست و مثل جوانهای همنسل خودش گیتار الکتریک دست گرفت و نخستین گروه موسیقی خود را تشکیل داد. گروهی که فقط چهار سال فعالیت کرد، اما زیربنای نگرش گروهی یان به موسیقی شد.
شاید اصطلاح «پانکی» (که در ایران خودمان هم در همان دههها به جوانهایی که تیپهای نامتعارف میپوشیدند اطلاق میشد) را شنیده باشید؛ تیرسن هم در آن سالها بهنوعی پانکی و بلکه پستپانکی بود. در این دوره، موسیقی پانک و پستپانک و گروههایی چون جوی دیویژن، د استوجز، سونیک یوث، مای بلاد ولنتاین و ایناشتورتسنده نویباوتن، در شکلگیری سلیقه موسیقایی یان تیرسن نقش داشتند.
پانک با تأکید بر سادگی، انرژی و استقلال هنری، در برابر پیچیدگیهای فنی و ساختارهای تثبیتشده موسیقی راک قرار میگرفت؛ درحالیکه پستپانک از دل همین جریان سر برآورد و با تجربهگرایی، فضاسازی و استفاده از ابزارهای صوتی تازه، امکانات گستردهتری برای بیان موسیقایی فراهم کرد. تیرسن در گفتوگو با یک روزنامه ایرلندی در سال ۲۰۲۳، از علاقهاش به سونیک یوث و مای بلاد ولنتاین یاد کرد و توضیح داد که موسیقیاش در طول زمان از پانک به الکترونیک، سپس آکوستیک و پستراک و دوباره به الکترونیک رسیده است. این جابهجاییها از نظر او نه تغییر مسیرهای مقطعی، بلکه نوعی جستوجوی دائمی و پیوستهاند.

«یان پیر تیرسن» در حال اجرای زنده با ویولن
پس از پایان فعالیت گروهی، آهنگسازی مستقل و فردی را به طور جدی شروع کرد. او با سینتیسایزر، سمپلر و درامماشین کار میکرد و به نمونهبرداری و ترکیب صداهای مختلف علاقه داشت. در این دوره، سازهای آکوستیک، ابزارهای الکترونیک و حتی وسائل و اشیای روزمره به منابع تولید صدا تبدیل شدند. پیانو، آکاردئون، ویولن، ملودیکا، سازهای اسباببازی و اشیایی مانند ماشین تحریر، قابلمه و چرخ دوچرخه در کنار یکدیگر، مجموعهای از رنگهای صوتی را شکل دادند که بعدها به ویژگی شناختهشده موسیقی یان تیرسن تبدیل شد و کمک کرد تا او صدای زندگی شهری و زندگی مدرن را آهنگسازی کند.
۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰؛ نخستین آلبومها و شکلگیری زبان موسیقایی
نخستین آلبوم مستقل تیرسن با عنوان «والس هیولاها» (La Valse des monstres) در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این آلبوم در امتداد تجربههای او برای موسیقی نمایش و تئاتر شکل گرفته بود و از همان ابتدا مسیر آمیختن موسیقی و روایت را در کار تیرسن تثبیت کرد.
سال بعد، آلبوم «خیابان آبشارها» (Rue des cascades) را منتشر کرد؛ اثری متشکل از قطعات کوتاه و سازبندیهای متنوع که در آن پیانوی اسباببازی، هارپسیکورد، ویولن، آکاردئون و ماندولین در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. بخشی از موسیقی این آلبوم بعدها در فیلم «زندگی رؤیایی فرشتگان» (La Vie rêvée des anges) ساخته اریک زونکا مورد استفاده قرار گرفت.
اما نقطه عطف نخست کارنامه تیرسن در آن سالها، آلبوم «فانوس دریایی» (Le Phare) در سال ۱۹۹۸ بود. تیرسن برای ساخت این آلبوم به جزیره اوسان سفر کرد، دو ماه را در خانهای اجارهای در این جزیره گذراند و فضای طبیعی آن را به سرچشمه الهام خود تبدیل کرد. طبق گفتۀ خودش شبها، نور فانوس دریایی کرئاک را تماشا میکرد که چشمانداز اطراف را روشن میساخت و جزئیاتی پنهان از زمین و طبیعت را آشکار میکرد.
«فانوس دریایی» نخستین موفقیت تجاری بزرگ او و نخستین آلبوم طلایی کارنامهاش بود. طبق اطلاعات منتشرشده از سوی کمپانی ANTI-، فروش آلبوم از ۱۶۰ هزار نسخه فراتر رفت. این موفقیت موقعیت تیرسن را در موسیقی مستقل فرانسه تثبیت کرد و زمینهساز تورهای گستردهتر او شد. او در همان سال در جشنواره معتبر Rencontres Trans Musicales در رن نیز اجرا کرد.
در سال ۱۹۹۹، آلبوم کوتاه «همهچیز آرام است» (Tout est calme) منتشر شد؛ اثری که در آن گرایش او به سازبندی راک و ترکیبهای الکترونیک آشکارتر بود. در همین سالها، تجربه موسیقی برای فیلم و تئاتر نیز ادامه یافت. موسیقی او در فیلمهایی چون «آلیس و مارتن» و «چه کسی ماه را پر میکند؟» نیز به کار رفت.
یک پاراگراف نقد
در همین آلبومهای ابتدایی، جهان قدرتمند موسیقی تیرسن را که بعضی از آن بهعنوان نوعی آهنگسازی مینیمال یاد میکنند میتوانیم تشخیص بدهیم. باید توجه کرد در موسیقی تیرسن، سادگی ملودی به معنای سادهانگاری نیست. او اغلب بهجای استفاده از خطوط ملودیک پیچیده یا نمایش تواناییهای تکنیکی، بر یک ایده کوتاه موسیقایی تمرکز میکند و آن را با تغییرات جزئی در ریتم، هارمونی، سازبندی و رنگهای صوتی پیش میبرد. از همین رو بسیاری از قطعاتش حالتی مینیاتوری دارند؛ گویی موسیقی بهجای آنکه روایتی مفصل را بازگو کند، لحظهای کوتاه از یک خاطره، احساس یا منظره را ثبت میکند.
ازدواج با خانم بازیگر
در همین حوالی ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ یان تیرسن با ناتاشا رِنیه بازیگر بلژیکی ازدواج کرد. ناتاشا بازیگری در همان فیلم زندگی رؤیایی فرشتگان که تیرسن موسیقیاش را ساخته بود بازیگر اصلی بود و به همین دلیل دوسال پیش از ازدواج توانسته جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی زن جشنواره کن را به دست بیاورد. ناتاشا رنیه همچنین در بعضی کارهای تیرسن آواز خوانده.
کنشگری اجتماعی در فرانسه؛ از حمایت از مهاجران تا مقابله با راست افراطی
امروز هرکس صفحهی یان تیرسن را دنبال کند، میداند که در کنار یک آهنگساز بزرگ، صفحهی یک کنشگر اجتماعی را هم دنبال میکند. ولی شاید کمتر کسی بداند که فعالیت اجتماعی و سیاسی تیرسن، برخلاف تصور رایج، پدیدهای تازه و مربوط به سالهای اخیر نیست. تیرسن از اواخر دهه ۱۹۹۰ در تظاهرات و رویدادهای اعتراضی مختلفی فعال داشته و در بعضی مقاطع، خود از آغازگران حرکتهای هنری و اجتماعی بوده است. سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ اهمیت ویژهای در این کارنامه دارند.
کنشگری در هوای مظلومیتهای مهاجران در فرانسه
از نخستین کنشهای اجتماعی مستند تیرسن، مشارکت در کنسرتی برای حمایت از انجمن GISTI (یک انجمن مستقل حقوقی و مدنی است که از حقوق مهاجران دفاع میکند) است. این رویداد ۷ آوریل ۱۹۹۹ در پاریس برگزار شد و نزدیک به سی گروه و هنرمند (از جمله: نوآر دزیر، لوییز اتاک، تِت رِد، رشید طه) در آن شرکت داشتند. هدف برگزارکنندگان، حمایت از سیاست مهاجرتی مبتنی بر آزادی رفتوآمد و اقامت بود. مجموعهای از اجراهای برنامه در قالب آلبومی با عنوان «آزادی رفتوآمد» (Liberté de circulation) منتشر شد. مسئلۀ مهاجران در فرانسه از این جهت برای نخبگان و آزادگان مهم است که با آگاهی تاریخی همراه است؛ فرانسه با تاریخی لبریز از استعمار و تجاوزگری و بردهداری، نسلهایی را به زور در حاکمیت خود جای داده ولی در وقت دشواری اقتصادی دیگر حاضر نیست هزینۀ این حضور را بپردازد.
تیرسن در این مجموعه قطعه «Sur le fil» را ارائه کرد و در اجرای قطعه «Kiss Off» نیز با اعضای گروههای Louise Attaque و Married Monk همراه شد. این آلبوم در ژوئن همان سال منتشر شد.
۲۰۰۱؛ شهرت جهانی با «اَمِلی»؛ نقطه عطفی در کارنامه و افتخارات
در سال ۲۰۰۱، تیرسن با موسیقی فیلم «سرنوشت شگفتانگیز اَمِلی پولن» به شهرتی جهانی دست یافت و نهتنها از شهرت همسرش عقب نماند که جلو زد. موسیقی این فیلم، که بخش مهمی از محبوبیت بینالمللی آن را شکل میداد، به یکی از شناختهشدهترین آلبومهای موسیقی متن سینما تبدیل شد.
«املی» (یا «امیلی») معروفترین فیلم کارگردان شهیر فرانسه، «ژان پیر ژونه»، بیشک از بهترین ساختههای سینمایی جهان در دهههای اخیر است؛ در همۀ نظرسنجیها این فیلم رتبۀ خوبی را کسب کرده است. اما من میخواهم اینجا بگویم این موسیقی از فیلمش جلو زده. به چه صورت؟ به این صورت که خیلیها در جهان هستند که این فیلم را _با همۀ شهرت و زیباییاش_ هنوز ندیدهاند (یا حتی دیدهاند، اما نپسندیدهاند)، اما این موسیقی را شنیدهاند (و پسندیدهاند). این است که شاهکار «یان پیر» به نظر من از شاهکار «ژان پیر» جلو زده است و این پیشیگرفتن شگفتیآفرین است؛ چه اینکه بیشتر وقتها که موسیقی متن از فیلم پیشی میگیرد، موسیقی شاهکار است و فیلم متوسط یا ضعیف. (مثل بسیاری از کارهای زبیگنف پرایزنر، ونجلیس یا النی کاریندرو، که خیلیها حتی اسم فیلمها را نشنیدهاند، ولی با موسیقیشان زندگی کردهاند. بیشتر وقتها که هم فیلم شاهکار است، هم موسیقی، شهرت و اعتبارشان برابر است. مثل «محمد رسول الله»ِ مصطفی عقاد و موسیقی موریس ژار). اما موسیقیِ خوبی که بتواند از فیلمی شاهکار جلو بزند، یعنی خیلیخیلی موسیقیِ خوبی است. مثل شاهکاری که کلینت منسل برای شاهکار «مرثیهای برای یک رؤیا»ی دارن آرنوفسکی نوشته، و البته که بیشتر و زیباتر همین موسیقی امیلیِ یان تیرسن.
