مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «بنفش» به کارگردانی «یکتا بیگی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم سمیه کشوری بخوانید:
ورود به جهانی یکرنگ
[خطر لو رفتن داستان]
در انیمیشن کوتاه «بنفش» به کارگردانی «یکتا بیگی»، دختری زردرنگ با قایقی در دریا سرگردان میشود و سرانجام خود را به جزیرهای میرساند که همهچیز در آن بنفش است؛ از گلها و مردم گرفته تا مجسمهی حاکم شهر. ورود دختر به این محیط یکدست، موقعیتی میسازد که بهتدریج قواعد حاکم بر جزیره را آشکار میکند. در اینجا، رنگ فقط ویژگی ظاهری اشیا و شخصیتها نیست؛ معیاری است که پذیرفتهشدن یا نپذیرفتهشدن افراد را تعیین میکند.
فیلم از همین تضاد بصری برای طرح مسئلهای اجتماعی استفاده میکند: چه اتفاقی میافتد وقتی تفاوت، بهجای آنکه بخشی طبیعی از زندگی باشد، به مسئلهای برای حذفکردن تبدیل شود؟ دختر زردرنگ بدون آنکه از ابتدا قصد رویارویی با کسی را داشته باشد، با حضورش این پرسش را پیش میکشد. مسئله نه رفتار او، بلکه ظاهر متفاوتی است که با قواعد جزیره سازگار نیست.

پوستر فیلم کوتاه «بنفش» ساخته «یکتا بیگی»
رنگ، زبان روایت
یکی از انتخابهای مؤثر «بنفش»، استفاده از رنگ برای پیشبردن روایت است. مخاطب پیش از آنکه با جزئیات قوانین جزیره آشنا شود، از طریق تصویرها تفاوت میان دختر و محیط تازهاش را درک میکند. یکدستی رنگها در کنار حضور دختر زردرنگ، تعارض اصلی را شکل میدهد و رنگ را از عنصری تزئینی به بخشی از ساختار داستان تبدیل میکند.
واکنش حاکم به کوچکترین نشانههای تفاوت، از جمله حضور یک پروانهی سفید، نشان میدهد که مسئله فقط حفظ ظاهر شهر نیست؛ هر چیزی که با الگوی غالب سازگار نباشد، با مخالفت روبهرو میشود. از این منظر، فیلم را میتوان فراتر از موقعیت خیالی داستان نیز خواند؛ روایتی دربارهی فردیت و میل به یکسانسازی دیگران که به موقعیتهای آشنای اجتماعی هم تعمیم پیدا میکند.
الگوی کلاسیک تمثیل رنگ و پیشینههای مکرر آن
با وجود کارکرد بصری مؤثر رنگ در اثر، نباید از این واقعیت غافل شد که «تقابل یک عنصر رنگی متفاوت با جامعهای تکرنگ» یکی از تمثیلهای بسیار تکراری، مکرر و شناختهشده در ادبیات و انیمیشن کوتاه قرن گذشته است. دهههاست که فیلمسازان انیمیشن برای بیان مضامین ضدتبعیض و ستایش تفاوتهای فردی از زبان استعاری رنگها و اشکال هندسی بهره میبرند:
«نقطه و خط» (The Dot and the Line: A Romance in Lower Mathematics – 1965): انیمیشن کوتاه و مشهور چاک جونز (برنده جایزه اسکار) که بر اساس کتاب نورتون جاستر ساخته شد و یکی از نخستین الگوهای بهرهگیری از تقابل فرم و رنگ برای بیان هویت، فردیت و تعصب بود.
«مکعب روبیک / کارخانه جعبهسازی» (More - 1998): انیمیشن کوتاه و نامزد اسکار مارک آزبرن (Mark Osborne) که در آن جامعهای تکرنگ، خاکستری، بیروح و یکسانساز به تصویر کشیده میشود و قهرمان داستان در تلاش است تا با ایجاد رنگ و نشاط، روزنهای در این نظم خاکستری و سرکوبگر باز کند.
و آثاری چون انیمیشن کوتاه «Paperman» (۲۰۱۲) که در آن تمایز جهان سیاهوسفید شهری با رژ لب قرمز رنگِ یک زن شکل میگیرد، یا انیمیشنهای کوتاه دانشجویی متعددی که از کهنالگوی ورود یک عنصر متضاد به جهان «جامعهی سفیدپوستان/سیاهپوستان صلب» یا دنیای تکرنگ بهره بردهاند.
این الگو گرچه پیام شفاف و در دسترسی به مخاطب میدهد، اما همزمان کار اثر را دشوار میکند؛ چرا که فیلمنامه در چنین ساختارهایی معمولاً روی لبهی باریک «شعارزدگی» و «نمادپردازی مستقیم و سطحی» حرکت میکند. در این الگوها، اگر پیرنگ نتواند تمایزها و روابط پیچیدهتری در رفتار ساکنان، سازوکار حاکمیت یا انگیزههای قهرمان ایجاد کند، پیشبینیپذیر شده و به بازتولید کلیشهای از پیشتعیینشده خواهد پرداخت. شاید اگر بخشی از معنای فیلم بیشتر از دل جزئیات و کنشهای داستانی شکل میگرفت، مخاطب مجال بیشتری برای کشف و تفسیر پیدا میکرد.
یکتا بیگی و تجربههای پیشین
یکتا بیگی پیش از «بنفش» نیز در زمینهی فیلم کوتاه فعالیت داشته است. از جمله آثار پیشین او میتوان به «سفر من» اشاره کرد که در سال ۲۰۲۴ در میان فیلمهای معرفیشده در جشنوارهی بینالمللی پاور آفریقای جنوبی قرار داشته است. بیگی همچنین در معرفی «بنفش» به تأثیرپذیری از فیلمسازانی چون هایائو میازاکی و آموختن از تجربه و نگاه امیرمسعود علمداری در سینمای ایران اشاره کرده است.
انیمیشن کوتاه «بنفش» در بخش پویانمایی مسابقهی ملی چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران پذیرفته شده است.