چهارشنبه 06 آبان 1405 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده جشنواره فیلم کوتاه تهران | صفحه شصتم

ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «منجمد» ساخته «احمد سلگی»

«منجمد» روایت مردی به نام «احمد» است که در خانه‌ای به‌هم‌ریخته، میان تماس‌های تلفنی، خاطرات و نشانه‌هایی که نمی‌تواند به‌سادگی از کنارشان بگذرد، دست‌وپا می‌زند. غیبت همسرش به نام آذر، موقعیتی به‌ظاهر ساده برای شکل‌گیری یک معما فراهم می‌کند؛ اما فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد که مسئله فقط پیدا کردن یک فرد غایب نیست. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، نسبت احمد با واقعیتی است که ظاهراً توان مواجهه با آن را ندارد.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «منجمد» ساخته «احمد سلگی»

مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «منجمد» ساخته «احمد سلگی» در چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفته‌ایم. ریویوی آن را به قلم سمیه کشوری بخوانید:
 


پوستر فیلم کوتاه «منجمد» ساختۀ «احمد سلگی»

داستان فیلم کوتاه منجمد

«منجمد» روایت مردی به نام «احمد» است که در خانه‌ای به‌هم‌ریخته، میان تماس‌های تلفنی، خاطرات و نشانه‌هایی که نمی‌تواند به‌سادگی از کنارشان بگذرد، دست‌وپا می‌زند. غیبت همسرش «آذر»، موقعیتی به‌ظاهر ساده برای شکل‌گیری یک معما فراهم می‌کند؛ اما فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد که مسئله فقط پیدا کردن یک فرد غایب نیست. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، نسبت احمد با واقعیتی است که ظاهراً توان مواجهه با آن را ندارد.

خانه در آغاز، بیش از آنکه محل زندگی باشد، تصویری از آشفتگی درونی شخصیت اصلی است. محتویات فریزر و یخچال که از جای معمول خود بیرون آمده‌اند، نظم ازدست‌رفته‌ی فضا را به چشم می‌آورند. این آشفتگی صرفاً یک انتخاب برای ساختن فضایی نامتعارف نیست؛ می‌توان آن را نشانه‌ای از وضعیتی دانست که در آن مرز میان زندگی روزمره و بحرانی پنهان از میان رفته است. احمد تلاش می‌کند با حرف زدن، توضیح دادن و سرهم کردن روایت‌های مختلف، شرایط را عادی و به نفع خود جلوه دهد؛ اما هرچه بیشتر حرف می‌زند، فاصلۀ میان ظاهر ماجرا و آنچه واقعاً در جریان است، بیشتر به چشم می‌آید.

فریزر در فیلم، به‌تدریج از جایگاه یک وسیلۀ معمولی خارج می‌شود و به عنصری تعیین‌کننده در فضای داستان بدل می‌گردد. وسیله‌ای که وظیفه‌اش نگه‌داشتن مواد غذایی و جلوگیری از فساد است، در اینجا با موقعیتی روبه‌رو می‌شود که دیگر نمی‌توان آن را به‌سادگی در چارچوب کارکرد روزمره‌اش فهمید. عنوان «منجمد» نیز از همین مسیر معنایی فراتر از سرما پیدا می‌کند: انجماد می‌تواند به وضعیتی روانی اشاره داشته باشد؛ به ناتوانی در حرکت، پذیرفتن واقعیت یا عبور از لحظه‌ای که همه‌چیز را تغییر داده است.


سکانسی از فیلم کوتاه « منجمد» با نقش‌آفرینی «مجتبی پیرزاده»

فیلم در کنار این عنصر مرکزی، از اشیای ساده و رفتارهای نامتعارف احمد برای نشان دادن آشفتگی روانی او استفاده می‌کند. به‌ویژه جایی که احمد مرغی را مقابل صورتش می‌گیرد و آن را جایگزین همسرش می‌کند، رفتاری غریب شکل می‌گیرد که رابطه‌ی آشفته‌ی او با غیبت همسرش را به تصویر می‌کشد. این موقعیت‌ها نه صرفاً برای غافلگیر کردن تماشاگر، بلکه برای نشان دادن اختلال در رابطۀ احمد با خاطره و غیاب معنا پیدا می‌کنند. آنچه زمانی بخشی از زندگی عادی بوده، حالا در ذهن او صورتی دیگر پیدا کرده است.

یکی از امتیازهای «منجمد» این است که اطلاعات را یک‌باره در اختیار تماشاگر نمی‌گذارد. تماس‌های تلفنی و گفت‌وگوها، در ظاهر راه‌هایی برای اطلاع یافتن از وضعیت همسرند؛ اما هم‌زمان، امکان شناخت احمد را نیز فراهم می‌کنند. او در هر تماس می‌کوشد روایتی قابل‌قبول بسازد و همین تلاش، به‌جای آنکه خیال تماشاگر را راحت کند، پرسش‌های بیشتری به وجود می‌آورد. فیلم از این طریق تعلیق را نه فقط بر پایۀ اتفاقی پنهان، بلکه بر فاصلۀ میان گفته‌های شخصیت و نشانه‌های موجود بنا می‌کند.