قطعاتی چون «من هرگز آنجا نبودهام» (JY-Suis-Jamais-Alle)، «والس اَمِلی»، «کامپتین یک تابستان دیگر: بعدازظهر» (Comptine d'un autre été : L'après-midi)، «دوئل» (La Dispute)، «والس دیگر اَمِلی» (L'Autre valse d'Amélie) و «آسیاب» (Le Moulin) بهسرعت در میان مخاطبان موسیقی بیکلام جهان مشهور شدند.
نکته مهم درباره این همکاری این است که بخش قابلتوجهی از قطعات فیلم، از آثار پیشین تیرسن، بهویژه آلبومهای «والس غولها»، «خیابان آبشارها» و «فانوس دریایی»، انتخاب شده بودند. ژانپیر ژونه پیشتر با موسیقی تیرسن آشنا شده بود و به همین دلیل بخش مهمی از موسیقی فیلم را از میان آثار موجود او برگزید. تیرسن نیز قطعاتی تازه برای فیلم ساخت و بعضی از آثار پیشین را برای هماهنگی با تصاویر و روایت سینمایی بازتنظیم کرد.
موفقیت موسیقی فیلم فراتر از انتظار بود. آلبوم در فرانسه به درجه سهگانه پلاتینیوم رسید و در دسامبر ۲۰۰۳ از مرز ۹۰۰ هزار نسخه فروش عبور کرد. این آلبوم در کشورهای مختلف نیز گواهیهای فروش طلا و پلاتینیوم دریافت کرد. موسیقیِ املی در مقطعی به رتبه نخست جدول آلبومهای فرانسه رسید و برای مدت طولانی در جدولهای فروش باقی ماند. در کشور خودمان هم به جز فهرستپخشِ موسیقیبازهای حرفهای، قطعات آهنگ از انبوهی از کلیپهای هنری یا حتی تبلیغاتی تلویزیونی سردرآوردند و صدهاهزارانبار در گوش مخاطب ایرانی تکرار شدند.
اما جدا از مقبولیت جهانی این موسیقی، انعکاس موفقیتش به جوایز بینالمللی متعدد هم کشیده شد:
• در سال ۲۰۰۱، جایزه جهانی موسیقی متن را در شاخه بهترین موسیقی متن اصلی سال دریافت کرد. تیرسن همچنین برای همین موسیقی فیلم نامزد عنوان آهنگساز موسیقی متن سال شد.
• در همان سال، جایزه «روح طلایی» در شاخه بهترین موسیقی متن کمدی نیز به او تعلق گرفت.
• در سال ۲۰۰۲، جایزه «سزار» بهترین موسیقی نوشتهشده برای فیلم را دریافت کرد.
• در همان سال، جایزه «ویکتوار دو موزیک» در بخش آلبوم موسیقی اصلی سینما و تلویزیون نیز به موسیقی «اَمِلی» اختصاص یافت.
• او در سال ۲۰۰۲ نامزد جایزه بفتا در شاخه موسیقی متن فیلم نیز شد.
• موسیقی «اَمِلی» همچنین نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم فینیکس در شاخه بهترین موسیقی متن اصلی شد.
به این ترتیب، «اَمِلی» نهفقط نقطه عطف شهرت جهانی تیرسن، بلکه مهمترین مقطع زمانیِ دریافت جوایز بینالمللی او نیز بود.
پس از موسیقی املی
در همان سال، آلبوم «غایب» (L'Absente) منتشر شد؛ اثری که در آن حضور خوانندگان و نوازندگان مهمان، دامنه موسیقایی او را گسترش میداد. ارکستر سیناکسیس، لیزا جرمنو، نیل هانون، دومینیک آ و ناتاشا رگنیه از جمله هنرمندانی بودند که در شکلگیری این مجموعه نقش داشتند. «غایب» از نظر سازبندی و ساختار، آلبومی گستردهتر از آثار کوتاه و مینیاتوری نخست او بود و تبدیل به یک خاطرۀ دلنشین در موسیقی فرانسه و موسیقی اروپا شد.
۲۰۰۲؛ ابتکار کنسرتهای ضد راستگرایان افراطی
موسیقی: در این سال آلبوم زنده دوگانه «اینجا بود» (C'était ici) نیز منتشر شد. این مجموعه حاصل سه اجرای او در سالن شهر موسیقی پاریس در فوریه همان سال بود و حضور گروهی از همکاران قدیمی، نوازندگان ارکستر و هنرمندان مهمان را ثبت میکرد. در اجرای زنده، موسیقی تیرسن از نظر سازبندی و انرژی فاصله بیشتری با نسخههای استودیویی پیدا میکرد و گاه به یک تجربه ارکسترال و راک نزدیک میشد.

«یان تیرسن» در استودیوی ضبط موسیقی
خانواده: در آوریل همین سال «لیز» فرزند مشترک ناتاشا رینیه و یان تیرسن به دنیا آمد. (ظاهراً لیز دومین دختر تیرسن است و او خواهر بزگتری به نام «الیوت» هم دارد، ولی من در تحقیقم نام مادرش را با قطعیت پیدا نکردم).
مبارزه: یکی از مهمترین کنشگریهای سیاسی تیرسن در فرانسه، انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۰۲ بود. در دور نخست انتخابات، در ۲۱ آوریل، ژانماری لوپن، رهبر جبهه ملی و چهره شاخص راست افراطی، توانست به دور دوم راه پیدا کند. این اتفاق موجی از اعتراض و نگرانی در میان گروههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فرانسه به راه انداخت. تیرسن در واکنش به این تحول تصمیم گرفت اقدامی عملی انجام دهد. بنابراین پس از دور نخست انتخابات، با گروه تِت رِد همکاری کرد و بههمراه آنها برای انتشار آگهیهایی در بعضی روزنامهها هزینه کرد تا مخالفت خود را با نتیجه انتخابات و قدرتگیری جبهه ملی اعلام کند. در واقع، بخشی از فرصت تنفس و استراحت دوماههای که پس از آوریل ۲۰۰۲ داشت، صرف همین فعالیت رسانهای سیاسی شده بود.
اما اعتراضها به انتشار آگهی محدود نماند. تیرسن در کنار هنرمندانی چون دومینیک آ، گروه تِت رِد، نوآر دزیر و رودولف بورژه در مجموعهای از چهار کنسرت بداهه و اعتراضی در فرانسه مشارکت کرد. این اجراها در روزهای پس از اعلام نتیجه دور نخست انتخابات و در فاصله اواخر آوریل تا اوایل مه ۲۰۰۲ برگزار شدند؛ برنامههایی که از سالنهای بزرگ تا کافهها و فضاهای عمومی را دربر میگرفتند. هدف، حضور مستقیم در میان مردم و بهویژه در شهرها و مناطقی بود که جریان راست افراطی فرانسه در آنها رأی قابلتوجهی به دست آورده بود.
یکی از مهمترین برنامهها در ۳۰ آوریل ۲۰۰۲ در میدان ترو شهر لیون برگزار شد. در این تجمع، تیرسن در کنار گروههایی چون نوآر دزیر، تِت رِد و زِنزیلا روی صحنه رفت. این برنامه نزدیک به بیست هزار تماشاگر داشت. برنامه شامل اجرای کوتاه هنرمندان و اعلام مخالفت با حضور لوپن در دور دوم انتخابات بود.
تیرسن بعدها در گفتوگوهایش درباره این تجربه توضیح داد که صرف حضور در صحنه برایش کافی نبوده و از همان ابتدا میخواسته موسیقیدانان از انزوای حرفهای خود بیرون بیایند و با مردم وارد گفتوگو شوند.
نکته مهمتر، ارزیابی بعدی او از نتیجه این حرکت بود. آوریل ۲۰۰۵، در یک مصاحبه از تیرسن پرسیده شد آیا پس از گذشت چند سال احساس نمیکند در جنبش «نه به لوپن» مورد سوءاستفاده و بهرهبرداری سیاسی قرار گرفته است؟ تیرسن پاسخ میدهد که احساس فریبخوردگی از آن بسیج اجتماعی ندارد، اما بعدها قبول میکند حمایت سیاسی از ژاک شیراک اشتباه بوده. او از دولت شیراک بهشدت انتقاد میکند و میگوید سیاستهای دولت شیراک عوامفریبانه و فاشیستی بود و در آن دوره فرانسه بهسرعت از آزادیهای سیاسی فاصله گرفته میگیرد.
تیرسن در همان مصاحبه گفت که در سال ۲۰۰۲ تصور میکرد بسیج گسترده مردم به آگاهی سیاسی عمیقتری منجر شده، اما نتایج انتخابات پارلمانی پس از آن نشان داد که جامعه بخشی از این آگاهی را در ادامه مسیر از دست داده. این اظهارات نشان میدهد که مخالفت او با راست افراطی، به حمایت از یک نامزد انتخاباتی محدود نبوده و در ادامه به نقد سیاستهای دولت و سازوکارهای سیاسی نظام فرانسه نیز انجامیده.
۲۰۰۳؛ از اوجگرفتن فعالیتهای اعتراضی تا خلق شاهکار «خداحافظ لنین»
باز هم مبارزه: در ۱۰ مه ۲۰۰۳، تیرسن در کنسرت اعتراضی بزرگی در میدان جمهوری پاریس شرکت کرد. این برنامه در حمایت از قربانیان سیاست موسوم به «مجازات مضاعف» (Double peine) برگزار شد؛ سیاستی که بر اساس آن، برخی اتباع خارجی پس از تحمل مجازات زندان، با حکم اخراج از فرانسه و بازگرداندهشدن به کشور مبدأ نیز روبهرو میشدند. تیرسن در کنار هنرمندانی و گروههایی چون تِت رِد، زِبدا، فِموز ت، گروه رپ لارومر و ژاک ایگلین روی صحنه رفت. برنامه بیش از هفت ساعت ادامه داشت و سخنرانی فعالان، روایت تجربههای مهاجران و اجرای موسیقی در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. طبق گزارش روزنامه لوموند نزدیک به پانزده هزار نفر در این کنسرت رایگان حضور یافتند.
در همان سال، اصلاح نظام بیمه بیکاری اعتراض گستردهای در میان بازیگران، نوازندگان، تکنسینها و دیگر فعالان فرهنگی فرانسه ایجاد کرد. این نظام بیمهای برای افرادی طراحی شده بود که بهشکل پروژهای یا با قراردادهای کوتاهمدت در حوزه نمایش و تولیدات هنری فعالیت میکنند. تیرسن نیز از مخالفان این اصلاحات حمایت کرد. اصلاحاتی که بسیاری از هنرمندان و فعالان فرهنگی آن را تهدیدی برای امنیت شغلی و امکان ادامه فعالیت حرفهای خود میدانستند.
