مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «قسامه» به کارگردانی «کیانوش جهاندیده» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم زهرا ایزدینیا بخوانید:
قسامه
«قسامه» به کارگردانی «کیانوش جهاندیده» و با بازی «علی باقری» به سراغ یکی از موضوعات چالشبرانگیز در نظام حقوقی ایران رفته است. موضوعی که به دلیل کمتر شناختهشدن ابعاد آن برای بخش قابلتوجهی از مخاطبان، ظرفیت ایجاد مواجههها و برداشتهای متفاوتی را دارد. فیلم ظاهراً در پی آن است که با طرح مسئلهای حقوقی، پرسشی دربارۀ ماهیت و کارکرد این قانون در ذهن مخاطب ایجاد کند؛ بااینحال نحوۀ صورتبندی این پرسش و چگونگی مواجهۀ فیلم با ابعاد مختلف موضوع، محل تأمل است.

پوستر فیلم کوتاه «قسامه» ساخته «کیانوش جهاندیده»
از منظر اجرایی، «قسامه» واجد انتخابی قابلتوجه در شیوۀ روایت است و بازی «علی باقری» مهمترین امتیاز آن به شمار میرود. اجرای مونولوگمحور فیلم، بار اصلی انتقال اطلاعات، شکلگیری موقعیت و برانگیختن واکنش عاطفی مخاطب را بر دوش بازیگر میگذارد. در چنین ساختاری، توانایی بازیگر در ایجاد تغییرات ظریف در لحن، میمیک صورت، ریتم بیان و زبان بدن، نقشی تعیینکننده در حفظ ارتباط مخاطب با اثر دارد. باقری با تسلط بر این مؤلفهها، حالات درونی شخصیت را به شکلی ملموس بازتاب میدهد و تلاش میکند از طریق کیفیت اجرا، مخاطب را درگیر موقعیت نمایشی کند. در واقع بازی او صرفاً وسیلهای برای انتقال اطلاعات نیست بلکه به مهمترین ابزار فیلم برای ایجاد تنش و پیشبرد تجربۀ مخاطب تبدیل میشود.
موفقیت اجرا در حفظ توجه مخاطب، الزاماً به معنای برخورداری روایت از کشش دراماتیکِ متناسب نیست. هرچند انتخاب فرمی متفاوت و دورشدن از الگوهای متعارف روایت میتواند به اثر هویت مستقلی ببخشد اما در قسامه به نظر میرسد زمان فیلم بیش از ظرفیت دراماتیک موقعیت امتداد یافته است؛ مسئلهای که میتواند فاصلهای، میان توانایی بازیگر در حفظ کیفیت اجرا و میزان کشش کلی اثر ایجاد کند. به بیان دیگر، فیلم از نظر اجرایی توانمند ظاهر میشود اما در سطح سازماندهی زمان و حفظ پویایی موقعیت به فشردگی بیشتری نیاز دارد تا مخاطب را در سالن سینما راضی نگه دارد.
با وجود این ملاحظات، مسئلۀ اساسیتر فیلم نه در فرم اجرا بلکه در رویکرد مضمونی آن شکل میگیرد. قسامه ظاهراً قصد دارد مخاطب را با یکی از قوانین کمتر شناختهشده مواجه کند و زمینهای برای بازاندیشی دربارۀ آن فراهم آورد. حضور کپشن پایانی نیز این برداشت را تقویت میکند که فیلم صرفاً در پی بازنمایی یک موقعیت نیست بلکه میخواهد موضعی انتقادی نسبت به موضوع خود اتخاذ کند. بااینحال، میان طرح یک پرسش انتقادی و صورتبندی استدلالی برای پشتیبانی از آن تفاوت وجود دارد؛ تفاوتی که اثر در تبیین آن چندان موفق عمل نمیکند. مسئله اینجاست که آیا فیلم در مسیر نقد قانون، ابعاد مختلف آن را بررسی میکند و همه جوانب طراحی آن را دیده است یا از ابتدا بر خوانشی مشخص استوار شده و عناصر روایی خود را در جهت تأیید همان خوانش سامان میدهد؟ نقد یک سازوکار حقوقی، بهویژه هنگامی که با موضوعی پیچیده و حساس سروکار دارد مستلزم آن است که نسبت میان مبانی قانون، کارکرد آن و پیامدهای احتمالیاش تا حدی روشن شود. در غیر این صورت، اثر بهجای آنکه مخاطب را با مسئلهای چندوجهی مواجه کند ممکن است صرفاً به تقویت یک داوری ازپیشتعیینشده بینجامد.
به طور کلی در ساخت یک فیلم انتظار میرود انتخاب موقعیت، نحوۀ ارائه اطلاعات و منطق تحول آن، دستکم امکان شکلگیری یک مواجهه معتبر و قابلتأمل را فراهم کند. موضع فیلم زمانی میتواند از اعتبار دراماتیک برخوردار شود که از دل موقعیت و تعارضهای آن برآید نه آنکه صرفاً از طریق تأکید بر یک سوی مسئله به مخاطب منتقل شود. در اینجا، فاصله میان پیچیدگی بالقوۀ موضوع و محدودیت صورتبندی آن، پرسشی جدی درباره کفایت استدلال مضمونی اثر ایجاد میکند. کپشن پایانی نیز بهجای آنکه افق معنایی تازهای بگشاید یا تأملات پیشین مخاطب را تعمیق کند، بیشتر کارکرد بیانیهای پیدا میکند؛ گویی فیلم میکوشد موضعی را که در بستر درام بهقدر کافی صورتبندی نشده است، در پایان بهصراحت اعلام کند.
در مجموع میتوان گفت قسامه در انتخاب شیوه اجرا و اتکا به توانایی بازیگر، ظرفیت قابلتوجهی از خود نشان میدهد و علی باقری با اجرای مسلط و جزئیات بیانی و بدنی خود تنها نقطه قوت فیلم محسوب میشود.