بااین‌حال، در چنین روایتی حفظ تعادل میان ابهام و توضیح اهمیت زیادی دارد. اگر نشانه‌ها بیش از اندازه آشکار شوند، امکان کشف تدریجی جای خود را به انتظار برای تأیید حدس تماشاگر می‌دهد؛ و اگر بیش از حد مبهم بمانند، پیوند میان اجزای داستان سست می‌شود. «منجمد» در بخش مهمی از مسیر خود، با تکیه بر رفتار احمد و جزئیات محیط، این تعلیق را حفظ می‌کند. نقطۀ حساس فیلم، جایی است که نشانه‌های روایی باید علاوه بر پیش بردن معما، لایه‌های شخصیتی احمد را نیز روشن کنند. اهمیت این لحظات در آن است که تماشاگر تنها در پی فهمیدن اتفاقی که افتاده نباشد، بلکه به چگونگی رسیدن شخصیت به وضعیت فعلی‌اش هم فکر کند.

تماشای «منجمد» می‌تواند یادآور فیلم بلند «شب یلدا»ی کیومرث پوراحمد باشد؛ فیلمی که آن هم تنهایی و آشفتگی مردی را در فضای محدود خانه دنبال می‌کند. در هر دو اثر، خانه صرفاً محل وقوع داستان نیست، بلکه به فضایی برای آشکار شدن وضعیت روانی شخصیت تبدیل می‌شود و غیبت زن، نظم زندگی مرد را برهم می‌زند. بااین‌حال، تفاوت مهمی میان دو فیلم وجود دارد: در «شب یلدا»، تنهایی حامد بیشتر از مسیر مرور خاطرات، تصاویر و صداهای به‌جامانده از خانواده شکل می‌گیرد؛ اما «منجمد» از آشفتگی محیط و رفتارهای غیرعادی شخصیت برای ساختن تعلیق بهره می‌گیرد. بنابراین، شباهت این دو فیلم بیش از آنکه به یکسان بودن داستانشان مربوط باشد، در تبدیل فضای خانه به بازتابی از بحران درونی مرد است؛ خانه‌ای که به‌تدریج از پناهگاه به محصورگاهی روانی بدل می‌شود.
 

احمد سلگی و نخستین تجربۀ فیلم کوتاه

«احمد سلگی» پیش از «منجمد» در حوزۀ تئاتر فعالیت داشته و آثاری چون «یخبستگی» و «هویت پروانه‌های مرده» را در کارنامۀ خود دارد. او همچنین به‌عنوان نویسنده در سریال پلتفرمی «حیثیت گمشده» حضور داشته است. «منجمد» نخستین تجربۀ او در عرصۀ فیلم کوتاه است؛ تجربه‌ای که در آن، یک موقعیت محدود و فضای بستۀ خانه به بستری برای روایت بحرانی روانی تبدیل می‌شود. سلگی ایدۀ اولیۀ «منجمد» را حدود شش یا هفت سال پیش، بر اساس یک پروندۀ واقعی، به فیلمنامه تبدیل کرده بود؛ فیلمنامه‌ای که سرانجام برای نخستین تجربۀ کارگردانی‌اش انتخاب شد.

در نهایت می‌توان گفت که «منجمد» از موقعیتی روزمره شروع می‌کند، اما به‌تدریج آن را به تصویری از توقف و فروپاشی بدل می‌سازد. فریزر در این فیلم تنها شیئی درون خانه نیست؛ به مرکز ثقل جهانی تبدیل می‌شود که شخصیت اصلی در آن گرفتار شده است. ارزش ایده‌ی فیلم در همین جابه‌جایی معناست: چیزی که برای حفظ و نگهداری ساخته شده، در فضایی قرار می‌گیرد که دیگر هیچ‌چیز به حالت پیشین خود بازنمی‌گردد.

فیلم کوتاه «منجمد» به نویسندگی و کارگردانی «احمد سلگی» و تهیه‌کنندگی «مریم بحرالعلومی» به بخش اصلی چهل‌وسومین جشنواره‌ بین‌المللی فیلم کوتاه تهران راه یافته است.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
تماشای «منجمد» می‌تواند یادآور فیلم بلند «شب یلدا»ی کیومرث پوراحمد باشد؛ فیلمی که آن هم تنهایی و آشفتگی مردی را در فضای محدود خانه دنبال می‌کند. در هر دو اثر، خانه صرفاً محل وقوع داستان نیست، بلکه به فضایی برای آشکار شدن وضعیت روانی شخصیت تبدیل می‌شود و غیبت زن، نظم زندگی مرد را برهم می‌زند.

سلگی ایدۀ اولیۀ «منجمد» را حدود شش یا هفت سال پیش، بر اساس یک پروندۀ واقعی، به فیلمنامه تبدیل کرده بود؛ فیلمنامه‌ای که سرانجام برای نخستین تجربۀ کارگردانی‌اش انتخاب شد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00