به هنر برگردیم: ۲۰۰۳ سالی بود که ثابت کرد، شگفتانگیزی یان تیرسن در موسیقی فیلم با امیلی به پایان نمیرسد. از جمله مهمترین و شاخصترین آثار متمایز او که باز به نظر من از بهترین موسیقیهای این روزگار و بهترینهای تاریخ موسیقی فیلم است، قطعاتی است که دو سال پس از امیلی تیرسن برای موسیقی فیلم «خداحافظ لنین» (2003) ساخت. این فیلم هم فیلم زیباییست، اما موسیقیاش چند سر و گردن بالاتر است. این فیلم هم جوایز و نامزدهایی را دریافت کرد (مثل جایزه بهترین موسیقی فیلم در جایزۀ فیلم آلمان در سال ۲۰۰۳ و جایزۀ ویکتوار دو موزیک در سال ۲۰۰۴) اما میزان توجه جوایز و جشنوارهها بسیار کمتر از قدرت موسیقی و درخشش و محبوبیتش برای هنردوستان بود. مخصوصاً در سطح بینالمللی میتوانیم بگوییم اثر کاملاً بایکوت شد. شاید علت ماجرا به همان موضوع اوجگرفتن رویکردهای اعتراضی و سیاسی تیرسن برمیگشت.
۲۰۰۴؛ اعتراض در مراسم جوایز موسیقی و «آوی دو کو سوسیال»
با اینحال تیرسن نهتنها دلسرد و ساکت نشد بلکه در مراسم نوزدهمین دوره جوایز موسیقی فرانسه در ۲۸ فوریه ۲۰۰۴، که برای موسیقی فیلم «خداحافظ لنین» مورد تقدیر قرار گرفته بود، از فرصت حضور در برابر جمعیت و رسانهها برای بیان دوبارۀ اعتراض استفاده کرد. او از «دیوار سوءتفاهم»ی سخن گفت که به اعتقادش میان دولت و گروههای مختلف اجتماعی و فرهنگی، از جمله معلمان، پژوهشگران، حقوقدانان و هنرمندان، شکل گرفته بود. سپس مخاطبان را به حضور در برنامه اعتراضی «آوی دو کو سوسیال» دعوت کرد.
این حرکت با نام «آوی دو کو سوسیال» به ابتکار گروه تِت رِد شکل گرفته بود. پس از جنبشهای اعتراضی سال ۲۰۰۳، از جمله اعتراضهای فعالان فرهنگی و هنرمندان به اصلاحات بیمه بیکاری، گروهی از موسیقیدانان و فعالان اجتماعی به این نتیجه رسیدند که باید راهی برای پیوند دادن جنبشهای مختلف اجتماعی از طریق موسیقی پیدا کنند. این حرکت بهتدریج به ائتلافی متشکل از افراد، هنرمندان و حدود پنجاه انجمن و اتحادیه محلی و سراسری تبدیل شد. (اتحادیه حقوق بشر فرانسه در گزارش سالانه ۲۰۰۴ خود، آن را شیوهای خلاقانه برای مقاومت مدنی در برابر عقبگرد حقوق سیاسی، اجتماعی و شهروندی معرفی کرد).
مطالبات این مجموعه بسیار گسترده بود: آزادی رفتوآمد و اقامت، حق برخورداری از درآمد شایسته، حق مسکن، دسترسی همگانی به خدمات درمانی، مقابله با تبعیض، برابری زنان و مردان، دفاع از حقوق اقلیتها، حفاظت از منابع طبیعی، آزادی گردش دانش و هنر و توزیع عادلانهتر ثروت.
برنامههای این حرکت در سال ۲۰۰۴ در هفت شهر مختلف فرانسه برگزار شد. یکی از مهمترین این رویدادها در ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۴ در محوطه شهرداری پاریس برگزار شد. نزدیک به ده هزار نفر در این گردهمایی حضور یافتند و برنامه بیش از چهار ساعت ادامه داشت. تیرسن در کنار هنرمندانی چون رشید طه، رودولف بورژه، تِت رِد، بابیلون سیرکوس، بلک بومبا و دیگر گروهها در این برنامه اجرا کرد.
ویژگی مهم این کنسرتها، پیوند موسیقی با سخنرانی و حضور انجمنهای مدنی بود. برگزارکنندگان تأکید داشتند که هدف، صرفاً جمعآوری هنرمندان معترض نیست؛ بلکه میخواهند از طریق موسیقی، امکان گفتوگو درباره مسائل سیاسی و اجتماعی را برای گروههایی از مردم که با شکلهای متعارف فعالیت سیاسی ارتباط چندانی ندارند، فراهم کنند.
به هنر برگردیم: در میانه دهه ۲۰۰۰، تیرسن بهشکل جدیتری به موسیقی راک و آلترناتیو بازگشت. آلبوم مشترک او با شانن رایت خواننده و ترانهسرای آمریکایی، در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. این اثر از نظر فضای صوتی با آثار پیشین او تفاوت دارد؛ گیتارهای الکتریک، آواز، ریتمهای سنگینتر و حالوهوای تیرهتر در آن حضور پررنگ دارند. همکاری با رایت نشان داد که تیرسن همچنان بهدنبال تجربههای تازه است و نمیخواهد موفقیت «اَمِلی» به قالبی ثابت برای فعالیتش تبدیل شود.
۲۰۰۵؛ علیه سرمایهداری و تجاریشدن هنر
مصاحبه تیرسن با نشریه Le Mague در آوریل ۲۰۰۵، برای شناخت مواضع اقتصادی و اجتماعی او اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در این گفتوگو، فراتر از اعتراضهای انتخاباتی و صنفی، درباره مناسبات اقتصادی حاکم بر فرهنگ و هنر سخن میگوید.
او در این مصاحبه، با اشاره به قطعه «Plus d'hiver» از آلبوم «دیدارهای دوباره» که جین برکین آن را خوانده بود، از احساس خود درباره زوال سیاست انسانی و سلطه اقتصاد بر زندگی اجتماعی سخن گفت. به اعتقاد او، جامعه فرانسه بهتدریج به سمت وضعیتی میرود که شرکتها و منافع اقتصادی بیش از انسانها و ارزشهای انسانی بر تصمیمگیریها تأثیر میگذارند:
«احساس میکنم شاهد مرگِ امر سیاسی هستیم و همگی داریم به خودروی پاکسازیکنندۀ نولیبرالیسم افراطی تبدیل میشویم؛ (اشاره به خودرویی که در مسابقات دوچرخهسواری پشت سر شرکتکنندگان حرکت میکند و کسانی را که از مسابقه جا میمانند جمع میکند). این حرف را دربارهی اروپا نمیزنم، بلکه منظورم وضعیت در سطح فرانسه است. به نظر میرسد بیش از آنکه انسانهایی با عواطف و احساسات انسانی بر ما حکومت کنند، شرکتها و اقتصاد بر ما حاکماند. مشکل اینجاست که نمیدانم در برابر این وضعیت چگونه باید واکنش نشان بدهم. ما تا خرخره در دل این وضعیت فرو رفتهایم. به همین دلیل هم من کاملاً طرفدارِ رأیِ «نه» نیستم؛ چون فکر میکنم باید بتوانیم با سلاحهای خودِ دشمن با او بجنگیم.»
تیرسن در بخش دیگری از همین مصاحبه، به انتقاد از سلطه شرکتهای بزرگ بر صنعت فرهنگ پرداخت. به باور او، کتاب، موسیقی و سینما نباید صرفاً به کالاهایی مصرفی تبدیل شوند که ارزششان با سودآوری اقتصادی سنجیده میشود. او از ادغام شرکتهای بزرگ تولید موسیقی با مجموعههای چندملیتی انتقاد کرد و گفت این روند باعث میشود اثر هنری به محصولی در کنار سایر کالاهای تجاری تبدیل شود.
در همین گفتوگو، به فضای شهری و مصرفگرایی نیز اشاره کرد. تیرسن گفت از فردگرایی حاکم بر شهرهای بزرگ و حضور دائمی تبلیغات تجاری در محیط شهری خسته میشود و زندگی در اوسان به او امکان میدهد از این مناسبات فاصله بگیرد.
همکاریهای موسیقایی و بازگشت به ریشههای راک
در سال ۲۰۰۵، آلبوم استودیویی «دیدارهای دوباره» (Les Retrouvailles) منتشر شد؛ یکی از مهمترین آثار او از نظر تنوع همکاریها و گستره تنظیمها. در این مجموعه، هنرمندانی چون جین برکین، دومینیک آ، میوسک، الیزابت فریزر، خواننده گروه کوکتو تویینز، و استوارت استیپلز، خواننده گروه تیندرستیکس، حضور داشتند.
«دیدارهای دوباره» از نظر ساختار، آلبومی چندوجهی است که در آن موسیقی بیکلام، آواز، تنظیمهای ارکسترال و سازبندیهای آلترناتیو در کنار یکدیگر قرار میگیرند. تیرسن در این آلبوم تلاش کرده بود تا با استفاده از صداها و شخصیتهای هنری متفاوت، جهان موسیقایی خود را به تجربههای تازهتری گسترش دهد. این آلبوم در سال ۲۰۰۵ جایزه بزرگ دیسک روزنامه لو تلگرام را نیز دریافت کرد.
۲۰۰۶؛ سالی برای دیدن تیرسن
در سال ۲۰۰۶، آلبوم زنده «در تور» منتشر شد و نسخه تصویری آن نیز در قالب دیویدی به بازار آمد. این مجموعه اجراهای زنده تیرسن را در قالبی متفاوت از ضبطهای استودیویی ثبت میکند. در همین سالها، او در پروژههای مختلف تصویری نیز حضور داشت و نسخه مستند «عبور» درباره شکلگیری و اجرای موسیقیاش منتشر شد.
۲۰۰۷؛ اولین و موثرترین مواجهۀ انسانی با غزه و فلسطین
یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین تجربههای زندگی اجتماعی و هنری تیرسن، سفر او به غزه در سال ۲۰۰۷ بود؛ تجربهای که بعدها بهشکل مستقیم در یکی از آثار مهمش بازتاب پیدا کرد و در شکلگیری نگاه انسانی و سیاسی او تأثیری ماندگار گذاشت.
تیرسن در پایان یکی از تورهای موسیقیاش، به دعوت مدیر مرکز فرهنگی فرانسه در غزه، برای اجرای چند کنسرت ویژه دانشآموزان به این منطقه رفت. او در گفتوگو با رادیو بینالمللی فرانسه (RFI) در سال ۲۰۱۰ از این سفر بهعنوان یکی از تجربههای تعیینکننده زندگیاش یاد کرد.
به گفته او، شماری از نوجوانانی که در آن برنامهها حضور داشتند، پس از حمله نظامی اسرائیل جان باختند. تیرسن از همبستگی و اشتیاق آن نوجوانان به فرهنگ و هنر بهشدت تأثیر پذیرفته بود و گفت این تجربه مسیر زندگیاش را تغییر داده و تمام آلبوم بعدیاش را تحت تأثیر قرار داده است. او در مصاحبهای در سال ۲۰۲۵، سفر به غزه در سال ۲۰۰۷ را (در کنار مواجهه با یک شیر کوهی و گفتوگو با دانشمندان اقلیمی) یکی از سه تجربهای دانست که بیشترین تغییر را در زندگیاش ایجاد کردهاند.
