ﺳﻪشنبه 27 مرداد 1405 / خواندن: 6 دقیقه
پرونده «ای ایران» | صفحۀ هشتاد و ششم

یادداشت: عکاسی در اجتماعات و آیین‌های بزرگ، برای نمایش عظمت جمعیت یا روایت قصه‌ها؟

در کشور ما شاخه‌ای از عکاسی وجود دارد به نام عکاسی آیینی که کاملاً شناخته شده است و عکاسانی به‌صورت رسمی و تخصصی در این حوزه فعالیت می‌کنند. کشور ما کشوری مسلمان و با مراسم‌های آیینی بی‌شمار است. به‌خصوص در دو ماه محرم و صفر مراسم‌های آیینی پیوسته در حال برگزاری‌اند و این موضوع بخش مهمی از جریان زندگی مردم است. در عین حال شاخه‌ي عکاسی خیابانی، شاخه‌ای شناخته‌شده در جهان به حساب می‌آید. 

5
یادداشت: عکاسی در اجتماعات و آیین‌های بزرگ، برای نمایش عظمت جمعیت یا روایت قصه‌ها؟

مجله میدان آزادی: در تازه‌ترین صفحه از پرونده «ای ایران» به سراغ هنر عکاسی در وقایع حساس تاریخی  و مراسم‌های آیینی رفته‌ایم. هنری که بیش از هر چیز می‌تواند ثبت‌کنندۀ قاب‌های تاریخی در لحظه باشد. در ادامه یادداشتی را به قلم فاطمه صادقی‌مقدم دربارۀ شیوۀ عکاسی از جمعیت بخوانید:
 

عکاسی آیینی، دریچه‌ای جدید برای عکاسی از جمعیت

در کشور ما شاخه‌ای از عکاسی وجود دارد به نام عکاسی آیینی که کاملاً شناخته شده است و عکاسانی به‌صورت رسمی و تخصصی در این حوزه فعالیت می‌کنند. کشور ما کشوری مسلمان و با مراسم‌های آیینی بی‌شمار است. به‌خصوص در دو ماه محرم و صفر مراسم‌های آیینی پیوسته در حال برگزاری‌اند و این موضوع بخش مهمی از جریان زندگی مردم است. در عین حال شاخه‌ي عکاسی خیابانی، شاخه‌ای شناخته‌شده در جهان به حساب می‌آید. 

حال سؤال این است که عکاسی از راهپیمایی‌ها یا مراسم‌های جمعی که در کشورهای مختلف برگزار می‌شود جزو چه شاخه‌ای از عکاسی است، چه قواعدی بر آن حاکم است و عکاس قصد دارد چه مضمونی را از این مراسم‌ها نشان دهد و چه پیامی را منتقل کند؟

شاید بتوان گفت در جهان این نوع عکاسی را در ژانر خیابانی دسته‌بندی می‌کنند، اما در ایران هم می‌تواند ذیل دستۀ خیابانی قرار بگیرد، هم ذیل دستۀ عکاسی آیینی. چون به‌نوعی بسیاری از تجمعات پیرو یک آیین شکل گرفته‌اند. این البته در سایر نقاط جهان نیز وجود دارد. به‌جز فستیوال‌های موضوعی، همواره تجمعاتی در کشورهای مختلف پیرو آیین یا ایدئولوژی خاصی شکل می‌گیرند. اما در جهان چنین شاخه‌ای در عکاسی شناخته‌شده نیست. 
 

عکاسی هوایی، روشی مرسوم در عکاسی راهپیمایی‌ها

از طرفی عکاسی راهپیمایی‌ها بیشتر به‌صورت هوایی صورت می‌گیرد. پس عکاسی در راهپیمایی‌ها و تجمعات را زیرشاخۀ این دسته هم می‌توان در نظر گرفت. اتفاقاً نکتۀ مد نظر این یادداشت نیز به همین موضوع مرتبط است: آیا عکاسی هوایی حق مطلب راهپیمایی‌ها و تجمعات را ادا می‌کند؟ اساساً برای چه از راهپیمایی‌ها عکس هوایی گرفته می‌شود؟ به این دلیل که معمولاً می‌خواهند گستردگی جمعیت و طول و عرض آن با توجه به طول و عرض خیابان‌ها و مؤلفه‌های شهری مشخص شود. اما آیا حضور در راهپیمایی و تجمعات فقط از نظر تعداد نفرات اهمیت دارد؟ و آیا تمام قصه همین است؟
 