۲۰۰۸؛ موسیقی فیلم «تابارلی» و تجربههای مستند
در سال ۲۰۰۸، تیرسن موسیقی مستند «تابارلی» (Tabarly) ساخته پیر مارسل را ساخت؛ فیلمی درباره زندگی اریک تابارلی، دریانورد مشهور فرانسوی. موسیقی این اثر از جمله تجربههای مهم او در زمینه مستند است و در آن، سازهای آکوستیک و الکترونیک در کنار ملودیهای مینیمالیستی قرار میگیرند.
موسیقی «تابارلی» در همان سال نامزد جایزه انجمن بینالمللی منتقدان موسیقی فیلم در شاخه بهترین موسیقی اصلی برای فیلم مستند شد. این نامزدی از جمله افتخاراتی است که نشان میدهد فعالیت سینمایی او به «اَمِلی» و «خداحافظ لنین!» محدود نبوده است.
۲۰۰۹؛ بازگشت به کودکی و بازگشت به خاطرۀ غزه
هنر: در سال ۲۰۰۹، تیرسن با میوسک، موسیقیدان فرانسوی، در آلبوم «فینیستریان» همکاری کرد. این اثر از نظر پیوند با هویت فرهنگی بریتانی (زادگاه تیرسن) اهمیت دارد و نشان میداد که تیرسن علاقهمند است موسیقی خود را در ارتباط با هنرمندان و زبان بومی منطقه نیز گسترش دهد.
همچنین تیرسن در همان سال، در آلبوم ادای احترام به گروه کویل با عنوان «عصر تاریکی عشق» مشارکت کرد. این پروژه از دیگر تجربههای او در ارتباط با موسیقی تجربی و فضای الکترونیک بود.
مبارزه: دو سال پس از سفر تاریخی تیرسن به غزه یان تیرسن، نامهای کوتاه در فیسبوکش منتشر میکند:
Children of Gaza, there is no days without remembering the smiles and the warmth you gave me when i played in Gaza city two years ago, Palestinian citizens there is no days without praying the end of the nightmare you leave in for 60 years now.
But to every nightmare there's an awakening, and i'm sure i will land in your country one day and will see on the airport's wall those big letters "WELCOME TO PALESTINE"
Yann Tiersen
Sunday, 11 January 2009
بچههای غزه! اینجا روزی نیست بدون یادآوری لبخندهای شما و گرمایی که وقتی دو سال پیش در غزه مینواختم به من دادید. شهروندان فلسطینی! اینجا هیچ روزی وجود ندارد بدون دعا برای پایان کابوسی که شصت سال است برای شما باقی مانده.
اما از پس هر کابوسی یک بیداری است؛ و من مطمئن هستم یک روز به کشور شما میآیم و بر دیوار فرودگاه با عباراتی درشت میبینم «به فلسطین خوش آمدید!»
یان تیرسن
یکشنبه، ۲۲ دی ۱۳۸۷
دستهای پنهان و تریبونها و رسانههای آشکار صهیونیستی تلاش وافری کردند که این نامه را از روی زمین محو کنند و تلاش کردند به تیرسن القا کنند اگر پا در چنین مسیری بگذاری دیگر یک هنرمند حرفهای و بیطرف نیستی.
۲۰۱۰؛ سال قیام علنی برای فلسطین
یکسال بعد که آلبوم تازۀ یان تیرسن و یکیاز مهمترین آثارش یعنی «جادۀ غبارآلود» (Dust Lane) با سروصدای زیادی در سطح جهان منتشر شد، تیرسن در مصاحبههای جنجالی نام آلبوم را برگرفته از حس و حالی که نسبت به جادۀ خاکیای که منتهی به شهر «غزه» میشد داشته، عنوان کرد.
اما مهمتر این بود که به جز آهنگی که نام آلبوم برگرفته از آن بود، این آلبوم آهنگ عجیبی داشت که اسمش «ف ل س ط ی ن» بود و یان تیرسن در آن نام فلسطین را با صدای خودش هجی کرده بود. و در این کار، پیامی بود که ما را بسیار به یاد آن نامه میانداخت.
این قطعه برخلاف بسیاری از آثار شناختهشده تیرسن، به ملودیهای کوتاه و دلنشین متکی نیست؛ ساختاری متراکم و تکرارشونده دارد و از طریق تکرار نام یک سرزمین، بهنوعی یادآوری و اعلام همبستگی تبدیل شد. این قطعه یکی از روشنترین نمونههای پیوند مستقیم موسیقی یان تیرسن با یک مسئله سیاسی و انسانی است؛ قطعهای که بارهاوبارها توسط تیرسن در کنسرتهای مختلف با تنظیمهای مختلف اجرا شد.
بخشی از روایت او در یک مصاحبه را بخوانید:
«غزه جایی بود که من برای مدت زمانی طولانی میخواستم به آنجا بروم. این نخستینباری بود که من با واقعیت مواجه میشدم و شکافی که بین حقیقت و اخبار (رسانهها) بود را حس میکردم. نه اینکه اخبار دروغ باشند، اما حتی اگر شما از چیزی عکس بگیرید هم باز اینجا (بین آن چیز و حقیقت) فاصلهای وجود دارد. نامِ «جادۀ غبارآلود» تقریباً از تصویر جادۀ خاکی ای که به غزه میرود برگرفته شده. من میخواستم با اتخاذ بیطرفانهترین راه به آن واکنش نشان بدهم، یعنی فقط با نام بردن از آن: فلسطین...»
همزمان با انتشار آلبوم، مجموعه مستقلی با عنوان «فلسطین» (Palestine EP) در ۱۰ مه ۲۰۱۰ منتشر شد. این مجموعه پنج قطعه داشت: پنج ریمیکس یا بازآفرینی از آهنگ فلسطین که توسط ددوِرس، شاپلیه فو، ترد آی فاندیشن، خود تیرسن و اورکا تهیه شده بودند. این مجموعه، امکان شنیده شدن قطعه را در فضاهای موسیقایی متفاوت فراهم میکرد. انصاف این است که بگوییم کار شاخص و شنیدنی آلبوم، از قضا ریمیکس خود تیرسن بود و ریمیکسهای دیگر دستکم برای من چندان گیرا نبودند.
از خانواده هم بگوییم: آلبوم جادۀ غبارآلود اما جز اندوه و یاد کودکان غزه، برای تیرسن حاوی اندوهان و یادهایی دیگری هم بود. او در دو سالی که این آلبوم را ضبط میکرد مادر و یکی از دوستان صمیمیاش را از دست داده بود و آلبوم را به آن دو تقدیم کرد. آهنگ زیبای «خاکستر» (Ashes) در این آلبوم با یاد مادر ساخته شده و در کنار آهنگ «سفر مادر» موسیقی خداحافظ لنین، شد دومین کار درخشان مادرانه در کارنامۀ تیرسن. تیرسن مادر خود را در جزیره اوسان کنار پدر و در حیاط کلیسای محلی به خاک سپرد.
۲۰۱۱ و ۲۰۱۲؛ سالهای فعالیتهای بشردوستانه
در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نیز تیرسن در فعالیتهای بشردوستانه دیگری مشارکت داشت. در مارس ۲۰۱۲، کمپانی ANTI- اعلام کرد که او در پروژه خیریه پرندۀ زرد حضور یافته و طرحی برای یک تیشرت به نفع «سازمان پزشکان بدون مرز» طراحی کرده است.
در سال ۲۰۱۱، آلبوم «خط افق» (Skyline) منتشر شد؛ اثری که در آن گیتارهای الکتریک، صداهای لایهلایه و بافتهای پستراک جایگاه پررنگتری پیدا کردند. تیرسن در این آلبوم از فضای آشنا و عمدتاً آکوستیک آثار ابتدایی فاصله میگرفت و ترکیبهای گستردهتر صوتی را میآزمود.
این آلبوم در ایالات متحده در سال ۲۰۱۲ از سوی کمپانی ANTI- عرضه شد و قطعه «I'm Gonna Live Anyhow» (هر طور شده زنده میمانم) نیز بهعنوان یکی از آثار شاخص آن مورد توجه قرار گرفت. اجرای این قطعه در پروژه خیریه پرنده زرد نیز به معرفی دوباره آن کمک کرد.
۲۰۱۴؛ بینهایت و کنشگری محیطزیستی: از دوچرخهسواری تا دیدار با آقای شیر
هنر: در سال ۲۰۱۴، آلبوم خاص «بینهایت» (∞ / Infinity) منتشر شد؛ اثری که در آن استفاده از زبانهای مختلف، بهویژه زبان بریتانیایی، در کنار موسیقی الکترونیک و سازهای آکوستیک، پیوند او را با هویت فرهنگی زادگاهش پررنگتر کرد.
مبارزه: در کنار تعهد به حمایت از انسان که در ماجرای مهاجران و فلسطینیها آشکار شد، تعهد صادقانه و غیرریاکارانه به حفاظت از محیط زیست، تغییرات اقلیمی و تلاش برای کاهش آثار مخرب فعالیتهای انسانی، از موضوعاتی است که تیرسن در زندگی شخصی و شیوه فعالیت حرفهایاش همواره آن را نشان داده.
یکی از تجربههای مهم او در این زمینه، سفر دوچرخهسواری در کالیفرنیا در سال ۲۰۱۴ به همراه نامزدش امیلی کوئنکیس بود. در جریان این سفر، آنها از مسیر دورافتادهای در منطقه حیات وحش و ساحل گمشده کالیفرنیا عبور میکردند. در بخشی از مسیر، با یک شیر کوهی روبهرو شدند که ظاهرا مدتی آنها را دنبال کرده بود. تیرسن بعدها در مصاحبهای گفت که در این مواجهه متوجه شد انسانها تا چه اندازه خودمحورانه با محیط طبیعی برخورد میکنند و حتی وقتی بدون نیت تخریب در طبیعت حضور مییابند، ممکن است به زیستگاه موجودات دیگر بیتوجه باشند.
«من همیشه احساس نزدیکی و پیوند با طبیعت داشتهام. اما نقطۀ عطف این ماجرا حدود ده سال پیش اتفاق افتاد؛ وقتی همراه نامزدم با دوچرخه از کالیفرنیا میگذشتیم. یک روز قرار بود دوازده ساعت رکاب بزنیم و تصمیم گرفتیم از یک مسیر خاکی و جنگلی عبور کنیم. بعد از شش ساعت رکابزدن، ناگهان خودم را روبهروی یک پوما دیدم.
پوما از تنها ماشینی که در آن روز از آن مسیر عبور کرد ترسیده بود. چند آمریکاییِ احمق داخل ماشین بودند که دلشان میخواست از پوما عکس بگیرند، اما حاضر نشدند ما را هم سوار کنند و با خودشان ببرند؛ و این از همه بدتر بود! نتیجه این شد که مجبور شدیم شش ساعت دیگر در دل آن جنگل رکاب بزنیم، در حالی که میدانستیم شاید آن پوما هنوز تعقیبمان میکند؛ چون بیست دقیقه تمام دنبال ما آمده بود. صداهایی هم شنیده بودیم، اما نمیدانستیم چه بودند.
آن شش ساعت را با ترس زیادی گذراندیم. یک ماه پس از آن ماجرای ناخوشایند ما، چند دوچرخهسوار در ایالت واشنگتن به دست یک پوما کشته شدند. پوماها را در آنجا «شیر کوهی» مینامند. آنها معمولاً دنبال نزدیکشدن به انسانها نیستند، اما آن زمان از سال، دورهای بود که پوماها به تولههایشان غذا میدادند. زمانبندی بدی برای این سفر بود!»
او در همین مسیر از برخورد با افرادی از بومیان و ساکنان اولیۀ آمریکا (احتمالاً سرخپوستان سنتی) یادکرد که پیش از ورود آنها به مسیر، نشانههایی برای هشدار داده بودند. تیرسن بعدها به این تجربه چنین نگاه کرد که انسانها گاهی بدون شناخت محیط طبیعی، درست مانند استعمارگران به قلمرو دیگر موجودات وارد میشوند و نسبت به اکوسیستم و زنجیره حیات آن بیتوجه میمانند.
۲۰۱۵ و ۲۰۱۶؛ سالهای دوچرخهای و زمان ازدواج با خانم خواننده
تیرسن در سالهای میانی دهه ۲۰۱۰ تصمیم گرفت شیوه سفرهای موسیقایی خود را تغییر دهد. او پس از نزدیک به یک دهه سفر با هواپیما و اتوبوس، به سفرهای طولانی با دوچرخه روی آورد و در طول مسیر، در سالنهای موسیقی و حتی فضاهای طبیعی و غیرمتعارف به اجرای برنامه میپرداخت. در پایان سال ۲۰۱۵، سفری اکتشافی به شمال نروژ داشت و در جشنوارهای ویژه مردم سامی اجرا کرد. در اوت ۲۰۱۶ نیز دو اجرای او در جشنواره بینالمللی ادینبرو، آغازگر سفر دوچرخهسواری حدود ۱۲۰۰ کیلومتریاش از اسکاتلند تا شهر سنت دیویدز در ولز شد.
در همین سال پس از دو سال نامزدی، تیرسن با امیلی کوئنکیس خواننده و موزیسین فرانسوی که مثل خود تیرسن ریشههای بریتانیایی دارد ازدواج میکند. امیلی در بعضی کارهای تیرسن از جمله آلبوم بینهایت به عنوان خواننده حضور دارد.
۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸؛ سالهای بازگشت به پیانو
در سال ۲۰۱۶، آلبوم «اوسا» (EUSA) منتشر شد؛ یکی از شخصیترین آثار کارنامه تیرسن. نام این آلبوم از نام بریتانیایی جزیره اوسان گرفته شده و قطعات آن به مکانهای مشخصی در این جزیره اختصاص دارند.
«اوسا» مجموعهای از قطعات پیانویی است که در آنها جغرافیا فقط موضوع الهام یا پسزمینهای برای ساخت موسیقی نیست؛ بلکه به بخشی از ساختار اثر تبدیل میشود. هر قطعه به مکانی مشخص، خاطرهای شخصی یا تجربهای از حضور در طبیعت پیوند میخورد. پیانو در اینجا با کمترین واسطه و بدون تکیه بر آرایشهای پرحجم صوتی، فضایی اندیشهبرانگیز ایجاد میکند.
در این دوره، توجه تیرسن به جغرافیا و طبیعت بهشکل جدیتری در زندگی روزمره و شیوه فعالیت حرفهای او نیز نمود پیدا کرد.
آوریل ۲۰۱۷ «تونیاو» سومین فرزند یان تیرسن به دنیا آمد و امیلی کوئنکیس و یان تیرسن در نخستین سال پس از ازدواج پسردار شدند.
در ژوئن ۲۰۱۸، مجموعه کوتاه «دفترچه گمشده؛ اوسا» را منتشر کرد که شامل دو قطعه «Kleier Lambaol» و «Stang al Laedroun» بود؛ آثاری که هنگام ساخت آلبوم «اوسا» نوشته شده بودند، اما دفترچه حاوی نتهای دستنویس آنها در جریان یکی از سفرهایش گم شده بود و به همین دلیل از آلبوم اصلی کنار گذاشته شده بودند.
۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲؛ سالهای موسیقی، بوم و طبیعت
در ۱۵ فوریه ۲۰۱۹، آلبوم انتزاعی، خاص و طبیعتمحور «همگان» (ALL) را منتشر کرد {ALL در انگلیسی یعنی همه در بریتانیایی یعنی دیگری و دیگران، و تیرسن هر دو معنا را مد نظر داشته، پس من ترجمه کردم به همگان}؛ مجموعهای که در استودیوی شخصیاش، در یک کلوپ شبانه متروکه در اوسان ضبط شده بود. در این اثر، موسیقی پیانو و سازهای الکترونیک با صداهای ضبطشده از محیط و طبیعت ترکیب میشوند و حضور خوانندگانی چون آنا فون هاوسوُلف، اولافور یاکوبسون و امیلی کوئنکیس (همسرش) ، همراه با استفاده از زبان بریتانیایی، در رنگآمیزی اختصاصی آن موثر بوده. تجربه مواجهه با شیر کوهی نیز در شکلگیری نگاه او به طبیعت و بهویژه قطعه «Usal Road» تأثیر گذاشت؛ تجربهای که به گفته خودش شیوه نگاهش به موسیقی را تغییر داد. همچنین در این آلبوم در چند قطعه صدای کودکان را میشنویم، در قطعه اول صدای کودکان آواره و مهاجر، در قطعه پنجم صدای یک نوزاد که شاید کودک یکسالۀ تیرسن باشد و در قطعۀ پنجم در بخش کرال صدای دانشآموزان یک مدرسه که در همخوانی شرکت میکنند.
آلبوم «پرتره» (Portrait) هم همان سال منتشر شد و برخلاف «همگان»، نوعی مرور و بازنگری در گذشته هنری اوست. این مجموعه شامل ۲۵ قطعه از آثار پیشین است که با تنظیمها و اجراهای تازه ضبط شدهاند. همکاری با هنرمندانی چون جان گرنت، گروف رایس، استیون اومالی و گروه بلاند ردهد از ویژگیهای مهم این آلبوم است. همهگیری کرونا برنامه تور «پرتره» را لغو کرد و تیرسن در آغاز این دوره مدتی از موسیقی فاصله گرفت و بیشتر وقتش را در باغ خانهاش به کاشت سیبزمینی و رسیدگی به گیاهان و خانواده گذراند؛ اما پس از مدتی به استودیو بازگشت و کار روی آلبوم تازهاش را آغاز کرد.
حاصل این دوره، آلبوم درخشان و شنیدنیِ «کربر» (Kerber) بود که در ۲۷ اوت ۲۰۲۱ منتشر شد. این اثر بازگشتی به تجربههای الکترونیک دوران نوجوانی او محسوب میشد و در آن، ملودیهای پیانویی با نمونهبرداری صوتی، پردازشهای الکترونیک، سینتیسایزر و ضرباهنگهای مکانیکی ترکیب شدند. تیرسن در گفتوگویی در همان سال توضیح داد که بخش عمده آلبوم را بهتنهایی ساخته و همسرش امیلی کوئنکیس نیز اندکی در روند تولید آن همکاری کرده است. نام قطعات این مجموعه، مانند دیگر آثار متأخر او، از نام مکانها و آبادیهای اطراف محل زندگیاش در جزیره اوسان گرفته شدهاند؛ انتخابی که پیوند موسیقی او با جغرافیا و محیط زیست را همچنان حفظ میکند.
مبارزه: در مه ۲۰۲۱، همزمان با اعتراضهای جهانی به حملات اسرائیل و وضعیت فلسطینیان در شیخ جراح و غزه، تیرسن بار دیگر به این موضوع واکنش نشان داد. او ویدئویی از اجرای موسیقی در جزیره اوسان منتشر کرد و آن را با پیام همبستگی، صلح، عشق و امید برای فلسطین همراه ساخت.
محیط زیست: تیرسن در سال ۲۰۲۲ پرواز با هواپیما را از برنامه تورهایش کنار گذاشت و به سفر با قایق بادبانی و خودرو روی آورد. او در گفتوگوهای بعدی توضیح داد که دیگر نمیخواهد با هواپیما به شهرهای مختلف سفر کند و همزمان خود را متعهد به حفاظت از محیط زیست بداند. در گفتوگو با روزنامه اسپانیایی ال پائیس در اکتبر ۲۰۲۴، توضیح داد که تورهای متعارف موسیقی، بهویژه در شکل جابهجایی سریع میان شهرها با اتوبوس و هواپیما، آثار زیستمحیطی مخرب زیادی دارند. او معتقد بود در بسیاری از این تورها، منطق اقتصادی و پر کردن سالنها بهجای ارتباط انسانی و تجربه موسیقی در مرکز قرار گرفته است.
دوباره هنر: در سال ۲۰۲۲، آلبوم «۱۱ ۵ ۱۸ ۲ ۵ ۱۸» منتشر شد که گرایش الکترونیک تیرسن را پررنگتر کرد. یک آلبوم عجیب و شدیداً تجربی با نامی عجیب در آلبوم و همچنین عناوین آهنگها. تمام نامها عددی و رمزگونه هستند و واقعاً هم رمز هستند. رمزهایی مثل حروف ابجد خودمان و البته نه به آن پیچیدگی، در حقیقت هر عدد با جایگاه حروف انگلیسی برابر است. تیرسن در گفتوگویی در اینباره گفت که به دلیل ماهیت تولید صدا در موسیقی الکترونیک، یعنی ساختن یک صدای پیوسته از تعداد زیادی واحد صوتی کوچک، تصمیم گرفته عنوانهای پیشین را نیز به اعدادی بر اساس یک رمز مشخص تبدیل کند. (تیرسن در این آلبوم موسیقی، ملودیها و صداهای آشنا را به اجزای کوچکتر تجزیه میکند و از طریق نمونهبرداری، پردازش و ترکیب مجدد، به ساختاری تازه میرسد. در نامگذاری نیز همین اتفاق میافتد: کلمات آشنای آثار قبلی از شکل متعارف خود خارج میشوند و به مجموعهای از اعداد تبدیل میشوند؛ اما همچنان میتوان هویت اولیه آنها را بازیابی کرد. به این ترتیب، عنوان آلبوم هم بخشی از تجربه مفهومی آن است، نه صرفاً یک نام عجیب و رمزآلود برای جلب توجه.)
بیشتر قطعات این آلبوم ویرایستی از قطعات آلبوم کربر هستند و یکی دو قطعه بازتنظیم کارهای قدیم، از جمله قطعۀ « 16 1 12 5 19 20 9 14 5» که اگر محاسبه کنیم یا خود قطعه را گوش بدهیم! میبینیم همان «ف ل س ط ی ن» است.
در سال ۲۰۲۳، مجموعه «کربر کامل» (Kerber Complete) با نسخههای مختلف این اثر، از جمله بازآفرینیهای الکترونیک، پیانویی و ریمیکسها، منتشر شد.