عکاسی از تجمعات شبانه 

تجمعاتی که در جنگ تحمیلی اخیر آمریکا علیه کشورمان ایران برگزار شد، از نظر تعداد، تنوع و حتی میزان جمعیت شرکت‌کننده غیر قابل مقایسه با هر زمان دیگری است. از طرفی تجمعات شبانه بدون هیچ وقفه‌ای بیش از صد و شصت شب است که به‌صورت مردمی برگزار می‌شود. به‌جز این طی روزهای اول درگیری، یعنی چهل شب ابتدایی، بعضی مواقع روزها تشییع جنارۀ شهدا بود و شب‌ها تجمعات شبانه. هر کدام از این افراد شرکت‌کننده چه قصه‌ای داشته‌اند؟ طبعاً در میان جمعیت افراد کهنسالی بودند که ایستادن یا راه رفتن طولانی برای‌شان سخت بوده، کودکان و مادرانی بودند که باید برای‌شان سرگرمی برنامه‌ریزی می‌شد، افرادی در این میان بودند که عزیزان‌شان در جنگ کشته شده‌ بودند و افرادی که همۀ بستگان‌شان از شهر رفته بودند و فقط خودشان در شهر مانده‌ بودند و این تجمعات به‌نوعی نقطۀ اتصال آن‌ها به دیگران بود. 

می‌توان از دریچۀ‌ هنر و از طریق روایت‌ها، فیلم و سینما این قصه‌ها را بازنمایی کرد. اما سوال ما این است که از دریچۀ عکاسی چه کاری می‌توان انجام داد؟ از همین ابتدا می‌توان فهمید عکاسی هوایی حق مطلب قصه‌های مردمی در این گستردگی جمعیت را ادا نمی‌کند. البته نمی‌توان منکر کار مهمی شد که عکاسی هوایی انجام می‌دهد و آن نشان دادن وحدت جمعیت حاضر در این تجمع‌هاست. اما عکاسی خیابانی یا عکاسی‌ای که با دوربین‌های شخصی و روی زمین انجام می‌شود، اگر به‌صورت حرفه‌ای و هنرمندانه باشد، تا حدی از طریق انتقال حس فضا، ظاهر فرد، رفتار یا عکس‌العمل شخصیت سوژه و واکنش دیگران به او، می‌تواند قصۀ متفاوت هر فرد را منتقل کند. ضمن اینکه پس از گذشت یک سال همۀ این عکس‌های هوایی شبیه هم به نظر می‌رسند و احتمالاً خاطره‌ای در ذهن کسی نمی‌سازند. اما عکس‌های زمینی می‌توانند قصه بسازند و در ذهن‌ها ماندگار شوند؛ این هنر عکاسی است. 
 

عکاسی و هنر قصه‌گویی در جنگ اخیر (حملۀ آمریکا به ایران)

در ابتدای جنگ تحمیلی، یک اتفاق دیگر هم کنار گستردگی و تعدد تجمعات رخ داد: در بسیاری از مواقع امکان بلند کردن کوادکوپتر یا هلی‌کوپر وجود نداشت. شرایط جنگی باعث می‌شد کمتر برای عکاسی از این امکان استفاده شود و خود این موضوع باعث شده بود که دوربین‌های روی زمین بیشتر فعال شوند و دست‌شان بازتر باشد. نتیجه اینکه عکس‌های ماندگاری در این دوران ثبت شد که پر از قصه بودند. خطوط چهرۀ افراد در این عکس‌ها نقش داشتند. چین‌های لباس، اتمسفر فضا و خیلی جزئیات دیگر که باید از نزدیک دیده می‌شدند، نه از فاصلۀ دور. مثل عکس ماندگار روز قدس؛ چند نفری که روی وانت ایستاده بودند و پرچمی خونین از زنی شهید را که در ابتدای همان راهپیمایی به شهادت رسیده بود در دست داشتند. یا عکس‌هایی که از عزاداری مادران و پدران بچه‌های میناب ثبت شده؛ مثل پدری که بر مزار پسرش در قبرستان می‌خوابید. یا تصویر ثبت‌شده از زن تازه عقدکرده‌ای در روستا که با چادر سفید قاب عکس همسر نظامی‌اش را در دست گرفته و در حلقۀ اطرافیانش به تشییع جنازۀ تازهدامادش می‌رود. یا عکسی که نوزادی را نشان می‌دهد که از شیشۀ ماشین بیرون آمده و شیشۀ شیرش را در یک دست گرفته و پرچم را در دست دیگرش. این‌ها در کنار صدها و هزاران عکس دیگری که از لحظه‌ها و افراد و جزئیات ثبت شده بودند، تبدیل شدند به عکس‌هایی که برای مردم خاطره ساختند و مردم دربارۀ جزئیات‌شان با هم گفت‌وگو می‌کردند. 