۲۰۲۳از تا امروز؛ ادامۀ تحریم هواپیما، آریگویی به قایق و تورهای دریایی کمکربن و مقابله با تجاریشدنِ موسیقی
در سال ۲۰۲۳، تیرسن به همراه همسر و شریک هنریاش، امیلی کوئنکیس، تور دریایی متفاوتی را آغاز کرد. آنها با قایق بادبانی خود به نام «نینوگ» (Ninnog) از جزیره اوسان حرکت کردند و از مسیر ایرلند، جزایر فارو، شتلند، اسکاتلند، ولز و بخشهایی از بریتانیا گذشتند. در این مسیر، در مکانهای غیرمعمول و کوچک کنسرت برگزار کردند و بهجای الگوی رایج اجرای موسیقی در سالنهای بزرگ، بر ارتباط با مردم و تبادل فرهنگی تمرکز داشتند.

«یان پیر تیرسن» و هنرمند فرانسوی «امیلی کوئنکیس» در جریان سفر دریایی با قایق بادبانی «Ninnog»
تیرسن در وبسایت رسمی خود درباره این سفر نوشته است که هدف آنها به چالش کشیدن چارچوب سرمایهدارانه حاکم بر موسیقی و زندگی بوده است. بهجای آنکه پول در مرکز فعالیت قرار گیرد، میخواستند ارتباطات انسانی، تبادل تجربه و هنر در مرکز باشند. او این تجربه را آزمایشی برای یافتن شیوهای پایدارتر از زندگی و فعالیت حرفهای توصیف کرده است.
در مصاحبه دیگری در نوامبر ۲۰۲۵، تیرسن توضیح داد که در تورهای ونمحور خود نیز از اقامت در هتل و استفاده از خدمات پذیرایی تجاری پرهیز میکند و ترجیح میدهد نزد اعضای گروه یا افراد محلی اقامت کند. به گفته او، هدف این شیوه، مقابله با «غیرانسانی شدن» مناسبات صنعت موسیقی است؛ جایی که سالن کنسرت، شرکت حملونقل، شرکت پذیرایی و پیمانکاران دیگر در کنار هم قرار میگیرند، اما ارتباط انسانی میان هنرمند، مخاطب و برگزارکنندگان کمرنگ میشود.
تیرسن همچنین از برگزاری کنسرتهای رایگان در مسیر تورهایش سخن گفت و توضیح داد که گاهی حتی در این برنامهها، برگزارکنندگان به اندازه کنسرتهای درآمدزا برای پذیرایی از هنرمند و گروه موسیقی تلاش نمیکنند؛ موضوعی که از نظر او نشانه غلبه منطق پول بر روابط انسانی است.
سفر سوالبارد، مبارزه علیه استعمار و دیدار با دانشمندان اقلیمی
در سال ۲۰۲۵، تیرسن و همسرش در سفری دریایی حدود چهارماهه و ۱۱۰روزه با قایق «نینوگ» به سوی مجمعالجزایر سوالبارد در نزدیکی مدار قطبی شمال حرکت کرد. هدف سفر، علاوه بر تجربه دریانوردی و اجرای موسیقی در طبیعت، دیدار و گفتوگو با دانشمندان درباره تغییرات اقلیمی، ذوب یخچالها و آلودگی ناشی از ریزپلاستیکها بود. او همچنین اعلام کرد این تور دریایی برای مبارزه با «استعمار سرزمینها و مردمان» است.
تیرسن در یک مصاحبه توضیح داد که در جریان سفر تا نزدیکی مدار هشتادم شمالی پیش رفته و در آنجا با پژوهشگرانی گفتوگو کرده که آثار بحران اقلیمی را بهصورت مستقیم مطالعه میکنند. او گفت تقریباً تمام دانشمندانی که با آنها مصاحبه کرده، هنگام شرح وضعیت طبیعت و آنچه در برابر چشمانشان در حال نابودی است، متاثر و منقلب شدهاند و برخی گریستهاند.
از جمله آنها، پژوهشگری هلندی بود که از پیامدهای گرمایش زمین سخن میگفت و متخصصی نروژی که درباره آلودگی ناشی از ریزپلاستیکها توضیح میداد. به گفته تیرسن، این گفتوگوها یکی از تجربههای عاطفی عمیق زندگی او بودهاند.
قرار بود ویدئوی مستند این سخنان و سفر سال گذشته در یک قالب جذاب منتشر شود که یک ماه پیش تیرسن در ویدئویی اعلام کرد:
«ما تمام این اتفاقات را فیلمبرداری کردیم تا بتوانیم آن احساسات را با دیگران به اشتراک بگذاریم؛ تا صداهایی که آنجا شنیدیم، کمی بیشتر شنیده شوند و به گوش دیگران برسند. و در نهایت، این تجربه را با شما قسمت کنیم.
اما دو هفته پیش، تهیهکنندگان پروژه از همکاری کنار کشیدند.
نه به خاطر خود فیلم، نه به خاطر دانشمندانی که در آن حضور داشتند؛ بلکه به خاطر من. به خاطر گرایش و فعالیت سیاسی من در جناح چپ، به خاطر حمایتم از ژان لوک ملانشون در انتخابات ریاستجمهوری، و به خاطر اینکه درباره فلسطین، نسلکشی و نظام آپارتاید صحبت کردهام.
به من گفتهاند که ظاهراً پخش و انتشار این فیلم دشوار خواهد بود. بله... حالا حتی مسئله یخها و یخچالهای طبیعی هم به موضوعی سیاسی و حساس تبدیل شده است. یک فیلم را کنار میگذارند؛ نه به خاطر چیزی که نشان میدهد، بلکه به خاطر عقاید و دیدگاههای کسی که پشت آن فیلم ایستاده است.
پس دیگر مسئله بر سر تولید کردن یک اثر نیست؛ مسئله بر سر گزینش و حذفکردن است.
و راستش را بخواهید، دموکراسیها دقیقاً به همین شکل و بیسروصدا رو به زوال میروند؛ با تماسهای تلفنیای که خیلی دوستانه، آرام و مؤدبانه انجام میشوند.
من از این اتفاق خوشم نیامد.
نه در موضوع تغییرات اقلیمی و نه در موضوع فلسطین.
من ضد امپریالیسم، ضد فاشیسم و ضد نژادپرستی هستم و میخواهم درباره این مسائل صحبت کنم.»
اعتراض به پالایشگاه مونگستاد و همراهی با گرتا تونبرگ
یکی از مهمترین کنشهای محیطزیستی تیرسن در همین سال، حضور در اعتراض به فعالیتهای نفتی در نروژ بود. او در اوت ۲۰۲۵ برنامه سفر خود را تغییر داد تا به فعالان محیط زیست در اعتراض به فعالیت پالایشگاه مونگستاد، بزرگترین پالایشگاه نفت نروژ، بپیوندد.
این حرکت با مشارکت فعالان «اکستینکشن ریبلیون» نروژ برگزار شد و گرتا تونبرگ نیز در آن حضور داشت. تیرسن در کنار آرورا، خواننده نروژی، برای معترضان اجرا کرد. او در یک مصاحبه توضیح داد که پس از اطلاع از برنامه مسدود کردن پالایشگاه، مسیر سفرش را تغییر داد و برای رسیدن به محل اعتراض دو شب نخوابید.
او درباره شکل این عملیات اعتراضی گفت که دو بخش از اقدام در خشکی و یک بخش در دریا انجام شده بود. تیرسن از تأثیر عاطفی تجمع و همبستگی میان فعالان محیط زیست، مخالفان سرمایهداری افراطی و گروههای اجتماعی مختلف سخن گفت و تأکید کرد که مبارزههای اجتماعی میتوانند در کنار یکدیگر نیرویی مؤثرتر ایجاد کنند.
تیرسن همچنین از مصاحبه با یک فعال محیط زیست در جزایر لوفوتن سخن گفت؛ منطقهای که پیشتر احتمال بهرهبرداری نفتی از آن مطرح شده بود، اما فعالان با برجسته کردن پیامدهای زیستمحیطی و تهدید صنعت ماهیگیری سنتی، توانسته بودند مانع پیشبرد آن شوند.
دوباره فلسطین
روحیۀ عدالتخواهی و مبارزههای تیرسن در سال ۲۰۲۵ به مشارکت در سازماندهی یکی از مهمترین رویدادهای هنری حمایت از فلسطین در فرانسه انجامید. در ۹ دسامبر ۲۰۲۵، کنسرت خیریه «با هم برای فلسطین» در پاریس برگزار شد؛ رویدادی که تیرسن در کنار پوم و آلواز سوواژ از سازماندهندگان اصلی آن بود.
این برنامه با حضور هنرمندانی از کشورهای مختلف، از جمله آرورا، کِی تمپست، گروه اردنی ۴۷سول، گروه سهنفره جُبران، نای برغوثی، مدین و هاتیک برگزار شد. شماری از مهمانان فلسطینی، شاهدان عینی و امدادگران سازمان پزشکان بدون مرز نیز در این گردهمایی سخن گفتند.
چهار هزار نفر در کنسرت حضور یافتند و از محل فروش بلیتها پنجاه هزار یورو برای صندوق اضطراری منطقهای غزه در سازمان پزشکان بدون مرز جمعآوری شد. سازمان پزشکان بدون مرز پیشتر اعلام کرده بود که تمام درآمد حاصل از فروش بلیت این برنامه به صندوق منطقهای اضطراری غزه اختصاص خواهد یافت.
تیرسن در گفتوگوی خود با یک رسانۀ ایتالیایی درباره مشارکت در این برنامه توضیح داد که شرایط فلسطین بسیار پیچیده است، آتشبس با اسرائیل فقط روی کاغذ است همیشه و برگزاری چنین برنامههایی بهتنهایی قادر به تغییر وضعیت نیست؛ اما توقف بسیج اجتماعی و رویدادهای حمایتی نیز راهحل نیست. او تاکید کرد این گردهماییها از معدود راههای موجود برای زنده نگه داشتن توجه عمومی و اعمال فشار اجتماعی و سیاسی علیه اسرائیل است.
موسیقی برای مبارزه؛ آلبوم اعتراضی «ساعت مایع» آخرین شاهکار تیرسن
یکی از آشکارترین جلوههای موضعگیری سیاسی تیرسن در سالهای اخیر، مخالفت با گسترش جریانهای راست افراطی در اروپا و بهویژه فرانسه است. این دغدغه در آلبوم مهم و دوگانۀ «راتلین از دوردست | ساعت مایع» (Rathlin from a Distance | The Liquid Hour) که در چهارم آوریل ۲۰۲۵ منتشر شد، بهشکل مستقیم وارد زبان موسیقایی او شده است.
این اثر از دو بخش متفاوت تشکیل شده است. بخش نخست، «راتلین از دوردست»، شامل هشت قطعه پیانویی است که از سفر دریایی تیرسن در سال ۲۰۲۳ و مکانهایی که در آن سفر با آنها روبهرو شده بود، الهام گرفتهاند. نام این بخش از جزیره راتلین در ایرلند شمالی گرفته شده و قطعات آن هرکدام به مکانهایی در مسیر سفر او اشاره دارند. بهجز قطعۀ محبوب و تاثیرگذار «نینوگ» که قطعه نخست آلبوم است و نام قایق یان و امیلی است.
در این بخش، پیانو به مهمترین ابزار بیان او تبدیل میشود و قطعات با فضایی خلوت و تأملی، تجربههایی از تنهایی، مواجهه با طبیعت و جستوجوی درونی را بازتاب میدهند.
بخش دوم، «ساعت مایع»، از نظر موسیقایی و معنایی در نقطه مقابل بخش نخست قرار دارد. در این قسمت، سازهای الکترونیک، ریتمهای روانگردان، صداهای صنعتی و بافتهای متراکمتر جایگزین خلوت پیانویی میشوند. تیرسن در این اثر از سازهای الکترونیک قدیمی، از جمله اُندولین و اُند مارتنو، در کنار سینتیسایزرها و درامماشینها استفاده کرده است.

«یان پیر تیرسن» در حال اجرای زنده با پیانو
این انتخاب اتفاقی نیست. تیرسن در مصاحبهای در آوریل ۲۰۲۵ توضیح داد که هنگام انتخابات فرانسه از افزایش قدرت جریانهای راست افراطی بهشدت نگران بوده و ایدۀ ساخت موسیقیای شبیه به سرودهای یک گروه مارش اعتراضی به ذهنش رسیده است. او میخواسته این موسیقی را با سازهای الکترونیک قدیمی و غیرمتعارف اجرا کند؛ چیزی شبیه یک ارکستر ساختگی برای حرکت اعتراضی.
تیرسن در گفتوگوی دیگری توضیح میدهد که بخش «ساعت مایع» را هنگام انتخابات اروپا و انتخابات پارلمانی فرانسه به پایان رسانده و خشمش از گسترش فاشیسم و تبلیغات رسانههایی که در اختیار میلیاردرهای راست افراطی قرار دارند، در ساختار موسیقی آن حضور داشته است. او این بخش را مجموعهای از سرودهای انقلاب توصیف میکند.
«این اثر آلبومی دوگانه و متشکل از دو بخش است که هرکدام هویت صوتیِ خاص خودشان را دارند. بخش اول (راتلین از دوردست)، شامل هشت قطعهی بیکلامِ پیانو، حالوهوایی بیشتر درونگرایانه دارد؛ چیزی شبیه مراقبه. عنوان هر قطعه نام یکی از مکانهایی است که در جریان سفر دریاییام با قایق بادبانی در سال ۲۰۲۳، در ایرلند، اسکاتلند و جزایر فارو از آنها دیدن کردم. وقتی روی قایق هستید، دیگر خبری از فشارهای اجتماعی نیست؛ دیگر نگاه دیگران متوجه شما نیست. این تجربهای بسیار شخصی و درونی است: بودن در دل دریا آدم را با خودش روبهرو میکند. بنابراین، این آلبوم دربارهی هویت است؛ دربارهی اینکه چه کسی هستیم و چگونه میتوانیم خود را پیدا کنیم.
بخش دوم آلبوم (ساعت مایع)، از اساس اثری صریحاً مبارزاتی است. کار نهایی آن را در جریان انتخابات پارلمان اروپا و انتخابات پارلمانی فرانسه به پایان رساندم. از اوجگیری فاشیسم و تبلیغات رسانههایی که در مالکیت میلیاردرهای راست افراطیاند، بهشدت عصبانی بودم. پادکست گوش میدادم و رسانههای مستقلی مثل «مدیاپارت» (Mediapart) و «بلاست» (Blast) را دنبال میکردم. آن انرژی و خشم را وارد موسیقی کردم؛ این اثر، بهنوعی مجموعهای از سرودها در ستایش انقلاب است.».
قطعه «استورم» (Stourm) که در آغاز بخش «ساعت مایع» قرار گرفته، در زبان بریتانیایی به معنای «مبارزه» است و حالتی فراخوانگونه دارد. قطعه «دولورس» (Dolores) نیز ادای احترامی به دولورس ایباروری، مبارز ضد فاشیست اسپانیایی، است؛ زنی که با سخنرانی مشهور «آنها عبور نخواهند کرد» (¡No pasarán!) در جریان جنگ داخلی اسپانیا شناخته میشود. تیرسن معتقد است پیام این سخنرانی که در سال ۱۹۳۶ در دفاع از جمهوریخواهان بیان شد، همچنان برای روزگار معاصر اهمیت دارد. شاید معروفترین قطعۀ بیکلام این آلبوم هم «نینوگ در دریا» که ویراستی و تنظیمی شلوغ و حماسی و هیجانی از قطعۀ «نینوگ» است.
تیرسن در بخشی از همین مصاحبه میگوید: در شرایطی که تبلیغات و اخبار گمراهکننده اینقدر گسترش پیدا کردهاند، هنر و کنشگری اجتماعی باید امکان مقاومت را فراهم کنند.
شبکههای اجتماعی؛ راه تنفس ارتباطی یا الگوریتمهای سرکوبگر؟
یکی از بخشهای جالب گفتوگوی تیرسن با نشریه Epigram در آوریل ۲۰۲۵، دیدگاه او درباره شبکههای اجتماعی و نقش آنها در شکل دادن به سیاست و افکار عمومی است.
او در این مصاحبه توضیح داد که زمانی که تصمیم گرفت از یک شرکت ضبط موسیقی بزرگ جدا شود و فعالیتش را بهشکل مستقلتری دنبال کند، زندگی در جزیره اوسان و فاصله گرفتن از صنعت موسیقی جریان اصلی، ارتباط با مخاطبان را برایش دشوار کرده بود. در آن دوره، شبکهای مانند مایاسپیس امکان ارتباط مستقیم با مخاطبان را فراهم کرد و تیرسن موسیقیهایش را در آن منتشر میکرد تا شنوندگان از نقاط مختلف جهان بتوانند به آثارش دسترسی پیدا کنند. به گفتهی او، شبکههای اجتماعی در آن مقطع بهنوعی زندگی حرفهایاش را نجات داده بودند.
بااینحال، تیرسن در ادامه از تبدیل شدن همین شبکهها به ابزارهای تبلیغاتی و سیاسی انتقاد کرد. به اعتقاد او، شرکتهای بزرگ فناوری از فعالیت کاربران سود میبرند و الگوریتمها میتوانند افکار عمومی را دستکاری کنند. او در این گفتوگو به ماجرای برگزیت در بریتانیا اشاره کرد و نقش تبلیغات الگوریتمی را در شکل دادن به فضای سیاسی آن رویداد مهم دانست.
تیرسن همچنین به تناقضی اشاره کرد که در مسیر فعالیت حرفهای خود با آن روبهرو است: برای اطلاعرسانی درباره تورهای محیطزیستی و سفرهای دریاییاش باید در شبکههای اجتماعی حضور فعال داشته باشد، اما برای چنین فعالیتی گاه به فناوریهایی مانند اینترنت ماهوارهای استارلینک نیاز پیدا میکند؛ فناوریای که متعلق به ایلان ماسک است و تیرسن نسبت به نقش سیاسی و اقتصادی او انتقاد دارد و در همین مصاحبه او را یک «مردسالار عوضی» میخواند!
این بینش در واقع ادامه همان نقد و نگرشی است که تیرسن از سال ۲۰۰۵ به مناسبات سرمایهداری و تجاری شدن هنر داشت؛ با این تفاوت که اکنون حوزه انتقادش از صنعت موسیقی به حکمرانی جهانی و ساختارهای بزرگ فناوری و رسانه هم گسترش پیدا کرده.
نقد استعمار و دفاع از آزادی انسان، طبیعت و سرزمین
تیرسن در مصاحبههای خود، مفهوم استعمار را فقط به اشغال نظامی یا سلطه سیاسی بر سرزمینها محدود نمیکند. او در چندین گفتوگویش مخصوصاً با رسانههای مستقل به پیوند میان سلطه بر جوامع انسانی و تخریب طبیعت و محیط زیست اشاره کرده است.
تجربه روبهرو شدن با شیر کوهی در کالیفرنیا، برای او نقطهای تعیینکننده بود. تیرسن در یک گفتوگو توضیح داد که انسانها گاه بدون شناخت اکوسیستم و دیگر موجودات زنده، خود را مرکز جهان میپندارند و با ورود به قلمرو طبیعت، نظم و حق حیات سایر موجودات را نادیده میگیرند.
او در گفتوگوی دیگری هم در سال ۲۰۲۵ درباره دریا نیز توضیح داد که دریا برایش نماد نوعی آزادی است؛ زیرا مرزهای سیاسی و جغرافیایی در آن معنای معمول خود را از دست میدهند. به اعتقاد او، دریا امکان درک نوع دیگری از ارتباط با جهان را فراهم میکند؛ ارتباطی که بر وابستگی متقابل انسان و طبیعت و ضرورت حضور در لحظه استوار است.
از این منظر، مخالفت او با استعمار سرزمینها و ملتها، حمایت از فلسطین، اعتراض به راست افراطی و کنشگری محیطزیستی، بخشهایی از یک نگاه فراگیرتر به آزادی و عدالتاند؛ نگاهی که در آن، سلطه بر انسانها و بهرهکشی از طبیعت دو جلوه از یک مناسبات ناعادلانه تلقی میشوند.
در ژانویه ۲۰۲۶، او تکآهنگ «هارمونی» را در همکاری با گروه فرانسوی اودزن منتشر کرد. این قطعه هفتدقیقهونیمه، تجربهای مشترک در قلمرو موسیقی الکترونیک و آلترناتیو است و ادامه علاقه تیرسن به همکاری با هنرمندان و گروههای خارج از چارچوبهای متعارف موسیقی رسمی را نشان میدهد.
یان تیرسن و اعتراضات ۲۰۲۶ فرانسه
از اواخر شهریور امسال (تقریبا نیمۀ سپتامبر ۲۰۲۶) با اعتراضات دانشآموزی کودکان و نوجوانان فرانسوی علیه حکومت فرانسه بهویژه دولت مکرون، فرانسه ملتهب شد. این اعتراضات اندکاندک با پیوست دیگر اقشار بالا گرفت و بهویژه از هفده اکتبر با همراهشدنِ اتحادیههای کارگری و جنبش جلیقه زردها وسعتی میلونی گرفت و بهمرور مرزهای فرانسه را درنوردید و حجم گستردهای از اروپا را شعلهور کرد: ایتالیا، پرتغال، یونان، آلبانی، بلژیک، آلمان، اتریش، ایرلند و...
تیرسن هم تقریبا از اوایل این خیزش مردمی با اینکه هنوز در تور کنسرتش بود در فرانسه با استوریها و پستها و موسیقیهایی از این خیزش حمایت کرد و این طبیعی هم بود، این خیزش برآوردهشدن آرزوی تیرسن در مقدمۀ آلبوم آخرش «ساعت مایع» بود: سرودهایی برای یک انقلاب.
اما صریحترین بیانیۀ تیرسن ویدئویی بود که در فراخوان برای هفدهم اکتبر منتشر کرد. متن کاملش را بخوانید:
«اول از همه شما تشکر میکنم. از همۀ دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاهها؛ از همه کسانی که با وجود خشونت وحشتناک پلیس، به خیابانها میآیند و اعتراض میکنند. آفرین به شما!
زنده باد اتحاد و یکصدایی جنبشهای اجتماعی! همه با هم، در روز هفدهم!