 

هنر عکاسی و مراسم تشییع رهبر شهید

چندی بعد یکی از مهم‌ترین مراسم‌های تاریخ کشورمان یعنی تشییع رهبر شهید، سید علی خامنه‌ای در تهران، قم، مشهد و عراق برگزار شد. انتظار می‌رفت هنر عکاسی در این زمینه هم بدرخشد و صدها عکس خاطره‌انگیز از مردمی ثبت کند که در این تشییع شرکت کردند و هر کدام برای خودشان قصه‌ای داشتند و حتماً با رهبر شهید هم قصه‌ای درونی داشتند که در این مراسم حضور پیدا کرده بودند. درست مثل مراسم تشییع امام خمینی که عکس‌های آن حتی توانست برای نسل‌های بعدی هم قصه‌‌سازی کند. اگر همین حالا در اینترنت جست‌وجو کنید، می‌توانید عکس‌هایی از تشییع امام ببینید که می‌شود با آن‌ها شعر سرود یا قصه ساخت. 

در مراسم تشییع و وداع رهبر شهید دیگر آن محدودیت‌های جنگی هم نبود و صدای هلی‌کوپترها در تمامی مراسم شنیده می‌شد و شما می‌توانستید کوادکوپترهای متعددی را بالای سرتان ببینید. این موضوع شاید باعث شده بود که خبرگزاری‌های رسمی و دولتی چندان احساس نیاز نکنند که میان سیل جمعیت مردم بزنند و بیشتر با ماشین حمل پیکر حرکت می‌کردند یا در ساختمان‌های مرکزی شهر حضور داشتند. اما در این مراسم هم حتماً قریحۀ عکاسان شخصی و مستقل کار خود را انجام داده است. حتماً عکاسان باتجربه‌ای در مراسم تشییع، در میان مردم حضور داشتند که از زمان جنگ هشت‌ساله تا امروز هر حماسه‌ای را از زاویۀ دوربین خود ثبت کرده‌اند. البته این اتفاق روندی رو به رشد داشت. انگار که هر شهر از تشییع شهر قبلی درس‌هایی می‌گرفت و مراسم را پخته‌تر بازنمایی می‌کرد. در عکس‌های منتشرشده از تشییع شهر قم و بعد از آن عکس‌های تشییع شهر نجف و کربلا به‌نسبت عکس‌های شهر تهران، هنر و ذوق و قصه‌های بیشتری جریان داشت. می‌توان امیدوار بود که با فراخوان و همت خبرگزاری‌ها و مؤسسات بزرگ، این قبیل عکس‌ها با حفظ شناسنامۀ عکاسان آن جمع‌آوری شوند و داعیه‌داران هنر عکاسی، آن کار اصلی را با انتشار به‌موقع و ظریف این عکس‌ها انجام دهند.

نکتۀ دیگر اینکه این داستان هنوز تمام نشده و جنگ هنوز در بسیاری از شهرهای جنوبی ایران جریان دارد. هنوز خبر می‌آید که تکه‌هایی از پیکر‌ بچه‌های میناب پیدا شده. هنوز تجمعات در شهرهای کشور در حال برگزاری است. هنوز هزاران قصه هر روز و شب در حال اتفاق افتادن است. همۀ این‌ها ارزش روایت دارند و عکاسان حتماً نقش پررنگی را در این روایت‌ها خواهند داشت. حیف است این فرصت بی‌نظیر در تاریخ برای روایت قصه‌های فردی و اجتماعی و حتی ماندگار کردن هنر خود عکاسان و نام مردم این سرزمین از دست برود. 
 




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
عکاسی هوایی حق مطلب قصه‌های مردمی در این گستردگی جمعیت را ادا نمی‌کند. البته نمی‌توان منکر کار مهمی شد که عکاسی هوایی انجام می‌دهد و آن نشان دادن وحدت جمعیت حاضر در این تجمع‌هاست. اما عکاسی خیابانی یا عکاسی‌ای که با دوربین‌های شخصی و روی زمین انجام می‌شود، اگر به‌صورت حرفه‌ای و هنرمندانه باشد، تا حدی از طریق انتقال حس فضا، ظاهر فرد، رفتار یا عکس‌العمل شخصیت سوژه و واکنش دیگران به او، می‌تواند قصۀ متفاوت هر فرد را منتقل کند.

در ابتدای جنگ تحمیلی، یک اتفاق دیگر هم کنار گستردگی و تعدد تجمعات رخ داد: در بسیاری از مواقع امکان بلند کردن کوادکوپتر یا هلی‌کوپر وجود نداشت. شرایط جنگی باعث می‌شد کمتر برای عکاسی از این امکان استفاده شود و خود این موضوع باعث شده بود که دوربین‌های روی زمین بیشتر فعال شوند و دست‌شان بازتر باشد. نتیجه اینکه عکس‌های ماندگاری در این دوران ثبت شد که پر از قصه بودند. خطوط چهرۀ افراد در این عکس‌ها نقش داشتند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00