ما در نقطهای سرنوشتساز ایستادهایم. سرمایهداری شکست خورده است. تفکر سودمحور، این سیاره را به یک مکان غیرقابل سکونت تبدیل کرده. پس تنها یک راه پیش روی ماست: مبارزه برای تقسیم عادلانۀ زمین و ثروت. انتخاب ساده است: یا همهچیز در خدمت سود و منفعتطلبی باشد که این به معنای پایان بشریت است؛ یا همهچیز در خدمت همۀ مردم قرار گیرد که نتیجهاش پیشرفت اجتماعی باشد.
ما در آستانه طلوع جهانی تازه ایستادهایم؛ جهانی که در آن در کنار یکدیگر زندگی خواهیم کرد. در برابر این جهان نو، جهانی قرار دارد که به آخر خط رسیده است: جهان سرمایه، فاشیسم، نژادپرستی، ستیز با دیگران و فرو رفتن در لاک خود.
بیایید صریح باشیم: دیگر نمیتوان امیدی به وسط بودن داشت. هرگونه ائتلاف با جناح راست، در عمل به معنای همپیمانی با راست افراطی است. از چپِ میانۀ گلوکسمان گرفته تا راست افراطیِ حزب «اجتماع ملی» همه در واقع یک بلوک واحد را تشکیل میدهند؛ بلوکی که با یکدیگر حکومت خواهند کرد، اما هرگز در کنار چپها و دیگران قرار نخواهند گرفت.
پس از نزدیک به ده سال... ببخشید، پانزده سال حاکمیت مکرونیسم، چه کسی هنوز این واقعیت را درک نکرده است؟
چپ، اگر بخواهد واقعاً شایسته نام خود باشد، باید چپی تحولخواه و خواهان گسستی بنیادین از وضع موجود باشد. امید به ساختن جهانی که بتوان در آن زندگی کرد، فقط همینجاست.پس بیایید همگی در میدان پای کار بیاییم. تکتک ما. امروز دیگر جایی برای بیطرفی نیست. همهچیز سیاسی است. موضعنگرفتن، در واقع موضعگرفتن به سود طرف مقابل است؛ یعنی کمک به پایداری همان جهانی که به آخر خط رسیده است.
اما درباره خودم؛ من یک موسیقیدانم. پس میخواهم موسیقی بنوازم، به میان شما بیایم، با شما همراه شوم، گفتوگو کنم و به بحث و تبادل نظر بپردازم.
میخواهم با تمام وجود از آیندهای دفاع کنم که به آن باور دارم. میخواهم با تمام توان از این مبارزه حمایت کنم: در استودیو، روی صحنه و در خیابانها.
زندهباد اتحاد و یکصدایی جنبشهای اجتماعی!
همه با هم!
در روز هفدهم!»
آلبومشناسی یان تیرسن
1. La Valse des Monstres — 1995 | والسِ غولها
2. Rue des Cascades — 1996 | خیابان آبشارها
3. Le Phare — 1998 | فانوس دریایی
4. Black Session — 1999 | فصل سیاه
5. Tout Est Calme — 1999 | همهچیز آرام است
6. L’Absente — 2001 | غایب
7. Amélie — 2001 | موسیقی فیلم امیلی
8. C’était Ici — 2002 | اینجا بود
9. Good Bye Lenin — 2003 | موسیقی فیلم خداحافظ لنین
10. Yann Tiersen & Shannon Wright — 2004
11. Les Retrouvailles — 2005 | بازگشتها
12. On Tour — 2006 | در تور
13. Tabarly — 2008 | موسیقی مستند تابارلی
14. Dust Lane — 2010 | جادۀ غبارآلود
15. Skyline — 2011 | افق
16. ∞ — 2014 | بینهایت
17. Live in London — 2014 | کنسرت لندن
18. EUSA — 2016 اوسال (نام بریتانیایی جزیرۀ اوسان)
19. The Lost Notebook – EUSA — 2018 | اوسا - دفترچه یادداشت گمشده
20. ALL — 2019 | همگان
21. Portrait — 2019 | پرتره (چهره)
22. Lagniappe Session — 2020 | جلسه لاگنیاپ
23. Kerber — 2021 کربر (نام یک نمازخانۀ کوچک روستایی در جزیرۀ اوسان)
24. 11 5 18 2 5 18 — 2022
25. Kerber Remixes — 2022 | بازتنظیم کربر
26. Kerber (Solo Piano) — 2023 | کربر (تکنوازی پیانو)
27. Rathlin from a Distance | The Liquid Hour — 2025 | راتلین از دوردست / ساعت مایع
انتشارهای تازهتر و تکمیلی:
1. Caledonian Canal — 2025 | انتشار کوتاه/تکآهنگ مرتبط با آلبوم تازه
2. Harmony (با گروه Odezenne) — 2026 | تکآهنگ
پ ن: این همۀ کارهای یان تیرسن نیست. فقط آلبومهایی است که بهطور مجزا منتشر شدهاند. چه اینکه یان تیرسن برای فیلمهای زیادی موسیقی ساخته است و در فیلمهای زیادی از موسیقیهای او استفاده شده. لیست آن فیلمها در صفحهی IMDb او هست.
دستاوردها و مهمترین جوایز یان تیرسن
|
سال
|
جایزه یا دستاورد
|
اثر یا توضیح
|
|
۱۹۹۸
|
نخستین آلبوم طلایی
|
«فانوس دریایی»؛ فروش بیش از ۱۶۰ هزار نسخه
|
|
۲۰۰۱
|
جایزه جهانی موسیقی متن
|
بهترین موسیقی متن اصلی سال برای «اَمِلی»
|
|
۲۰۰۱
|
جایزه GoldSpirit
|
بهترین موسیقی متن کمدی برای «اَمِلی»
|
|
۲۰۰۱
|
نامزدی World Soundtrack Award
|
آهنگساز موسیقی متن سال
|
|
۲۰۰۲
|
جایزه سزار
|
بهترین موسیقی نوشتهشده برای فیلم، برای «اَمِلی»
|
|
۲۰۰۲
|
جایزه Victoires de la Musique
|
آلبوم موسیقی اصلی سینما و تلویزیون، برای «اَمِلی»
|
|
۲۰۰۲
|
نامزدی بفتا
|
موسیقی متن فیلم، برای «اَمِلی»
|
|
۲۰۰۳
|
جایزه فیلم آلمان، لولا طلایی
|
بهترین موسیقی فیلم، برای «خداحافظ لنین!»
|
|
۲۰۰۴
|
جایزه Victoires de la Musique
|
موسیقی «خداحافظ لنین!»
|
|
۲۰۰۵
|
جایزه بزرگ دیسک Le Télégramme
|
آلبوم «دیدارهای دوباره»
|
|
۲۰۰۸
|
نامزدی IFMCA
|
بهترین موسیقی مستند، برای «تابارلی»
|
|
۲۰۱۷
|
عنوان گویشوران بریتانی سال
|
همراه با امیلی کوئنکیس، در جوایز Prizioù
|
موسیقی در جستوجوی آزادی
یان تیرسن از آن دسته هنرمندانی است که هویت موسیقاییشان در یک سبک، ساز یا دوره خاص خلاصه نمیشود. او از آموزش کلاسیک آغاز کرد، در فضای پانک و پستپانک جوانی کرد و به تجربههای تازه رسید، با ملودیسازی و نغمهپردازیهای لطیف و ساده با پیانو و آکاردئون به شهرت جهانی دست یافت و سپس به سراغ موسیقی الکترونیک، راک و تجربههای صوتی متفاوت و منحصربهفرد رفت. تیرسن از محدود شدن هویتش به موفقیت تجاری «اَمِلی» با سرعت و قدرت فرار گرفت و در مسیر هنری خویش، بهجای تکرار یک فرمول موفق، دائماً بهدنبال تجربههای تازه بود. جهان موسیقایی یان تیرسن یک جهان بزرگ، شلوغ، متفاوت، متمایز، جستوجوگر و پیشرونده و پیشبرنده است.
روی دیگر سکه، جان و جهان و شخصیت معنایی او (البته آمیخته با شخصیت هنری و ساختاری او)، بهویژه از اواخر دهه ۱۹۹۰ به بعد، گسترش این تجربههای هنری به عرصه مسئولیت اجتماعی و انسانی است. حمایت از مهاجران در سال ۱۹۹۹، سازماندهی کنسرتهای اعتراضی پس از قدرتگیری راست افراطی در انتخابات ۲۰۰۲، حضور در کارزارهای ضد تبعیض و دفاع از حقوق هنرمندان، حمایت از جنبشهای اجتماعی، سفر به غزه و ساخت شجاعانۀ قطعه «فلسطین»، بازتنظیمها و کنسرتهای متنوع و متعددش از آهنگ فلسطین، مشارکت در کنسرتهای خیریه، اعتراض به سرمایهسالاران و شرکتهای گردنکلفت نفتی و تغییر شیوه برگزاری تورهای موسیقی در همراهی با انسان و طبیعت، همگی نشان میدهند که او نمونهای کمنظیر از پیوند هنر و انسانیت و ساختار و معناست.
این سابقه صرفاً مجموعهای از موضعگیریهای پراکنده و نمایشی نیست. تیرسن بارها کوشیده میان باورهایش و شیوه عملش هماهنگی ایجاد کند؛ گاه با حضور در خیابان و کنسرت اعتراضی، گاه با حمایت از یک حرکت اجتماعی، گاه با تغییر شیوه سفر و گاه با ساخت قطعهای موسیقایی که نام یک سرزمینِ مظلوم را به قلبِ تپندۀ خود تبدیل میکند.
زیست و نگرش یان پیر تیرسن، از آغاز تا امروز، جستوجو و تکاپویی برای رسیدن به آزادی، عدالت و جهانی زیباتر و انسانیتر بوده، و امیدوارم که همواره چنین باشد.
پینوشتها:
- همه ترجمهها و محتواهای این مطلب، اختصاصی مجله میدان آزادی است و هرگونه بهرهبرداری و نقل مطلب بدون کسب اجازه حقوقی از موسسه مذکور پیرگرد قانونی دارد.
- علت نگارش پینوشت اول این است: ویراست اولیۀ این متن (با حدود یک پنجم متن فعلی) را سیزده سال پیش در وبلاگم نوشته بودم. مهرماه 1402 برنامۀ تلویزیونی نوسان در اولین سری پخش خود، محتوا و عین متنهای بنده را بدون اجازه و به نام خود منتشر کرد. تحقیق کردم دیدم برنامه تهیهکننده و نویسنده دارد و بابت نگارش محتوا هزینه دریافت کرده (یعنی از این برنامههای جهادی انقلابی در راه رضای خدا هم نبوده). بنابراین به مسئولان مربوطه گلایه کردم، هیچ وقعی ننهادند. گلایهام را با نهایت ادب و خوشبینی به سارقان محترم در صفحهام نوشتم، که مثلا لابد حواسشان نبوده و اینها حتما خوبند و... نتیجه این شد: از دو مسیر به من پیامدادند اگر گلایهۀ محترمانهام از سرقتشان را از صفحهام پاک نکنم، بهزودی از من به قوه قضاییه شکایت میکنند! وقتی چنین سرقتهایی با چنین وقاحتهایی هست، طبعاً چنین پینوشتهایی هم لازم میشود.